قطره ایست از دریا… امروز جنبش بزرگ آریائی گرایی و بازیابی سنتهای ایرانی در مقیاس تمدنی سراسر قلمرو آریائیان را در نوردیده است. این تنها نمای کوچکی است از اندام آنچه هیولای آریائی نامیده ایم. از تاجیکستان تا پاسارگاد و از آران تا سلیمانیه و از آنجا تا سوریه، شاهد برخاستن مردمانی است از خواب اجباری قرون. این، روح زمانه است و با آن درافتادن نتوان. باری دیگر اهورامزدا به سپهر ایرانشهر بازگشته است و ایزدان و امشاسپندان سپند آمده اند تا بر زخم و درد و رنج مردمان ستم کشیدهشان مرهم نهند و روانشان را آرامش بخشند. درآمدن نیک و سپندشان را خوش آمد گوییم و به نگره بنشینیم. بشود که باری دیگر سدای راستی و نیکی و شادی جایاش را به دژخویی و دژمنشی و دژگویی و دژکنشی دهاد. (ایدون باد)
رابر، جوان کرد که تازه به دین نیاکان گرویده چنین گوید: “به این نتیجه رسیده ام دین زرتشت دین صلح و آشتی است. دین احترام به طبیعت و حیوانات است.” سیروان کمانگر و همسرش از کردهای ایرانی که مدتهاست زرتشتی شده و به تازگی توانسته اند در سلیمانیه باور خویش را آشکار کنند گوید: ” هنگامی که دیدیم داعش چگونه مردم را به نام اسلام سر برید، زنان و کودکان ایزدی را به اسارت برد، مرا به فکر وادار کرد. از خود پرسیدم آیا نیاکان ما این چنین با خشونت وادار به پذیرش اسلام شدند. بسیاری از جوانان ایرانی به دین زرتشت باور دارند. اما از ترس متهم شدن به ارتداد و اعدام باورشان را آشکار نمیکنند.“

پیر فرهاد یکی از بزرگان زرتشتیان کردستان می گوید: “داعش بزرگترین خدمت را به ما کرد. داعش حقیقت را روشن کرد. وقتی که مردم تلویزیون نگاه می کنند با تعجب می گویند دیدی که چگونه سر می برند، دیدی چگونه دختران را به اسارت بردند؟ به آنها می گویم اینها همه در صدر اسلام اتفاق افتاده بوده.”


تاریکی وجودش در نفی و نبود نور و روشنایی معنی می یابد. همانگونه که لازمهی وجود اسلام برچیدن دین آریائیست. هیچ گونه همزیستی ای میان اسلام و دین مزداپرستی معنی ندارد. زیرا که نسبتشان با یکدیگر، نسبت دیو است و وارونگی. یکی سپید است و زندگیبخش و آبادگر، آن دیگری سیاه است و مرگ و ویرانی آفرین. باید به این ملای الله پرست گفت امروز این که می بینید تنها اخگری است از آن آتش اهورایی که ما گسترده ایم. بیشینهی آن آتش در زیر خاکستر قرون در حال گسترش است و دیری نخواهد پایید که عبا و عمامهتان را در میان خواهد گرفت. بترسید از روزگاری نزدیک که ورق به زیانتان واژگونه شود. بترسید و در بیم باشید.
—
پ.ن.: گفتاوردها بر اساس گزارش ژیار گل از شهر سلیمانیه
