شازده‌ی فدرال تنها نیست، دست کردهای اسرائیلی در دست اوست

هماره باید موضوعات را در یک بستر بزرگتر نگریست. وقتی کسان رفتند پای احداث شواری ملی، ما همان موقع گفتیم که این چیزی جز نمونه‌ی ایرانی همان شورای ملی عراق، شورای ملی تونس، شورای ملی لیبی و از این دست نیست. نهادهایی زنجیره ای که بنیاد سوروس و پنتاگون و سی آی اس با هم مدیریت شان می کنند. نهادهایی که صرفا جهت گسترش دمکراسی، حقوق بشر، گسترش همجنس گرایی، از بین بردن عرق ملی، تقویت اسلام و فرقه‌های اسلامی، کوشش برای جلوگیری از نیرومندشدن دین زرتشت، و نیز موزائیکی کردن سیاسی-قومی خاورمیانه تاسیس شده اند. به عبارت دیگر، طرح سال ۱۹۷۹ برنارد لوئیس با چند چاشنی نو. در درون، روحانی و باند هاشمی و ظریف و امثالهم عمل می کنند که باید نیروهای نظامی را خفه کنند و به قومیت گرائی و ملیت بازی دامن زنند، و در بیرون، فرح مهره‌ی اصلی پشت این ماجراست و پسرک مترسکی بیش نیست؛ این فرح بود که پشت پرده زنگ می زد و فشار می آورد که همه باید شواری ملی و ماجرای تمرکز زدایی و انشقاق حاکمیت ملی را امضاء کنند. طیف ما در برابر این فشار فرح ایستاد، حساب ما که روشن بود، ژنرال اویسی را بسیار فشار آورند که بیاید و ما را هم بیاورد، پیام مشخص بود: دست مان برود این سند را امضاء نمی کنیم. و همین جمله، پاسخ نهایی اویسی بود به اصرارهای مکرر فرح. عملا آن شورا در همان نطفه خفه شد و صرفا توانست دو گروه را جذب کند: ۱٫ خائنانی که می دانستند ماجرا چیست و مهره‌های برگزیده بودند ۲٫ یک سری جوان بی تجربه که از پشت ماجرا بی اطلاع بودند. طیف دوم به مرور بیرون آمدند.

باری، در کنار این شورای ملی، گروه‌های مسلح گوناگون نیز وجود دارند که به صورت یک شبکه‌ی نظامی عمل می کنند. کردهای اسرائیلی و طیف بارزانی بخش مهمی از این شبکه‌ی نظامی اند. این‌ها را آموزش می دهند و اسلحه در اختیار شان می گذارند برای خرابکاری و از بین بردن امنیت. همزمان گروه‌های داعشی را نیز لانسه می کنند، کل این‌ها، همان چیزی ست که می توانیم «ارتش اسلامی ناتو» بنامیم. ماجرای ریگی و آن گروه بلوچ نیز پرده ای از همین نمایش بود. امروز می کوشند مجاهدین خلق را نیز در این مجموعه جای سازی کنند. بنابراین وقتی پسرک می نشیند و تلویحا می گوید موضوع حمله‌ی اعراب به ایران را فراموش کنید و جزایر ایرانی را نیز به اماراتی‌ها می بخشد، و به کردها و بلوچ‌های اسرائیلی نیز نوید فدرالیسم قومی می دهد و حاکمیت ملی را نیز که بنا بر تعریف امری یکپارچه است تکه تکه می کند، همه و همه بیاناتی حساب شده است و بخشی از همان طرحی که ما نام اش را گذاشته ایم «تجزیه‌ی دمکراتیک ایرانزمین». بسی زود تر از آن که تصور اش را کنند دور دور ما خواهد شد، این روزها و عمل کسان را فراموش نمی کنیم.