<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ترک &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<atom:link href="https://iranshahrig.com/tag/%d8%aa%d8%b1%da%a9/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<description>خانه راستی، نیکی و زیبایی؛ خانه بازیابان ایرانشهر</description>
	<lastBuildDate>Thu, 18 Apr 2024 15:27:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/02/cropped-Logo2-32x32.png</url>
	<title>ترک &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>سفرنامه ابن فضلان</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-books/ebn-fazlan/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Sep 2016 15:20:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کتاب‌های الکترونیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نسک‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[ابن فضلان]]></category>
		<category><![CDATA[پان ترکیسم]]></category>
		<category><![CDATA[ترک]]></category>
		<category><![CDATA[ترکان]]></category>
		<category><![CDATA[خزرها]]></category>
		<category><![CDATA[کورش نامه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1270</guid>

					<description><![CDATA[سفرنامه ابن فضلان نوشته احمد بن فضلان بن العباس بن راشد بن حماد یک از مسلمانان قرن سوم و چهارم هجری قمری بود که در عصر خلافت مقتدر عباسی در بغداد زندگی می‌کرده است. سفرنامه ابن فضلان نوشته‌ای قابل توجه است که تصویری خوب و زنده از از مردم سرزمین‌های آسیای مرکزی و شمال خزر، جغرافیای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000000;">سفرنامه ابن فضلان نوشته <b>احمد بن فضلان بن العباس بن راشد بن حماد</b> یک از مسلمانان قرن سوم و چهارم هجری قمری بود که در عصر خلافت مقتدر عباسی در بغداد زندگی می‌کرده است. سفرنامه ابن فضلان نوشته‌ای قابل توجه است که تصویری خوب و زنده از از مردم سرزمین‌های آسیای مرکزی و شمال خزر، جغرافیای انسانی و حاکمان این مناطق ارائه کرده است. این سفرنامه شرح سفری است که از بغداد آغاز و بعد از پیمودن مسیرهایی به ماوراءالنهر تا نزدیکی قازان (پایتخت اسلاوهای باستان) پیش رفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000000;">این سفرنامه از این جهت اهمیت دارد که مناطقی که وی به آنجا سفر کرده است به علت دشواری راه و مشکلاتی چون یخبندان چندان مورد استقبال جهانگردان قرار نگرفته بود. این سفرنامه تنها مرجع برای تاریخ نگاران روس و بلغارهاست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000000;">گفتنی است که مستشرقان اولین کسانی بودند که به اهمیت این کتاب پی بردند، ولی به علت اینکه این کتاب در دسترس نبود نقل‌هایی از آن را در کتاب‌های مختلف به ویژه معجم البلدان یاقوت حموی جمع نمده و منتشر کردند. اما در سال ۱۹۲۳ میلادی زکی ولیدی طوغان در کتابخانه آستان قدس مشهد نسخه‌ای قدیمی پیدا کرد که در آن چهار رساله وجود داشت،<sup id="cite_ref-1" class="reference"></sup> یکی از این رساله‌ها، رساله ابن فضلان بود که دکتر سامی الدّهان به درخواست علاّمه محمد کرد علی در سال ۱۹۵۱ میلادی آن را تحقیق کرد. او رساله را با نقل‌های یاقوت مقایسه کرد او مشخص شد که متن آن با نقل‌های معجم البلدان سازگاری دارد؛ و این دلیلی بر درستی انتساب رساله به ابن فضلان می‌باشد<sup>.</sup></span></p>
<h2><span id=".D9.85.D8.AF.D8.AA_.D9.88_.D9.85.D8.B3.DB.8C.D8.B1_.D8.B3.D9.81.D8.B1" class="mw-headline" style="color: #000000;">مدت و مسیر سفر</span></h2>
<p><span style="color: #000000;">زمان شروع سفر این گروه، روز پنج شنبه یازدهم ماه صفر سال ۳۰۹ قمری بوده است و در میان راه نیز در برخی شهرها چند روزی می‌مانده‌اند که بستگی به شرایط آن‌ها داشته است. بنا بر آن چه ابن فضلان ذکر کرده، بیشترین مدت اقامت، سه ماه در جرجانیه بوده که به علت یخبندان و سرمای شدید منتظر فصل مناسب بودند. شهرهایی که بر اساس نوشته سفرنامه از آنها گذر کرده‌اند، به ترتیب زیر است:</span></p>
<ol>
<li><span style="color: #000000;">نهروان، توقف یک روز</span></li>
<li><span style="color: #000000;">دسکره (در غرب بغداد)، توقف سه روز</span></li>
<li><span style="color: #000000;">حُلوان، توقف دو روز</span></li>
<li><span style="color: #000000;">قرمیسین، توقف دو روز</span></li>
<li><span style="color: #000000;">همدان، توقف سه روز</span></li>
<li><span style="color: #000000;">ساوه، توقف دو روز</span></li>
<li><span style="color: #000000;">ری، توقف یازده روز</span></li>
<li><span style="color: #000000;">خوارالری، توقف سه روز</span></li>
<li><span style="color: #000000;">سمنان</span></li>
<li><span style="color: #000000;">دامغان</span></li>
<li><span style="color: #000000;">نیشابور</span></li>
<li><span style="color: #000000;">سرخس</span></li>
<li><span style="color: #000000;">مرو</span></li>
<li><span style="color: #000000;">قشمهان (نزدیک آمل)، توقف سه روز</span></li>
<li><span style="color: #000000;">آمل</span></li>
<li><span style="color: #000000;">جیحون</span></li>
<li><span style="color: #000000;">آفریر (آفرین)</span></li>
<li><span style="color: #000000;">بِیکَند</span></li>
<li><span style="color: #000000;">بخارا، توقف ۲۸ روز</span></li>
<li><span style="color: #000000;">خوارزم</span></li>
<li><span style="color: #000000;">جرجانیه، توقف سه ماه</span></li>
<li><span style="color: #000000;">زمجان (رباطی بوده)</span></li>
<li><span style="color: #000000;">جیت</span></li>
<li><span style="color: #000000;">قبیله غزیه</span></li>
<li><span style="color: #000000;">نهر یَغِندی ونهرهای دیگر</span></li>
<li><span style="color: #000000;">بجناک (قبیله‌ای از ترکان غز)</span></li>
<li><span style="color: #000000;">باشغرد (از اقوام ترک بودند)</span></li>
<li><span style="color: #000000;">نهرهایی مانند جرمشانواَورن</span></li>
<li><span style="color: #000000;">قبیله صقالبه</span></li>
<li><span style="color: #000000;">نهر اِتل (قومی از روسیه)</span></li>
<li><span style="color: #000000;">خزر</span></li>
</ol>
<p><span style="color: #000000;">مدت توقفی که در سفرنامه نوشته شده، حدود پنج ماه است؛ بنابراین، با توجه به این که مدت سفر تا مقصد یازده ماه بوده، شش ماه در راه بوداند که احتمالاً توقف‌های دیگری نیز داشته‌اند که سفرنامه نیامده است.</span></p>
<h3><span id=".D9.85.D8.B3.D8.A7.D8.A6.D9.84_.D8.AF.DB.8C.D9.86.DB.8C" class="mw-headline" style="color: #000000;">مسائل دینی</span></h3>
<p><span style="color: #000000;">به خاطر اینکه ابن فضلان یک عالم دینی بوده، در تمام مراحل، سفر به امور عبادی و مذهبی توجه داشته و دین و اعتقادات مردم این نواحی را بیان کرده و در برخی موارد از شدت تعجب و تعصب آنان را به موجوداتی تشبیه کرده است، مثلاً می‌گوید:</span></p>
<blockquote class="templatequote">
<p>اهل غزیه مردمانی مانند حیوان راه گم کرده بودند، چون دینی نداشته و به عقل عمل نمی‌کردند و بزرگان خود را ارباب می‌دانستند.</p>
</blockquote>
<p><span style="color: #000000;">هم چنین می‌گوید:</span></p>
<blockquote class="templatequote">
<p>قومی مسلمان نزدیک خوارزم بودند به نام کردلیه که بعد از هر نمازی از علی تبری می‌جستند. ابن فضلان، پیشین، ص ۸۲.</p>
</blockquote>
<p><span style="color: #000000;">اما وی موافقت و یا مخالفت و عکس العملی از خود بیان نمی‌کند. مسئله دیگر در مورد رعایت نکردن پاکی و تمیزی است که در مورد مردم غز می‌گوید:</span></p>
<blockquote class="templatequote">
<p>آن‌ها به ویژه در زمستان با آّب کاری نداشتند.</p>
</blockquote>
<p><span style="color: #000000;">نکته دیگر این که اعتقادات مردم باشغرد را چنین بیان می‌دارد:</span></p>
<blockquote class="templatequote">
<p>برخی از این ترک‌های باشغرد به دوازده خدا، مانند خدای زمستان، بهار، باران، باد، مرگ، درخت، حیوان، شب، روز، زمین و آب اعتقاد داشتند. خدای آسمان بزرگ‌ترین خدای آنهاست. در هنگام گرفتاری در حالی که سر خود را به سوی آسمان بلند می‌کردند، به زبان ترکی می‌گفتند «بیر تنکری» که به معنای خدای واحد و یکتاست و اعتقاد فطری آنها را به خدای یگانه می‌رساند.</p>
</blockquote>
<p><span style="color: #000000;">مطلب دیگری که ابن فضلان به آن توجه کرده، رعایت مراسم و آداب غسل و دفن مرده مسلمان است که در منطقه شاه صقالبه به آن عمل می‌کردند که بیان گر اعتقاد آن‌ها به احکام دین و جایگاه دین نزد این مردمان بوده است. ابن فضلان نقل می‌کند:</span></p>
<blockquote class="templatequote">
<p>حدود پانصد نفر زن و مرد صقالبی مسلمان شده بودند که به آن‌ها برنجار می‌گفتند و مسجدی داشتند، اما قرائت را یاد نداشتند که به آن‌ها تعلیم دادم. فردی به دست من مسلمان شد و چند سوره به او تعلیم دادم که بسیار خوشحال گردید.</p>
</blockquote>
<p><span style="color: #000000;">مسأله‌ی مهمی که سبب تعجب و شگفتی ابن فضلان شده بود، این بود که زنان در این منطقه به حجاب و پوشش هیچ گونه توجهی نداشتند و زن و مرد خود را در نهر می‌شستند. او تلاش زیادی کرده بود تا زنانشان خود را بپوشند ولی موفق نشده بود. با این که پوشش برای آن‌ها معنا نداشت ولی بر اساس گفته ابن فضلان زنا و لواط نزد آنان گناهی بسیار بزرگ و امری نادر بوده است و اگر در هر صورت رخ می‌داد، مجازات سنگینی داشته، مثلاً اینکه هر دو طرف زناکار را بین دو درخت می‌بستند و دو نیمه کرده سپس تکه تکه نموده و بر درختان می آویختند و با افراد دزد نیز چنین برخورد خشن و سختی را انجام می‌دادند. هم چنین اگر کسی فردی را به عمد می‌کشت او را قصاص می‌کردند، و اگر سهوی بود او را در صندوقی به همراه سی قرص نان و یک کوزه آب می‌گذاشتند و در آن را میخکوب کرده و بین آسمان و زمین آویزان می‌کردند تا با گذشت زمان یا بخشیده شود و نجات یابد و یا در طی آمد و شدِ شب و روز، سرما، گرما و باران نصیب او شود و وزش بادها او را بپوساند. درباره سهم ارث نیز می‌گوید که برادران از مرده ارث می‌بردند، ولی فرزندان محروم بودند که ابن فضلان درست نبودن این حکم را به شاه صقالبه گوشزد می‌کند.</span></p>
<h3><span id=".D9.85.D8.B3.D8.A7.D8.A6.D9.84_.D9.81.D8.B1.D9.87.D9.86.DA.AF.DB.8C_.D9.88_.D8.AA.D9.85.D8.AF.D9.86.DB.8C" class="mw-headline" style="color: #000000;">مسائل فرهنگی و تمدنی</span></h3>
<p><span style="color: #000000;">ابن فضلان توجه زیاد به فرهنگ و تمدن مردم مناطق داشته است که در جایی می‌گوید که وقتی به قبیله غزیه رسیدیم دیدیم که مردم، بادیه نشین هستند و در چادری زندگی می‌کنند که از مو درست شده و به هر جا که مناسب باشد تغییر مکان می‌دهند. او یکی از رسم‌های جاهلیت عرب را ذکر می‌کند که در میان این‌ها نیز وجود داشته است. طبق این رسم وقتی مردی از دنیا می‌رفت و از او زنان و اولادی باقی می‌ماند، بزرگ‌ترین پسر او حق داشت که زنان او را برای خود اختصاص دهد مگر این که آن زن، مادر خودش باشد. این مسئله درخور توجه است، زیرا بین حجاز و شمال خزر فاصله زیادی است و رفت‌وآمد نیز به دلیل شرایط جغرافیایی حاکم بر هر دو منطقه، بسیار سخت و دشوار بوده، <span style="color: #0000ff;">چه بسا اینان بازمانده سامیانی بوده باشند که در زمان ساسانیان و در راستای کوچ اجباری که یکی از مهمترین سیاستهای کشورداری ساسانیان بوده، به این سرزمین رسیده اند، به هر روی این تشابه، شاهدی بر ریشه واحد فرهنگ‌ها است.</span> شایان توجه است که این رسم «لُویرات» نام دارد. ابن فضلان مکالمه مردمان خوارزم را به صدای سار و قورباغه تشبیه کرده است:</span></p>
<blockquote class="templatequote">
<p>طرز تکلم و اخلاق مردم آنجا بسیار بد و وحشت آمیز است صحبت ایشان بیشتر شبیه جیرجیر سار و در قریه‌ای به نام آردکو کلام ایشان بیشتر به نق نق قورباغه شبیه است.</p>
</blockquote>
<p><span style="color: #000000;">ابن فضلان در جرجانیه رسم گدایی را این چنین توضیح می‌دهد:</span></p>
<blockquote class="templatequote">
<p>گدا در خانه نمی‌ایستد بلکه داخل خانه شده و یک ساعت در کنار آتش می‌نشیند و پس از آنکه گرم شد اگر به او چیزی دادند می‌گیرد و اگر ندادند بیرون می‌رود.</p>
</blockquote>
<p><span style="color: #000000;">از نظر آرایش چهره مردمان ترک می‌نویسد:</span></p>
<blockquote class="templatequote">
<p>ترکها عموماً ریش‌های خود را می‌ کنند و فقط سبیل می‌گذارند، گاهی فرتوتی را می‌بینید که ریش خود را کنده و کمی از آن را در زیر چانه اش باقی گذاشته</p>
</blockquote>
<p><span style="color: #000000;">درمورد آداب و رسوم اسلاوها می‌نویسد:</span></p>
<blockquote class="templatequote">
<p>آنها عوعوی سگ را به فال نیک می‌گرفتند و از آن خوشحال می‌شدند و می‌گفتند سال نعمت و سلامت است.</p>
</blockquote>
<p><span style="color: #000000;">از ویژگی‌های دیگر فرهنگی، تربیت فرزند است که وقتی نوه‌ای به دنیا می‌آمد او را به پدربزرگ می‌دادند تا تربیت کند. از دیگر رسوم فرهنگی آنان این بود که در مرگ کسی زنان گریه نمی‌کردند، بلکه مردان تا دو سال گریه می‌کردند. بعد از دو سال نزدیکان مرده را دعوت می‌کردند تا از اندوه و عزا خارج شوند و اگر مرده، زن داشت ازدواج می‌کرد. البته این رسم در میان بزرگان بود ولی مردم نیز آن را انجام می‌دادند. عدم رعایت بهداشت و نظافت یکی از امور بسیار ناراحت کننده بوده که ابن فضلان به آن توجه کرده است، مثلاً همه افراد خانواده برای شستن دست و صورت و بینی به نوبت از یک ظرف آب استفاده می‌کردند که هر کسی را به تنفر و انزجار وا می‌دارد. تقریباً در تمام این مناطق، چه در جرجانیه و چه در قبیله صقالبه و خزر، آداب و رسوم یکسانی وجود داشت. مردم آن سرزمین به مهمان کمک زیادی می‌نمودند، مثلاً اگر غریبی که همراه یک قافله بود به یک ترکی عبور می‌کرد و به او می‌گفت که من مهمان تو هستم و از تو حیوان و درهم می‌خواهم، به او می‌داد. زمان برگشت قافله، اگر آن شخص را می‌دید پس می‌گرفت و در غیر این صورت، به همان اندازه از کاروان دریافت می‌کرد و آن گاه کاروان از شخص قرض گیرنده ی غریب، آن اموال را می‌گرفت.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">توضیحات مربوط به این کتاب، برداشتی آزاد از دانشنامه آزاد ویکی پدیاست.</span></p>
<p> </p>
<p><strong>نسک را از اینجا دریافت کنید:</strong> <a href="/wp-content/uploads/2016/09/Safarnameye_Ebne_Fozlan.pdf">سفرنامه ابن فضلان</a></p>


<pre class="wp-block-code"><code><object data="/wp-content/uploads/2016/09/Safarnameye_Ebne_Fozlan.pdf" type="application/pdf" width="100%" height="1200px"></object></code></pre>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ترک شناسی در مقایسه دو اثر تاریخی؛ سفرنامه ابن فضلان و کورش نامه گزنفون / نریوسنگ گشتاسپ</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/940823/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2015 22:14:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بازیابان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ و فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[آذرآپادهگان]]></category>
		<category><![CDATA[آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[ابن فضلان]]></category>
		<category><![CDATA[اران]]></category>
		<category><![CDATA[پان ترکیسم]]></category>
		<category><![CDATA[ترک]]></category>
		<category><![CDATA[ترکان]]></category>
		<category><![CDATA[کورش نامه]]></category>
		<category><![CDATA[مغول]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1252</guid>

					<description><![CDATA[جغرافیای ترکان و منشاء آنان ابن فضلان در اثر نامدار خود به نام سفرنامه ابن فضلان که در سال ۹۲۲ میلادی (۱۰۹۳ سال پیش) به رشته تحریر در آمده، پس از ذکر مسیر حرکت خود که از بغداد آغاز و از نهروان، همدان، ساوه، ری، سمنان، دامغان، نیشابور، مرو، آمل و بخارا گذشته و به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3 style="text-align: justify;">جغرافیای ترکان و منشاء آنان</h3>
<p style="text-align: justify;">ابن فضلان در اثر نامدار خود به نام <a href="https://iranshahrig.com/ebn-fazlan">سفرنامه ابن فضلان</a> که در سال ۹۲۲ میلادی (۱۰۹۳ سال پیش) به رشته تحریر در آمده، پس از ذکر مسیر حرکت خود که از بغداد آغاز و از نهروان، همدان، ساوه، ری، سمنان، دامغان، نیشابور، مرو، آمل و بخارا گذشته و به خوارزم وارد می شود؛</p>
<div id="attachment_3660" class="wp-caption aligncenter" style="text-align: justify;">
<p><figure id="attachment_1259" aria-describedby="caption-attachment-1259" style="width: 300px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/11-13-2015-04-17-22-ب-ظ.jpg"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="wp-image-1259 size-medium" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/11-13-2015-04-17-22-ب-ظ-300x174.jpg" alt="نقشه A" width="300" height="174" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/11-13-2015-04-17-22-ب-ظ-300x174.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/11-13-2015-04-17-22-ب-ظ-768x444.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/11-13-2015-04-17-22-ب-ظ-1030x596.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/11-13-2015-04-17-22-ب-ظ-600x347.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/11-13-2015-04-17-22-ب-ظ.jpg 1270w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1259" class="wp-caption-text">نقشه A</figcaption></figure></p>
</div>
<p style="text-align: justify;">در نخستین اشاره خود به ترکان اینچنین می گوید:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">در خوارزم نزد امیر خوارزم رفتیم. وی ما را با احترام استقبال نمود و نزد خود پذیرفت و در خانه ای منزل داد. چون سه روز گذشت وی ما را احضار کرد و برای رفتن به <span style="color: #ff0000;">کشور ترک ها</span> با ما به گفتگو پرداخت.<span style="color: #ff0000;"> <span style="color: #000000;">{ن.ک. <a href="https://iranshahrig.com/ebn-fazlan">سفرنامه ابن فضلان</a>، ص ۶۴، خط ۸}</span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">ابن فضلان که از سوی دربار خلافت عباسی ماموریت یافته بود تا ضمن بررسی نحوه پرداختن مردم به آیین و شریعت اسلام در دورترین نقاط خلافت؛ این آیین را به ترک ها نیز ابلاغ کند، هیچگاه برای مواجهه با ترکها به سوی تبریز یا اران (آذربایجان) و یا حتی آناتولی (ترکیه امروز) که آن روز بخشی از خلافت عباسی بود و بسیار نزدیک به بغداد، نرفت، بلکه به سوی شمال شرقی ایرانِ امروز رفت و از آنجا همانگونه که در ادامه خواهیم دید به سمت شمال غربی خوارزم تغییر جهت داد.<br />
قبل از ادامه مسیر، امیر خوارزم، ابن فضلان و همراهانش را اینگونه از ادامه سفر بر حذر می دارد:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">به شما اجازه نمیدهم این کار را بکنید و بر خود روا نمی دارم شما را رها سازم و جان خود را به خطر اندازید. … از این پس میان شما و شهری که نام می برید <span style="color: #ff0000;">(کشور ترکان)</span> یکهزار قبیله از کفار وجود دارند. {همان منبع}</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">ابن فضلان و همراهانش بدون توجه به توصیه امیر خوارزم، از خوارزم به سوی جرجانیه رفتند.</p>
<div id="attachment_3661" class="wp-caption aligncenter" style="text-align: justify;">
<p><figure id="attachment_1264" aria-describedby="caption-attachment-1264" style="width: 178px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/b.jpg"><img decoding="async" class="wp-image-1264 size-medium" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/b-178x300.jpg" alt="نقشه B" width="178" height="300" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/b-178x300.jpg 178w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/b-768x1295.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/b-611x1030.jpg 611w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/b-600x1012.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/b.jpg 1987w" sizes="(max-width: 178px) 100vw, 178px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1264" class="wp-caption-text">نقشه B</figcaption></figure></p>
</div>
<p style="text-align: justify;">در جرجانیه به علت سرمای بیش از حد هوا چند روزی را ماندند و سپس با آب شدن یخهای رودخانه سفر خود را آغاز کردند، ابن فضلان چنین می گوید:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">چون یخ های رود جیحون آب شد. ما لوازم مورد نیاز را برای سفر فراهم ساختیم. چند قایق آماده ساختیم تا بوسیله آنها از رودخانه گذشته خود را به <span style="color: #ff0000;">سرزمین ترکها</span> برسانیم.<strong><br />
</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">باز هم اشاره به سرزمین ترک ها و اینبار نیز سرزمینی فرای رود جیحون، در ادامه خواهیم دید که این سرزمین در کجاست و ترکان چه کسانی هستند.<br />
پس از گذر از رود جیحون به سمت شمال حرکت خود را ادامه دادند، ۱۵ روز و شب از میان برف و بوران در دشتی وسیع حرکت کردند؛ از زبان ابن فضلان بشنویم:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">چون راه مزبور طی شد به قبیله ای از ترکها به نام غزها (الغزیه) رسیدیم. آنان مردمی صحرانشین هستند و خانه موئی یا سیاه چادر دارند و همیشه در حرکتند… <span style="color: #0000ff;">{نقشه B و دایره قرمز}</span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در ادامه ابن فضلان با تفصیل بسیار به گزارش حالات و احوالات و خلق و خوی و آیین ها و رسوم ترکان می پردازد:</p>
<p style="text-align: justify;">ابن فضلان مکالمه مردمان خوارزم را به صدای سار و قورباغه تشبیه کرده است:</p>
<blockquote class="templatequote"><p>طرز تکلم و اخلاق مردم آنجا بسیار بد و وحشت آمیز است صحبت ایشان بیشتر شبیه جیرجیر سار و در قریه‌ای به نام آردکو کلام ایشان بیشتر به نق نق قورباغه شبیه است.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">ابن فضلان در جرجانیه رسم گدایی را این چنین توضیح می‌دهد:</p>
<blockquote class="templatequote"><p>گدا در خانه نمی‌ایستد بلکه داخل خانه شده و یک ساعت در کنار آتش می‌نشیند و پس از آنکه گرم شد اگر به او چیزی دادند می‌گیرد و اگر ندادند بیرون می‌رود.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">از نظر آرایش چهره مردمان ترک می‌نویسد:</p>
<blockquote class="templatequote"><p>ترکها عموماً ریش‌های خود را می‌ کنند و فقط سبیل می‌گذارند، گاهی فرتوتی را می‌بینید که ریش خود را کنده و کمی از آن را در زیر چانه اش باقی گذاشته</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">درمورد آداب و رسوم اسلاوها می‌نویسد:</p>
<blockquote class="templatequote"><p>آنها عوعوی سگ را به فال نیک می‌گرفتند و از آن خوشحال می‌شدند و می‌گفتند سال نعمت و سلامت است.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">موانع طبیعی همچون دریاها و کوههای مرتفع در دنیای باستان، همواره نقشی اساسی در شکل گیری سمت و سوی حرکت یک قوم داشته است. غز ها به احتمال زیاد در قزاقستان امروزی مستقر بودند، چنانچه به نقشه امروز جهان نگاه کنیم و خط سیر اقوام و نژادها را از شرق به غرب (در جهتی که روزها برای یک قبیله ی در حال حرکت، طولانی تر شود) و یکی از مهمترین علل این کوچ را تلاش برای دست یافتن به چراگاه، بدانیم، آنگاه به نتایج جالبی خواهیم رسید؛ ترکان ایغوری (چند هزاره پیش از میلاد) از مغولستان شروع به حرکت کرده و با توجه به زندگی کوچ نشینی خود و لزوم دستیابی به چراگاهها برای احشام خود که مهمترین منبع تغذیه و تولید برای ایشان بوده، به دشتهای قزاقستان رسیدند، و سپس در ادامه مسیر خود با گذشتن از کناره های شمالی دریای خزر (کاسپین) به کرانه غربی این دریاچه رسیدند. (خزر ها-هزاره نخست پیش از میلاد)</p>
<p><figure id="attachment_1284" aria-describedby="caption-attachment-1284" style="width: 563px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/torkan.jpg"><img decoding="async" class=" wp-image-1284" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/torkan-300x193.jpg" alt="نقشه C: خط سیر ایغوری ها (مغولان- ترکان غز و خزر) در طی 4000 سال اخیر" width="563" height="362" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/torkan-300x193.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/torkan-768x495.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/torkan-1030x663.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/torkan-600x386.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/torkan-190x122.jpg 190w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/torkan-120x76.jpg 120w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/torkan-220x140.jpg 220w" sizes="(max-width: 563px) 100vw, 563px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1284" class="wp-caption-text">نقشه C: خط سیر ایغوری ها (مغولان- ترکان غز و خزر) در طی 4000 سال اخیر</figcaption></figure></p>
<p style="text-align: justify;">خزرها بعدها توانستند مناطق شمال غربی و شرقی دریای خزر (کاسپین) را تحت سلطه خود قرار دهند. این سیر طبیعی کوچ ترکان مغول که طی سده ها رخ داد، در بیشینه موارد حرکتی صلح آمیز بود، این حرکت به مرور باعث امتزاج اقوام مهاجر و اقوام پذیرنده ی ساکن در آن نواحی گشت و به مرور تاثیرات متقابلی در آداب و رسوم و فرهنگ و زبان و نیز ژنتیک یکدیگر گذاشتند. (فلش های بزرگ در نقشه C)</p>
<p style="text-align: justify;">به طور کل می توان حرکت ترکان را به دو دسته زیر تقسیم کرد:</p>
<ol style="text-align: justify;">
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">مهاجرت اقوام ترک</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"> تهاجم اقوام ترک</span></li>
</ol>
<p style="text-align: justify;">حرکت نخست از بیش از 4000 سال پیش آغاز شده و تا قلب اروپا و نیز آنچنان که برخی عقیده دارند تا انگلستان نیز پیش رفت، بسیاری ساکسونها را از نوادگان همین ترکان مهاجر می دانند.</p>
<p style="text-align: justify;">حرکت بعدی که توسط پسرعموهای نژاده ترکان (مغولان) صورت گرفت و این بار نیز تا قلب اروپا پیش رفت و شکل وحشیانه و خشمگینانه ای به خود گرفت.</p>
<h3 style="text-align: justify;">رد پای ترکان در کورش نامه گزنفون</h3>
<p style="text-align: justify;">اثر این اقوام در هزاره ای پیش از سفر ابن فضلان در زمان هخامنشیان نیز دیده می شود، گزیده زیر که بر گرفته از کتاب <a href="https://iranshahrig.com/cyropaedia">کورش نامه</a> اثر گزنفون، مورخ یونانی است را ببینیم:<br />
در اینجا کورش وارد ارمنستان شده و پس از گفتگویی با تیگران پادشاه ارمنستان و شنیدن اینکه اقوامی در شمال ارمنستان هستند که به اراضی و روستاهای ارمنستان دستبرد می زنند؛ برای حل این مشکل به چاره جویی می پردازد.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">میانجیگری میان ارمنی ها و “کلدانیان” و همپیمان شدن با آنها:<br />
کورش از تیگران پرسید که کلدانیان از کدام رشته کوه ها برای چپاول کشور ارمنستان، به شما تک می زنند؟ پس از آنکه تیگران آن <span style="color: #0000ff;">رشته کوهها</span> را نشان داد، کورش دوباره پرسید: آیا در این رشته کوه ها هم اکنون کسی ماندگار است؟ تیگران پاسخ داد: نه، ولی دیده بانانی در آن بالا دارند که هر چه را که ببینند به بازمانده سپاهیانشان گزارش می کنند&#8230;</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">این رشته کوهها را امروز با نام کوه های قفقاز می شناسیم، که در فاصله میان دریای خزر (کاسپین) و دریای سیاه قرار گرفته و به عنوان یک راه بند طبیعی عمل می کرده (نقشه D)؛ مانعی طبیعی که در ابتدا مانع دستیابی اقوام کوچنده مغول (خزرها) به ایران بود و در ادامه مانع تهاجم اعراب و نفوذ اسلام در میان خزرها گردید، گرچه پس از فروپاشی ساسانیان، این ترکان خزر که روزی در سپاه کورش می جنگیدند، در خلافت عباسی نفوذ کرده و شمشیرشان را برای گسترش آنچه عباسیان خلافت و اینان گرفتن خراج و باج از ایرانیان، می نامیدند به کار بردند. این دومین مرحله از نفوذ ملایم ترکان و به همراه آن، زبان و فرهنگشان در میان ساکنان اران (آذرآپادهگان &#8211; آذربایجان) و سپس تمام ایران و حوزه خلافت عباسیان بود، ملایمتی که با گرفتن باج و خراج و تجاوز به نوامیس ایرانیان همراه بود و البته در برابر هجوم بعدی نیاکان این اقوام یعنی مغولها، تجاوزی بسیار ملایم بود.</p>
<p><figure id="attachment_1285" aria-describedby="caption-attachment-1285" style="width: 446px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/123.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-1285" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/123-300x146.jpg" alt="نقشه D: کوه های قفقاز، مانعی طبیعی که ابتدا از تهاجم ترکانِ خِزِر به ارمنی های آریایی جلوگیری کرد و سپس دیواری شد برای محافظتِ خزرها در برابر تهاجم اعرابِ سامی" width="446" height="217" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/123-300x146.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/123-768x373.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/123-1030x500.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2015/11/123-600x292.jpg 600w" sizes="(max-width: 446px) 100vw, 446px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1285" class="wp-caption-text">نقشه D: کوه های قفقاز، مانعی طبیعی که ابتدا از تهاجم ترکانِ خِزِر به ارمنی های آریایی جلوگیری کرد و سپس دیواری شد برای محافظتِ خزرها در برابر تهاجم اعرابِ سامی</figcaption></figure></p>
<p style="text-align: justify;">روز دیگر کورش در جنگ و گریزی بخشی از سپاه کلدانیان را متواری و بخشی را دستگیر کرد و با آنها اینگونه سخن گفت:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">سربازان دشمن را که گرفتار شده بودند در غل و زنجیر به نزد کورش آوردند که برخی از آنها زخمی شده بودند. هنگامیکه کورش آنها را دید، بیدرنگ فرمان داد تا زنجیرها را از دست و پای آنها بردارند، و او کسانی را بدنبال پزشکان فرستاد و از آنها درخواست کرد که از زخمی ها پرستاری کنند. و سپس او به کلدانیان گفت که او با آهنگ جنگ و نابودی آنها نیامده است، ولی با این آرزو آمده است تا میان کلدانیان و ارمنیان آشتی برپا کند.<br />
اکنون من می دانم که پیش از اینکه شما این بلندی ها <span style="color: #0000ff;">(کوه های قفقاز)</span> را از دست بدهید، هیچ گرایشی به آشتی نداشتید، چونکه هر چیزی را که می خواستید به زور به دست می آوردید، و دارایی و سرمایه های ارمنی ها را می دزدیدید و به یغما می بردید، ولی اکنون نگاه کنید که در چه تنگنایی گرفتار آمده اید. اکنون من آهنگ این را دارم که شما را که در جنگ گرفتار شده اید، آزاد کنم تا به خانه های خود بازگردید و با دیگر کلدانیان مشورت کنید، که آیا می خواهید با ما بجنگید و یا اینکه آرزو دارید دوست ما باشید، … {ن.ک. <a href="https://iranshahrig.com/cyropaedia">کورش نامه</a> – ۳٫۲٫۱۲}</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در ادامه، این آشتی صورت می پذیرد و حتی بخشی از سپاه کورش را در نبردهای پسین، این اقوام (خزرها ==&gt; کلدانیان) تشکیل می دهند.<br />
در اینجا گزنفون از اقوامی با نام “کلدانیان” نام می برد و شاید آنها را هم نژاد کلدانیان بابل می داند؛ این تصور گزنفون از آنجا ناشی می شود که این اقوام گرایشات دینی یهودی داشتند و همانگونه که بعدها دیدیم در سده ۷ میلادی، خزرها که اقوامی ترک بودند و در همین منطقه زندگی می کردند، پس از آنکه سده ها تحت نفوذ و گسترش اندیشه های یهودی در میان خود بودند و شاید به جهت برخی منافع سیاسی، رسما دین یهود را به عنوان دین رسمی خود پذیرفتند، خزرها اقوامی بودند که در ادامه خط سیر کوچ مغولان به این سرزمین رسیده بودند.</p>
<p style="text-align: justify;">در ادامه با بررسی احوالات و خلق و خوی این اقوام در کورش نامه و مقایسه آن با گزارشات ابن فضلان از خزرها، می توان به درستی دید که اینان (کلدانیان) خویشاوندی بسیار نزدیکی با ترکان مغول داشته اند.<br />
این یکی از مهمترین مسیرهای کوچ و حرکت ترکان (مغولان) بود، البته کوچهای کم جمعیتی نیز در راستای شمال به جنوب دریای کاسپین انجام داده اند، که نتیجه آن حضور ترکمنهای ایران دوست در گرگان و شهرهای اطراف آن می باشد، اما مهمترین و تاثیرگذارترین حرکت خود را از شرق به غرب داشته اند.</p>
<h3 style="text-align: justify;">نتیجه گیری</h3>
<p style="text-align: justify;">نفوذ فرهنگ ها و زبانها و همچنین اختلاط نژادی طی یک حمله یا یک دوره کوتاه اتفاق نیافتاده؛ چه اختلاط و تاثیرات متقابلِ ترکان مغول با آریاییانِ پذیرنده و چه عربها و چه یونانیان؛ اولین و موثرترین حرکت تدریجی مغولان از بیش از 4000 سال پیش آغاز شده و همانگونه که جستار فوق در تلاش برای تشریح چگونگی آن است، رخ داده، بعد از آن ازدواجها و به همان نسبت نفوذ زبان، فرهنگ و آداب و رسوم نیز طی سده ها به تدریج رخ داده، و منطقه آذربایجان ایران و نیز آذربایجان جدا شده از ایران (اران) تنها منطقه ای بوده که در برابر دو نفوذ قرار گرفت، یکی نفوذی تدریجی که از 4000 سال پیش (حداقل) به سبب حضور ترکانِ مغول (خزرها) رخ داده بود و دیگری هجومی که به واسطه آن پیش زمینه ای که در فرهنگ و زبان و ازدواج با اقوام همسایه شمالی (خزرها) رخ داده بود، به واسطه حمله مغولان، تاثیرات زبانی و فرهنگی خود را نهادینه کرد. آنچنان که امروز در این دو منطقه شاهد یک نوع همزادپنداری با ترکان یا توهمِ &#8220;خود ترک پنداری&#8221; در میان آریاییان ساکن در این مناطق هستیم. آن هم در بیشینه موارد به سبب نزدیکی زبانی که میان این آریاییان و آن ترکان، لاجرم بوجود آمده است.</p>
<p style="text-align: justify;">به عنوان مثال برای نفوذ تدریجی و کوچهای چادرنشینان مغول می توان وجود اقوام ساکسون را در انگلستان مورد بررسی قرار داد، به احتمال بسیار زیاد این اقوام نیز از نسل مغولانی هستند که در همان کوچ اولیه (بیش از 4000 سال پیش) به شبه جزیره انگلستان رسیده اند. به عنوان مثالی آشناتر، اقوام ترکمن در ایران که امروز بی شک اینان را می توان ایران دوستانِ مهاجرِ بی بدیلی به شمار آورد، ادامه کوچ تدریجی هستند که ترکانِ مغول زمانی که دریای خزر (کاسپین) را از شمال شرقی به سمت جنوب طی می کردند، بر جای گذاشتند، و نیز می توان نمونه های مشابه این اقوام را در استانهای زنجان امروزی نیز دید، در نتیجه آذرآپادگان هیچگاه موطن ترکان نبوده و ایران نیز هیچگاه منشاء آنان، گرچه مامن خوبی برای ترکان خزر بوده، اینان یا آریاییانی هستند که بواسطه تاثیرات زبانی و گاها فرهنگی که از مهاجران یا مهاجمان گرفته اند، برخی شان به اشتباه خود را ترک می نامند و یا مهاجرانی هستند که بعضی شان طی کوچ تدریجی در فلات ایران پذیرفته شدند (ترکمن ها) و تعدادیشان بازمانده هجومی وحشیانه اند (پان ترکها)، شاید چگونگی ورود هر یک از اینان به سرزمینی که امروز در آن می زی اند در رفتارِ امروزشان بی تاثیر نبوده باشد،<strong> <span style="color: #0000ff;">به هر روی</span> <span style="color: #0000ff;">اینکه کدامشان از کدام طریق به ایرانشهر وارد شده اند، مهاجرت یا تهاجم، بستگی کامل به عملکردشان در فضای مجازی و غیرمجازی در قبال مفهوم مقدسی به نام ایران (به عنوان سرزمین پذیرنده این اقوام) و نیز در قبال زبان پارسی (به عنوان زبانِ اتحاد بین تیره های ایرانی و زبانی فرهنگ ساز) دارد.</span></strong></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
