<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کودتای آریائی &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<atom:link href="https://iranshahrig.com/tag/%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A6%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<description>خانه راستی، نیکی و زیبایی؛ خانه بازیابان ایرانشهر</description>
	<lastBuildDate>Sun, 20 Aug 2017 10:02:53 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/02/cropped-Logo2-32x32.png</url>
	<title>کودتای آریائی &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>برخورد موشک‌های آریائی به دیرالزور و برخوردن به اپوزیسیون / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/960331/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Jun 2017 00:00:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[جستارهای مهم]]></category>
		<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[بمب اتم ایران]]></category>
		<category><![CDATA[دیرالزور]]></category>
		<category><![CDATA[روحانیت و روشنفکری]]></category>
		<category><![CDATA[کودتای آریائی]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<category><![CDATA[موشک سپاه]]></category>
		<category><![CDATA[نظامیان و خشثره‌ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=2102</guid>

					<description><![CDATA[در درون کشور فقط و فقط باید روی سپاه و ارتش سرمایه گذاری کرد و روحانیت (اسلام) و روشنفکری را زد. تا این دو ستون ویران نشوند، و این بزرگترین خویشکاری نیروهای نظامی و خشثره‌هاست، نیکبختی و فرّ گمشده‌ی آریائی نیز به ایرانشهر بازنخواهد گشت. در کنار این، باید بر روی گسترش دین بهی و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align: justify;">در درون کشور فقط و فقط باید روی سپاه و ارتش سرمایه گذاری کرد و روحانیت (اسلام) و روشنفکری را زد. تا این دو ستون ویران نشوند، و این بزرگترین خویشکاری نیروهای نظامی و خشثره‌هاست، نیکبختی و فرّ گمشده‌ی آریائی نیز به ایرانشهر بازنخواهد گشت. در کنار این، باید بر روی گسترش دین بهی و آئین زرتشت متمرکز شد تا هسته‌ی سخت ایمانی کشور حفظ شود. موشک‌های سپاه نشان دادند که سکان هدایت و امنیت کشور نه در بیت رهبری و وزارت فرماسون زده‌ی خارجه و خنده‌های بی جا و دشمن شاد کن ظریف، که صرفا در پادگان‌های سپاه و ارتش و برد موشک‌های آریائی است. در نبود یک سیاست نرم آریائی و میهن پرستانه، یگانه ضامن صلح و امنیت تمدنی ما در حال حاضر توانائی عینی نیروهای لشگری و سپاهی است.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">1) چقدر پرتاب موفقیت آمیز این چند موشک به اپوزیسیون خارج کشوری و اصلاح طلبان داخلی (همان عوامل درونی تیلرسون) برخورده است! راه به راه تفسیر و تأویل در می کنند که چه اشتباهی کرده است سپاه با هدف قرار دادن دیرالزور! کسان تا به امروز یک خط در این باره ننوشته اند که اصولا آمریکا و اروپا و عربستان و ترکیه چه می کنند در سوریه و به چه اجازه ای در آن جا دست به کشتار و بمب باران می زنند. ماجرای یمن که در باره اش خفقان گرفته اند جای خود. لیک کشته شدن چند تروریست داعشی (همان ناتوی اسلامی غرب) و بُرد موشک‌های ایرانی باعث سردرد و عذاب خاطر شان شده است. وقتی می گوئیم اپوزیسیون خارج از کشور و اصلاح طلبان همکار شان در داخل، ستون خیمه‌ی ایرانستیزی و تجزیه‌ی دمکراتیک کشور اند، بی سبب نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">ما هرگز چنین وضعیتی را در تاریخ کشورهای دیگر سراغ نداریم: این که رژیمی اشغالگر بر سر کار باشد، لیک اپوزیسیون اش از خود اش برای آن کشور اشغالی مضرتر و خطرناک‌تر به شمار رود. رژیم و اپوزیسیون مسابقه گذاشته اند بر سر این که چه کس ایران را زودتر متلاشی و مفلوک می کند. اسف آور این که در این بازی مرگآور اپوزیسیون دمکرات گوی رقابت را از خامنه ای و رژیم اش که آن‌ها نیز دمکرات‌ترین حکومت طی یک سده‌ی گذشته هستند، ربوده است. فواید دمکراسی یکی دو تا نیست!</p>
<p style="text-align: justify;">باری، <span style="color: #960000;">یکی از سخن‌هایی که چندین بار به پسرک (رضا پهلوی) گفتم و دوست همرزم ام سپهبد اویسی نیز حضور داشت، این بود که برای نجات ایران باید نخست ایران را از دست &#8220;ایرانیان&#8221; نجات داد. مثال نیز برای اش می زدم تا متوجه شود موضوع چیست و چه مثالی بهتر از مافیای روشنفکری و اپوزیسیون دمکرات که از عصر پهلوی اول تا پس از سقوط تهران در 57، هماره در خط ویرانی کشور عمل کرده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #960000;">خط ما، و آن چه که از پسرک می خواستیم و تا زمانی که بودیم تا حدودی نیز موفق به اجرای اش شدیم، این بود که در درون کشور فقط و فقط باید روی سپاه و ارتش سرمایه گذاری کرد و روحانیت و روشنفکری و اسلام را زد. در کنار این، باید بر روی گسترش دین بهی و آئین زرتشت متمرکز شد تا هسته‌ی سخت ایمانی کشور حفظ شود.</span> تقسیم کار نیز کرده بودیم، بخشی را از طریق خود پسرک پیش می بردیم و مسلما با کلامی آرام‌تر و مناسب مقام اش، و بخشی را نیز از طریق حلقه‌های گوناگون مبارزاتی که گسترش داده بودیم و اینان، رویکردی سخت‌تر و پرخاشی‌تر داشتند. کار نیز به خوبی پیش می رفت. لیک پسرک و مادر جادوگر اش را سودائی دیگر بود. اینکه در سر چه می پروراندند را امروز مشاهده می کنیم. راه ما اما، همچنان همان است: بازیابی مضاعف تمدنی: بازیابی دین زرتشت و سیاست کوروش. در پیروزی این خط هیچ شکی نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">2) موشک‌های سپاه نه تنها قلب اصلاح طلب‌ها و اپوزیسیونِ به همان اندازه فاسد که دمکرات را نشانه رفتند، نه تنها محافل عربی-عبری-ترکی را شوکه کرد تا جائی که صدای نتانیاهو نیز درآمد که ایران نباید ما را تهدید کند: به عبارت دیگر کشته‌های داعشی را کشته‌های اسرائیلی به جای آورد و به طور علنی خود را نیروی حامی داعش معرفی کرد؛ بلکه این موشک‌ها تیر خلاصی نیز بودند در گیجگاه سیاست ورزی ناشیانه‌ی خامنه ای و بیت سراپا فاسد اش. هرگز نباید فراموش کرد: نرمش قهرمانانه و زانو زدن در برابر غرب هیچ ربطی به روحانی ندارد، روحانی یکی از مهره‌های چندگانه‌ی فراماسونی ست و نه بیش. لیک آن کس که با حذف مشائی که رفته بود پای آخور نشین کردن همیشگی قاطر چلاق اسلام، این مهره‌ی نفوذی لندن را بر روی صفحه‌ی شطرنج به حرکت درآورد تا به غرب باج دهد، خامنه ای بود؛ و اینبار نیز با حذف احمدی نژاد باری دیگر بقای او و کلیه‌ی تیم فراماسون‌ها را تضمین کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">این که مشائی و احمدی نژاد از روزن آریائیان لنگ کفش کهنه ای در بیابان دمکراسی بیش نیستند سخنی ست دیگر و پیش‌تر بارها بدان پرداخته ایم، لیک <span style="color: #960000;">بی تدبیری بزرگ‌تر خامنه ای، بی تدبیری ای که چیزی جز خیانتی بی مرز نیست، در جائی دیگر است: فتوای فقهی در این مورد که ایران هیچ وقت بمب اتمی نخواهد ساخت و فرستادن این فتوی به سازمان ملل. این یعنی خلع سلاح خودخواسته کشور و قانونی کردن آسیب پذیری مدام! ایران تقریبا به اندازه‌ی کشورهای عضو سازمان ملل دشمن دارد، چنین کشوری را خود به دست خود خلع سلاح کردن اوج ایرانستیزی و خیانت است و ما، چنین ایرانستیزی ای را حتا در شاهان قجر نیز سراغ نداریم. تنها رضا پهلوی است که می تواند در ایرانستیزی دوشادوش خامنه ای حرکت کند، چه، او نیز چون خامنه ای پیشاپیش تاکید کرده است که ایران هرگز نیازی به بمب اتم ندارد! پرسش این است: کسان به چه جرأتی چنین جسارتی می کنند و کشور را از بمب اتم بی نیاز می دانند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;">باری، پرتاب موشک‌های سپاه به دیرالزور نشان داد که نرمش قهرمانانه رویای خامی بیش نیست. تمامی تدابیر خامنه ای به انضمام تمامی قراردادهای چرب و چیلی ای که با شرکت‌های اروپائی و آمریکائی بسته اند، همه و همه برای خرسند کردن غرب بی فایده بود: ترامپ طرحی برای تحریم کشور به اجرا می گذارد که در محافل امنیتی داخل کشور به نام حفره‌ی سیاه نامدار شده است: حفره ای که تمامی اقتصاد ایران را به درون خود فرو می بلعد و زمین گیر می کند. به عبارت دیگر، با طرح جدید، ما به شرایطی حتا بدتر از قبل از برجام بازخواهیم گشت.</p>
<p style="text-align: justify;">در این میان <span style="color: #960000;">موشک‌های سپاه نشان دادند که سکان هدایت و امنیت کشور نه در بیت رهبری و وزارت فرماسون زده‌ی خارجه و خنده‌های بی جا و دشمن شاد کن ظریف، که صرفا در پادگان‌های سپاه و ارتش و برد موشک‌های آریائی است. این بدین معنی ست که <span style="text-decoration: underline;">در نبود یک سیاست نرم آریائی و میهن پرستانه، یگانه ضامن صلح و امنیت تمدنی ما در حال حاضر توانائی عینی نیروهای لشگری و سپاهی است.</span></span> ایران در بعد سیاسی به کل زمینگیر شده است و نمایندگان سیاسی کشور، چه در داخل و چه در خارج، نه تنها پیشبرنده‌ی حداقلی از منافع تمدنی نیستند، که خود نافیان عینی آن به شمار می روند و در اغلب اوقات از دشمن سوگندخورده دشمن تر اند.</p>
<p style="text-align: justify;">لاجرم، <span style="color: #960000;">راه برون رفت از بن بست تمدنی ای که در آن به سر می بریم، راه آزادی و امنیت و رفاه، راه تضمین بقای ایرانزمین و نیکی نسل‌های آینده مان، صرفا با چکمه است که پیموده می شود. روحانیت و روشنفکری، چنان که از صدر مشروطه تا امروز، دو ستون فساد و ویرانی در کشور هستند و <span style="text-decoration: underline;">تا این دو ستون ویران نشوند، و این بزرگترین خویشکاری نیروهای نظامی و خشثره‌هاست، نیکبختی و فرّ گمشده‌ی آریائی نیز به ایرانشهر بازنخواهد گشت.</span></span> <strong>یک کودتای آریائی و بازگرداندن سکان هدایت کشور به الیت فکری و فرهنگی آریائی، یگانه راه نجات ایرانزمین و منطقه است.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیوانه از قفس پرید: استیون بنون، گوسفندی که ترامپ در پیشگاه گلوبالیست‌های چپ قربانی کرد / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/960117/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 06 Apr 2017 00:00:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[استیون بنون]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[کودتای آریائی]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<category><![CDATA[گلوبالیست‌های چپ]]></category>
		<category><![CDATA[گلوبالیست‌های راست]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1979</guid>

					<description><![CDATA[همانگونه که در نوشته‌های پیشین گفته ایم، ترامپ و همراه با او همه‌ی ترامپیست‌های اروپائی که در حزب‌های نئوفاشیستی و اسرائیل-عربستان-قطر دوست و همزمان ایرانستیزی چون «آلترناتیو برای آلمان» فراوکه پتری، یا «جبهه‌ی ملی» ماری لوپن و نیز «حزب آزادی» در هلند به رهبری گرت ویلدرز ساخته شده اند، نمایندگان گلوبالیست‌های دست راستی هستند. این‌ها [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">همانگونه که در نوشته‌های پیشین گفته ایم، ترامپ و همراه با او همه‌ی ترامپیست‌های اروپائی که در حزب‌های نئوفاشیستی و اسرائیل-عربستان-قطر دوست و همزمان ایرانستیزی چون «آلترناتیو برای آلمان» فراوکه پتری، یا «جبهه‌ی ملی» ماری لوپن و نیز «حزب آزادی» در هلند به رهبری گرت ویلدرز ساخته شده اند، نمایندگان گلوبالیست‌های دست راستی هستند. این‌ها علاوه بر ایرانستیزی و اسرائیل-عربستان-قطر دوستی شان، دارای این ویژگی نیز هستند که به طور همزمان هواخواه روسیه‌ی پوتین و دشمن سوگندخورده‌ی اتحادیه‌ی اروپا می باشند. متلاشی کردن اتحادیه‌ی اروپا از اهداف مشترک همه‌ی ترامپیست‌هاست. ایرانی ستیزی شان نیز، آن چنان که دوستی و همپیمانی شان با اسرائیل، عربستان و قطر. پس موضوع اسلام ستیزی در این جا مطرح نیست و کسان هیچ مشکلی با تروریسم اسلامی ای که به سود اسرائیل باشد ندارند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">طرح بزرگی که با همکاری دو متفکر تاثیرگذار روس و آمریکائی شکل گرفته بود، یعنی الکساندر دوگین و استیون بنون، این بود که جهان میان دو قطب روسی و آمریکائی تقسیم شود. برای رسیدن به این هدف ایران می بایست به عنوان خط سوم تولیدکننده‌ی انرژی از سر راه برداشته شود و همزمان، اتحادیه‌ی اروپا متلاشی شود تا هیچ قطب سومی در برابر دو قطب آمریکا-روسیه وجود نداشته باشد. پذیرش این طرح از سوی روسیه تنها زمانی میسر می بود که ترامپ به پوتین تضمین بسنده دهد تا پس از حمله به تهران، نفت و گاز ایران میان بطور عادلانه میان روسیه و آمریکا تقسیم گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;">باری، نخستین مهره ای که در این بازی بزرگ قرن سوخت، فلین، رایزن اول ترامپ و از وفادارترین مردان او در شورای امنیت ملی بود. فلین، که جهودانی چون مایکل لدین و جان بولتن پشت سر او بودند، جاسوس و کارچاق کنی چند جانبه بود که میان روسیه و آمریکا و عربستان و ترکیه و اسرائیل خبرچینی می کرد. با زدن زیرآب او ضربه‌ی سختی به طرح کسان خورد. لیک هنوز امید بود، چرا که استیون بنون، مغز متفکر و فرد اصلی ماجرا در سر جای اش حضور داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">کار بسیار خوب پیش می رفت، تا جایی که حتا پیش از سفرِ آتیِ تیلرسون به مسکو، پیشاپیش سر سوریه نیز توافق انجام شد و سخنگوی کاخ سفید در سازمان ملل اعلام کرد که سرنوشت اسد را خود مردم سوریه تعیین خواهند کرد. این یک پوئن بزرگ برای پوتین بود و یک اطمینان بخشی مهم. طبیعی ست که پوتین نیز در برابر می بایست دست ایران و بازوی نظامی اش حزب الله را از سوریه کوتاه می کرد. طی یک توافق بزرگ، اسد، البته با فشار روسیه، می بایست شخصا کناره گیری می کرد و از این گذر راه را برای پاره شدن سوریه به چند کشور باز می کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">این امور اما به هیچ وجه باب طبع گلوبالیست‌های چپ نیست، لیک نه به علت صلح دوستی شان، که ندارند، بلکه تنها و تنها به یک دلیل: ایشان تحت هیچ شرایطی حاضر به تقسیم جهان با هیچ کس نیستند. آن چه که می خواهند کل کره‌ی ارض است. هم از این رو هدف نخست اینان زدن روسیه می باشد، چرا که روسیه را بزرگ‌ترین رقیب خود برای چیرگی بر زمین می بینند. پوتین برای جلب نظر جهودان که هسته‌ی اصلی حکومت جهانی را تشکیل می دهند، نه تنها مدودیف را که جهود است در کنار خود نهاده، بلکه دختر اش را نیز به جهودان داده است. لیک کسان کک شان نیز نه گزد و این هدایا را به چیزی نه گیرند. سوروس حرف آخر را زده است: روسیه باید بطور کامل متلاشی شود.</p>
<p style="text-align: justify;">طرح این‌ها برای رسیدن به حکومت یک قطبی جهانی، -ترامپ تا به امروز حکومت دو قطبی را نمایندگی می کرد-، نزدیکی به ایران و چین، به عبارت دیگر، بیرون آوردن ایران و چین از جبهه‌ی روسیه است تا از این راه روسیه را، که همان گونه که گفتیم آن را بزرگ‌ترین سد در برابر حکومت جهانیِ یک-قطبی شان می دانند، به شکنند. با کنار رفتن روسیه، از روزن اینان، نه ایران و نه چین در مقامی نیستند که خطری برای نظم نوین داشته باشند، به ویژه که چینی‌ها حاضرند حتا نیمی از جمعیت خود را تبدیل به بردگان روزمزد اقتصاد جهانی کنند و ایرانیان نیز، که خود از سوی حاکمیتی جهودی-بهائی-اسلامی، یعنی غیر ایرانی اداره می شوند، نه می توانند و نه خواست این را دارند که خود را با سروران و همدینان شان (در شرایط کنونی یعنی ابراهیمیان) در آن سوی آب‌ها دراندازند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">اینک اما حمله‌ی شیمیائیِ دروجین-درفشی که در سوریه توسط نیروهای امنیتی غربی و ترکیه رخ داد می نماید همه چیز را دگرگون کرده و ترامپ را به طور چه بسا بازگشت ناپذیری از طرح همپیمانی با روسیه دور نموده باشد. یک روز پس از این که ترامپ اعلام کرد سرنوشت اسد را مردم سوریه تعیین می کنند، تازش شیمیایی رخ داد و پیش از این که پای هیچ کارشناسی به منطقه رسد تمامی رسانه‌های گلوبالیست چپ یکصدا اسد و همراه او، پوتین را گناه کار اعلام کردند؛ و درست یک روز پس از این نیز در یک چرخش شگفتی آور ترامپ سوریه را تهدید به حمله‌ی یکجانبه کرد و مهم تر از آن، استیون بنون را در برابر چشمان حیرت زده‌ی جهان از کار بر کنار نمود. این چیزی جز یک کودتا نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;">با رفتن بنون و فلین، مهم‌ترین مهره‌های پوتین در کاخ سفید سوخته اند و ترامپ هر چه بیشتر به گلوبالیست‌های چپ شبیه می شود. امر دیگری که این چرخش را تأیید می کند عقب انداختن طرح تحریم ایران است که کسان به پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران وانهاده اند. این، که یک هدیه‌ی بزرگ به دولت وقت است، بدین معنی ست که دولت ترامپ، در راستای دولت اوباما، بر خلاف تمامی‌های و هوی اش، به هیچ وجه خواستار شکست خوردن حسن روحانی نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">شکی نیست که روزهای آینده به سختی پیش بینی پذیرند. از این رو باید دید رابطه‌ی ترامپ و پوتین چگونه پیش می رود. آیا پوتین نیز در جریان این حمله‌ی دروغین بوده است و برای زده شدن اسد از سوی ماشینری نظامی آمریکا چراغ سبز داده است؟ نمی دانیم، لیک به زودی خواهیم دانست. در این میان این نیز گفتنی ست که بارزانی، در توافق با اردوغان و نتانیاهو دارد زمینه‌ی ورود نیروهای نظامی ترک را به اقلیم کردستان باز می کند. بالا بردن پرچم اقلیم در کرکوک همان بهانه ای ست که اردوغان برای ورود به عراق بدان نیاز دارد. در مورد روسیه: شطرنج روسی پوتین از آغاز نیز محکوم به شکست بود و همپیمانی او با اردوغان بازی خوردنی بود که روس‌ها تاوان اش را خواهند پرداخت.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;">لیک در مورد ایران: همانطور که هماره گفته ایم در ایران یک راه بیشتر به سوی نیکبختی آریائی و آزادی نیست: یک کودتای آریائی از سوی جناح‌های ایرانشهری نیروهای مسلح. با برچیده شدن حکومت جهودی-بهائی-اسلامیِ آخوندها-روشنفکرها و برقراری نظام پادشاهی ایرانشهری که لاجرم به بسته شدن پرانتز هزار و چهار سد ساله‌ی قادسیه و قدرت گرفتن یک الیت زرتشتی می انجامد، سراسر جهان وارد فازی نوین خواهد شد که محور تعیین کننده اش بی هیچ اما و اگری ایران است. در آن گاه ما می دانیم چگونه هم با غربی و عربی و عبری، و هم با شرق کنار آییم. سیاست خارجی ایرانشهری، از سیاست کنونی کسان هم ژرف دامنه‌تر، هم بلندتر، و هم پهن‌تر خواهد بود، و همزمان، در هر سه بُعد، پیروزمندانه و دوستانه تر. جهان نباید از ما به ترسد، با بازگشت ایرانزمین به مدار تیسپون، نه تنها ایرانشهر، که جهان جای بهتر و آرام‌تری خواهد شد، بسیار بهتر، بسیار آرام‌تر.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خری که برای رضا پهلوی داغ کرده اند، مایکل فلین، اتحاد جدید علیه ایران و چند مورد دیگر / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/951202/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Feb 2017 00:00:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[استقلال مضاعف]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانستان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران‌هراسی]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپوتینیزه]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری خواهان]]></category>
		<category><![CDATA[رضا پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[کودتای آریائی]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<category><![CDATA[مایکل فلین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1931</guid>

					<description><![CDATA[1- معماری امنیتی جهان ما دستخوش یک تغییر پاردایم شده است و با برامدن ترامپ، که بال راست گلوبالیست‌ها را نمایندگی می کند، پروژه‌ی ایران‌هراسی که باید منجر به موزائیکی کردن ایران شود، باری دیگر پس از رونالد ریگان و بوش پدر و پسر، تبدیل به سیاست رسمی کاخ سفید گشته است. اگر دمکرات‌ها همیشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">1- معماری امنیتی جهان ما دستخوش یک تغییر پاردایم شده است و با برامدن ترامپ، که بال راست گلوبالیست‌ها را نمایندگی می کند، پروژه‌ی ایران‌هراسی که باید منجر به موزائیکی کردن ایران شود، باری دیگر پس از رونالد ریگان و بوش پدر و پسر، تبدیل به سیاست رسمی کاخ سفید گشته است. اگر دمکرات‌ها همیشه سیاست شان مبتنی بر مهار نمودن و ضعیف نگه داشتن دائمی ایران از طریق کمک به ایجاد هژمونی مشترک مسلمان‌ها و چپ‌ها بوده است، چه پیش از فتنه‌ی 57 و چه پس از آن، لیک <span style="color: #ff0000;">جمهوری خواهان ایرانستانی کردن ایران را هدف غائی خود دانسته اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;">2- از سویی دیگر، متلاشی کردن یا ترامپیزه کردن اروپا نیز هدف دیگر کسان است. <span style="color: #ff0000;">پوتین و ترامپ، هر یک به نوعی خواستار فروپاشی اتحادیه اروپا هستند و یک اروپای متلاشی شده و مشغول به خود را به یک اروپای متحد ترجیح می دهند.</span> واکنش به این حمله‌ی گازنبری از سوی مسکو-واشنگتن را در کنفرانس امنیتی مونیخ دیدیم: ظاهر شدن آلمان با بالاترین سطح از اعتماد به نفس. در میان بسیاری از کارشناسان، ایجاد یک ارتش دفاعی اروپائی و جایگزین کردن گام به گام ناتو، دیگر نه یک رویای دوردست، که یک ضرورت امنیتی تلقی می گردد و ما هر روز صداهای بیشتری را می شنویم که فصل مشترک شان چنین است: <span style="color: #ff0000;">اروپا باید از خود هم در برابر روسیه و هم در برابر آمریکا دفاع کند. ما این فرایند مهار دو سویه را استقلال مضاعف اروپا نام نهاده ایم: استقلال انرژیکی از روسیه، از طریق ایجاد کُریدوری انرژیکی به سوی ایران، و استقلال امنیتی از آمریکا، از طریق ایجاد یک ارتش دفاعی اروپائی.</span></p>
<p style="text-align: justify;">3- درک معنی لو رفتن مایکل فلین، به عنوان جاسوس روسیه، که همزمان ماموریت حمله به ایران را بر عهده داشت بسیار حائز اهمیت است. با توجه به این که کشورهای عربی چیزی جز پمپ بنزین‌های آمریکا نیستند و نفت و گاز عربی، نفت و گاز آمریکائی به شمار می آید، پوتین و ترامپ طی یک سری رایزنی‌های مفصل و گسترده که میان تیم هر دو طرف رخ داد و مدت‌ها به طول انجامید، به یک توافق مهم و بسیار اساسی در تقسیم جهان دست یافته بودند، با مواد و بده بستان‌های زیر: <span style="color: #333399;">الف) پذیرش روسی بودن کریمه از سوی آمریکا ب) پذیرش احداث تُرک-استریم و سیادت انرژیکی روسیه بر اروپا پ) متلاشی کردن اتحادیه اروپا و بازگشت به دوره‌ی دولت-ملت و ایجاد شکاف‌های ملی و اقتصادی و فرهنگی میان دول اروپائی و پیشگیری از ایجاد یک ابرقدرت متحد در قاره‌ی سبز ت) حمله‌ی آمریکا به ایران و سکوت روسیه ث) تقسیم منابع انرژیکی ایران میان آمریکا و روسیه پس از تجزیه‌ی کشور ج) وابسته کردن کل جهان به انرژی روسی-آمریکائی. متحقق شدن این پروژه هم چین و هم اروپا را تبدیل به برده‌های انرژیکی روسیه و غرب خواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;">4- با لو رفتن فلین این طرح هم اینک با شکست مواجه شده و بچه سر زا رفته است. بنابراین حمله‌ی مستقیم آمریکا به ایران جای خود را به یک محاصره‌ی عربی-ترکی-اسرائیلی-آمریکائی داده است و کسان نیاز به چلبی‌های ایرانی دارند؛ و این همان لحظه ای ست که از آن ذیل داغ کردن خر برای رضا پهلوی یاد کرده ایم. رضا پهلوی یکی از مهره‌های چندگانه‌ی واشنگتن و همپیمانان عرب و جهود اش برای موزائیکی کردن ایران است، مهره‌های دیگر گروه‌های موسوم به هویت طلب می باشند. در کنار شان، مجاهدین خلق، رسانه‌های نامداری چون بی بی سی، من و تو، صدای آمریکا و امثالهم که باید فضای فکری جامعه برای پذیرش &#8220;آزادی ملل تحت ستم&#8221; را فراهم آورند.</p>
<p style="text-align: justify;">اینک رفتن فلین، اگر چه پروژه‌ی پوتین-ترامپ را، که ما از آن زیر ترامپوتینیزه کردن ایران یاد می کنیم، خنثی کرده است، لیک این امر به هیچ وجه به این معنی نیست که کسی همگن او و حتا تند و تیزتر از او جایگزین اش نشود. ما می دانیم آن چه که در آمریکا به وفور پیدا شود مخالفان اصولی با موجودیت ایران و ایرانی است. هم از این رو، اگر هم کسانی چون جان بولتون یا مایکل لدین جایگزین او نگردند، همجنم‌های ایشان بسیارند و ما باید آماده‌ی بدترین‌ها باشیم.</p>
<p style="text-align: justify;">5- روسیه تلاش خواهد کرد خود را به موش مردگی و ندانم کاری زند. لیک، روسوفیل‌های توده ای-مسلمان را که کنار نهیم، در محافل امنیتی تهران همه به خوبی می دانند که روسیه در تمام عروسی‌ها می رقصد و کوچکترین اعتماد اصولی ای به مسکو نه توان کرد. چیز عجیبی نیز نیست: <span style="color: #ff0000;">ما در دوران گذاریم و کلا در شرایطی قرار گرفته ایم که در سراسر جهان همه علیه همه شوریده اند. نه دیگر اروپا می تواند به همپیمانی چون آمریکا اعتماد کند، نه روسیه به چین و بلعکس، و نه هیچ کس به هیچ کس دیگر. در درون خود کشورها نیز همین گونه است: گروه‌های رقیب که تا به دیروز یکدیگر را تحمل می کردند، تبدیل به گروه‌های دشمن و مخاصمه‌گری شده اند که گاه تا پای نابودی کامل هم پیش می روند.</span> نبرد کنونی میان دمکرات‌ها و جمهوری خواه‌های آمریکا چیزی جز یک جنگ تا پای مرگ نیست. در فرانسه همین رابطه‌ی خصمانه را میان حزب جبهه‌ی ملی ماری لوپن و احزاب سنتی می بینیم. هم در بعد بین الملل و هم در بعد داخلی، هر کس می کوشد گلیم خویش از آب برون کشد و در میان مدت و تا پیش از برقراری نظمی نوین، امور به همین منوال پیش خواهد رفت. مناسبات دائم خشن‌تر و خصمانه‌تر می شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">6- همان‌گونه که هماره گفته ایم، <span style="color: #008000;">یک کودتای آریائی از سوی آریاگرایان مخفی داخل سپاه و ارتش می تواند تمامیت بازی را هم در ایران و هم در جهان وارد فازی دیگر کند.</span> لیک تا پیش از وقوع این حادثه‌ی جهان-گردان، حادثه ای که سد در سد رخ خواهد داد، تهران در همین ترکیب لرزان کنونی جهودی-اسلامی اش نیز راهی ندارد جز تکیه‌ی هر چه بیشتر به بازوهای نظامی اش. <span style="color: #ff0000;">روحانیت پایه‌ی اجتماعی ندارد و روشنفکری نیز جز ستون پنجم غرب نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;">سراسر بازی در ایران، و این واقعیتی ست که هیچ یک از نیروهای موجود در صحنه جز بازیابی ایرانشهری درک نکرده است، از فردای پیروزی فتنه‌ی 57، یکبار برای همیشه از دست نیروهای موسوم به روشنفکری به در آمده است و <span style="color: #ff0000;">ما با هر گام که پیش می رویم، نظم حاکم بر ایران نظامی‌تر می شود و قدرت خشثره‌ها بیشتر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">ضعف روشنفکری، همزمان ضعف روحانیت نیز هست، چرا که این دو نیرو دو بال یک پرنده اند. هژمونی همه جانبه‌ی نیروهای نظامی که با گذشتن هر روز از بهمن 57 بر آن افزوده شده است، امروز به گونه ای ست که هیچ یک از طرح‌های موزائیکی کردن ایران که طرح برنارد لویس نامدارترین اش است، بدون متلاشی کردن سپاه و ارتش میسر نیست و این نیز، جز با حمله‌ی مستقیم آمریکا به ایران و سکوت همزمان روسیه نمی تواند متحقق شود. هیچ کشور دیگری در میان آرزومندان، زور رویاروئی نظامی با ایران را ندارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;">7- در همین راستا، هر گونه اختلاف میان روسیه با آمریکا بر سر تقسیم ایران، اتفاقی که اینک با لو رفتن فلین رخ داده است، به معنی ادامه‌ی حیات ایران است. به عبارت دیگر، <span style="color: #0000ff;">فاش شدن جاسوسی فلین و خنثی شدن ترامپوتینیزاسیون ایران و اروپا، به معنی بیرون آمدن هم ایران و هم اروپا از دام مرگ است.</span> در مورد ایران: هیچ یک از تلاش‌های کسان برای نا امن کردن کشور از طریق عناصر فوق الذکر، هم اگر همراه با سخت‌ترین تحریم‌های اقتصادی شوند، نمی توانند به نتیجه‌ی مطلوب ایشان، یعنی فروپاشی کشور بینجامند.</p>
<p style="text-align: justify;">لیک هم عرب‌ها و هم ترک‌ها و هم اسرائیلی‌ها و هم آمریکائی‌ها، و مسلما عوامل ایرانی نمای شان چون رضا پهلوی و دیگر همگنان، دارای این توهم و آرزو هستند که از طریق ایجاد ناامنی و تحریم، که باید با قرار دادن سپاه در فهرست گروه‌های تروریستی بُعدی جدید به ماجرا دهد، می توانند به هدف شان برسند. لیک چنان که گفتیم، اگر چه از تهران بوی کباب برخاسته است، لیک آن چه که داغ می کنند گوشت خر است. کسان کور خوانده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پوتین-گیت، زمانی که جاسوس‌های کاخ سفیدی پوتین لو می روند! / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/951126/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 Feb 2017 00:00:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[جستارهای مهم]]></category>
		<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[پوتین]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپوتینیسم]]></category>
		<category><![CDATA[چپ‌های جهانی]]></category>
		<category><![CDATA[راست‌های جهانی]]></category>
		<category><![CDATA[کودتای آریائی]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1925</guid>

					<description><![CDATA[1- آن چه را که امروز در سطح جهانی با آن روبروئیم و چه بسا از آن رو که آمریکا و روسیه دو قطب مشترک آن را پدید می آورند، پس از سقوط ترامپ دیگر هرگز بدین گونه تکرار شدنی نباشد، می توانیم نوعی «استبداد دمکراتیک» به نامیم که به پیدایش «مستبدهای مردمی» و یا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">1- آن چه را که امروز در سطح جهانی با آن روبروئیم و چه بسا از آن رو که آمریکا و روسیه دو قطب مشترک آن را پدید می آورند، پس از سقوط ترامپ دیگر هرگز بدین گونه تکرار شدنی نباشد، می توانیم نوعی «استبداد دمکراتیک» به نامیم که به پیدایش «مستبدهای مردمی» و یا «مستبدهای پوپولار» انجامیده است. افرادی چون پوتین، ترامپ، اردوغان، ماری لوپن و نمونه‌های دیگرشان، مستبدین دمکراتیک و پوپولاری هستند که تا پیش از این با یک چنین تراکمی وجود نداشتند. برلوسکونی را بتوان پیش‌قراول این پدیده به شمار آورد. لیک آن چه که نمونه‌ی ترامپ یا ماری لوپن را بیش از هر چیز خطرناک می کند، افزوده شدن فاشیسم و راسیسم به گفتمان سیاسی از سوی اینان است.</p>
<p style="text-align: justify;">ما اگر نظم نوین جهانی را به دو بال بخش کنیم، <span style="color: #0000ff;">افرادی چون کلینتون یا اوباما چپ‌های جهانی به شمار می آیند</span> و <span style="color: #ff0000;">مردمانی چون ترامپ، ماری لوپن یا بنیامین نتانیاهو، نمایندگان بال راست آن.</span> <span style="color: #0000ff;">چپ‌های جهانی انترناسیونالیست اند،</span> <span style="color: #ff0000;">راست‌های جهانی، راسیست اند.</span> <span style="color: #0000ff;">چپ‌ها، زیر لوای دمکراسی پیش می روند،</span> <span style="color: #ff0000;">راست‌ها، زیر لوای ناسیونالیسم و پاتریوتیسم.</span> <span style="color: #ff0000;">نکته‌ی دیگری که راست‌های جهانی را خطرناک‌تر از چپ‌هایی چون کلینتون می کند، تاکید و پای‌فشاری شان بر روی منفجر کردن واحدهای جغرافیائی است که ما آن را در &#8220;خاورمیانه‌ی بزرگ&#8221; جرج بوش تجربه کردیم.</span> <span style="color: #0000ff;">چپ‌ها تنها زمانی دست به تغییر مرزها می زنند که دیگر از هیچ راه دیگری نتوانند به تامین اهداف شان دست یابند،</span> <span style="color: #ff0000;">لیک برای راست‌های جهانی متلاشی کردن واحد‌های جغرافیائی یک هدف فی النفسه است، بنابراین حمله به کشورها و موزائیکی کردن جهان ابزار نیست، آماج است.</span> <span style="color: #0000ff;">برای چپ‌ها &#8220;دخالت دمکراتیک&#8221; ابزار است، آهنگ نیست.</span> از همین رو ما می بینیم که چپ جهانی وقتی شاه را می اندازد و خمینی را می آورد و به کمربند سبز اش دست می یابد، در همان جا توقف می کند، لیک راست‌های جهانی که با ریگان قدرت می گیرند از همان آغاز پای تغییر مرزها و تکه تکه کردن کشورها می روند، حمله‌ی صدام به ایران نمونه ای از این دست بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">این چنین، بالکانیزه کردن کل جهان، که چین و روسیه را نیز دربرمی گیرد، هدف راست‌های جهانی است. این‌ها معتقدند تنها از این طریق است که می توان یک حکومت واحد جهانی با ریاست جهودها و مسیحیان صهیونیست به وجود آورد.</span> <span style="color: #0000ff;">چپ‌های جهانی نیز همین حکومت را مقصد خود می دانند، لیک تکه تکه کردن کشورها را لزوما نه، آن را فقط در موارد خاص انجام می دهند و جدا از این، به جای توسعه‌ی فاشیسم نژادی، نوعی دیگر از فاشیسم را گسترش می دهند که باید آن را <strong>فاشیسم نژادی معکوس</strong> نامید:</span> <strong>مخالفت با هر نوع نژاد و ملیتی</strong>. <span style="color: #0000ff;">دیکسورس شان را می شناسیم و <strong>روشنفکری آریائی ستیز ایرانی نماینده‌ی همین دیسکورس است</strong>.</span></p>
<p style="text-align: justify;">2- با لو رفتن مایکل فلین که برای مسکو جاسوسی می کرد، نفوذ پوتین در کاخ سفید که هیچ کرملینی ای پیش از او از چنین نفوذی برخوردار نشده بود، دچار خدشه ای بزرگ شده است. پوتین بازی بزرگی را باخته است که پیامدهای گسترده ای خواهد داشت. محافل امنیتی واشنگتن انتقام سختی از او و مسکو خواهند گرفت. ماجرای فلین نشان داد که کاخ سفید تبدیل به بازیچه‌ی دست تزار کرملین شده است. پوتین واشنگتن را در برابر چشمان جهان تحقیر کرد. او توانست با هزاران هزار کاربر اینترنتی اش، یعنی با یاری پوتین بوی‌ها و پوتین گیرل‌های اش، و نیز با کمک ویکی لیکس و ژولین آسانژ که عملا تبدیل به رسانه‌ی رسمی کرملین شده است، فضای رسانه ای جهان را علیه کلینتون و چپ‌های جهانی بشوراند. مسلما کثافت کاری‌های جنسی-مالی چپ‌ها و نیز دشمنی کورشان با هر نوع میهن پرستی باعث شد تا پاره‌های بزرگی از مردم اروپا و آمریکا هر دروغی را که پوتینیست‌ها و ترامپیست‌ها به خوردشان دادند باور کنند و در برابر، پوتین و ترامپ تبدیل به نمادهای مردانگی و میهن پرستی شدند. ما این پیروزی را پیروزی «ترامپوتینیسم» می نامیم، پیروزی راست‌های انگلوساکسون جهانی که پوتین می کوشد به عنوان نیروئی غیر خودی با آن‌ها وارد یک همکاری بنیادین شود. آن چه که پوتین برای ارائه کردن دارد در درجه‌ی نخست ایران است. <span style="color: #960000;">با جبهه ای که می بایست علیه ایران درست می شد، یعنی جبهه‌ی آمریکا-اسرائیل-اعراب-ترکیه-روسیه (روسیه نخست در پشت پرده)، و مایکل فلین می بایست اجرا کننده‌ی آن باشد، ایران وارد یک فاز جدید بی ثبات سازی و سپس حمله و فروپاشی می شد. با کنترل منابع نفتی ایران از سوی آمریکا و روسیه، یعنی همان دیل بزرگی که میان پوتین و ترامپ بسته شده است، کل منابع انرژی جهان به دو بخش تقسیم می شود: منابع آمریکائی، چرا که عرب‌ها چیزی جز پمپ بنزین‌های آمریکا نیستند، و منابع روسی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #960000;">در صورت وقوع چنین رخدادی هم چین و هم اروپا به بردگان بی برو برگرد روسیه و آمریکا تبدیل می شوند. لیک با سقوط مهره‌ی مرکزی ای چون فلین که بی شک رهبر فکری اش، مایکل لدین نیز دیگر از هیچ نفوذی در کاخ سفید برخوردار نخواهد بود، این طرح تقسیم جهان به دو قطب آمریکائی-روسی، یعنی ترامپوتینیسم، با شکست روبرو شده است.</span> بچه سر زا رفت! شکی نیست که فردی چون تیلرسون نیز، که او نیز نماینده‌ی همین خط فکری است و از نزدیکان پوتین به شمار می آید، دیگر نمی تواند آن گونه که باید آزادی عمل داشته باشد. دشمنان ترامپ و پوتین، فلین را تخلیه‌ی اطلاعاتی خواهند کرد و این امر می تواند حتا تا سقوط زودهنگام دولت ترامپ نیز پیش رود. از سوی دیگر، امکان بد شدن رابطه‌ی پوتین و ترامپ نیز هست، لیک این بستگی به این دارد که مدارک پوتین از ترامپ از چه جنمی باشند و ترامپ تا چه اندازه زیر فشار مسکو قرار داشته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">3- از روزن منافع تمدنی ایرانشهر، سقوط فلین که مامور تحقق حمله به ایران شده بود، یک هدیه‌ی آسمانی و پیشکش اهورامزدا به مردمان آریائی است. جاسوس‌های پوتین در کاخ سفید لو رفته اند، مسلما جاسوس‌های او در تهران، که شمارشان بارها بیشتر است، نمی توانند از این رویداد خرسند باشند، لیک در ایران ما به جز جناح فراماسون‌های انگلوساکسون (اصلاح طلب‌ها) و پوتینیست‌های روسوفیل (اصول گرایان)، آریائیان پنهان را نیز داریم و این‌ها اینک می توانند آسودگی خاطر بیشتری داشته باشند و جای خود را مستحکم‌تر کنند و حماسه‌های بیشتری چون حماسه‌ی 7 آبان تدارک ببینند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #960000;">خوابی که پوتین برای ایران دیده بود بسیار وحشتناک بود، تعبیر نشدن این خواب طبیعی ست که جای خشنودی دارد و تهران امروز می تواند هم در سوریه و هم در عراق و یمن قدرت مانور بیشتری داشته باشد.</span> <span style="color: #ff0000;">مسلما این نیز روشن است: نجات ایران، در حالی که متفکران آریائی در داخل و خارج شبانه روز کار خود را می کنند، با کار روشنفکرانه انجام پذیر نیست، صرفا راه حل سپاهی-لشکری دارد. پس تا زمانی که یک کودتای آریائی رخ ندهد و اداره‌ی امور از دست نظامِ مافیائیِ جهودی-اسلامی-بهائیِ آخوندها-روشنفکرها به درنیامده و به دست آریائیان بازنگردد، امنیت و آرامش و رفاه به ایرانزمین برنخواهد گشت.</span> ایران باید یکبار برای همیشه از حالت توپ بازی بودن میان روس‌ها-انگلوساکسون‌ها به درآید، و این، تا زمانی که مافیای اسلامی-جهودی-بهائی-روشنفکری بر حیات فکری و سیاسی ایرانزمین حاکم است، میسر نشود. <span style="color: #008000;">بازیابی ایرانشهری، یعنی بازیابی سنت زرتشت و کوروش تحت یک نظام سیاسی آگاتوکراتیک (فرمانروائی امر نیک)، یگانه راه برون رفت از بن بست تمدنی 1400 ساله‌ی موجود است.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فواید و خطرات ترامپ از روزن آریائی، بررسی ای فشرده / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/951103/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Jan 2017 00:00:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[کاخ سفید]]></category>
		<category><![CDATA[کودتای آریائی]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<category><![CDATA[نتانیاهو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1825</guid>

					<description><![CDATA[اینکه رئیس جمهوری آمریکا از آغازین روز ورود اش به کاخ سفید، &#8211; حتا نام این کاخ نیز از کاخ تیسپون گرفته شده است که کاخ سفید نام داشت-، تبدیل به منفورترین شخصیت سیاسی قرن بیست و یک گردد، امری نیک است. آمریکا بی هیچ تردیدی بزرگ‌ترین دشمن تاریخی ماست و هیچ کشوری چون آمریکا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">اینکه رئیس جمهوری آمریکا از آغازین روز ورود اش به کاخ سفید، &#8211; حتا نام این کاخ نیز از کاخ تیسپون گرفته شده است که کاخ سفید نام داشت-، تبدیل به منفورترین شخصیت سیاسی قرن بیست و یک گردد، امری نیک است. آمریکا بی هیچ تردیدی بزرگ‌ترین دشمن تاریخی ماست و هیچ کشوری چون آمریکا در فتنه‌ی 57 و آوردن خمینی، جهودی از کشمیر، نقش بازی نکرد. جدا از این رویداد، آمریکا به مثابه‌ی تجسم اسکندریسم ابراهیمی و رهبر جهان غرب، که اسلام نیز جزوی از آن است، برایندی از تمامی انحرافات فکری و سیاسی و اقتصادی جهان غرب است. ما در آمریکا با یک امر سرطانی و یک خرچنگ بزرگ روبروئیم. کشوری که بر روی جنازه‌ی ملیون‌ها سرخپوست بنا شده است، سرخپوست‌هایی که امروز در رزروات محبوس اند. آمریکا، به همان میزان که بزرگ‌ترین دمکراسی جهان است، به همان میزان نیز فاسدترین کشور تاریخ است. این امر به ترامپ، که نماینده‌ی طبقه‌ی سفیدپوست و بخشی از مافیای اسرائیل است ربطی ندارد، او صرفا صورت بی نقاب سیستمی ست که تا به امروز توانسته بود در بازیگران قهاری چون اوباما یا کلینتون چهره‌ی کریه خود را پنهان کند.</p>
<p style="text-align: justify;">این‌ها خوب است و نشان از همان چیزی دارد که از بیش از ده سال پیش تا کنون پایان نظم آمریکائی نامیده ایم. آمریکا محکوم به فروپاشی است، هم سیاسی، هم اقتصادی و هم جغرافیائی. کشوری است که با دزدی و استثمار منابع دیگر مردمان سر پا نگه داشته شده است و امروز دچار گسل‌هایی ست که یکی از دیگری دهشتناک‌تر اند: گسل نژادی، گسل دینی، گسل سیاسی، گسل ایدولوژیکی، گسل جنسیتی. ترامپ تمامی این گسل‌ها را عمیق‌تر خواهد کرد و دشمنان اش، که آن‌ها نیز بخشی از همان سیستم و مافیای مذکور اند، به او بیشترین کمک‌ها را خواهند کرد. به دیگر سخن، ما با یک دینامیسم فروپاشی روبروئیم. آتوماتیسم معیوبی که هیچ کس خواهان آن نیست، لیک همه حامل آنند.</p>
<p style="text-align: justify;">آن چه که مربوط به ایران امروز است: ترامپ نماینده‌ی دست راستی‌های اسرائیلی است. ما از سوی دیگر، حاکمان جهودتبار و بهائی‌تبار داخل ایران را داریم که همراه با مسلمان‌ها کشور را تحت اشغال خود دارند. این که دو نیروی اسلامی-جهودی با یکدیگر بجنگند برای ما بی اهمیت است، لیک فاجعه زمانی رخ می دهد که این نبرد در زمین ایرانشهر رخ دهد، و این درست همان چیزی ست که ما با آن روبروئیم. نتانیاهو می تواند از موقعیت استفاده کند و نبردی مستقیم علیه ایران راه اندازد. ترامپ با تمام وجود دشمنی خود با ایران را بیان کرده است: او در ظاهر از نظام اسلامی سخن می گوید، لیک ما می دانیم که منظور او و کسانی چون نتانیاهو چیست: نظام اسلامی بهانه است، کل ایران نشانه است. این وضعیت خوبی نیست. <span style="color: #ff0000;">از سوی دیگر، این را نیز می دانیم که یک کودتای ضد آخوندی در ایران از سوی بخش‌های آریائی سپاه و ارتش جلوی هر گونه تعرض از سوی مافیای نتایاهو-ترامپ را خواهد گرفت و دست جنرال‌های جنگ‌طلب و وزیر دفاع ایران‌ستیز جدید را در پوست گردو خواهد گذاشت. </span><span style="color: #ff0000;">بر این پایه، جلوی حرکت نامترقبه‌ی نتانیاهو را صرفا یک حرکت نامترقبه‌ی دیگر می تواند بگیرد. در این راستا، قتل هاشمی رفسنجانی می تواند نشانه ای باشد در این جهت: این که بخشی از نیروهای امنیتی در تهران دارند خود را برای شرایط بسیار بغرنجی آماده می کنند. در نهایت، آریائیان یک راه بیش ندارند و آن، بی شک راه روشنفکرانه نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;">*</p>
<p style="text-align: justify;">ورود مسلمان‌ها به کاخ سپید:</p>
<p style="text-align: justify;">&#8221; نمایان شدن کاخ سپید خسرو در بَهرسیر ( = به اردشیر، بسج. با یادگار دانشمند بزرگ زرتشتی ابن خرداد به اندر المسالک الممالک، ب. 7: &#8220;کورة استان اردشیر بابکان خمسة طساسیج: 1. طسوج بهرسیر&#8230;&#8221;) :مسلمانان چون به بهرسیر درآمدند، کاخ سپید بر ایشان نمایان گردید (&#8212;&gt; کاخ چیون بزرگ بودستی که ایواز با ادینشن به شهر به چشم کسان رسیدستی). ضِرار خطّاب گفت: الله اکبر، این همان است که خدا و پیمبر اش نوید داده اند: کاخ سپید خسرو! (پس محمد و الله اش نوید تاراجیدن زمین پارسیان و کاخ شاهان اش را داده بوده است). سوگند که تا بامدادان تکبیر گفتند (!). آن پارسی که زینهار خواسته بود، به مسلمانان گفت: چندان در میان شان به داشته اید که [از زور گرسنگی] سگ‌ها و گربه‌ها را خورده اند. سعد، آنک که در بهرسیر فرود آمده بود – بهرسیر نشیمن خسرو بود- در جست و جوی کشتی بود تا سپاه را از آب به گذراند و به شهرِ دور ( = مدینة القُصوی؛ بسج. با شهر نزدیک: «مدینة الدّنیا»، که همان به اردشیر است) رساند&#8230;. همبسته‌ی سعد به هنگام گذشتن از دجله، سلمان پارسی بود (که امروز می دانیم جهودی پارسیگ زبان بود). وی پیک تازیان بود. ترزبان بود. سخن تازی را پارسی و سخن پارسی را تازی می کرد&#8230;. سپاهیان پارسی همچنان بر کناره‌ی دجله می جنگیدند که یکی بیامد و به آنان گفت: بر سر چه می جنگید؟ چه را خود را به کشتن می دهید؟ در مداین کسی نه مانده است&#8221; (تجارب الامم، I 332-35).</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
