<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>فریدون &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<atom:link href="https://iranshahrig.com/tag/%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<description>خانه راستی، نیکی و زیبایی؛ خانه بازیابان ایرانشهر</description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Dec 2016 14:59:41 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/02/cropped-Logo2-32x32.png</url>
	<title>فریدون &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>پنجم دی ماه و مرگ زرتشت / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/931005/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Dec 2014 13:56:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخ و فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[اهریمن]]></category>
		<category><![CDATA[اهورامزدا]]></category>
		<category><![CDATA[اورمزد]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[سیاوش]]></category>
		<category><![CDATA[شاهنامه]]></category>
		<category><![CDATA[فردوسی]]></category>
		<category><![CDATA[فریدون]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1707</guid>

					<description><![CDATA[عدم گریه و زاری نه کردن برای مرگ یکی از ویژگی های ایرانیان بود. در سنت مغان مفاهیمی چون مرگ و رنج و درد و بیماری، برایندی بودند از وجود اهرمن؛ در کل، بدی، ساخته ی اهرمن بود و اورمزد شادی را با کمک سپهر و از دل آسمان برای این آفرید که انسان و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">عدم گریه و زاری نه کردن برای مرگ یکی از ویژگی های ایرانیان بود. در سنت مغان مفاهیمی چون مرگ و رنج و درد و بیماری، برایندی بودند از وجود اهرمن؛ در کل، بدی، ساخته ی اهرمن بود و اورمزد شادی را با کمک سپهر و از دل آسمان برای این آفرید که انسان و خلقت اهورائی اش بتواند به کمک شادی به نبرد مرگ و تجلی های اهرمن برود؛ بنابراین اشاراتی چون &#8221; و اورمزد مرد را آفرید و شادی را برای مرد آفرید&#8221; که داریوش بدان ارجاع می دهد، اشاراتی یزدان شناختی هستند و بسیار عمیق تر<span class="text_exposed_show"> از آن که بتوان در شاد وارگی صرفا زمینی و مدرن امروزی فروی شان کاست. شادی ای که داریوش از آن سخن می گوید شادی ای وجودی است و تخته ی پرشی برای رویاروئی با مرگ.</span></p>
<div class="text_exposed_show">
<p style="text-align: justify;">فولکلور ایرانشهری بر این باور بود که گریه و اشک ریختن موجب سختی گذر از گیتی به جهان مینو می شود و از این رو، گریستن را امری اهرمنی می دانستند؛ این درست وارونه ی سنت سامی بود، که گریستن و مویه کردن و خاک بر سر ریختن و مراسم مشابه یکی از ستون های فرهنگی آن به شمار می رفت و امروز نیز بر ایرانیان چیره شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">تنها مورد شیون نزد آریائیان مراسمی بود که به سوگ سیاووشان معروف است. نکته ی دارای اهمیت در این باره جنبه ی خدائی و کهکشانی این مراسم است. سیاوش، اگر لحظه ای فرایند راسیونالیزه کردن امور از سوی فردوسی را به فراموشی سپریم، درست چون شخصیت هایی چون گرشاسب، سام، کی کاووس و امثالهم، یک خدا است و نه یک انسان.</p>
<p style="text-align: justify;">درگیری های کی خسرو و افراسیاب، که این دومی تبدیل به ماهی می شود و در چیچست شیرجه می زند، اموری کیهانی هستند و به هیچ روی به مسائل انسانی فروکاستنی نیستند. فردوسی کلیت استوره های آریائی را به نازل ترین وجه آن، یعنی امور زمینی فروکاست و برای مثال، از فریدون، که یک خدا است و وقتی فین می کند کوه و صخره از بینی اش فرو می افتد، یک شاه معمولی و والامقام را برمی سازد و رستم را، تبدیل به یک جوانمرد می خواره ی زمینی می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">خیر، چنین چیزی نیست، فردوسی تا حدود زیادی چشم مینوئی فرهنگ ایرانشهری را کور کرده است و در این بستر، مراسم سوگ سیاوش را نیز باید در همان چارچوب کیهانی اش دید. جز این، ما نشانه ای از گریه و زاری آریائیان نداریم و رنگ سیاه نیز که امروز به علت غلبه ی سامی ها تبدیل به رنگ عزا داری و سوگ شده است، نزد ایرانیان رنگ جنگ و نبرد بود. به هنگام جنگ سیاه می پوشیدند و به هنگام سوگ واری، سپید! امور امروز مغلوبه شده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">نکته ی پایانی این که تنها فردی که لقب اشوئی گرفته است [اشا و یا ارته، که برای نمونه در مفاهیمی چون اردشیر و یا در نام جای شهر اردبیل آن را داریم، یکی از بزرگ ترین خدایان آریائی است] زرتشت است و ما فقط به زرتشت است که اشو زرتشت می گوئیم. و نیز او تنها کسی است که «یشت فروهر» نامیده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">یاد و نام اش گرامی باد</p>
</div>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
