<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوشیانت &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<atom:link href="https://iranshahrig.com/tag/%d8%b3%d9%88%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<description>خانه راستی، نیکی و زیبایی؛ خانه بازیابان ایرانشهر</description>
	<lastBuildDate>Thu, 18 Apr 2024 15:04:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/02/cropped-Logo2-32x32.png</url>
	<title>سوشیانت &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>سوشیانس / ابراهیم پورداوود</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-books/saoshyant/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Nov 2016 01:16:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کتاب‌های الکترونیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نسک‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اوستا]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[پورداوود]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود آثار ابراهیم پورداوود]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[سوشیانت]]></category>
		<category><![CDATA[سوشیانس]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب الزمان]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب زمان]]></category>
		<category><![CDATA[منجی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1546</guid>

					<description><![CDATA[نَسک شناسی سوشیانت یا سوشیانس یا استوت ارت (سودرسان، دانا) به عنوان رهایی بخش است که در دین زرتشت یا مزدیسنا منجی نهائی زمین بشمار می‌رود. کلمه «سوشیانس» که از ریشه «سو» به معنی سودمند است، در اوستا سئوشیانت (Saoshyant) آمده و در پهلوی به اشکال گوناگونی چون: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوشیوس یا سیوشوس آمده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3 style="text-align: justify;">نَسک شناسی</h3>
<p style="text-align: justify;">سوشیانت یا سوشیانس یا استوت ارت (سودرسان، دانا) به عنوان رهایی بخش است که در دین زرتشت یا مزدیسنا منجی نهائی زمین بشمار می‌رود. کلمه «سوشیانس» که از ریشه «سو» به معنی سودمند است، در اوستا سئوشیانت (Saoshyant) آمده و در پهلوی به اشکال گوناگونی چون: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوشیوس یا سیوشوس آمده است. (به معنی «سودبخش» یا «سودرسان» و در معنای گسترده, «رهاننده» یا «رهایی بخش» است.)</p>
<p style="text-align: justify;">در گاهان این صفت چند بار برای زرتشت آمده؛ اما در دیگر بخش‌های اوستا صفت یا عنوان هر یک از سه موعود زرتشتیان (اخوشیت ارت، اخوشیت نم, اَستَوت اِرِتَ) و بویژه سومین آنهاست که نام او «استوت ارت» (Astavt Eretah) است. (استوت ارت, هوشیدر و هوشیدر ماه) در کتب قدیم زرتشتی آمده که با ظهور این صاحب‌زمان زرتشتی جهان پر از عدل و داد کند و نظم نوینی برپا شود و ظلم و ستم از بین می‌رود. بعد از ظهور وی همه مردم متدین خواهند بود و دوستی و مهربانی را پیشه خود خواهند ساخت. و از آن جا که مردم، گوسفندکشی و گوشت‏خواری را به کنار می‏ گذارند نیروی آز کم می‏ گردد. برکت زیاد می‏ شود و گرسنگی از بین خواهد رفت.</p>
<p style="text-align: justify;">در زمان او سال ها ۳۶۵ روزه خواهند بود و کبیسه ندارند. به وسیله دعای سوشیانت، “دیو آشموغ” که نمادی از شرک و گمراهی و دروغ است خواهد مُرد و سوشیانت با کمک یاران خود به نبرد با اهریمن خواهد شتافت او پنج بار، یَشت می‌کند که در هر یَشت او، یک‏ پنجم اهریمنان، نابود خواهند شد. سوشیانت راه زرتشت را پیش می‌گیرد. در زمان او خوراک مردم، هفده‏ سال از گیاهان است و سی‏ سال از آب تغذیه می‏ کنند و ده سال نیز خوراک مردم، مینوی است. بعد از آن که سوشیانت، جهان را از نو کرد، فرشگرد (رستاخیز) انجام خواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">نسک حاضر را استاد پور داوود در نهم ماه ژوئیه ۱۹۲۷ راجع به سوشیانس، موعود مزدیسنا به نگارش درآورده‌اند.</p>
<p><strong>نسک را از اینجا دریافت کنید</strong><strong>:</strong> <span style="color: #0000ff;"><a style="color: #0000ff;" href="/wp-content/uploads/2016/11/Sushians-iranshahrig.com_.pdf">سوشیانس</a></span></p>


<pre class="wp-block-code"><code><object data="/wp-content/uploads/2016/11/Sushians-iranshahrig.com_.pdf" type="application/pdf" width="100%" height="1200px"></object></code></pre>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی به متونِ نخستین و پسینِ سُنتِ ایرانشهری / نریوسنگ گشتاسب</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/950307/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 May 2016 10:15:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بازیابان]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین و خرد]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفی]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[آفرینش]]></category>
		<category><![CDATA[اهریمن]]></category>
		<category><![CDATA[اهورامزدا]]></category>
		<category><![CDATA[خرد]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[سوشیانت]]></category>
		<category><![CDATA[سوشیانس]]></category>
		<category><![CDATA[شیعه]]></category>
		<category><![CDATA[هرمزد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1034</guid>

					<description><![CDATA[پیشگفتار در میان ادیان ابراهیمی و مذاهب جدا شده از آن؛ این تنها تشیع است که حامل بیشینه تفاسیر و مباحثات شفاهی و مکتوب از اصل خود، اسلام است. این اندازه تولید اندیشه را در هیچ یک از ادیان ابراهیمی و حتی در خود اسلام در حجاز نیز نمی توان دید، در بررسی عامل یا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2 class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">پیشگفتار</h2>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">در میان ادیان ابراهیمی و مذاهب جدا شده از آن؛ این تنها تشیع است که حامل بیشینه تفاسیر و مباحثات شفاهی و مکتوب از اصل خود، اسلام است. این اندازه تولید اندیشه را در هیچ یک از ادیان ابراهیمی و حتی در خود اسلام در حجاز نیز نمی توان دید، در بررسی عامل یا عواملی که باعث این اندازه گستردگی در تفسیر و تشریح اسلام در یکی از شاخه های آن شده است به خوبی می توان نقش موثر و یگانه ی اندیشه آریایی را دید.</div>
<p style="text-align: justify;">زمانی که صحبت از اندیشه آریایی می کنیم لزوما بدان معنی نیست که دارنده یا به صحنه آورنده آن، یک ایرانی و یا یک آریایی تبار بوده است، گرچه در بیشینه موارد اصیلترین و نابترین آن را می توان در یک آریایی تبار دید.</p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">براستی کدام به حقیقت نزدیکتر است، بهره گیری سامیان از آریاییانِ مغلوب و یا بهره گیری آریاییانِ به ناچار مغلوب، از تهی بودنِ ظرفِ اندیشه گری مهاجمانِ سامی تبار و پر کردنِ آن با اندیشه های التقاطی بر اساس باورهای آریایی؟</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">بی گمان اگر مهاجمان سامی بر شیوه سپهسالار فاتح خود (عمر) پیش می رفتند، صنعت چاپ هیچگاه با چنین رشدی مواجه نمی شد، و امروز مفهومی به نام &#8220;کتابخانه&#8221; اصولا در خاورمیانه و چه بسا اروپا وجود نمی داشت و شاید نیمی از جهانِ امروز به زبان سامیان مهاجم سخن می گفتند، گرچه در خود فلات مرکزی ایران لاجرم این ورود واژگان سامی رخ داد که البته ناگزیر بود و چه بسا هوش و ذکاوت نیاکان ما بود تا در برابر آنچه مهاجمان در سر می پروراندند، یعنی نابودی تمام و کمالِ نمودهای آریایی از زبان و اندیشه و اسطوره و فرهنگ، کمی از هر کدام را قربانی کنند تا به تمامی از دست نرود.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">با کمی تدقیق و در نگر گرفتن گستره پراکندگی آریاییان از چین تا اروپا، به روشنی می توان ردپای هوش و نبوغ آریایی را به واسطه قدمت و گستره وسیع فرهنگی، ادبی، اسطوره ای او؛ به عنوان تنها عاملِ بسیار موثر و منحصر بفرد، در تولید انبوه اندیشه هایی که لاجرم به جبر سیاسی در نخستین ادوار خلافت و سپس در ادوار بعدی، به فراموشی سپرده شدن و نیز نایابی نسخ ایرانی، به نامها و نمودهای مهاجمان سامی، الصاق می شدند، مشاهده کرد.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">آیا این شیوه ای بود که نیاکان ما ناگزیر برای بقا (در هر دو بعد حیات جسمانی-نژادی و حیات اندیشه گری) به کار گرفتند؟</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">در این میان بسیاری از مفاهیم عمیق آریایی با الصاق به مهاجمان و فرزندان ایشان، با تغییر نام های موصوف و کمی تغییر در ماهیت (اما همیشه نه آن مقدار که اصالت خود را از دست بدهند) دوباره با پوششی سامی جواز ورود به جهان آریایی را گرفتند، گر چه در ادامه، این مفاهیم آنچنان جهان شمول و پر قدرت بودند که راه خود را به جهانِ سامیان و غیر آریاییان نیز باز کردند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">به هر روی هدف از این مقدمه کوتاه این نیست که چرایی و یا چگونگی حضور اندیشه آریایی را در شگل گیری باورهای سامی (هزاره ها پیش از اسلام و یهود) و بالاندن و گستراندن آن در هزاره اخیر، بررسی کند، بلکه هدف آن است تا این پرسش را مطرح کند که:</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"><span class="_5yi_" style="color: #0000ff;"><em>آیا اکنون که امکان دسترسی به منابع دست اول سنتِ آریایی وجود دارد، زمان آن فرا نرسیده تا پتانسیل موجود در اندیشه آریایی که استوار بر ستونهای فرهنگی-ادبی-اسطوره ای برپا شده توسط نیاکانِ آگاه اوست، در خدمت بالاندن و گستراندن اندیشه های ناب ایرانشهری قرار گیرد و آنچه در هزاره اخیر از اندیشه و گفتار و کردار از التقاط با ساخته های اهریمنی تولید شده است، و شوربختانه به باور رسیده است، تا حد امکان بازآفرینی و پالایش شده و در اختیار نسل های بعدی قرار گیرد؟</em> </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">جستار زیر و نیز جستارهای آینده تلاشی است هر چند کوتاه و مختصر و چه بسا پر نقص، در جهت یافتن پاسخِ پرسش فوق.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<h3 class="_2cuy _50a1 _2vxb" style="text-align: justify;">تذکر</h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">قبل از ادامه بایسته است تا به اختصار به این موضوع بپردازیم که &#8220;گونه و نژاد&#8221; دو مفهوم کاملا متفاوت را در بر می گیرند، گونه اشاره به ماهیت چیستی یک آفریده دارد و نژاد اشاره به تغییرات عمیق و جهش های ژنتیکی دارد که به جبر طبیعت ایجاد شده است. تغییرات و جهش هایی که به عنوان مثال در مورد گونه انسان در طی یخبندان اخیر، که 22 هزار سال پیش آغاز شد و بیش از 10 هزار سال به طول انجامید، رخ داده است و به تولید نژادهای گوناگون منجر شده است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">در واقع تمامی انسانها از یک گونه اند؛ نژاد، آفرینشی متاخر است که جبر طبیعت در تولید آن نقش بسیار مهمی بازی کرده است. در این زمینه شاید توجه به یکی بودن گونه تمام سنگها در ابتدا و سپس تبدیل آنها به انواع مختلف (سنگ، آهن، طلا، مس، نقره و &#8230;) به واسطه نیروهای طبیعی، و نیز توجه به همین دگردیسی در جانوران و گیاهان، مفید واقع شود. البته این موضوع، بحث اصلی این جستار نیست و در زمانی دیگر به تفصیل به آن خواهیم پرداخت. (؟&#8230;)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"> ????</div>
<h2 class="_2cuy _509y _2vxb" style="text-align: justify;">بخش نخست</h2>
<h3 class="_2cuy _50a1 _2vxb" style="text-align: justify;"><a href="https://iranshahrig.com/bundahishn" target="_blank" rel="nofollow">بُندَهِش</a></h3>
<p>&nbsp;</p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">|تلفظ پارسی میانه آن Bun-dahisn است. این نامواژه از دو جزء bun به معنای بن و آغاز، و dahisn، برابر واژه دهش در فارسی، به معنای آفرینش، ترکیب شده است و در مجموع به معنای آفرینش آغازین است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">اما مطالب کتاب به هیچ روی به مساله آفرینش محدود نمی گردد و بخش عمده ای از آن به مسائل پایان جهان مربوط است، حتی در آن سخن از پیشگویی‌ها در میان است. نویسنده‌ی کتاب در آغاز سخن، چنین می گوید:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">زند آگاهی… درباره‌ی چگونگی آفریدگانِ مادی از بندهش تا فرجام است.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">در اینجا مناسب ترین معنا برای واژه “<a href="https://iranshahrig.com/bundahishn">بندهش</a>” که در مقابل “فرجام” به کار رفته، آفرینش آغازین است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">مطالب بندهش در مجموع، گردآوری و تالیف است نه تصنیف. فرنبغ خود در آغاز کتاب به بهره گرفتن از &#8220;زند&#8221; اشاره دارد و این نکته موید آن است که فرنبغ مطالب کتاب خود را عمدتا از متنهای زند، ترجمه های متنهای اوستایی، گرد آورده است. این استنباط را ذکر پیوسته &#8220;به بهدین آن گونه پیدا است&#8221;، &#8220;آن گونه در دین گوید&#8221;، &#8220;چنین گوید به دین&#8221; ، &#8220;در دین گوید&#8221; ، &#8220;این را نیز گوید&#8221; و &#8220;گوید&#8221; در سراسر کتاب، تقویت و اثبات می کند. واژه دین در تمام این موارد به معنای اوستا و زند است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">در واقع فرنبغ در اثر خود به تلفیق و تالیف آثاری گوناگون پرداخته است و از این تلفیق و تالیف دائره المعارفکی فراهم آورده است، عمدتا متکی بر مطالب اوستایی و ترجمه آنها به پهلوی.|</div>
<p><figure id="attachment_726" aria-describedby="caption-attachment-726" style="width: 323px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1.jpg"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="wp-image-726 " src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1-214x300.jpg" alt="bondahesh1" width="323" height="453" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1-214x300.jpg 214w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1-768x1077.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1-734x1030.jpg 734w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1-600x842.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1.jpg 1964w" sizes="(max-width: 323px) 100vw, 323px" /></a><figcaption id="caption-attachment-726" class="wp-caption-text">بُن دَهِش</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">&#8220;چون هُرمزد آفریدگان را بیافرید، زمانِ درنگِ خدای نخستین آفریده بود که او فراز آفرید؛ زیرا، پیش از آمیختگی، زمان، تماما بیکرانه بود و هرمزد، از آن زمانِ بیکرانه، کرانه مند را آفرید،{1} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">چون از آغازِ آفرینش که آفریدگان را آفرید تا به فرجام که اهریمن از کار بیفتد، به اندازه دوازده هزار سال است، که کرانه مند است. {2} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">سپس، به بیکرانگی بیامیزد و بگردد که آفریدگان هرمزد بپاکی با هرمزد جاودانه شوند. {3} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">چنین گوید در دین که زمان نیرومندتر از هر دو آفرینش است: {4} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">آفرینش هرمزد و نیز آنِ اهریمن. {5} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">زمان یابنده جریانِ کار است، {6} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">زمان از نیک یابندگان، یابنده تر است. {7} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">زمان از آگاهان، اگاه تر است. چنان که داوری به زمان توان کردن. {8} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">به زمان است که خانمان برافگنده شود. تقدیر، در زمان، آراسته فراز شکسته شود. {9} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>کس از میرندگان از او رهایی نیابد، نه اگر به بالا پرواز کند؛ نه اگر به نگونی چاهی کَنَد و در نشیند و نه اگر زیر چشمه آبهای سرد فرو گردد.&#8221; {بُن دَهِش؛ سرآغاز؛ 10}</strong> </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h2 class="_2cuy _3dgx _2vxb">1: اهورامزدا، اهریمن و جهان میانی</h2>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi- _5yi_"><strong>1-1: اورمزد (هرمزد-اهورامزدا)</strong> </span></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">هرمزد؛ پهلوی: اورمزد ohrmazd، اوستا: اهورامزدا ahura-mazda، نام خدای خدایان ایرانی است و به معنای خردِ کُل و همه آگاه، این واژ-نام را &#8220;سرور دانا&#8221; و &#8220;خداوند جان و خرد&#8221; نیز می نامند،</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اما آنچه در ادامه برای تعریف بیکرانگی و کران مندی در زمان و صفات به کار این مقاله خواهد آمد، همان معنای نخست است؛</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">هرمزد: &#8220;<em><span class="_5yi_">خردِ کُل و همه آگاه</span></em>&#8220;.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در بندهش مکان او را در روشنایی بیکرانه و نیز یکی از صفات او را &#8220;<em><span class="_5yi_">همه-آگاهی</span></em>&#8221; می یابیم:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>هرمزد فراز پایه، با همه-آگاهی و بِهی، زمانی بیکرانه در روشنی می بود.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">همه آگاهی، ترکیبی است به معنای دارای همه گونه آگاهی بودن.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">دومین صفتِ اورمزد که در بندهش با آن روبرو می شویم، بهی است، به معنای نیکی.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اورمزد نیکی مطلق و ناب است، و به واسطه ی این نیکی ناب، انسان و کلیت آفرینش نیز، که بدان «دام» گفته می شود، نیک است، آنچنان که روان آدمی و روان جانوران و گیاهان و زمین نیز نیک اند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">برای درک بهتر مفاهیمی که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد به ناچار، هرمزد (خردِ کل و همه آگاه) را به شکل دایره ای سپید در نظر می گیریم که لاجرم کرانمند تصویر شده است، اما باید در اندیشه خود &#8220;سپیدی بیکرانه&#8221; را تصور کنید. (شکل 1)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<p><figure id="attachment_1043" aria-describedby="caption-attachment-1043" style="width: 382px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light.jpg"><img decoding="async" class=" wp-image-1043" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-300x300.jpg" alt="(شکل 1) این سپیدی بیکرانه و ازلی و بی پایان، استوار بر &quot;خرد&quot; است، از جنسِ &quot;آگاهی&quot;، در بستر &quot;زمان&quot;." width="382" height="382" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-300x300.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-80x80.jpg 80w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-768x768.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-1030x1030.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-600x600.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light.jpg 1657w" sizes="(max-width: 382px) 100vw, 382px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1043" class="wp-caption-text">(شکل 1) این سپیدی بیکرانه و ازلی و بی پایان، استوار بر &#8220;خرد&#8221; است، از جنسِ &#8220;آگاهی&#8221;، در بستر &#8220;زمان&#8221;.</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">2-1: اهریمن (اهرمن- انگره مئینیو)</span></strong></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اهریمن؛ پهلوی: اهرمن ahreman، اوستایی: انگره مئینیو angra-mainyu، به معنای مینوی ستیزگر و دشمن است. در بندهش مکان او را در تاریکی و یکی از صفات او را، <span class="_5yi_">پس-دانشی</span> می یابیم:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>اهریمن در تاریکی، به پس دانشی و زدارکامگی، ژرف پایه بود. &#8230; که آن را تاریکی بیکران خوانند.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">|پس دانشی را می توان نقصان دانش، بیخردی، جهل مرکب دانست، شاید پس دانشی به معنای وقوف بر امری پس از وقوع آن باشد.|</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">برای درک بهتر مفاهیمی که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد، ساخته های اهریمن (بی خردی و پس دانشی ژرف) را به شکل خاکستری و نه سیاه، به تصویر می کشیم (؟&#8230;) (شکل 2):</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>اهریمن از تاریکی مادی، آن آفریدگان خویش را فراز ساخت: تبهکار، بِدان تنِ سیاه خاکستری &#8230;</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<p><figure id="attachment_1042" aria-describedby="caption-attachment-1042" style="width: 536px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1.jpg"><img decoding="async" class=" wp-image-1042" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1-300x164.jpg" alt="(شکل 2) این خاکستری کرانمند و متاخر و پایان پذیر، استوار بر &quot;پس دانشی&quot; است، از جنسِ &quot;دیر آگاهی&quot;، در بستر &quot;زمان&quot;." width="536" height="293" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1-300x164.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1-768x421.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1-1030x564.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1-600x329.jpg 600w" sizes="(max-width: 536px) 100vw, 536px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1042" class="wp-caption-text">(شکل 2) این خاکستری کرانمند و متاخر و پایان پذیر، استوار بر &#8220;پس دانشی&#8221; است، از جنسِ &#8220;دیر آگاهی&#8221;، در بستر &#8220;زمان&#8221;.</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
</div>
</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"> <span class="_5yi- _5yi_"><strong>3-1: آمیختگی:</strong> </span></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">|در اساطیر ایرانی جهان به سه بخش تقسیم می شود؛ جهانِ بَرین یا جهان روشنی که جهانِ هرمزد است، جهان زیرین یا جهان تاریکی که جهان اهریمن است و فضای تهی میان این دو جهان که در ادبیات پهلوی بدان تهیگی یا گشادگی می گویند.|</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">نیروهای هرمزدی و اهریمنی در این جهان میانی است که با یکدیگر روبرو می شوند و با هم در می آمیزند. آفرینش نیز در این جهان میانی شگل گیتیگ به خود می گیرد.</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>میان ایشان تهیگی بود که وای است، که آمیزش بدو است.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">تهیگی در واژ-مفهومِ خلاء، همان جهانِ میانی است. (؟&#8230;) (شکل 3)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<p><figure id="attachment_1040" aria-describedby="caption-attachment-1040" style="width: 409px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1040" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-300x300.jpg" alt="(شکل 3) آمیختگی و آفرینش جهانِ میانی" width="409" height="409" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-300x300.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-80x80.jpg 80w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-768x768.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-1030x1030.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-600x600.jpg 600w" sizes="(max-width: 409px) 100vw, 409px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1040" class="wp-caption-text">(شکل 3) آمیختگی و آفرینش جهانِ میانی</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">جهان میانی توسط جهان زِبَرین یا بالایی آفریده شده و در میانِ او جای دارد، برای اینکه این تودرتویی جهان ها و بالا بودن جهان روشنی در ذهن جای گیرد باید نموداری از زمان، از میان جهان بالا بیرون بکشید و جهان بعدی را در امتداد آن خط فرضی تصور کنید. (شکل 4)</div>
</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">
<p><figure id="attachment_1039" aria-describedby="caption-attachment-1039" style="width: 460px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1039" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-300x300.jpg" alt="(شکل 4) حلقه اتصال میان این 3 جهان، زمان است. (؟...)" width="460" height="460" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-300x300.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-80x80.jpg 80w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-768x768.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-1030x1030.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-600x600.jpg 600w" sizes="(max-width: 460px) 100vw, 460px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1039" class="wp-caption-text">(شکل 4) حلقه اتصال میان این 3 جهان، زمان است. (؟&#8230;)</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"></h3>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi- _5yi_"><strong>4-1: آگاهی؛ تفاوتِ میان روشنی و تاریکی، میان هرمزد و اهرمن</strong> </span></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">به جای تفاوت می شد از واژه &#8220;مرز&#8221; بهره برد که برای گوش و اندیشه مان که عادت کرده است همچون قواعدِ جهانِ میانی، میان هر دو چیز متفاوت مرزی بگذارد و آنها را یکسره از هم جدا کند، گویاتر می بود. اما استفاده از واژه مرز ممکن است ما را دچار خطایی کند که یکسره از مفهوم حقیقی دور شویم.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در جهان میانی همه چیز کرانمند است، حتی اندیشه انسان نیز کرانمند است بدان حد که ره بردن به این مفهوم که چگونه می شود &#8220;همه آگاهی&#8221; بدون آلوده شدن، &#8220;پس آگاهی&#8221; را نیز در خود داشته باشد و بیان این دریافت با کلمات بسیار دشوار است، حتی در اندیشه نیز همچون یک جرقه کوتاه در گذر است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">هرمزد، به &#8220;همه آگاهی&#8221; دانست که اهریمن هست، &#8230; </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>اهریمن به سبب &#8220;پس دانشی&#8221; از هستیِ هرمزد آگاه نبود.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اگر به جای واژگان &#8220;هرمزد&#8221; و اهریمن&#8221; معانی را که در ابتدا برای این دو مفهوم در این جستار در نظر گرفته ایم قرار دهیم، به عبارات زیر می رسیم:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij" style="color: #0000ff;">خردِ کُل و همه آگاه، به همه آگاهی دانست که پس دانشی هست، &#8230; </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij"><span style="color: #0000ff;">پس دانشی، به سببِ پس دانشی از هستی خردِ کُل و همه آگاه، آگاه نبود.</span> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">پس دانشی در ذیل همه آگاهی تعریف می شود، بدین معنی که هر پدیده ای، حامل یک چیستی یکتا، ثابت و معین است، این چیستی برای توصیف حقیقتِ خود به تولیدِ آگاهی دست می زند، پس از آن هر برداشت اشتباه و نادرستی از این چیستی که راه به سوی درک غلط از آن می برد، پس دانشی را درباره آن چیستی به وجود می آورد. بنابراین اگر همه آگاهی یا هرمزد را یک حقیقت ازلی و بی کرانه بدانیم، پس دانشی و اهریمن همچون سرابی است که به واسطه عدم وجود حقیقی اش، کرانمند است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">برای درکِ این مفهوم تصور کنید که در بستر یک جاده (بخشی از زمانِ کرانمند –بخشی از جهانِ میانی) که حقیقتِ جنس جاده و نبودن آب در آن مسلم است (همه آگاهی &#8211; هرمزد) سرابی می بینید، سرابی که بیننده تصور می کند در میانِ جاده رودی در جریان است و جنسِ جاده در آن مکان از آب خواهد شد (پس دانشی &#8211; اهریمن)، اما زمانی که به آن مکان می رسد به سببِ آگاهی به حقیقتِ آن پی می برد و اهریمن را که &#8220;پس دانشی&#8221; باشد با &#8220;همه آگاهی&#8221; می زداید، اما همچنان برای بینندگانی که در پسِ او می آیند این جهانِ میانی و نبردِ کوتاه میان همه آگاهی و پس دانشی درباره جاده رخ می دهد. (شکل 5)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<p><figure id="attachment_1047" aria-describedby="caption-attachment-1047" style="width: 485px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1047" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-300x199.jpg" alt=" شکل 5 سراب؛ نمادی از پَس دانشی" width="485" height="322" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-300x199.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-768x510.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-600x398.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-90x60.jpg 90w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-180x120.jpg 180w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-95x64.jpg 95w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12.jpg 1024w" sizes="(max-width: 485px) 100vw, 485px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1047" class="wp-caption-text">شکل 5 سراب؛ نمادی از پَس دانشی</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">بنابراین سراب، در جاده هست اما بودنِ او و هستی او در جاده بر جنس جاده و چیستی آن تاثیر نمی گذارد، اما بیننده را می تواند به واکنش های آسیب زننده و جبران ناپذیری وادار کند، مثلا ممکن است ذخیره آب خود را در اندیشه رسیدن به آب (سراب) هدر دهد.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">این نبردِ میان &#8220;پس دانشی&#8221; و &#8220;همه آگاهی&#8221; همواره وجود دارد و به شکل های گوناگون نمایان می شود. (؟&#8230;)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">5-1: &#8220;بود&#8221; و سپس &#8220;فراز آفرید&#8221;</span></strong></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در بندهش با دو شیوه آفرینش یا بودن روبرو هستیم؛ یکی آنجا که از فعل &#8220;آفرید&#8221; یا &#8220;بود&#8221; استفاده می شود و دیگری در جاییکه از فعل &#8220;فراز آفرید&#8221; بهره می برد.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij">این دو آفرینش چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ (؟&#8230;)</span></div>
<ol>
<li class="_2cuy _3dgx _2vxb">نخستین تفاوتی که میان این دو آفرینش مشاهده می شود در زمانِ آفرینش است، آنچه &#8220;فراز آفریده&#8221; می شود پس از &#8220;آفریده شدن یا بودن&#8221; (بی کرانگی)؛ دوباره کرانمند آفریده می شود. شاید یکی از تفاوتهای این دو آفرینش در بیکرانگی و کرانمندی این دو است. (؟&#8230;)</li>
<li class="_2cuy _3dgx _2vxb">دومین تفاوت، در مکانِ آفرینش یا بودن است، آنچه آفریده یا بوده است، در مینوست و آنچه &#8220;فراز آفریده&#8221; می شود در جهانِ میانی.</li>
</ol>
<p style="padding-right: 60px;">نخستین کرانمندی که از بیکرانگی آفریده شد، زمانِ کرانمند یا زمانِ درنگِ خدای بود.</p>
<blockquote>
<p style="padding-right: 60px;"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>سپس، از زمانِ بیکرانه، زمانِ درنگِ خدای را فراز آفرید.</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="padding-right: 60px;">اینجا نیز فعل &#8220;فراز آفرید&#8221; را برای آفرینش زمانِ کرانمند داریم. و نیز می دانیم که زمانِ کرانمند، در جهان میانی آفریده شد.</p>
<ol>
<li>سومین تفاوت، در بن مایه آفرینش است، تمامِ آفرینشی که در جهان میانی روی می دهد و با فعل &#8220;فراز آفرید&#8221; گزارش می شود، از بن و اساسی &#8220;همیشه بوده&#8221;، در جهان مینوی، خلق می شود.</li>
</ol>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h2 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">2: آفرینش</span></strong></h2>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">1-2: آغاز آفرینش (؟&#8230;)</span></strong></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">زمانی که از آغاز آفرینش سخن می رود و برای آن، زمانِ نخستین معین می شود، مقصود، آفرینش کرانمند است، که لاجرم فرجام نیز خواهد داشت، و اما اشاره به عدد دوازده هزار سال از دو منظر قابل بررسی است:</div>
<ol>
<li class="_2cuy _3dgx _2vxb">این عدد در زمان تدوین نسخی که بندهش از روی آن نوشته شده، به آن نسخ افزوده شده و هدفش دور یا نزدیک کردن و یا اینهمانی پادشاهان وقت با نامهای اشاره شده در اساطیر ایرانی بوده است و تلاش شده است تا با نیازهای سیاسی-دینی-فرهنگی جامعه و مردمان آریایی منطبق شود. به عنوان نمونه می توان به تغییراتی که در کتب ادیان ابراهیمی (تورات و انجیل و قران) در طی هزاره ها و سده های اخیر رخ داده و بیشتر به جهت نیل به اهداف سیاسی بوده است، اشاره کرد.</li>
<li>اگر بتوان این عدد را به دو بخش مجزا یعنی &#8220;دوازده&#8221; و &#8220;هزار&#8221; تقسیم کرد، و &#8220;هزار&#8221; را اشاره به یک دوره کیهانی نامعلوم، که با سال نمای امروزین جهان یکی نیست، در نگر آورد، آن زمان می توان آغاز آفرینش را زمانِ فراز آفریدنِ &#8220;زمانِ کرانمند&#8221;، دانست.</li>
</ol>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">بی گمان نمی توان آغاز آفرینش را زمانِ آفرینشِ زمین یا نخستین انسان و نخستین گاو دانست. زیرا پس از آفریدنِ نخستین آفریده، یعنی &#8220;زمانِ کرانمند&#8221;، پس از آن هر آفرینشی بر اساس زمانِ کیهانی، با صفتِ زمان مزین می شود. (؟&#8230;)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">2-2: بی</span> <span class="_5yi- _5yi_">کرانگی</span> <span class="_5yi- _5yi_">در بود ها و</span> <span class="_5yi- _5yi_">کرانمندی</span> <span class="_5yi- _5yi_">در آفرینش (؟&#8230;)</span></strong></h3>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">&#8230; چون هرمزد و گاه و دین و زمانِ هرمزد بودند، هستند و خواهند بود.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در اینجا، زمان به همراه هرمزد، گاه و دین؛ 4 بوده هستند که همیشه بوده اند، بی آغاز و بی پایان. با این توضیح که در پایان هر کدام از این بوده ها، صفت بیکران وجود دارد، که از دنباله واژگان حذف شده اند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اما در آمیختگیِ جهانِ میانی، همه اینان در جهان میانی از اصلِ بیکرانه خود، آفریده می شوند و چون در جهان میانی آفریده می شوند لاجرم کرانه مندند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">تمامِ &#8220;بود&#8221; های جهان مینوی بیکرانه اند، اما در جهان میانی که نبردگاه اهریمن و ساخته های او با جهان مینوی و آفریده های هرمزد است، نمی توان بودنی بیکرانه را از اورمزد مشاهده کرد، بلکه تمام آفریده های اورمزدی در جهانِ میانی، کرانه مندند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اما در پایان، بدین علت که اهریمن از میان خواهد رفت و همه آفریدگان با اورمزد یکی می شوند، در همین جهانِ میانی نیز به بی کرانگی می رسند؛</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">عصر سوشیانت در واقع آغازِ نبردِ پایانی میان هرمزد و اهریمن است؛ در فرجام که نباید با مفهوم آخرالزمان و عصر سوشیانت اشتباه شود، &#8220;پس دانشی&#8221; با احاطه ی &#8220;دانشِ نیک&#8221; بر خود، نابود می شود.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">3-2: تشبه</span> <span class="_5yi- _5yi_">به</span> <span class="_5yi- _5yi_">اورمزد (هرمزد)</span></strong></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">والاترین هدف یک بهدین، والاترین تلاش یک آفریده ی اورمزدی، تشبه به ایزدان و کمالِ او، یکی شدن با اورمزد است؛ هر آفریده ی اورمزدی باید بکوشد که صفات عالی اورمزد را در خود بازآفرینی کند، و این، از طریق دعوت ایزدان به میهمانی در تن و فروهر هر آفریده ی اورمزدی، ممکن می شود:</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi_"><em>&#8221; هان! آن کس که مینوی بهمن در «جان و دل» ( قوه ی اَخو: axw) او میهمان است، و قوه ی اَخو ِ او بر کام و اراده ی او شهریاری می کند؛ و آن کس که مینوی آشتی در منش او خانه دارد؛ و آن کس که مینوی راستی و حقیقت مقیم گویش اوست؛ و آن کس که خرد اش بر کنش اش فرمان می راند؛ چنین کسی از گناه به دور شود و به سوی ثواب گراید.&#8221; ( دینکرد، MD 27.21)</em> </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در نهایت، هر بهدین می کوشد تا با پیروی از قانون اشا، پذیرش ایزدان در جان و دل خود، و تجسم بخشیدن به نیکی در زندگی روزمره، ایزدان و مینوان را در جان و تن خود تجسم بخشد و با بیرون کردن دیوان و صفات اهرمنی از منش و گویش و کنش خود، خرد خود را بپیراید و بر میزان همانندی ذاتی خود با اورمزد بیفزاید.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi- _5yi_"><strong>4-2: آیا آفرینش نیز خود یک آفریده اورمزدی است؟</strong> </span></h3>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>هرمزد از روشنی مادی، راست گویی را آفرید &#8230; چون دین به همراه آفرینش، آفریده شد.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">دین در اینجا با صفتِ پنهانِ &#8220;کرانمند&#8221; آفریده می شود، شاید در اینجا باید از فعل &#8220;باز آفرید&#8221; استفاده شود. زیرا همانطور که در {4} دیده خواهد شد، دین به همراه 3 بوده ی دیگر، همیشه بوده اند. (؟&#8230;)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">به دیگر سخن، هر آفریده اورمزدی، از زمانِ کرانه مند و سنگ ها و گیاهان و حیوانات تا انسان و تنِ آفریدگان و نیکو-روشی و راست گویی (در بُعد گیتیگ) و از آفرینش و دین و زمانِ بی کران و خدایی و امشاسپندان (در بُعد مینوی)؛ به واسطه حضورِ نخستینِ اورمزد در خود، ابتدا آفرینش را در خود می آفریند و سپس به واسطه آنچه آفریده است (آفرینش)، سایر صفات را همچون اندیشیدن، سخن گفتن و جنبیدن؛</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در واقع می توان اینگونه نیز در نگر آورد که هر آفریده اورمزدی همواره در حال آفرینش ایزدان و دیوها ست، هر کنشی که می کند به واسطه اندیشه ای که مبنای آن بوده یا &#8220;اورمزد&#8221; را به ظهور می رساند و یا &#8220;اهریمن&#8221; را، یا &#8220;همه آگاهی&#8221; و یا &#8220;پس دانشی&#8221;.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">از این روزن، هر آفریده اورمزدی همواره در حال انتخاب میانِ انجام عملی اورمزدی و یا اهریمنی است. اما این &#8220;انجامِ عمل&#8221; (در هر 3 بستر اندیشه، گفتار، کردار) در واقع آفرینشِ دو نیرویی است که پس از آن، آن نیروها خود منشاء اعمال و انتخاب های نیک و بد می شوند. (؟&#8230;)</div>
</div>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi- _5yi_"><strong>5-2: آیا خدایی نیز یک آفریده مینویی است؟</strong> </span></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">بر اساس متن بندهش بدین آگاهی رهنمون می شویم که خدایی، آفریده ای است که به واسطه آفرینشِ آفرینش، آفریده شد. (؟&#8230;)</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">هرمزد پیش از آفرینش، خدای نبود، پس از آفرینش، خدای &#8230; شد.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">و نیز در ادامه می خوانیم:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>نخستین آفرینشی را &#8230;؛ زیرا او را خدایی از آفرینش بود.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">6-2: آیا</span> <span class="_5yi- _5yi_">زمان،</span> <span class="_5yi- _5yi_">آفریده</span> <span class="_5yi- _5yi_">اورمزدی</span> <span class="_5yi- _5yi_">است؟</span></strong></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در بندهش با دو زمان روبرو هستیم، زمانِ بیکرانه و زمانِ کرانه مند. زمانِ بی کرانه، حلقه اتصال میان 3 جهان (بالا – میانی – زیرین) و بی آغاز و بی پایان است.</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">&#8230; چون هرمزد و گاه و دین و زمانِ هرمزد بودند، هستند و خواهند بود.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در اینجا، زمان به همراه هرمزد، گاه و دین؛ 4 ”بود“ هستند که همیشه بوده اند، بی آغاز و بی پایان. با این توضیح که در پایان هر کدام از این بوده ها، صفت بیکران وجود دارد، که از دنباله واژگان حذف شده اند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اما در آمیختگی، همه اینان در جهان میانی از اصلِ بیکرانه خود، آفریده می شوند و چون در جهان میانی آفریده می شوند لاجرم کرانه مندند. تمام &#8220;بود&#8221; های جهان مینوی بیکرانه است، اما در جهان میانی که نبردگاه اهریمن و ساخته های او با جهان مینوی و آفریده های اوست، نمی توان بودنی بیکرانه را از اورمزد مشاهده کرد، بلکه تمام آفریده های اورمزدی در جهانِ میانی، کرانه مندند.</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">هرمزد</span> <span class="_5yi-">به</span> <span class="_5yi-">روشن</span> <span class="_5yi-">بینی</span> <span class="_5yi-">دید&#8230; آفریدگان</span> <span class="_5yi-">را</span> <span class="_5yi-">جز</span> <span class="_5yi-">به</span> <span class="_5yi-">زمان</span> <span class="_5yi-">رواج</span> <span class="_5yi-">نباشد،</span> <span class="_5yi-">اما</span> <span class="_5yi-">اگر</span> <span class="_5yi-">زمان</span> <span class="_5yi-">را</span> <span class="_5yi-">بیافریند،</span> <span class="_5yi-">آفریدگان</span> <span class="_5yi-">اهریمن</span> <span class="_5yi-">نیز</span> <span class="_5yi-">رواج</span> <span class="_5yi-">بیابند.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در اینجا، مراد از زمان، زمانِ کرانه مند است، که توسط اورمزد آفریده می شود. شاید باید از فعل &#8220;فراز آفرید&#8221; استفاده می شد و یا اشاره به کرانمندی زمان. (؟&#8230;)</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">چون هرمزد آفریدگان را بیافرید &#8230; زیرا پیش از آمیختگی، زمان جاودانه بیکرانه بود و هرمزد از آن زمانِ بیکرانه، زمانِ کرانه مند را آفرید.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">|در ادبیات زرتشتی با دو گونه زمان روبرو هستیم، یکی زمان ازلی-ابدی و دیگری زمانی است دوازده هزارساله (منقسم به 12 بخش؟&#8230;) در میان این بی آغازی و بی انجامی، که دوران نبرد هرمزد و اهریمن است. زمان ازلی-ابدی را زمان بیکرانه یا زروان می خوانند و زمان دوازده هزار ساله را زمان درنگ خدای یا کرانه مند می گویند.|</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">7-2: </span></strong><span class="_5yi- _5yi_">سرورِ زمان </span></h3>
</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در این میان بد نیست نگاهی به مفهوم &#8220;آخرالزمان&#8221; و فاعل آن، &#8220;صاحب الزمان&#8221;، در ادبیات مذهب تشیع بیافکنیم، این مفهوم وام گرفته از فرهنگ اندیشه گری و اسطوره های آریایی است که در نام واژه &#8220;سوشیانت&#8221; به معنای &#8220;سودرسان&#8221; ریشه دارد. این نام به عنوان یکی از صفات اورمزد نیز به کار رفته است، در بندهش {سرآغاز، 9} می خوانیم:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong>هرمزد پیش از آفرینش خدای نبود، پس از آفرینش خدای و <span class="_5yi_">سود</span> <span class="_5yi_">خواستار</span> و فرزانه و ضد بدی و &#8230; شد.</strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در اینجا واژه-صفت &#8220;سود خواستار&#8221; همان معنای &#8220;سودرسان&#8221; و یا &#8220;سوشیانت&#8221; را می دهد.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">سوشیانت، در نبرد پایانی میان اورمزد و اهریمن، تجلی تام و کمال اورمزد بر روی زمین خواهد بود. اینجا با مفهوم دیگری از سوشیانت و یا صاحب الزمان (فرمانروای زمان، ارباب زمان) برخورد می کنیم و آن &#8220;انسانِ کامل&#8221; است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">از این منظر می توان بدین اندیشه راه برد که انسان در مسیر تکامل خود در پایانِ زمانِ کرانه مند، به اورمزد مبدل خواهد شد. (؟&#8230;)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????????????</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong>ادامه دارد &#8230;</strong></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????????????</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij" style="color: #ff6600;">جملات و پاراگرافهای داخل گیومه &#8220;&#8230;&#8221; که با حروف درشت تر تایپ شده اند، از متن بندهش، ترجمه مهرداد بهار است. </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij" style="color: #ff6600;">در متن، عبارات و جملات به کار رفته در میان این دو علامت |&#8230;| از نسک &#8220;پژوهشی در اساطیر ایران&#8221; نوشته &#8220;مهرداد بهار&#8221; است. </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij" style="color: #ff6600;">جملات و پاراگرافهایی که به صورت کج در داخل گیومه &#8220;&#8230;&#8221; نوشته شده اند از متون اوستایی است. </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij" style="color: #cc99ff;"><span style="color: #ff6600;">علامت (؟&#8230;) در پایان برخی عبارات و جملات بدین معنی است که بحث و گفتگو در این باره تا رسیدن به نتیجه مناسب ادامه خواهد داشت.</span> </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">????????????</div>
</div>
</div>
</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"><a href="https://telegram.me/bazyabe">کانال تلگرام بازیابی ایرانشهری</a></div>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیوار دفاعی ایرانشهر / نریوسنگ گشتاسپ</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/941007/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2015 23:27:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بازیابان]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[آریایی]]></category>
		<category><![CDATA[اسکندر]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانشهر]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[تجزیه‌ی دمکراتیک ایران]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[سوشیانت]]></category>
		<category><![CDATA[سوشیانس]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[کورش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1248</guid>

					<description><![CDATA[پیشگفتار تمامی ایدئولوژی ها، ادیان و اندیشه ها در طول تاریخ، آزمون خود را پس داده اند؛ هم اکنون در آغاز هزاره چهارم یهودی – هزاره سوم مسیحی – هزاره دوم اسلامی –  هزاره اول بهایی و هزاره چندم آتئیستی؛ هر کدام از این اندیشه ها نمایندگانی قدرتمند در جهان دارند؛ نمایندگانی که مرزهای جغرافیای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3 style="text-align: justify;">پیشگفتار</h3>
<p style="text-align: justify;">تمامی ایدئولوژی ها، ادیان و اندیشه ها در طول تاریخ، آزمون خود را پس داده اند؛ هم اکنون در آغاز هزاره چهارم یهودی – هزاره سوم مسیحی – هزاره دوم اسلامی –  هزاره اول بهایی و هزاره چندم آتئیستی؛ هر کدام از این اندیشه ها نمایندگانی قدرتمند در جهان دارند؛ نمایندگانی که مرزهای جغرافیای و توان دفاعی و سیستم آموزشی و به تبع آن اندیشه هایی مسخ شده از آموزه هاشان و نیز قدرت و توانی تسخیر شده به پشتوانه مسخ شدگانشان، در اختیار دارند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-3649"></span>بررسی نتایج اسف بارِ مدیریتٍِ هر یک از این اندیشه ها، باورها و ادیان در ساخت فرهنگ ها و سپس کارکردِ فرهنگ ها در ساخت جوامع و عملکرد جوامع در تدوین قوانین و نتایج این قوانین در ساختار زندگی انسانها و نتایج ویرانگری که اینگونه زیستنِ انسانها، برای طبیعت (منزلگاه انسان) و خودِ انسان به بار آورده است، در این مجال نمی گنجد. امروز، جهان از تمامی این اندیشه ها بریده و در خلاء ناشی از این جدااُفتادگی از عادتِ اندیشه گریش، به دنبال جایگزینی می گردد، کوتاهترین راه برای ذهن خسته و فرتوتِ انسانِ هزاره ها، عادت کردن به همان خلاء ایجاد شده است، اما آیا این کوتاهترین، لزوما درست ترین راه است؟</p>
<p style="text-align: justify;">در این میان تنها زرتشت است که با وجود اینکه اندیشه اش در ابتدا تعدیل کننده باورهای اهریمن پرستان باستان، قربانی کنندگان انسان برای خدای تاریکی و قربانی کنندگان حیوان برای خشنودی زمین با غریو شادی و در ادامه و پس از او آبشخور تمامی ادیان ابراهیمی (وعده دهندگان بهشت برین به هر چه بیشتر کشندگان و قاتلانِ دگر اندیشان و نه برکت دهنده به قربانی کنندگانِ انسان و حیوان) گشت؛ بی سرزمین، بی دفاع و بی قدرت مانده است. آجرهای طلایی شهری را که زرتشت بر روی ویرانه های دروغ پرستانِ باستان (به انحطاط برندگان آیین اهورایی پیش از آن) ساخت، ابراهیمیان به سرقت بردند و با آمیختن طلای زرتشت با هرآنچه سیاهی که در اندیشه و باور و فرهنگ خود داشتند، شهرهایی ساختند که جهان، امروز، محصور در دیوارهای آن، از جنسِ آلیاژِ اسکندریسم ابراهیمی، آخرین نفس های خود را می کشد.</p>
<p style="text-align: justify;">جهانِ امروز به لطف این آلیاژ، بمب هایش را با پیغام “دوستت دارم!” بر سر زنان و کودکان بی دفاع سرزمینها فرو می ریزد. (کشتن با عشق)؛ جهانِ امروز ارزش جانِ انسان را در بازارهای نفت تعیین می کند، اگر جهانِ دیروز ارزش یک درخت را به مثابه شُشِ زمین، به درستی و با درایت برابر با جانِ یک انسان می دانست، جهانِ امروز برای به دست آوردنِ یک بشکه از مایعی سیاه، که اثرش در بهترین حالت سرعت بخشیدن به چند تُن آهن برای جابجا کردن یک انسان ۷۰-۸۰ کیلوگرمی و یا حملِ هزاران تُن بمب با کلمه “دوستت دارم” برای گرفتن جان هزاران انسان در کوتاهترین زمانِ ممکن است، جانِ یک انسان را می گیرد.</p>
<h3 style="text-align: justify;">دیوار دفاعی</h3>
<p style="text-align: justify;">شاید یکی از درخشانترین بازه های تاریخی که جهان تا به امروز به خود دیده، در یک بازه ۲۰۰ ساله، جهانبانی هخامنشیان باشد، جهانبانی ای که بر پایه های اندیشه زرتشت به جهان می نگریست و در عمل توانست در بیشتر موارد بر مدار تعادل به امور بپردازد. اگر بتوانیم از کمی دورتر به کُنشِ بنیانگذار هخامنشیان (کورش بزرگ) بنگریم به درستی خواهیم دید که او به معنای واقعی کلمه <span style="color: #0000ff;">جهانبانی</span> کرد، او بر خلاف گذشتگان و آیندگان خود (آشوریان و یونانیان در قامت اسکندر و امروز، امریکا و هم پیمانانِ حقوقِ بشری! او در قامت اسکندریسمِ ابراهیمی)، تنها به جهان گشایی اکتفا نکرد بلکه جهان را پایید، آنچنان پایید که هنوز پس از بیش از ۲۵۰۰ سال همچنان تنها چند جمله او برای اداره امور جهان کفایت می کند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">من برده داری را برانداختم، درماندگی هاشان را چاره کردم، &#8230; بشود که دلها شاد گردد&#8230;</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">نتایج طبیعی و غیرمستقیم این جهانبانی، تشکیل دیوار دفاعی شرق در ایرانشهر توسط کورش بزرگ بود، که به واسطه ایجاد یکپارچگی سیاسی بین تیره های آریایی و حفظ و تداوم آن توسط جانشینان او در برابر غرب (در قامت آشوریان- بابلیان و سپس تر یونانیان و مقدونیان) بوجود آمده بود.</p>
<div id="attachment_3650" class="wp-caption aligncenter" style="text-align: justify;">
<p><figure id="attachment_1251" aria-describedby="caption-attachment-1251" style="width: 388px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/a.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1251" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/a-300x246.jpg" alt="نقشه A: تشکیل دیوار دفاعی شرق توسط کورش بزرگ" width="388" height="318" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/a-300x246.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/a-768x631.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/a-1030x846.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/a-600x493.jpg 600w" sizes="(max-width: 388px) 100vw, 388px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1251" class="wp-caption-text">نقشه A: تشکیل دیوار دفاعی شرق توسط کورش بزرگ</figcaption></figure></p>
</div>
<p style="text-align: justify;">در این میان یک خلاء ۸۰ ساله به واسطه حمله اسکندر ایجاد شد و دیواره دفاعی ایرانشهر برای دفاع از شرق در برابر هجوم غرب، برای مدت ۸۰ سال آسیب دید، اما به کلی فرو نریخت. از بارزترین اثرات این آسیب می توان به از میان رفتن و سرقت علوم، سرمایه های ملی، منابع تاریخی و دینی زرتشتی و نیز تغییر در پوشش ایرانیان (ن.ک. پوشش) و نیز گشوده شدن راه نفوذ فرهنگ غرب (در قامت آتن) به شرق باستان (هند و چین) و صدور دمکراسی با شمشیر اسکندر از غرب باستان به شرق باستان، اشاره کرد. فرو ریختن این دیوار اما برای غرب، تاثیرات مثبت اقتصادی را به همراه داشت، راهِ تجارت زمینی با شرق برایشان کم هزینه و هموار گشت. امروز می توان امریکا و هم پیمانان اش را نماینده دنیای مدرنِ آتن دانست. (دمکراسی بمب درمانی)</p>
<div id="attachment_3651" class="wp-caption aligncenter" style="text-align: justify;">
<p><figure id="attachment_1254" aria-describedby="caption-attachment-1254" style="width: 381px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/b.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1254" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/b-300x257.jpg" alt="نقشه B: نخستین آسیب جدی که توسط یونانیان و مقدونیان به دیوار دفاعی شرق وارد آمد" width="381" height="326" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/b-300x257.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/b-768x658.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/b-1030x883.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/b-600x514.jpg 600w" sizes="(max-width: 381px) 100vw, 381px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1254" class="wp-caption-text">نقشه B: نخستین آسیب جدی که توسط یونانیان و مقدونیان به دیوار دفاعی ایرانشهر وارد آمد</figcaption></figure></p>
</div>
<p style="text-align: justify;">سپس بر روی خرابه های این دیوار دفاعی (دفاع در برابر شمشیر و اندیشه غرب) اشکانیان دیواری دیگر بنانهادند. نخستین نشانه های تباهی مدرن در غرب با شاخه جدیدی از دیانت ابراهیمی (مسیجیت) و تداوم کشمکش میان ایران (نماینده شرق) و نماینده جدید تمدن غرب (روم)، را می توان در این زمان مشاهده نمود. اشکانیان در اواخر دوران زمامداری خود و همزمان با مسلح شدنِ رومیان به سلاح جدیدی به نام مسیحیت، اقدام به جمع آوری متونِ اوستا نمودند، نخستین اقدامِ موثر اشکانیان برای مقابله با دینی که اکنون به یک سلاح تبدیل شده بود، برکشیدن دینی بود که ریشه در اندیشه و روانِ آریاییان داشت، زرتشت.</p>
<div id="attachment_3652" class="wp-caption aligncenter" style="text-align: justify;">
<p><figure id="attachment_1255" aria-describedby="caption-attachment-1255" style="width: 383px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/c.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1255" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/c-300x242.jpg" alt="نقشه C: نخستین تلاش در جهت بازیابی و بازسازی دیوار دفاعی" width="383" height="309" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/c-300x242.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/c-768x620.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/c-1030x831.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/c-600x484.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/c-45x35.jpg 45w" sizes="(max-width: 383px) 100vw, 383px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1255" class="wp-caption-text">نقشه C: نخستین تلاش در جهت بازیابی و بازسازی دیوار دفاعی</figcaption></figure></p>
</div>
<p style="text-align: justify;">اما برای ساسانیان وضع به گونه ای دیگر بود، در زمان ساسانیان، غرب این بار در قامت روم، مسلح به دو سلاحِ شمشیر و دین (مسیحیت) شده بود، شاید این نخستین باری بود که از دین به شکل ابزاری برای جنگیدن، آن هم در این وسعت استفاده می شد، شاید رومیان بکارگیری جنگی این ابزار را از یهودیانی که زیر یوغ رومیان دست به شورشهای دینی زده بودند، آموخته بودند. اینجا بود که ساسانیان نیز طی ۴۰۰ سال آموختند که در برابر سپاهی که همزمان شمشیر و دین را از نیام می کشد تنها شمشیر نباید کشید و دیگرباره زرتشت را بر کشیدند.</p>
<p style="text-align: justify;">ساسانیان برای حفظ دیوار دفاعی، سیاست کوچ اجباری را همزمان با جنگهای ادامه دار با روم، برای نخستین بار پس از یونانیان در ایرانشهر در پیش گرفتند، این کوچ اجباری زمینه تولد شاخه سوم دیانت ابراهیمی (اسلام) را پدید آورد. (ن.ک. به مجموعه مقالات “اسلام ‌شناسئ سنتی در برابر دین ‌شناسئ مدرن”)</p>
<div id="attachment_3653" class="wp-caption aligncenter" style="text-align: justify;">
<p><figure id="attachment_1256" aria-describedby="caption-attachment-1256" style="width: 377px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/d.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1256" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/d-300x245.jpg" alt="نقشه D: تداوم بازیابی و بازسازی دیوار دفاعی" width="377" height="308" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/d-300x245.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/d-768x627.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/d-1030x841.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/d-600x490.jpg 600w" sizes="(max-width: 377px) 100vw, 377px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1256" class="wp-caption-text">نقشه D: تداوم بازیابی و بازسازی دیوار دفاعی</figcaption></figure></p>
</div>
<p style="text-align: justify;">روم پس از جنگهای فرسایشی ۸۰۰ ساله با ایران و عدم توفیق در گشودن دروازه های دیوار دفاعی ایرانشهر، این بار با بازوی اعراب بادیه نشین و کوچ نشینان سامیِ شرقِ ایران و قرائت جدیدشان از دیانت ابراهیمی (اسلام) برای نخستین بار از دین (مسیحیت و قرائت جدیدش اسلام) به عنوان سلاحی در برابر تمدنی که طی بیش از 8۰۰۰ سال هیچگاه دین را یک سلاح ندیده بود، استفاده کردند. آموزه جدید غرب (در قامت روم و بازوی او، اعراب) برای جهان، استفاده ابزاری از دین بود، ساسانیان برای مقابله با این سلاح، دین زرتشت را برکشیدند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما آموزه های این دئنای اهورایی هیچگاه کشتن را ستایش نمی کرد و به قاتلان وعده بهشت برین نمی داد، از آن سو ابراهیمیانِ مسخ شده در آموزه های اهریمنی که مرگ خود را در جهاد! (کشتن-تجاوز و به بردگی بردن) برابر با حضوری ابدی در بهشت برین می دیدند و می بینند، به استقبال اهریمنی ترین واقعه (مرگ) می رفتند، در برابر این اندازه جنون و جنایت و دور افتادگی از انسانیت؛ ساسانیان نه در تمدن و فرهنگ خود و نه در دینِ خود ابزار کارایی نداشتند. در نتیجه دیوار ایرانشهر فرو ریخت.</p>
<p style="text-align: justify;">از سویی ترکان خزر (نوار قرمز رنگ در نقشه؛ یهودیان نو کیشی که به دلایل سیاسی دین جدید را پذیرفته بودند) که دیوار طبیعیِ دفاعی آرال را در برابر غربِ مفهومی ایجاد کرده بودند، همان گزاره های مترادف را داشتند و به خوبی در برابر جنون و مسخ شدگی اعراب نوکیش (جهادگران بهشت) مقاومت کردند و نفوذ اندیشه ابراهیمی این بار در قامت اسلام، در روسیه جدید عقیم ماند. (ن.ک <a href="https://iranshahrig.com/940823">ترک شناسی</a>)</p>
<div id="attachment_3654" class="wp-caption aligncenter" style="text-align: justify;">
<p><figure id="attachment_1257" aria-describedby="caption-attachment-1257" style="width: 383px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/e.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1257" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/e-300x245.jpg" alt="نقشه E: فروپاشی دیوار دفاعی با توطئه روم و مسیحیت" width="383" height="313" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/e-300x245.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/e-768x628.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/e-1030x842.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/e-600x490.jpg 600w" sizes="(max-width: 383px) 100vw, 383px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1257" class="wp-caption-text">نقشه E: فروپاشی دیوار دفاعی ایرانشهر با توطئه روم و مسیحیت</figcaption></figure></p>
</div>
<p style="text-align: justify;">اکنون ۱۴۰۰ سال است که دیوار ایرانشهر فرو ریخته، بیش از هزار سال است که طعاممان را در آشپزخانه ی اسکندریسم ابراهیمی پخته و در دهانمان گذاشته اند، آنگونه اندیشیده ایم که فاتحانِ تجاوز و بردگی و جهاد!، داعش وار با رعب و وحشتی که در حافظه تاریخیمان به جا گذاشته اند، خواسته اند. شاید کمی بیش از یک دهه از زمانی که گوش و چشم و زبانِ جهان با زرتشت و آموزه هایش، با دئنای اهورایی دوباره آشنا شده و کمی کمتر از یک دهه که اندیشه و روانش با این آموزه ها از در بازیابی در آمده است بگذرد؛ اکنون چه باید کرد؟</p>
<h3 style="text-align: justify;">بازیابی ایرانشهری</h3>
<p style="text-align: justify;">این پرسشی اساسی است؛ اکنون که در یک نگاه کلی (چرا که بعضا جزییات به دلیل ضعف بنیادین منابع تاریخی که بیشتر توسط فاتحان و غاصبان و الهام گرفتگان از منابعِ فاتحان، نوشته شده، قابل اعتماد نیست) به آنچه بر ایرانشهر و سپس جهان، رفته، آگاه شده ایم، چه باید کرد؟<br />
به باور <a href="https://iranshahrig.com/">بازیابی ایرانشهری</a>؛ بازگشت در سه امر اندیشه، گفتار و کردار به ناب ترین و اصیلترین و معتبرترین آموزه های ایرانی، بازگشت به آموزه و منشی که وجدانِ هشیار جهان در برابر آن سر تعظیم فرود می آورد، بازگشت به زرتشت و کورش، بازگشت به <a href="https://iranshahrig.com/941015">مدار تیسپون</a> با <a href="https://iranshahrig.com/941030">همبسته کردنِ تیره های آریایی</a>.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>بازگشت به مداری که در آن، “مرد پارسی همواره راست گوید حتی اگر به زیان او باشد و هرگز دروغ نگوید حتی اگر به سود او باشد.”</strong></span><br />
<span style="color: #0000ff;"> <strong> بازگشت به مداری که در آن، “انسان با خونِ انسان درخت اهریمن را خون یاری نکند، هیچ انسانی نمیرد مگر آنکه به قصد کشتن آید.”</strong></span><br />
<span style="color: #0000ff;"> <strong> بازگشت به مداری که در آن، “منشاء خیر و شر یکی نباشد، و خیر و نیکی، جاودانه؛ و شر و بدی، محکوم به زوال باشد.”</strong></span><br />
<span style="color: #0000ff;"> <strong> بازگشت به مداری که در آن، “انسان، هم پرسه و مشاور آفریننده باشد و نه برده و بنده او.”</strong></span><br />
<span style="color: #0000ff;"> <strong> بازگشت به مداری که در آن، “انسان اشرف مخلوقات نیست، بلکه نگاه بان و مسئولِ خلقت است.”</strong></span></p>
<p><figure id="attachment_1258" aria-describedby="caption-attachment-1258" style="width: 515px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/f.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-1258" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/f-300x245.jpg" alt="ایرانشهر در سال 1480 یزدگردی- 2113 میلادی" width="515" height="421" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/f-300x245.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/f-768x627.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/f-1030x842.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/f-600x490.jpg 600w" sizes="(max-width: 515px) 100vw, 515px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1258" class="wp-caption-text">ایرانشهر در سال 1480 یزدگردی- 2113 میلادی</figcaption></figure></p>
<p style="text-align: justify;">در بررسی دیدگاهی که اندیشه جستجوگر خواه نا خواه به آن می رسد، با این عنوان که: “تا زمانی که فرهنگ ابراهیمی همچون خونی در رگ های ما جاریست، تغییر در آیین، به مثال عوض کردن پوشش است” می توان گفت:<br />
در اینجا صحبت از تنها تغییر نیست، تغییر، آنچنان که بار معنایی آن برای یک آریایی نشات گرفته از فرهنگی است که تا مغز استخوانش آلوده به نوع نگاه ابراهیمی به امور است، به مانند این می ماند که لباسی نو بر تن کنیم، زمانی که لباس از تن در می آوریم پوست و گوشت و خونمان همان است که بوده! در <a href="https://telegram.me/bazyabe">بازیابی</a> صحبت از پوست اندازی است، این پوست زمخت و زشت ابراهیمی که هیچ سنخیتی با تنِ یک ایرانی ندارد یکبار به درستی باید از گوشت و اعصاب و رگهایمان کنده شود؛ این اندیشه و احساسِ ابراهیمی به امور، باید یکبار برای همیشه از سلولهای مغز و قلبمان؛ از فَروَهَرمان؛ زدوده شود و جایش را به اندیشه و کُنشی از آنگونه که زرتشت اندیشید و کورش ورزید بدهد.</p>
<p style="text-align: justify;">
<h3 style="text-align: justify;">آفتی به نام رنسانس</h3>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://iranshahrig.com/930405">رنسانس</a> نیز همین معنای ناقص و چه بسا گمراه کننده را در بر دارد، هر دوی اینها یعنی تغییر و رنسانس و واژگانی با این بار معنایی تنها نجات دهنده ی امرِ به تباهی برنده اند، در واقع حاملان ویروسند از کُنج آفت زده ی اندیشه و روان به گوشه دنج و سالمش، تا باز تداوم بخش همان بیماری باشند.<br />
بلکه باید بازیافت، باید به گوشت و خونمان اجازه دهیم پوستِ ابراهیمی چسبیده بر تنمان را با پوستِ ایرانشهری جدا شده از تنمان، مطابق با گزاره های ایرانشهری باز یابد و جایگزین کند. <a href="https://telegram.me/bazyabe">بازیابی ایرانشهری</a> در تلاش برای این گونه بازیافتنی است؛ بازیافتنی که گرچه پایه و اساسِ آن از ساسانیان آغاز می شود اما هیچگاه به ساسانیان محدود نمی شود و باید تا خودِ حقیقی زرتشت پیش رود و چهره جهان بانِ او را از زیر گرد و غبار هزاره ها بیرون کشد، و نیز عرضِ درمانش برای ایرانشهر در 3 گزاره زیر به سرانجام می رسد:</p>
<ol>
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">از اندیشه و روان بیرون راندن هر آن طعامی که در آشپزخانه ی اسکندریسم ابراهیمی پخته شده و همچنان به خوردمان می دهند.<br />
</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">انباشتن اندیشه و روان با هر آنچه رنگ و بوی ناب ایرانشهری می دهد.</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">به کردار در آوردن هر آنچه در میان مدت انباشته ایم.</span></li>
</ol>
<p style="text-align: justify;">اشکانیان و ساسانیان برای مقابله با آنچه اسکندریسمِ ابراهیمی (برای اشکانیان، رومِ مسیحی و برای ساسانیان، اتحادِ روم و سامیانِ مسیحی و مسلمان) می نامیم، اقدام به جمع آوری نسخ پراکنده اوستا کردند، و دیوار دفاعی ایرانشهر را که بیش از 890 سال امنیتِ سیاسی-فرهنگی-اقتصادی ایرانشهر را تضمین کرد، بازسازی کردند، این اقدام ایشان چراغ راهیست برای ما تا به این حقیقت آگاه شویم که تنها راه بازیابی ایرانشهر از شاهراهی می گذرد که با آموزه های زرتشت سنگفرش شده باشد، هر گونه پس روی یا خودزنی در این امر تنها به امرِ خیانت به ایرانشهر منتهی می شود، اینکه ایرانیانِ خسته از ظلمِ! مغانِ زرتشتی با آغوش باز! تجاوز و تهاجم را پذیرفتند و بازگویی این تولیداتِ بیرون آمده از آشپزخانه غربِ مفهومی، از زهدانِ اهریمنِ اسکندریسم ابراهیمی، چیزی جز خودزنی و توهین به خونِ نیاکانمان، خونِ بابک ها و مازیارها و رادمان ها نخواهد بود.</p>
<p style="text-align: justify;">سخن پایانی</p>
<p style="text-align: justify;">کوتاه سخن اینکه تمام تبدیل های تاریخی رخ داده علل سیاسی-امنیتی-اقتصادی داشته و اکنون نیز نمی توان بدون در نظر گرفتن این ۳ عامل، نسخه ای صرفا فرهنگی برای امور پیچید؛ زیرا نه تنها مرزهای طبیعی ایرانشهر در معرض فروپاشی فرهنگی-سیاسی مداومند بلکه در قلب ایرانشهر نیز این فروپاشی مشاهده می شود، و این خلا تولید شده را نمی توان با خلا (گزینه ای که آتئیست ها پیشنهاد می دهند) و نیز با امری صرفا اخلاقی-فرهنگی (انگونه که برخی بهدینان محافظه کار پیشنهاد می دهند) پر کرد، پرداختن به تمام زوایای امر (دینی &#8211; فرهنگی &#8211; سیاسی  &#8211; تمدنی) به طور همزمان، بر پایه های آگاهی زرتشت، ضروریست تا از فروپاشی کاملِ ایرانشهر و قلبِ آن، ایران، جلوگیری کند و این نسخه را “ساسانی شده زرتشت” در اختیارمان قرار می دهد.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">آماج ما رساندن ایرانشهر تا سال 1480 یزدگردی بر چکاد جهان است. تا آن زمان ایران باید کشوری در بیشینه اش زرتشتی باشد. برای رسیدن به این آماج، تا 15 سال دیگر باید ستمگران کنونی فرود آمده باشند و تا 15 پس از آن، رشته ی بیشینه ی کارهای کشور به دست بازیابان و نهادهای وابسته به بازیابان باشد. این چیزی ست که باید به شود، و خواهد شد. ما کمتر از سد سال زمان داریم، تا 1400 سال ویرانی را برچینیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">بکوشیم تا مرزهای دینی و فرهنگی و زبانی و چه بسا سیاسی ایرانشهر را با تمامی تیره های آن بازیابی کنیم و دیوار دفاعی ایرانشهر را با خشت های اهورایی با <a href="https://iranshahrig.com/950614">جنبش اوستاخوانی</a>، قدرتمندتر از نیاکانمان، پایدارتر از آن و زیباتر از آن بازسازی کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">جستار فوق تلاشی بود ناتمام در جهت تشریح مفاهیمی که در <a href="https://iranshahrig.com/940606">اعلامیه ی استراتژیکِ</a> راهبر بازیابی ایرانشهری، <a href="https://iranshahrig.com/941027">کیخسرو آرش گرگین</a>، بدان پرداخته شده است.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
