<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خرد &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<atom:link href="https://iranshahrig.com/tag/%d8%ae%d8%b1%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<description>خانه راستی، نیکی و زیبایی؛ خانه بازیابان ایرانشهر</description>
	<lastBuildDate>Thu, 18 Apr 2024 17:19:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/02/cropped-Logo2-32x32.png</url>
	<title>خرد &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>دادِستان مینوی خرد</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-books/minou-kherad/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Aug 2016 06:12:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کتاب‌های الکترونیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نسک‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[آفرینش]]></category>
		<category><![CDATA[احمد تفضلی]]></category>
		<category><![CDATA[اهورامزدا]]></category>
		<category><![CDATA[تفضلی]]></category>
		<category><![CDATA[خرد]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[مینوی خرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1006</guid>

					<description><![CDATA[دادِستان مینوی خرد یا به اختصار مینوی خرد کتابی به زبان پارسی میانه است که صورت پهلوی و پازند آن و نیز ترجمه‌هایی به سنسکریت و فارسی کهن (هم نظم و هم نثر) باقی مانده‌است. این اثر به صورت مجموعهٔ پرسش‌هایی است که «دانا» از مینوی خرد (اهورامزدا) می‌کند و پاسخ‌هایی که مینوی خرد به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">دادِستان مینوی خرد یا به اختصار مینوی خرد کتابی به زبان پارسی میانه است که صورت پهلوی و پازند آن و نیز ترجمه‌هایی به سنسکریت و فارسی کهن (هم نظم و هم نثر) باقی مانده‌است. این اثر به صورت مجموعهٔ پرسش‌هایی است که «دانا» از مینوی خرد (اهورامزدا) می‌کند و پاسخ‌هایی که مینوی خرد به پرسش‌های وی می‌دهد. واژهٔ دادستان که در نام کامل کتاب دیده می‌شود به معنی حکم، رأی یا فتواست. مینوی خرد نیز همچون دیگر بحثهای کلامی و فلسفی کهن (همچون آثار افلاطن و گفتگوهایش با مردم وشاگردانش) به شکل پرسش و پاسخ می‌باشد، شخصیتی خیالی به نام «دانا» پرسش‌هایی را از «مینوی خرد» می‌پرسد و «مینوی خرد» بدان‌ها پاسخ می‌دهد و ساختار کتاب بر اساس این پرسش و پاسخ‌ها شکل گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">در میان کتاب‌های نوشته شده به زبان پهلوی و یادگار دوران ساسانیان و بازمانده از یورش تازیان می‌توان به اندرزنامه‌ها اشاره کرد. اندرزنامه‌ها آثاری بودند با جنبه‌های اخلاقی و یا حکمت عملی و لبریز از مواعظ و ادب و آداب و حکم ایرانی.</p>
<p style="text-align: justify;">«مینوی خرد» یا به صورت دقیق‌تر «دادِستان مینوی خرد» به معنای «حکم‌ها و آراء مینوی خرد» یکی از نمونه‌های بارز از اندرزنامه‌های پهلوی‌ست، گرچه این اثر در ردهٔ اندرزنامه‌هاست اما نه به صورت صرف اندرزنامه، بلکه در آن از آفرینش، حیات یا عدم حیات جسم و روان پس از مرگ (معاد)، اساطیر ایرانی، آیین‌های ایرانی و آداب و رسوم ایرانی و غیره نیز به وفور سخن رفته است</p>
<p style="text-align: justify;">اثر در ۶۳ فصل (یک دیباچه و ۶۲ پرسش و پاسخ) تدوین شده‌ است. اهمیت مینوی خرد به دلیل دارا بودن نکات و اشاره‌هایی است که در باب اساطیر و تاریخ دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">لازم به ذکر است اگرچه مکتوبات ایرانیان تا دو سه سده پس از اسلام به زبان پهلوی نوشته می‌شد، اما زمان تألیف مینوی خرد به پیش از اسلام بازمی‌گردد و یادگار بازمانده از دوران ساسانیان است زیرا در آن هیچ ذکری از دین اسلام و یا حمله اعراب به ایران نشده است. ولی به نبردهای ایرانیان با ترکان و رومیان اشاره شده‌است. تأثیر زبان پارسی نو، چه از لحاظ دستوری و چه از لحاظ واژگانی در کتاب دیده نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">ذکر این نکته نیز ضروریست که نویسنده‌ی این کتاب نیز مانند بیشتر کتب پهلوی ناشناخته است اما با بررسی مطالب اساطیری این کتاب با دیگر کتب که در حوزه اساطیر است می‌توان پی برد که نویسنده از اطلاعات دقیقی در رابطه با اساطیر ایرانی برخوردار است. همین نگاه را می‌توان به موارد دیگری مانند آفرینش یا آداب و رسوم و &#8230; نیز دید و تعمیم داد.</p>
<p style="text-align: justify;">خواننده می‌تواند نکاتی را از آفرینش زمین و آسمان و مخلوقات دیگر تا دوزخ و بهشت و سرنوشت تن و روان آدمی پس از مرگ را دریابد و از شخصیتهای اساطیری چون ایرج و آرش و فریدون و ضحاک و اسفندیار و &#8230; سخن‌ها بمیان آمده است.</p>
<p style="text-align: justify;">از برسم و هوم و بهرام ورجاوند و سروش و ایزدان گیتی و ایزدان مینو و دیگر اصطلاحات پیش از اسلام ایرانیان به کرات مطالبی ذکر شده است و در مواردی به مقایسه و گاه روابط دقیق و پیچیده‌ی کلید واژگانی همچون «توانگری-درویشی-قدرت» یا «هنر-خرد»، «نیکی-بدی»، «درویش توانگر-توانگر درویش»، «کوشش-تقدیر»، «خرد-تقدیر»، «دروغ-راستی» و &#8230; پرداخته شده است.</p>
<figure id="attachment_1011" aria-describedby="caption-attachment-1011" style="width: 339px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/08/tafazoli.jpg"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="wp-image-1011 " src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/08/tafazoli-240x300.jpg" alt="tafazoli" width="339" height="424" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/08/tafazoli-240x300.jpg 240w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/08/tafazoli-768x960.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/08/tafazoli-824x1030.jpg 824w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/08/tafazoli-600x750.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/08/tafazoli.jpg 1478w" sizes="(max-width: 339px) 100vw, 339px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1011" class="wp-caption-text">گیان‌اسپار احمد تفضلی</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;">احمد تفضلی معتقد است : «مقدمه‌ی این کتاب با آنچه در باب برزویه طبیب در کلیله و دمنه و آنچه در مقدمه شکندگمانیک وِزار و شعری در توصیف خرد [در متون پهلوی جاماسب آسانا] آمده است، شباهت دارد» شاید بتوان گفت تنها شباهت میان «مقدمه‌ی مینوی خرد» با «مقدمه‌ی کلیله و دمنه در باب برزویه طبیب»، در آن است که در هر دو، این مهم طرح گردیده است که «مردمان دارای کیش‌ها و اندیشه‌های گوناگون و گاه متناقض یا متضاد با یکدیگرند».</p>
<p style="text-align: justify;">و ابوالفضل خطیبی شاهنامه‌پژوه نیز با مطابقت این کتاب با شاهنامه فردوسی، شباهت‌هایی را میان «دانا و مینوی خرد» با «انوشیروان دادگر و وزیرش بزرگمهر حکیم» دریافت.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>نسک را از اینجا دریافت کنید: <a href="/wp-content/uploads/2016/08/مینوی-خرد.pdf">مینوی خرد</a></strong></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>


<pre class="wp-block-code"><code><object data="/wp-content/uploads/2016/08/مینوی-خرد.pdf" type="application/pdf" width="100%" height="1200px"></object></code></pre>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ستایش و پرستش؛ و مفهومی به نام تقدس / نریوسنگ گشتاسب</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/950529/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Aug 2016 13:01:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بازیابان]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین و خرد]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفی]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[اهریمن]]></category>
		<category><![CDATA[اهورامزدا]]></category>
		<category><![CDATA[خرد]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1066</guid>

					<description><![CDATA[تفاوت میان خرد و پس دانشی، تفاوت میان آگاهی و دیرآگاهی؛ تفاوت میان روشنایی و تاریکی؛ تفاوت میان اهورامزدا و اهریمن هنگامی که سروده های زرتشت را در گاتها می خوانیم به طور مداوم و چشمگیری با دو فعل &#8220;ستودن&#8221; و &#8220;پرستیدن&#8221; مواجه می شویم؛ زمانی که زرتشت از اهورامزدا (خردِ مقدسِ همه آگاه) و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #0000ff;">تفاوت میان خرد و پس دانشی، تفاوت میان آگاهی و دیرآگاهی؛ تفاوت میان روشنایی و تاریکی؛ تفاوت میان اهورامزدا و اهریمن</span></strong></h4>
<p style="text-align: justify;">هنگامی که سروده های زرتشت را در <a href="https://iranshahrig.com/gatha">گاتها</a> می خوانیم به طور مداوم و چشمگیری با دو فعل &#8220;ستودن&#8221; و &#8220;پرستیدن&#8221; مواجه می شویم؛ زمانی که زرتشت از اهورامزدا (خردِ مقدسِ همه آگاه) و اشا (راستی) و وهومن (منش پاک) و دیگر امشاسپندان سخن می گوید همواره از فعل &#8220;ستودن&#8221; بهره می برد و زمانی که می خواهد پیروان اهریمن را بشناساند از آنها با عنوان &#8220;دروغ پرستان&#8221; نام می برد، هیچگاه نمی گوید &#8220;ستایشگران دروغ&#8221;؛</p>
<p style="text-align: justify;">????<br />
از این روزن می توان بدین اندیشه راه برد که در زمان سروده شدن گاتها (به گمان 8000 سال پیش از این) مردمان به تفاوت دو واژه &#8220;ستایش&#8221; و &#8220;پرستش&#8221; آگاه بوده اند، آگاهی که امروز چندان مورد توجه قرار نمی گیرد، بر همه پژوهندگان ادبیات کهن و نیز زبانهای عربی و لاتین و انگلیسی است که به نحوه بکارگیری و تفاوت این دو واژه توچه ویژه ای بنمایند، چه بسا حقایقی نهفته از دیدگان انسانِ اهریمن زده از پس پرده بیرون افتد و پرده از چهره پلید اسکندریسم ابراهیمی بیش از پیش بیافتد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">پرستش</h2>
<p style="text-align: justify;">برای اینکه چیزی را بپرستید تنها کافیست به پرستشِ آن فرمان داده باشند.<br />
پرستش از جنسِ &#8220;پس دانشی&#8221; است، پس دانشی یعنی آگاهی بر امری پس از رخ دادنِ آن، این فاصله زمانی که به طور مداوم همه روزه در تصمیم گیریها و کنش و واکنشمان و به طور کلی در اندیشه و گفتار و کردارمان با آن روبرو می شویم، همان فرصتیست که برای تولید &#8220;پس دانشی&#8221; ایجاد می کنیم (دیرآگاهی)، این فرصت را منادیان ادیان ابراهیمی به طور سازمان یافته و مکتوب و منقول با جادوهای اهریمنی در ذهن باورمندانشان نهادینه کرده اند، از آن پس دیگر یک پیرو ادیان ابراهیمی نمی اندیشد، بلکه به آنچه آن دروغِ سازمان یافته فرمان می دهد، عمل می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">پیروان دروغ همواره انسان را به پرستش بدون اندیشه ی آنچه معرفی می کنند و بزرگ می دارند، تشویق می کنند، نمونه های بسیار آن را می توان در تمامی ادیان ابراهیمی به وفور مشاهده نمود. اما از آن مهمتر آن چیزیست که در عمل و کردار به جا می آورند در جهت اثبات خلوص خود در پرستشِ معبود خود، اهریمن؛ کُشتن.<br />
از اینجا می توان به تعریفی که در اندیشه زرتشت از واژه &#8220;پرستش&#8221; نقش بسته بود راه برد، پرستش؛ بندگی بی اندیشه ی دروغ است.</p>
<h2 style="text-align: justify;">ستایش</h2>
<p style="text-align: justify;">برای آنکه چیزی را ستایش کنید، ابتدا باید بر سودمندی آن آگاهی داشته باشید.<br />
ستایش از جنس آگاهیست؛ آگاهی در بستری که اندیشه در آن جریان داشته باشد توسط خرد، تولید می شود.<br />
بنابراین انسانِ خردورز زمانی می تواند چیزی را ستایش کند که به فایده آن برای زیستن آگاه شده باشد و با میل و اراده، آن را در اندیشه و گفتار و کردار خویش نمایان سازد، از این روزن می توان به چرایی نامیدن انسان کامل به &#8220;سوشیانت&#8221; (سودرسان) نیز پی برد، انسانِ کامل انسانی است که تنها زمانی در اندیشه، گفتار و کردار به چیزی تمایل پیدا کرده و آن را ستایش می کند که به سودمندی آن پی برده باشد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">تقدس</h2>
<p style="text-align: justify;">در اندیشه زرتشت هیچگاه هیچ آفریده ای مقدس نیست، در جهان اهریمن زده هیچ جایی برای تقدیس انسان یا هر آفریده دیگری یاقی نمی ماند، تنها مفاهیم مجردی که از جنسِ آگاهی هستند مقدس شمرده می شوند، همچون خرد، راستی و منشِ پاک.<br />
یک آفریده همواره در انتخاب میان نیکی و بدی، آگاهی و پس دانشی در نوسان است <a href="https://iranshahrig.com/950307">[ن.ک]</a>، هیچگاه نمی توان به یقین پیش بینی کرد که کدام یک از این دو محصول را تولید می کند، بنابراین از آنجایی که همواره برای انتخاب، نیازمند مشورت با خردِ خود است هیچگاه مقدس شمرده نمی شود.<br />
و نیز مفاهیمی که بواسطه سودرسانیشان مقدس شمرده می شوند هیچگاه پرستیده نمی شوند، بلکه ستوده می شوند.</p>
<h3 style="text-align: justify;">نتیجه گیری</h3>
<p style="text-align: justify;">بنابراین یکی از راهکارهای بازشناسی اندیشه اهریمنی از اهورایی توجه به این مهم است که در نهایت<span style="color: #ff0000;"> اهریمن (پس دانشی) پیروان خود را به پرستشِ آنچه فرمان می دهد فرا می خواند <span style="color: #0000ff;">و اهورامزدا (خردِ همه آگاه) دوستان خود را به ستایشِ (و نه پرستشِ) آنچه نیک یافته اند.</span></span><br />
به خشنودی &#8220;خردِ مقدسِ همه آگاه&#8221;؛ &#8220;اهورامزدا&#8221;<br />
☀️☀️☀️<br />
<span style="color: #800000;">&#8220;مزدا اهورا تمام قدرت کامل و اقتدار خسروی خود را با رسائی (هروتات = خرداد) و جاودانی (امرتات = امرداد) و راستی (اشا) و شهریاری (خشترا) و پاک منشی (وهومن = بهمن) بآن کسی بخشد که در اندیشه و کردار دوست او باشد.</span><br />
<span style="color: #800000;"> نزد مرد دانا و نزد کسیکه از فهم خویش دریافت، آشکار است که یاور ارجمند تو ای مزدا اهورا کسی است که از گفتار و کردار خویش پشتیبان راستی و مملکت جاودانی نیکی است.&#8221;</span><br />
اهنودگات یسنا 31 – 21و22</p>
<p style="text-align: justify;">☀️☀️☀️</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://telegram.me/bazyabe">کانال تلگرام بازیابی ایرانشهری</a></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی به متونِ نخستین و پسینِ سُنتِ ایرانشهری / نریوسنگ گشتاسب</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/950307/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 May 2016 10:15:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بازیابان]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین و خرد]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفی]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[آفرینش]]></category>
		<category><![CDATA[اهریمن]]></category>
		<category><![CDATA[اهورامزدا]]></category>
		<category><![CDATA[خرد]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[سوشیانت]]></category>
		<category><![CDATA[سوشیانس]]></category>
		<category><![CDATA[شیعه]]></category>
		<category><![CDATA[هرمزد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1034</guid>

					<description><![CDATA[پیشگفتار در میان ادیان ابراهیمی و مذاهب جدا شده از آن؛ این تنها تشیع است که حامل بیشینه تفاسیر و مباحثات شفاهی و مکتوب از اصل خود، اسلام است. این اندازه تولید اندیشه را در هیچ یک از ادیان ابراهیمی و حتی در خود اسلام در حجاز نیز نمی توان دید، در بررسی عامل یا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2 class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">پیشگفتار</h2>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">در میان ادیان ابراهیمی و مذاهب جدا شده از آن؛ این تنها تشیع است که حامل بیشینه تفاسیر و مباحثات شفاهی و مکتوب از اصل خود، اسلام است. این اندازه تولید اندیشه را در هیچ یک از ادیان ابراهیمی و حتی در خود اسلام در حجاز نیز نمی توان دید، در بررسی عامل یا عواملی که باعث این اندازه گستردگی در تفسیر و تشریح اسلام در یکی از شاخه های آن شده است به خوبی می توان نقش موثر و یگانه ی اندیشه آریایی را دید.</div>
<p style="text-align: justify;">زمانی که صحبت از اندیشه آریایی می کنیم لزوما بدان معنی نیست که دارنده یا به صحنه آورنده آن، یک ایرانی و یا یک آریایی تبار بوده است، گرچه در بیشینه موارد اصیلترین و نابترین آن را می توان در یک آریایی تبار دید.</p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">براستی کدام به حقیقت نزدیکتر است، بهره گیری سامیان از آریاییانِ مغلوب و یا بهره گیری آریاییانِ به ناچار مغلوب، از تهی بودنِ ظرفِ اندیشه گری مهاجمانِ سامی تبار و پر کردنِ آن با اندیشه های التقاطی بر اساس باورهای آریایی؟</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">بی گمان اگر مهاجمان سامی بر شیوه سپهسالار فاتح خود (عمر) پیش می رفتند، صنعت چاپ هیچگاه با چنین رشدی مواجه نمی شد، و امروز مفهومی به نام &#8220;کتابخانه&#8221; اصولا در خاورمیانه و چه بسا اروپا وجود نمی داشت و شاید نیمی از جهانِ امروز به زبان سامیان مهاجم سخن می گفتند، گرچه در خود فلات مرکزی ایران لاجرم این ورود واژگان سامی رخ داد که البته ناگزیر بود و چه بسا هوش و ذکاوت نیاکان ما بود تا در برابر آنچه مهاجمان در سر می پروراندند، یعنی نابودی تمام و کمالِ نمودهای آریایی از زبان و اندیشه و اسطوره و فرهنگ، کمی از هر کدام را قربانی کنند تا به تمامی از دست نرود.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">با کمی تدقیق و در نگر گرفتن گستره پراکندگی آریاییان از چین تا اروپا، به روشنی می توان ردپای هوش و نبوغ آریایی را به واسطه قدمت و گستره وسیع فرهنگی، ادبی، اسطوره ای او؛ به عنوان تنها عاملِ بسیار موثر و منحصر بفرد، در تولید انبوه اندیشه هایی که لاجرم به جبر سیاسی در نخستین ادوار خلافت و سپس در ادوار بعدی، به فراموشی سپرده شدن و نیز نایابی نسخ ایرانی، به نامها و نمودهای مهاجمان سامی، الصاق می شدند، مشاهده کرد.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">آیا این شیوه ای بود که نیاکان ما ناگزیر برای بقا (در هر دو بعد حیات جسمانی-نژادی و حیات اندیشه گری) به کار گرفتند؟</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">در این میان بسیاری از مفاهیم عمیق آریایی با الصاق به مهاجمان و فرزندان ایشان، با تغییر نام های موصوف و کمی تغییر در ماهیت (اما همیشه نه آن مقدار که اصالت خود را از دست بدهند) دوباره با پوششی سامی جواز ورود به جهان آریایی را گرفتند، گر چه در ادامه، این مفاهیم آنچنان جهان شمول و پر قدرت بودند که راه خود را به جهانِ سامیان و غیر آریاییان نیز باز کردند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">به هر روی هدف از این مقدمه کوتاه این نیست که چرایی و یا چگونگی حضور اندیشه آریایی را در شگل گیری باورهای سامی (هزاره ها پیش از اسلام و یهود) و بالاندن و گستراندن آن در هزاره اخیر، بررسی کند، بلکه هدف آن است تا این پرسش را مطرح کند که:</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"><span class="_5yi_" style="color: #0000ff;"><em>آیا اکنون که امکان دسترسی به منابع دست اول سنتِ آریایی وجود دارد، زمان آن فرا نرسیده تا پتانسیل موجود در اندیشه آریایی که استوار بر ستونهای فرهنگی-ادبی-اسطوره ای برپا شده توسط نیاکانِ آگاه اوست، در خدمت بالاندن و گستراندن اندیشه های ناب ایرانشهری قرار گیرد و آنچه در هزاره اخیر از اندیشه و گفتار و کردار از التقاط با ساخته های اهریمنی تولید شده است، و شوربختانه به باور رسیده است، تا حد امکان بازآفرینی و پالایش شده و در اختیار نسل های بعدی قرار گیرد؟</em> </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">جستار زیر و نیز جستارهای آینده تلاشی است هر چند کوتاه و مختصر و چه بسا پر نقص، در جهت یافتن پاسخِ پرسش فوق.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<h3 class="_2cuy _50a1 _2vxb" style="text-align: justify;">تذکر</h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">قبل از ادامه بایسته است تا به اختصار به این موضوع بپردازیم که &#8220;گونه و نژاد&#8221; دو مفهوم کاملا متفاوت را در بر می گیرند، گونه اشاره به ماهیت چیستی یک آفریده دارد و نژاد اشاره به تغییرات عمیق و جهش های ژنتیکی دارد که به جبر طبیعت ایجاد شده است. تغییرات و جهش هایی که به عنوان مثال در مورد گونه انسان در طی یخبندان اخیر، که 22 هزار سال پیش آغاز شد و بیش از 10 هزار سال به طول انجامید، رخ داده است و به تولید نژادهای گوناگون منجر شده است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">در واقع تمامی انسانها از یک گونه اند؛ نژاد، آفرینشی متاخر است که جبر طبیعت در تولید آن نقش بسیار مهمی بازی کرده است. در این زمینه شاید توجه به یکی بودن گونه تمام سنگها در ابتدا و سپس تبدیل آنها به انواع مختلف (سنگ، آهن، طلا، مس، نقره و &#8230;) به واسطه نیروهای طبیعی، و نیز توجه به همین دگردیسی در جانوران و گیاهان، مفید واقع شود. البته این موضوع، بحث اصلی این جستار نیست و در زمانی دیگر به تفصیل به آن خواهیم پرداخت. (؟&#8230;)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"> ????</div>
<h2 class="_2cuy _509y _2vxb" style="text-align: justify;">بخش نخست</h2>
<h3 class="_2cuy _50a1 _2vxb" style="text-align: justify;"><a href="https://iranshahrig.com/bundahishn" target="_blank" rel="nofollow">بُندَهِش</a></h3>
<p>&nbsp;</p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">|تلفظ پارسی میانه آن Bun-dahisn است. این نامواژه از دو جزء bun به معنای بن و آغاز، و dahisn، برابر واژه دهش در فارسی، به معنای آفرینش، ترکیب شده است و در مجموع به معنای آفرینش آغازین است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">اما مطالب کتاب به هیچ روی به مساله آفرینش محدود نمی گردد و بخش عمده ای از آن به مسائل پایان جهان مربوط است، حتی در آن سخن از پیشگویی‌ها در میان است. نویسنده‌ی کتاب در آغاز سخن، چنین می گوید:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">زند آگاهی… درباره‌ی چگونگی آفریدگانِ مادی از بندهش تا فرجام است.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">در اینجا مناسب ترین معنا برای واژه “<a href="https://iranshahrig.com/bundahishn">بندهش</a>” که در مقابل “فرجام” به کار رفته، آفرینش آغازین است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">مطالب بندهش در مجموع، گردآوری و تالیف است نه تصنیف. فرنبغ خود در آغاز کتاب به بهره گرفتن از &#8220;زند&#8221; اشاره دارد و این نکته موید آن است که فرنبغ مطالب کتاب خود را عمدتا از متنهای زند، ترجمه های متنهای اوستایی، گرد آورده است. این استنباط را ذکر پیوسته &#8220;به بهدین آن گونه پیدا است&#8221;، &#8220;آن گونه در دین گوید&#8221;، &#8220;چنین گوید به دین&#8221; ، &#8220;در دین گوید&#8221; ، &#8220;این را نیز گوید&#8221; و &#8220;گوید&#8221; در سراسر کتاب، تقویت و اثبات می کند. واژه دین در تمام این موارد به معنای اوستا و زند است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">در واقع فرنبغ در اثر خود به تلفیق و تالیف آثاری گوناگون پرداخته است و از این تلفیق و تالیف دائره المعارفکی فراهم آورده است، عمدتا متکی بر مطالب اوستایی و ترجمه آنها به پهلوی.|</div>
<p><figure id="attachment_726" aria-describedby="caption-attachment-726" style="width: 323px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1.jpg"><img decoding="async" class="wp-image-726 " src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1-214x300.jpg" alt="bondahesh1" width="323" height="453" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1-214x300.jpg 214w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1-768x1077.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1-734x1030.jpg 734w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1-600x842.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/05/bondahesh1.jpg 1964w" sizes="(max-width: 323px) 100vw, 323px" /></a><figcaption id="caption-attachment-726" class="wp-caption-text">بُن دَهِش</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">&#8220;چون هُرمزد آفریدگان را بیافرید، زمانِ درنگِ خدای نخستین آفریده بود که او فراز آفرید؛ زیرا، پیش از آمیختگی، زمان، تماما بیکرانه بود و هرمزد، از آن زمانِ بیکرانه، کرانه مند را آفرید،{1} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">چون از آغازِ آفرینش که آفریدگان را آفرید تا به فرجام که اهریمن از کار بیفتد، به اندازه دوازده هزار سال است، که کرانه مند است. {2} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">سپس، به بیکرانگی بیامیزد و بگردد که آفریدگان هرمزد بپاکی با هرمزد جاودانه شوند. {3} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">چنین گوید در دین که زمان نیرومندتر از هر دو آفرینش است: {4} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">آفرینش هرمزد و نیز آنِ اهریمن. {5} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">زمان یابنده جریانِ کار است، {6} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">زمان از نیک یابندگان، یابنده تر است. {7} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">زمان از آگاهان، اگاه تر است. چنان که داوری به زمان توان کردن. {8} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">به زمان است که خانمان برافگنده شود. تقدیر، در زمان، آراسته فراز شکسته شود. {9} </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>کس از میرندگان از او رهایی نیابد، نه اگر به بالا پرواز کند؛ نه اگر به نگونی چاهی کَنَد و در نشیند و نه اگر زیر چشمه آبهای سرد فرو گردد.&#8221; {بُن دَهِش؛ سرآغاز؛ 10}</strong> </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h2 class="_2cuy _3dgx _2vxb">1: اهورامزدا، اهریمن و جهان میانی</h2>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi- _5yi_"><strong>1-1: اورمزد (هرمزد-اهورامزدا)</strong> </span></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">هرمزد؛ پهلوی: اورمزد ohrmazd، اوستا: اهورامزدا ahura-mazda، نام خدای خدایان ایرانی است و به معنای خردِ کُل و همه آگاه، این واژ-نام را &#8220;سرور دانا&#8221; و &#8220;خداوند جان و خرد&#8221; نیز می نامند،</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اما آنچه در ادامه برای تعریف بیکرانگی و کران مندی در زمان و صفات به کار این مقاله خواهد آمد، همان معنای نخست است؛</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">هرمزد: &#8220;<em><span class="_5yi_">خردِ کُل و همه آگاه</span></em>&#8220;.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در بندهش مکان او را در روشنایی بیکرانه و نیز یکی از صفات او را &#8220;<em><span class="_5yi_">همه-آگاهی</span></em>&#8221; می یابیم:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>هرمزد فراز پایه، با همه-آگاهی و بِهی، زمانی بیکرانه در روشنی می بود.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">همه آگاهی، ترکیبی است به معنای دارای همه گونه آگاهی بودن.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">دومین صفتِ اورمزد که در بندهش با آن روبرو می شویم، بهی است، به معنای نیکی.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اورمزد نیکی مطلق و ناب است، و به واسطه ی این نیکی ناب، انسان و کلیت آفرینش نیز، که بدان «دام» گفته می شود، نیک است، آنچنان که روان آدمی و روان جانوران و گیاهان و زمین نیز نیک اند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">برای درک بهتر مفاهیمی که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد به ناچار، هرمزد (خردِ کل و همه آگاه) را به شکل دایره ای سپید در نظر می گیریم که لاجرم کرانمند تصویر شده است، اما باید در اندیشه خود &#8220;سپیدی بیکرانه&#8221; را تصور کنید. (شکل 1)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<p><figure id="attachment_1043" aria-describedby="caption-attachment-1043" style="width: 382px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light.jpg"><img decoding="async" class=" wp-image-1043" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-300x300.jpg" alt="(شکل 1) این سپیدی بیکرانه و ازلی و بی پایان، استوار بر &quot;خرد&quot; است، از جنسِ &quot;آگاهی&quot;، در بستر &quot;زمان&quot;." width="382" height="382" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-300x300.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-80x80.jpg 80w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-768x768.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-1030x1030.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light-600x600.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/light.jpg 1657w" sizes="(max-width: 382px) 100vw, 382px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1043" class="wp-caption-text">(شکل 1) این سپیدی بیکرانه و ازلی و بی پایان، استوار بر &#8220;خرد&#8221; است، از جنسِ &#8220;آگاهی&#8221;، در بستر &#8220;زمان&#8221;.</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">2-1: اهریمن (اهرمن- انگره مئینیو)</span></strong></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اهریمن؛ پهلوی: اهرمن ahreman، اوستایی: انگره مئینیو angra-mainyu، به معنای مینوی ستیزگر و دشمن است. در بندهش مکان او را در تاریکی و یکی از صفات او را، <span class="_5yi_">پس-دانشی</span> می یابیم:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>اهریمن در تاریکی، به پس دانشی و زدارکامگی، ژرف پایه بود. &#8230; که آن را تاریکی بیکران خوانند.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">|پس دانشی را می توان نقصان دانش، بیخردی، جهل مرکب دانست، شاید پس دانشی به معنای وقوف بر امری پس از وقوع آن باشد.|</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">برای درک بهتر مفاهیمی که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد، ساخته های اهریمن (بی خردی و پس دانشی ژرف) را به شکل خاکستری و نه سیاه، به تصویر می کشیم (؟&#8230;) (شکل 2):</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>اهریمن از تاریکی مادی، آن آفریدگان خویش را فراز ساخت: تبهکار، بِدان تنِ سیاه خاکستری &#8230;</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<p><figure id="attachment_1042" aria-describedby="caption-attachment-1042" style="width: 536px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1042" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1-300x164.jpg" alt="(شکل 2) این خاکستری کرانمند و متاخر و پایان پذیر، استوار بر &quot;پس دانشی&quot; است، از جنسِ &quot;دیر آگاهی&quot;، در بستر &quot;زمان&quot;." width="536" height="293" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1-300x164.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1-768x421.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1-1030x564.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/gray1-600x329.jpg 600w" sizes="(max-width: 536px) 100vw, 536px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1042" class="wp-caption-text">(شکل 2) این خاکستری کرانمند و متاخر و پایان پذیر، استوار بر &#8220;پس دانشی&#8221; است، از جنسِ &#8220;دیر آگاهی&#8221;، در بستر &#8220;زمان&#8221;.</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
</div>
</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"> <span class="_5yi- _5yi_"><strong>3-1: آمیختگی:</strong> </span></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">|در اساطیر ایرانی جهان به سه بخش تقسیم می شود؛ جهانِ بَرین یا جهان روشنی که جهانِ هرمزد است، جهان زیرین یا جهان تاریکی که جهان اهریمن است و فضای تهی میان این دو جهان که در ادبیات پهلوی بدان تهیگی یا گشادگی می گویند.|</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">نیروهای هرمزدی و اهریمنی در این جهان میانی است که با یکدیگر روبرو می شوند و با هم در می آمیزند. آفرینش نیز در این جهان میانی شگل گیتیگ به خود می گیرد.</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>میان ایشان تهیگی بود که وای است، که آمیزش بدو است.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">تهیگی در واژ-مفهومِ خلاء، همان جهانِ میانی است. (؟&#8230;) (شکل 3)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<p><figure id="attachment_1040" aria-describedby="caption-attachment-1040" style="width: 409px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1040" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-300x300.jpg" alt="(شکل 3) آمیختگی و آفرینش جهانِ میانی" width="409" height="409" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-300x300.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-80x80.jpg 80w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-768x768.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-1030x1030.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi2-600x600.jpg 600w" sizes="(max-width: 409px) 100vw, 409px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1040" class="wp-caption-text">(شکل 3) آمیختگی و آفرینش جهانِ میانی</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">جهان میانی توسط جهان زِبَرین یا بالایی آفریده شده و در میانِ او جای دارد، برای اینکه این تودرتویی جهان ها و بالا بودن جهان روشنی در ذهن جای گیرد باید نموداری از زمان، از میان جهان بالا بیرون بکشید و جهان بعدی را در امتداد آن خط فرضی تصور کنید. (شکل 4)</div>
</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;">
<p><figure id="attachment_1039" aria-describedby="caption-attachment-1039" style="width: 460px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1039" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-300x300.jpg" alt="(شکل 4) حلقه اتصال میان این 3 جهان، زمان است. (؟...)" width="460" height="460" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-300x300.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-80x80.jpg 80w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-768x768.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-1030x1030.jpg 1030w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/amikhtegi1-600x600.jpg 600w" sizes="(max-width: 460px) 100vw, 460px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1039" class="wp-caption-text">(شکل 4) حلقه اتصال میان این 3 جهان، زمان است. (؟&#8230;)</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"></h3>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi- _5yi_"><strong>4-1: آگاهی؛ تفاوتِ میان روشنی و تاریکی، میان هرمزد و اهرمن</strong> </span></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">به جای تفاوت می شد از واژه &#8220;مرز&#8221; بهره برد که برای گوش و اندیشه مان که عادت کرده است همچون قواعدِ جهانِ میانی، میان هر دو چیز متفاوت مرزی بگذارد و آنها را یکسره از هم جدا کند، گویاتر می بود. اما استفاده از واژه مرز ممکن است ما را دچار خطایی کند که یکسره از مفهوم حقیقی دور شویم.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در جهان میانی همه چیز کرانمند است، حتی اندیشه انسان نیز کرانمند است بدان حد که ره بردن به این مفهوم که چگونه می شود &#8220;همه آگاهی&#8221; بدون آلوده شدن، &#8220;پس آگاهی&#8221; را نیز در خود داشته باشد و بیان این دریافت با کلمات بسیار دشوار است، حتی در اندیشه نیز همچون یک جرقه کوتاه در گذر است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">هرمزد، به &#8220;همه آگاهی&#8221; دانست که اهریمن هست، &#8230; </span></strong></span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>اهریمن به سبب &#8220;پس دانشی&#8221; از هستیِ هرمزد آگاه نبود.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اگر به جای واژگان &#8220;هرمزد&#8221; و اهریمن&#8221; معانی را که در ابتدا برای این دو مفهوم در این جستار در نظر گرفته ایم قرار دهیم، به عبارات زیر می رسیم:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij" style="color: #0000ff;">خردِ کُل و همه آگاه، به همه آگاهی دانست که پس دانشی هست، &#8230; </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij"><span style="color: #0000ff;">پس دانشی، به سببِ پس دانشی از هستی خردِ کُل و همه آگاه، آگاه نبود.</span> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">پس دانشی در ذیل همه آگاهی تعریف می شود، بدین معنی که هر پدیده ای، حامل یک چیستی یکتا، ثابت و معین است، این چیستی برای توصیف حقیقتِ خود به تولیدِ آگاهی دست می زند، پس از آن هر برداشت اشتباه و نادرستی از این چیستی که راه به سوی درک غلط از آن می برد، پس دانشی را درباره آن چیستی به وجود می آورد. بنابراین اگر همه آگاهی یا هرمزد را یک حقیقت ازلی و بی کرانه بدانیم، پس دانشی و اهریمن همچون سرابی است که به واسطه عدم وجود حقیقی اش، کرانمند است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">برای درکِ این مفهوم تصور کنید که در بستر یک جاده (بخشی از زمانِ کرانمند –بخشی از جهانِ میانی) که حقیقتِ جنس جاده و نبودن آب در آن مسلم است (همه آگاهی &#8211; هرمزد) سرابی می بینید، سرابی که بیننده تصور می کند در میانِ جاده رودی در جریان است و جنسِ جاده در آن مکان از آب خواهد شد (پس دانشی &#8211; اهریمن)، اما زمانی که به آن مکان می رسد به سببِ آگاهی به حقیقتِ آن پی می برد و اهریمن را که &#8220;پس دانشی&#8221; باشد با &#8220;همه آگاهی&#8221; می زداید، اما همچنان برای بینندگانی که در پسِ او می آیند این جهانِ میانی و نبردِ کوتاه میان همه آگاهی و پس دانشی درباره جاده رخ می دهد. (شکل 5)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<p><figure id="attachment_1047" aria-describedby="caption-attachment-1047" style="width: 485px" class="wp-caption aligncenter"><a href="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class=" wp-image-1047" src="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-300x199.jpg" alt=" شکل 5 سراب؛ نمادی از پَس دانشی" width="485" height="322" srcset="https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-300x199.jpg 300w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-768x510.jpg 768w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-600x398.jpg 600w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-90x60.jpg 90w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-180x120.jpg 180w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12-95x64.jpg 95w, https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/09/PH-12.jpg 1024w" sizes="(max-width: 485px) 100vw, 485px" /></a><figcaption id="caption-attachment-1047" class="wp-caption-text">شکل 5 سراب؛ نمادی از پَس دانشی</figcaption></figure></p>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">بنابراین سراب، در جاده هست اما بودنِ او و هستی او در جاده بر جنس جاده و چیستی آن تاثیر نمی گذارد، اما بیننده را می تواند به واکنش های آسیب زننده و جبران ناپذیری وادار کند، مثلا ممکن است ذخیره آب خود را در اندیشه رسیدن به آب (سراب) هدر دهد.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">این نبردِ میان &#8220;پس دانشی&#8221; و &#8220;همه آگاهی&#8221; همواره وجود دارد و به شکل های گوناگون نمایان می شود. (؟&#8230;)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">5-1: &#8220;بود&#8221; و سپس &#8220;فراز آفرید&#8221;</span></strong></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در بندهش با دو شیوه آفرینش یا بودن روبرو هستیم؛ یکی آنجا که از فعل &#8220;آفرید&#8221; یا &#8220;بود&#8221; استفاده می شود و دیگری در جاییکه از فعل &#8220;فراز آفرید&#8221; بهره می برد.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij">این دو آفرینش چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ (؟&#8230;)</span></div>
<ol>
<li class="_2cuy _3dgx _2vxb">نخستین تفاوتی که میان این دو آفرینش مشاهده می شود در زمانِ آفرینش است، آنچه &#8220;فراز آفریده&#8221; می شود پس از &#8220;آفریده شدن یا بودن&#8221; (بی کرانگی)؛ دوباره کرانمند آفریده می شود. شاید یکی از تفاوتهای این دو آفرینش در بیکرانگی و کرانمندی این دو است. (؟&#8230;)</li>
<li class="_2cuy _3dgx _2vxb">دومین تفاوت، در مکانِ آفرینش یا بودن است، آنچه آفریده یا بوده است، در مینوست و آنچه &#8220;فراز آفریده&#8221; می شود در جهانِ میانی.</li>
</ol>
<p style="padding-right: 60px;">نخستین کرانمندی که از بیکرانگی آفریده شد، زمانِ کرانمند یا زمانِ درنگِ خدای بود.</p>
<blockquote>
<p style="padding-right: 60px;"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>سپس، از زمانِ بیکرانه، زمانِ درنگِ خدای را فراز آفرید.</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="padding-right: 60px;">اینجا نیز فعل &#8220;فراز آفرید&#8221; را برای آفرینش زمانِ کرانمند داریم. و نیز می دانیم که زمانِ کرانمند، در جهان میانی آفریده شد.</p>
<ol>
<li>سومین تفاوت، در بن مایه آفرینش است، تمامِ آفرینشی که در جهان میانی روی می دهد و با فعل &#8220;فراز آفرید&#8221; گزارش می شود، از بن و اساسی &#8220;همیشه بوده&#8221;، در جهان مینوی، خلق می شود.</li>
</ol>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h2 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">2: آفرینش</span></strong></h2>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">1-2: آغاز آفرینش (؟&#8230;)</span></strong></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">زمانی که از آغاز آفرینش سخن می رود و برای آن، زمانِ نخستین معین می شود، مقصود، آفرینش کرانمند است، که لاجرم فرجام نیز خواهد داشت، و اما اشاره به عدد دوازده هزار سال از دو منظر قابل بررسی است:</div>
<ol>
<li class="_2cuy _3dgx _2vxb">این عدد در زمان تدوین نسخی که بندهش از روی آن نوشته شده، به آن نسخ افزوده شده و هدفش دور یا نزدیک کردن و یا اینهمانی پادشاهان وقت با نامهای اشاره شده در اساطیر ایرانی بوده است و تلاش شده است تا با نیازهای سیاسی-دینی-فرهنگی جامعه و مردمان آریایی منطبق شود. به عنوان نمونه می توان به تغییراتی که در کتب ادیان ابراهیمی (تورات و انجیل و قران) در طی هزاره ها و سده های اخیر رخ داده و بیشتر به جهت نیل به اهداف سیاسی بوده است، اشاره کرد.</li>
<li>اگر بتوان این عدد را به دو بخش مجزا یعنی &#8220;دوازده&#8221; و &#8220;هزار&#8221; تقسیم کرد، و &#8220;هزار&#8221; را اشاره به یک دوره کیهانی نامعلوم، که با سال نمای امروزین جهان یکی نیست، در نگر آورد، آن زمان می توان آغاز آفرینش را زمانِ فراز آفریدنِ &#8220;زمانِ کرانمند&#8221;، دانست.</li>
</ol>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">بی گمان نمی توان آغاز آفرینش را زمانِ آفرینشِ زمین یا نخستین انسان و نخستین گاو دانست. زیرا پس از آفریدنِ نخستین آفریده، یعنی &#8220;زمانِ کرانمند&#8221;، پس از آن هر آفرینشی بر اساس زمانِ کیهانی، با صفتِ زمان مزین می شود. (؟&#8230;)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">2-2: بی</span> <span class="_5yi- _5yi_">کرانگی</span> <span class="_5yi- _5yi_">در بود ها و</span> <span class="_5yi- _5yi_">کرانمندی</span> <span class="_5yi- _5yi_">در آفرینش (؟&#8230;)</span></strong></h3>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">&#8230; چون هرمزد و گاه و دین و زمانِ هرمزد بودند، هستند و خواهند بود.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در اینجا، زمان به همراه هرمزد، گاه و دین؛ 4 بوده هستند که همیشه بوده اند، بی آغاز و بی پایان. با این توضیح که در پایان هر کدام از این بوده ها، صفت بیکران وجود دارد، که از دنباله واژگان حذف شده اند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اما در آمیختگیِ جهانِ میانی، همه اینان در جهان میانی از اصلِ بیکرانه خود، آفریده می شوند و چون در جهان میانی آفریده می شوند لاجرم کرانه مندند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">تمامِ &#8220;بود&#8221; های جهان مینوی بیکرانه اند، اما در جهان میانی که نبردگاه اهریمن و ساخته های او با جهان مینوی و آفریده های هرمزد است، نمی توان بودنی بیکرانه را از اورمزد مشاهده کرد، بلکه تمام آفریده های اورمزدی در جهانِ میانی، کرانه مندند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اما در پایان، بدین علت که اهریمن از میان خواهد رفت و همه آفریدگان با اورمزد یکی می شوند، در همین جهانِ میانی نیز به بی کرانگی می رسند؛</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">عصر سوشیانت در واقع آغازِ نبردِ پایانی میان هرمزد و اهریمن است؛ در فرجام که نباید با مفهوم آخرالزمان و عصر سوشیانت اشتباه شود، &#8220;پس دانشی&#8221; با احاطه ی &#8220;دانشِ نیک&#8221; بر خود، نابود می شود.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">3-2: تشبه</span> <span class="_5yi- _5yi_">به</span> <span class="_5yi- _5yi_">اورمزد (هرمزد)</span></strong></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">والاترین هدف یک بهدین، والاترین تلاش یک آفریده ی اورمزدی، تشبه به ایزدان و کمالِ او، یکی شدن با اورمزد است؛ هر آفریده ی اورمزدی باید بکوشد که صفات عالی اورمزد را در خود بازآفرینی کند، و این، از طریق دعوت ایزدان به میهمانی در تن و فروهر هر آفریده ی اورمزدی، ممکن می شود:</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi_"><em>&#8221; هان! آن کس که مینوی بهمن در «جان و دل» ( قوه ی اَخو: axw) او میهمان است، و قوه ی اَخو ِ او بر کام و اراده ی او شهریاری می کند؛ و آن کس که مینوی آشتی در منش او خانه دارد؛ و آن کس که مینوی راستی و حقیقت مقیم گویش اوست؛ و آن کس که خرد اش بر کنش اش فرمان می راند؛ چنین کسی از گناه به دور شود و به سوی ثواب گراید.&#8221; ( دینکرد، MD 27.21)</em> </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در نهایت، هر بهدین می کوشد تا با پیروی از قانون اشا، پذیرش ایزدان در جان و دل خود، و تجسم بخشیدن به نیکی در زندگی روزمره، ایزدان و مینوان را در جان و تن خود تجسم بخشد و با بیرون کردن دیوان و صفات اهرمنی از منش و گویش و کنش خود، خرد خود را بپیراید و بر میزان همانندی ذاتی خود با اورمزد بیفزاید.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi- _5yi_"><strong>4-2: آیا آفرینش نیز خود یک آفریده اورمزدی است؟</strong> </span></h3>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>هرمزد از روشنی مادی، راست گویی را آفرید &#8230; چون دین به همراه آفرینش، آفریده شد.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">دین در اینجا با صفتِ پنهانِ &#8220;کرانمند&#8221; آفریده می شود، شاید در اینجا باید از فعل &#8220;باز آفرید&#8221; استفاده شود. زیرا همانطور که در {4} دیده خواهد شد، دین به همراه 3 بوده ی دیگر، همیشه بوده اند. (؟&#8230;)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">به دیگر سخن، هر آفریده اورمزدی، از زمانِ کرانه مند و سنگ ها و گیاهان و حیوانات تا انسان و تنِ آفریدگان و نیکو-روشی و راست گویی (در بُعد گیتیگ) و از آفرینش و دین و زمانِ بی کران و خدایی و امشاسپندان (در بُعد مینوی)؛ به واسطه حضورِ نخستینِ اورمزد در خود، ابتدا آفرینش را در خود می آفریند و سپس به واسطه آنچه آفریده است (آفرینش)، سایر صفات را همچون اندیشیدن، سخن گفتن و جنبیدن؛</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در واقع می توان اینگونه نیز در نگر آورد که هر آفریده اورمزدی همواره در حال آفرینش ایزدان و دیوها ست، هر کنشی که می کند به واسطه اندیشه ای که مبنای آن بوده یا &#8220;اورمزد&#8221; را به ظهور می رساند و یا &#8220;اهریمن&#8221; را، یا &#8220;همه آگاهی&#8221; و یا &#8220;پس دانشی&#8221;.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">از این روزن، هر آفریده اورمزدی همواره در حال انتخاب میانِ انجام عملی اورمزدی و یا اهریمنی است. اما این &#8220;انجامِ عمل&#8221; (در هر 3 بستر اندیشه، گفتار، کردار) در واقع آفرینشِ دو نیرویی است که پس از آن، آن نیروها خود منشاء اعمال و انتخاب های نیک و بد می شوند. (؟&#8230;)</div>
</div>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi- _5yi_"><strong>5-2: آیا خدایی نیز یک آفریده مینویی است؟</strong> </span></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">بر اساس متن بندهش بدین آگاهی رهنمون می شویم که خدایی، آفریده ای است که به واسطه آفرینشِ آفرینش، آفریده شد. (؟&#8230;)</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">هرمزد پیش از آفرینش، خدای نبود، پس از آفرینش، خدای &#8230; شد.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">و نیز در ادامه می خوانیم:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_5yi-" style="color: #ff0000;"><strong>نخستین آفرینشی را &#8230;؛ زیرا او را خدایی از آفرینش بود.</strong> </span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">6-2: آیا</span> <span class="_5yi- _5yi_">زمان،</span> <span class="_5yi- _5yi_">آفریده</span> <span class="_5yi- _5yi_">اورمزدی</span> <span class="_5yi- _5yi_">است؟</span></strong></h3>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در بندهش با دو زمان روبرو هستیم، زمانِ بیکرانه و زمانِ کرانه مند. زمانِ بی کرانه، حلقه اتصال میان 3 جهان (بالا – میانی – زیرین) و بی آغاز و بی پایان است.</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">&#8230; چون هرمزد و گاه و دین و زمانِ هرمزد بودند، هستند و خواهند بود.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در اینجا، زمان به همراه هرمزد، گاه و دین؛ 4 ”بود“ هستند که همیشه بوده اند، بی آغاز و بی پایان. با این توضیح که در پایان هر کدام از این بوده ها، صفت بیکران وجود دارد، که از دنباله واژگان حذف شده اند.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">اما در آمیختگی، همه اینان در جهان میانی از اصلِ بیکرانه خود، آفریده می شوند و چون در جهان میانی آفریده می شوند لاجرم کرانه مندند. تمام &#8220;بود&#8221; های جهان مینوی بیکرانه است، اما در جهان میانی که نبردگاه اهریمن و ساخته های او با جهان مینوی و آفریده های اوست، نمی توان بودنی بیکرانه را از اورمزد مشاهده کرد، بلکه تمام آفریده های اورمزدی در جهانِ میانی، کرانه مندند.</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">هرمزد</span> <span class="_5yi-">به</span> <span class="_5yi-">روشن</span> <span class="_5yi-">بینی</span> <span class="_5yi-">دید&#8230; آفریدگان</span> <span class="_5yi-">را</span> <span class="_5yi-">جز</span> <span class="_5yi-">به</span> <span class="_5yi-">زمان</span> <span class="_5yi-">رواج</span> <span class="_5yi-">نباشد،</span> <span class="_5yi-">اما</span> <span class="_5yi-">اگر</span> <span class="_5yi-">زمان</span> <span class="_5yi-">را</span> <span class="_5yi-">بیافریند،</span> <span class="_5yi-">آفریدگان</span> <span class="_5yi-">اهریمن</span> <span class="_5yi-">نیز</span> <span class="_5yi-">رواج</span> <span class="_5yi-">بیابند.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در اینجا، مراد از زمان، زمانِ کرانه مند است، که توسط اورمزد آفریده می شود. شاید باید از فعل &#8220;فراز آفرید&#8221; استفاده می شد و یا اشاره به کرانمندی زمان. (؟&#8230;)</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong><span class="_5yi-">چون هرمزد آفریدگان را بیافرید &#8230; زیرا پیش از آمیختگی، زمان جاودانه بیکرانه بود و هرمزد از آن زمانِ بیکرانه، زمانِ کرانه مند را آفرید.</span></strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">|در ادبیات زرتشتی با دو گونه زمان روبرو هستیم، یکی زمان ازلی-ابدی و دیگری زمانی است دوازده هزارساله (منقسم به 12 بخش؟&#8230;) در میان این بی آغازی و بی انجامی، که دوران نبرد هرمزد و اهریمن است. زمان ازلی-ابدی را زمان بیکرانه یا زروان می خوانند و زمان دوازده هزار ساله را زمان درنگ خدای یا کرانه مند می گویند.|</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">
<h3 class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong><span class="_5yi- _5yi_">7-2: </span></strong><span class="_5yi- _5yi_">سرورِ زمان </span></h3>
</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در این میان بد نیست نگاهی به مفهوم &#8220;آخرالزمان&#8221; و فاعل آن، &#8220;صاحب الزمان&#8221;، در ادبیات مذهب تشیع بیافکنیم، این مفهوم وام گرفته از فرهنگ اندیشه گری و اسطوره های آریایی است که در نام واژه &#8220;سوشیانت&#8221; به معنای &#8220;سودرسان&#8221; ریشه دارد. این نام به عنوان یکی از صفات اورمزد نیز به کار رفته است، در بندهش {سرآغاز، 9} می خوانیم:</div>
<blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span style="color: #ff0000;"><strong>هرمزد پیش از آفرینش خدای نبود، پس از آفرینش خدای و <span class="_5yi_">سود</span> <span class="_5yi_">خواستار</span> و فرزانه و ضد بدی و &#8230; شد.</strong></span></div>
</blockquote>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">در اینجا واژه-صفت &#8220;سود خواستار&#8221; همان معنای &#8220;سودرسان&#8221; و یا &#8220;سوشیانت&#8221; را می دهد.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">سوشیانت، در نبرد پایانی میان اورمزد و اهریمن، تجلی تام و کمال اورمزد بر روی زمین خواهد بود. اینجا با مفهوم دیگری از سوشیانت و یا صاحب الزمان (فرمانروای زمان، ارباب زمان) برخورد می کنیم و آن &#8220;انسانِ کامل&#8221; است.</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">از این منظر می توان بدین اندیشه راه برد که انسان در مسیر تکامل خود در پایانِ زمانِ کرانه مند، به اورمزد مبدل خواهد شد. (؟&#8230;)</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????????????</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><strong>ادامه دارد &#8230;</strong></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"> ????????????</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij" style="color: #ff6600;">جملات و پاراگرافهای داخل گیومه &#8220;&#8230;&#8221; که با حروف درشت تر تایپ شده اند، از متن بندهش، ترجمه مهرداد بهار است. </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij" style="color: #ff6600;">در متن، عبارات و جملات به کار رفته در میان این دو علامت |&#8230;| از نسک &#8220;پژوهشی در اساطیر ایران&#8221; نوشته &#8220;مهرداد بهار&#8221; است. </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij" style="color: #ff6600;">جملات و پاراگرافهایی که به صورت کج در داخل گیومه &#8220;&#8230;&#8221; نوشته شده اند از متون اوستایی است. </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb"><span class="_19ij" style="color: #cc99ff;"><span style="color: #ff6600;">علامت (؟&#8230;) در پایان برخی عبارات و جملات بدین معنی است که بحث و گفتگو در این باره تا رسیدن به نتیجه مناسب ادامه خواهد داشت.</span> </span></div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb">????????????</div>
</div>
</div>
</div>
<div class="_2cuy _3dgx _2vxb" style="text-align: justify;"><a href="https://telegram.me/bazyabe">کانال تلگرام بازیابی ایرانشهری</a></div>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رسم شهریاری در کُنشِ نخستین شهریار؛ جَم / نریوسنگ گشتاسپ</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/940529/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Aug 2015 18:22:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بازیابان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ و فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[اسکندریسم ابراهیمی]]></category>
		<category><![CDATA[اهورامزدا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایران ویج]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانشهر]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[جم]]></category>
		<category><![CDATA[جمشید]]></category>
		<category><![CDATA[خرد]]></category>
		<category><![CDATA[خلیج فارس]]></category>
		<category><![CDATA[خلیچ پارس]]></category>
		<category><![CDATA[دایتای]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[شهریاری]]></category>
		<category><![CDATA[ور جمکرد]]></category>
		<category><![CDATA[وندیداد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1356</guid>

					<description><![CDATA[در فرگرد دوم از وندیداد-وی دَئوَدات (دادِ دیوستیز)، زرتشت اینگونه می فرماید: بخش یکم ۱ زرتشت از اهورامزدا پرسید: ای اهورامزدا، ای سپندترین مینو، ای دادارِ جهانِ اَستومَند، ای اَشَوَن. تو که خردِ کل و دانایی مطلقی جز من که زرتشتم، نخست با کدام یک از مردمان، همپرسگی کردی؟ کدامین کس بود که تو آیین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">در فرگرد دوم از <a href="http://dinebehi.com">وندیداد</a>-وی دَئوَدات (دادِ دیوستیز)، زرتشت اینگونه می فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">بخش یکم</p>
<p style="text-align: justify;">۱</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">زرتشت از اهورامزدا پرسید:</p>
<p style="text-align: justify;">ای اهورامزدا، ای سپندترین مینو، ای دادارِ جهانِ اَستومَند، ای اَشَوَن.</p>
<p style="text-align: justify;">تو که خردِ کل و دانایی مطلقی جز من که زرتشتم، نخست با کدام یک از مردمان، همپرسگی کردی؟</p>
<p style="text-align: justify;">کدامین کس بود که تو آیین اهورامزدا و زرتشت (نیک اندیشی، نیک گفتاری و نیک کرداری) را بدو فراز نمودی؟</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">۲</p>
<p style="text-align: justify;">اهورامزدا پاسخ گفت:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">ای زرتشت اشون.</p>
<p style="text-align: justify;">جَمِ هورچهرِ خوب رَمه، نخستین کسی از مردمان بود که پیش از تو با او همپرسگی کردم و آنگاه <span style="color: #0000ff;">نیک اندیشی</span> را بدو فراز نمودم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در اینجا در همان ابتدای هستی، اهورامزدا پس از آفرینش، در جایگاه دوست، همراه و هم پرسه انسان قرار می گیرد و نه در جایگاه اربابِ انسان و آموزگار بردگی، آنچنان که یهوه و الله قرار داده شدند، و از دیگر سو در بیان خصوصیات نخستین کسی از آدمیان که با او به مشورت پرداخت او را “چوپان” معرفی نمی کند بلکه او را “انسانی دارای رمه خوب” می شناساند، انسانی که در کار پاسبانی از دام آنچنان کارکشته و دلسوز و ماهر است که بدین صفت شناسانده می شود: “خوب رمه” ؛</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">بسیار مهم است که تفاوت این دو واژه را دریابیم، چوپان (نگهدارنده دام به عنوان یک شغل) یک اسم است و خوب رمه (نگهدارنده خوبِ دام به عنوان یک خویشکاری) یک صفت و ببینیم که چگونه ذهن الکن ابراهیمیان در اینجا ناشیانه یک کپی، بدون در نظر گرفتن معنی و مفهوم “خوب رمه” را در داستانهای خود به کار برده اند، و از دیگر سو بلافاصله جنبه اهریمنی خود را در ادامه داستان نشان داده اند چرا که تمام چوپانان ابراهیمی در شهوت همخوابگی با یک زن، تن به این شغل داده اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;">و نیز سخنی از موهومات ابراهیمی نیست بلکه فراز نمودنِ نخستین فروزه اهورایی یعنی نیک اندیشی را در او یادآور می شود. در اینجا می توان به نخستین تعریف از بستری که آمادگی پذیرش &#8220;فر&#8221; را در خود ایجاد می کند نیز دست یافت؛ <span style="color: #0000ff;">فراز یافتنِ نیک اندیشی</span>؛ این مهم و این بازتولیدِ بسترِ مناسب برای حضور &#8220;فر&#8221; را هزاره ها پس از جمشید در <a href="https://iranshahrig.com/940204">کورش</a> نیز می بینیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"> </span>۳</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">ای زرتشت!</p>
<p style="text-align: justify;">پس من که اهورامزدایم (که خرد و دانایی کُل هستم) او را گفتم:</p>
<p style="text-align: justify;">هان ای جَمِ هورچهر، پسر ویونگهان</p>
<p style="text-align: justify;">تو دین آگاه و دین بُردارِ من در جهان باش.</p>
<p style="text-align: justify;">آنگاه جم هورچهر مرا پاسخ گفت:</p>
<p style="text-align: justify;">من زاده و آموخته نشده ام که دین آگاه و دین بردار تو در جهان باشم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">۴</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">ای زرتشت</p>
<p style="text-align: justify;">آنگاه من که اهورامزدایم او را گفتم:</p>
<p style="text-align: justify;">ای جم؛ اگر دین آگاهی و دین برداری را از من نپذیری، پس جهان مرا فراخی بخش؛ پس جهان مرا ببالان و به نگاهداری جهانیان سالار و نگاهبان آن باش.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">تمام مفهوم آفرینش و خویشکاری انسان در این دو بیت خلاصه شده است؛ جم وقتی به توانایی خود آگاه می شود با خردِ کل به مشورت می نشیند، با فروزه نیک اندیشی که در او فراز گشته “می اندیشد” که آیا اکنون برای آدمیان که از نسل منند چه نقشی را ایفا کنم؟ آنها به چه چیز نیاز دارند؟ اکنون که پس از عبور از یخبندان و با گرم شدنِ زمین (پس از پشت سر گذاردن سردترین دمای آن در 22000 سال پیش) جمعیت باشندگان زمین به گمان در بستر خلیج پارس، به شکلی تصاعدی رو به افزایش است (در فاصله 18000 تا 15000 سال پیش) و نیاز به چراگاه و آب شیرین و سایر نیازمندیهای دام به شدت احساس می شود، آیا زمان آن نرسیده تا تجربیاتی را که به واسطه نیک اندیشی (ترکیبی از نیکی، هوش، حکمت و درایت) در مدیریت خانواده و دامِ خود بدست آورده ام با مردمانم در میان گذاشته و راهبری آنان را به عهده بگیرم؟ و با آنها رازِ آنچه را بدان در میانشان معروفم (خوب رمه) را در میان بگذارم؟ و در نهایت بین این دو وظیفه، <span style="color: #0000ff;">انتخاب می کند</span> که وظیفه پاسبانی و تامین امنیت و آذوقه دام را به عهده گیرد، زیرا که زمین و باشندگانِ آن، در زمانی که در حال ازدیاد بودند، برای گسترش و همزیستی نیاز به یک برنامه و قانون و در نهایت یک پاسبان داشتند.</p>
<p style="text-align: justify;">۵</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">ای زرتشت</p>
<p style="text-align: justify;">آنگاه جم هورچهر مرا پاسخ گفت:</p>
<p style="text-align: justify;">من جهانِ ترا فراخی بخشم. من جهانِ ترا ببالانم و به نگاهداری جهانیان، سالار و نگاهبان آن باشم</p>
<p style="text-align: justify;">به شهریاری من، نه باد سرد باشد و نه باد گرم، نه بیماری و نه مرگ.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در اینجا می توان به نخستین تعریف از مفهوم “شهریاری” دست یافت و دید که شهریاری یک خویشکاری و یک وظیفه است که خردِ کُل، شهریارِ خود را بر می گزیند و بر دوش او مسئولیت پاسبانی از دام، که شامل انسان-حیوان-گیاه می باشد را همانگونه که در ادامه خواهیم دید، قرار می دهد و دارنده این مسئولیت همانگونه که در ادامه خواهیم دید همواره با خردِ کل در مشورت و رایزنی است تا دام را از گزند زمستانی سهمگین در امان دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">بخش دوم</p>
<p style="text-align: justify;">۲۱</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">دادار اهورامزدا بر کرانه رود دایتیای نیک در ایران ویجِ نامی، با ایزدانِ مینوی انجمن فراز برد.</p>
<p style="text-align: justify;">جمشیدِ خوب رمه بر کرانه رود دایتیای نیک در ایران ویجِ نامی، با برترین مردمان انجمن فراز برد.</p>
<p style="text-align: justify;">دادار اهورامزدا بر کرانه رود دایتیای نیک در ایران ویجِ نامی، با ایزدانِ مینوی بدان انجمن درآمد.</p>
<p style="text-align: justify;">جمشیدِ خوب رمه بر کرانه رود دایتیای نیک در ایران ویجِ نامی، همگام با مردمان گرانمایه بدان انجمن درآمد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">به راستی که اعجاب انگیز است؛ این اندازه وضوح و خلوص و شفافیت در بیان، چه بسیار دشوار است تمیز دادن اهورامزدا از جمشید و ایزدان مینوی از مردمان گرانمایه؛ زمانی که جمشید و مردمان گرانمایه همواره نیک می اندیشند خود با ایزدان یکی می شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">۲۲</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">آنگاه اهورامزدا به جَم گفت: ای جَمِ هورچهر، پسر ویوَنگَهان! بدترین زمستان اَستومَند فرود آید که آن زمستانی سخت مرگ آور است. آن بدترین زمستان بر جهان استومند فرود آید که پر برف است. برفها بارد بر بلندترین کوهها به بلندای اَرِدوی.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">۲۳</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">ای جم، از سه جای ایدرگوسپندان برسند: آنها که در بیم گین ترین جاهایند؛ آنها که بر فراز کوههایند و آنها که در ژرفای روستاهایند بدان کنده مانها.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">۲۴</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">ای جم! پیش از آن زمستان، در پی تازش آب، این سرزمینها بارآورِ گیاهان باشند؛ اما در پی زمستان و از آن پس که برفها بگدازند، اگر ایدر جای پای رمه ای در جهانِ استومند دیده شود، شگفتی انگیزد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">اهورامزدا، جم، نخستین شهریار (پاسبان دام) را آگاهی می دهد که زمستانی سخت در پیش روست و در این زمستان آنچنان برف می بارد که از بارش برف و سرمای سخت، تمام جنبندگان زمین نابود می شوند آنچنان که پس از گذر زمستان و آب شدن برفها جای پای آنان نیز در زمین دیده نخواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">۲۵</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">پس تو ای جم، آن وَر را بساز، (برای زیستگاه مردمان) هر یک از چهار برش به درازای اسپریسی و تخمه های رمه ها و ستوران و مردمان و سگان و پرندگان و آتشان سرخ سوزان را بدان جا ببر&#8230;</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">۲۶</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">… و بدان جا آبها فراز تازان در آبراهه هایی به درازای یک هاسَر.</p>
<p style="text-align: justify;">… و بدان جا مَرغها برویان همیشه سبز و خرم؛ همیشه خوردنی و نکاستنی.</p>
<p style="text-align: justify;">… و بدان جا خانه ها بر پای دار؛ خانه هایی فراز اَشکوب، فروار و پیرامون فروار.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">۲۷</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">… و بدان جا بزرگترین و برترین و نیکوترین تخمه های نرینگان و مادینگان روی زمین را فرازبر.</p>
<p style="text-align: justify;">… و بدان جا بزرگترین و برترین و نیکوترین تخمه های چهارپایانِ گوناگون روی زمین را فرازبر.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">۲۸</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">… و بدان جا تخم همه رُستنیهایی را که بر این زمین، بلندترین و خوشبوی ترینند، فراز بر.</p>
<p style="text-align: justify;">… و بدان جا تخمه همه خوردنیهایی را که بر این زمین، خوردنی ترین و خوش بوی ترینند، فرازبر.</p>
<p style="text-align: justify;">… و آنها را برای ایشان جفت جفت کن و از میان نارفتنی؛ برای ایشان که مردمان ماندگار در آن “وَر” اند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">اهورامزدا، خردِ کُل / خردِ مقدسِ همه آگاه، بر اندیشه جَم می گذراند که یک پناهگاه زیرزمینی بسازد به اندازه یک شهر و در این پناهگاه فضاهایی برای نگهداری از انواع حیوانات و گیاهان و همچنین خانه هایی برای زندگی مردم، و خردِ کل بر اندیشه نخستین شهریار (پاسبانِ دام) می گذراند که از تمام گیاهان و حیوانات سودمند که ممکن است در زمستان سخت و طولانی پیش روی از میان بروند، به همراه آدمیان، در این پناهگاه زیرزمینی گرد آورد و برای زندگانی طولانی در زمستانی طولانی آماده سازد.</p>
<h3 style="text-align: justify;">میخی بر تابوت ابراهیم</h3>
<p style="text-align: justify;">و ببینید که چگونه ابراهیمیان و در راس آنها جهودان این داستانهای سراسر پند و اندرز که ریشه در رخدادهای حقیقی در گذرِ انسان از آخرین یخبندان را دارد، برگرفته و چونان خشمی بر سر مردمانِ دیروز و بردگانِ فردایشان فرود آوردند و چون خود نمی فهمیدند و به راز این گفتارها پی نمی بردند و یا دانسته در جهت انقیادِ مردمان و حکومت بر اندیشه و روانِ آنان، در تمام گفتارها، دانشِ نهفته در پس این گفتارها را مخصوص خدای موهوم خود قرار داده و گفتند : تنها یهوه یا الله به راز این جملات آگاه است! چونان که گویی انسان آفریده شده تا همچون یک رباط نیاندیشد و از قبل دستورات را چون یک برده اجرا کند و چه قانونی برای قوام و دوام اجتماع برده پرور ابراهیمی از این مناسب تر!</p>
<p style="text-align: justify;">در اینجا یک مقایسه، ضروری و لازم است، در داستان نوح، خداوندِ خشمگین از اینکه آدمیان او را ستایش نمی کنند! همچون یک موجود خودخواه، حسود و غرق در خودبینی مازوخیستی دستور به یک قتل عام می دهد و تمام جنبندگان را به خاطر اینکه یک گونه از جانداران به نام انسان او را ستایش نمی کند محکوم به نابودی می کند و به دستیاری یکی از آفریدگان خود در یک کشتی که هیچگاه در تاریخ اثری از آن به دست نیامده از همه گونه جانور را سوار می کند و بر روی دریای خروشان به امواج سهمگین می سپارد و بدین گونه از آفریدگان خود انتقام می گیرد و در تمام داستان، نوح همواره از یک موجود موهوم می پرسد و او پاسخ می دهد و پس از آن در تمام کتب سامی و ادیان ابراهیمی این داستان را که هیچ سند تاریخی آن را تایید نکرده و عقل بشر نیز بر روی آن مُهر باطل می زند، به عنوان یک واقعه تاریخی به خورد ذهنِ باورمندانش می دهد؛</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر سو، ارتباط اهورامزدا (نماد دانایی و خردِ کل / خردِ مقدسِ همه آگاه) را با نخستین شهریار (پاسبان دام) ببینید؛ زمین، طبیعت، گیاهان و اتمسفر نیاز به یک دگردیسی دارد تا بر فشارهایی که به واسطه حضور خیل عظیم دام بر اکوسیستم و اتمسفر آن وارد شده، فائق آید و هیچ کینه و خشم و عداوتی در میان نیست، بلکه یک نیاز طبیعیست که بسترِ پروراننده دام (زمین و اکوسیستم) به آن نیاز دارد تا به دوام و قوام خود در هزاره های بعدی ادامه دهد، یک فرایند طبیعیست که زمین نیز که همچون تن یک انسان آفریده شده روزگار کودکی و جوانی و پیری خود را می گذراند و کاملا همسو و هماهنگ با نحوه استفاده ای که بشر و دام از او می برد این دوره پیری در او سر می رسد و نیاز به دگردیسی دارد، و نشانه های نخستین تغییر و زایش دوباره را، زمستانی سخت را، نشان می دهد و نخستین شهریار (پاسبانِ دام) به اندیشه فرو می رود تا چاره ای بیاندیشد.</p>
<p style="text-align: justify;">در فرنود بعدی زرتشت از زبان جم چنین می گوید:</p>
<p style="text-align: justify;">۳۱</p>
<blockquote><p>آنگاه جَم با خود اندیشید*:</p>
<p style="text-align: justify;">“چگونه من این وَر را بسازم که اهوامزدا به من گفت؟”</p>
<p style="text-align: justify;">پس اهورامزدا به جم گفت:</p>
<p style="text-align: justify;">ای جم هورچهر، پسر ویونگهان!</p>
<p style="text-align: justify;">این زمین را به پاشنه بسپَر و به دست بِوَرز؛ بدان گونه که اکنون مردمان خاک شفته را نرم می کنند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">نمونه های بسیاری از الگوبرداری مردمانِ پسین از وری / شهری که آریاییان به راهبری جمشید ساختند را می توانید در میمند کرمان و یزد و ترکیه و بسیاری نقاط دیگر جهان ببینید، اثرات معماری که این نیک اندیشی و فروزه ای که از سوی خردِ مقدسِ همه آگاه در ایران ویج بر نخستین شهریار، جم / یم فراز آمد، در کوچهای بعدی آریاییان از بستر خلیج پارس به فلات ایران و دیگر نقاط جهان همواره در هزاره های بعدی خود را نشان داده؛ به همراه این آثار، نامها و نشانها نیز انتقال یافته و این چنین است که امروز ردپای یم (خدا-انسان اسطوره ای) را در ژاپن و نیز در کشورهای اسکاندیناوی (مقاصدِ دورِ آریاییانِ کوچنده از فلات ایران) به وضوح مشاهده می کنیم. به این مهم در جستاری دیگر به تفصیل خواهیم پرداخت.</p>
<p style="text-align: justify;">*با دقت به سروده های زرتشت بار دیگر بنگرید، نخستین کُنشِ جَم، اندیشیدن است، زیرا که نخستین فروزه ای که بر او فراز آمد &#8220;نیک اندیشی&#8221; است، او هرگز سر خود را به سوی آسمانها به دنبال موجودی موهوم و ناشناخته بالا نمی گیرد و از او نمی پرسد و از میان اصوات نا مفهوم و مالیخولیایی صدایی نمی شنود که به او بگوید اینگونه کن یا آنگونه کن؛ بلکه می اندیشد؛ در جستاری با عنوان <a href="https://iranshahrig.com/950307">نگاهی به متونِ نخستین و پسینِ سُنتِ ایرانشهری</a> گفته شد که اهورامزدا نماد دانایی و خردِ کُل است، اما این تنها یک نماد نیست، یک فروزه و یک حقیقت و یک وجود از جنسِ آگاهی و خردِ مقدس است که پس از عهد نخستین و مشورت با فروهر انسانها در دنیای مینوی برای مبارزه با اهریمنِ جهل، نادانی، دروغ، مرگ و نیستی، زمانی که انسان به زمین می آید، او، اهورامزدا / خردِ مقدسِ همه آگاه، در تمام هستی و در تمام موجودات حضور خود را ابقا می کند و از آن پس هر گاه انسان به خردِ نیک اندیش خود رجوع می کند در واقع به اهورامزدا رجوع می کند.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
