<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ترامپ &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<atom:link href="https://iranshahrig.com/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<description>خانه راستی، نیکی و زیبایی؛ خانه بازیابان ایرانشهر</description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Jun 2023 16:57:41 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/02/cropped-Logo2-32x32.png</url>
	<title>ترامپ &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>گفتگو نکردن با دیوانه ای چون ترامپ، دیوانگی‌ست</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-photovideo/pr-video/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%88%d9%86-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%8c-%d8%af%db%8c%d9%88/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Jul 2018 18:00:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[در آینه‌ی مغان، جهان از روزن تیسپون]]></category>
		<category><![CDATA[ویچشمگ]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[سپاه پاسداران]]></category>
		<category><![CDATA[شاهنشاه]]></category>
		<category><![CDATA[شاهنشاه زرتشتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=2515</guid>

					<description><![CDATA[به نام اورمزد بغ بزرگ، بزرگترین بغان و هم سه دیگر بغ، مهر، آناهیت و اپام نبات برنامه دوشنبه روز اورمزد (یکم) امرداد ۸۵۷۷ زرتشتی، ۲۵۶۸ کورشی، ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۸ ترسایی، ۱۳۹۷ محمدی دادستان سخن: گفتگو نکردن با دیوانه ای چون ترامپ، دیوانگی‌ست: در چرایی بایستگی گفتگوی سپاه ( و نه روحانی و ظریف)، با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<figure class="wp-block-embed is-type-video is-provider-youtube wp-block-embed-youtube wp-embed-aspect-16-9 wp-has-aspect-ratio"><div class="wp-block-embed__wrapper">
<iframe title="گفتگو نکردن با دیوانه ای چون ترامپ، دیوانگی ست: در چرائی بایستگی گفتگوی سپاه با ترامپ" width="800" height="450" src="https://www.youtube.com/embed/ZcFv133YRfg?feature=oembed" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; clipboard-write; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture; web-share" allowfullscreen></iframe>
</div></figure>



<p>به نام اورمزد بغ بزرگ، بزرگترین بغان و هم سه دیگر بغ، مهر، آناهیت و اپام نبات</p>



<p>برنامه دوشنبه روز اورمزد (یکم) امرداد ۸۵۷۷ زرتشتی، ۲۵۶۸ کورشی، ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۸ ترسایی، ۱۳۹۷ محمدی</p>



<p><em><strong>دادستان سخن: گفتگو نکردن با دیوانه ای چون ترامپ، دیوانگی‌ست: در چرایی بایستگی گفتگوی سپاه ( و نه روحانی و ظریف)، با ترامپ، از روزن ایرانشهری</strong></em><br><br>بر خلاف باور رایج، ما امروز نه در یک جهان چندقطبی یا چندین میخی (multipolar)، بلکه در یک جهان بی‌قطب ایا ابی-میخ (non-polar) به سر می بریم. همزمان، ما در یک جهان پسادمکراتیک ایستاده ایم، جهانی که در آن دمکراسی های کلاسیک غربی در حال دگردیسی به دستگاه‌ها و سامانه‌های، نه دیکتاتوری، بلکه اقتدارگرا هستند. فرق هست میان دیکتاتوری و اقتدارگرایی. آمریکا، قافله سالار دمکراسی، هر چه بیشتر به روسیه‌ی اقتدارگرا نزدیک و شبیه می‌شود. اتحادیه‌ی اروپا، از پیرامون خراسانیش، یعنی از لهستان و چک و مجارستان و اینک نیز اتریش، و از نیمروزش، یعنی از ایتالیا، دارد از هم می‌پاشد و به سوی نواقتدارگراییِ پسادمکراتیک میل می‌کند. ما همچنین در یک جهان پساپیمانی ایا پساپَشنیگ (post-conventional) به سر می‌بریم که دیگر نظم و سامان برآمده از جنگ دوم جهانی را برنمی‌تابد و در جست و جوی نظم و سامانی دیگر است. در این جهان، پشن و پیمان، یا قرارداد، در مفهوم دمکراتیک و کلاسیک آن، هر روز بی‌معنی‌تر می‌شود، آن‌چنان که گفتگوی معطوف به ارزش‌های دمکراتیک. دمکراسی، گیوتین برآمده از انقلاب فرانسه، به جائی رسیده است که دیگر نمی‌تواند گوهر اهرمنی خویش را پنهان کند. و درست در همین جهان از جا به دررفته‌یِ پسادمکراتیک و میل کننده به نواقتدارگرایی است که باید با دیوِ دیوها، با آمریکا، گفتگو کرد. این گفتگو اما، تنها می تواند گفتگویی میان اسپهبدان با دیوها باشد و نه خود حقوق‌دان پندارهای برجامی‌منش.<br>از سوی دیگر، ترامپ، به دلیل ویژگی های شخصیتیش، تشنه‌ی خودنمایی و ایستادن و عکس گرفتن در کنار مردان قدرت‌مند است. ما می‌دانیم که او زیر فشارهای گوناگون در داخل است که موقعیتش را متزلزل کرده‌اند: از فساد جنسی تا فساد مالی، و مسلما آتویی که پوتین از او در دست دارد. از چنین موجودی که نیمی از کشورش به شدت از او متنفر اند، اف بی آی علیه او پرونده دارد، موجودی که اتحادیه‌ی اروپا، هم‌پیمان تاریخی آمریکا را، دشمن خود تلقی می کند، آری، از چنین موجودی به مراتب می‌شود بیشتر امتیاز گرفت تا از جادوگر پیری چون هیلاری کلینتون. چنین مردی را می‌توان به ایران آورد و از او عکس گرفت و او این رفتن به ایران را بزرگترین دستاورد زندگی خود خواهد دانست. پس او را به ایران باید دعوت کرد و او خواهد پذیرفت، شک نکنید.<br>استدلال تهران مبنی بر این که آمریکا زیر برجام زده است پس دیگر قابل اعتماد نیست، فرای این که استدلالی لوس و بچه‌گانه است، و هم نیز فرای این که ترامپ با پاره کردن برجام (که علی خامنه‌ای چون همیشه زه زد و نه سوزاندش) ناخواسته بزرگترین خدمت را به ایرانزمین کرده است و دست ما را برای ساخت بمب اتم بازکرده است (البته به شرطی که فتوای خیانت‌آمیز و نتانیاهو شاد کن خامنه‌ای مبنی بر حرام بودن بمب هستی‌ای لغو شود)، نشان دهنده‌ی این است که تهران ایستار پسادمکراتیک و پساپیمانی امروز جهان را درک نکرده است، جهانی که چنان که گفتیم، دیگر میخ یا قطب ندارد. منطق بازی در سراسر جهان به کل دگرگون شده است و تهران نمی‌تواند در این شرایط نوین کارگردانی کل صحنه‌ی خاورمیانه را به روسیه و آمریکا هدیه دهد. ما صاحب خانه ی مشرقیم و این تهران است که باید به عنوان صاحب خانه‌ی تاریخی با ترامپ مذاکره کند و برای خود امتیاز بگیرد، و نه پوتینِ هم از توبره و هم از آخور خور، که هم‌پیمانِ همزمان نتانیاهو و ترامپ و اردوغان است و چند ماه دیگر نیز در کاخ سفید به دیدار ترامپ خواهد رفت.<br>اجازه ندهید علی خامنه‌ای برای لاپوشانی ضعف‌ها و شکست‌های خود فضا را وارونه جلوه دهد: گفتگو با ترامپ هرگز به این معنی نیست که ما شرایط فانتزی پمپئو را می پذیریم، خیر. گفتگو با ترامپ یعنی گفتگو بر سر خروج نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان و سوریه و دست کشیدن از حمایت عربستان در کشتار یمنی‌ها. این، ارکان گفتگویی‌ست که هرگز مهندسان برجام، که ترامپ به حق ارزشی برای آنان قائل نیست، نمی توانند انجام دهند. هم از این رو، سیاست فضاحت بار علی خامنه ای، یعنی برجام، که اینک تا سطح برجام رقت بار اروپایی نیز سقوط کرده است، (اروپایی که در سیاست امروز جهان بند شلوار خویش را نیز نمی تواند سفت نگه دارد)، به کلی شکست خورده است و بر سپاه و ارتش است که مدیریت سیاست کلان کشور را از دست نه تنها علی خامنه‌ای، بلکه به کل از دست روحانیت شیعه و گرین‌کارتی‌های ماساچوستی به درآرند و چکمه پوشان، و به همراه ایشان، حقوق دانان آریایی و ایرانشهری منش را به میز مذاکره بفرستند.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در آیینه مغان، برنامه روز اردیبهشت ۳ امرداد ۸۵۷۷ زرتشتی</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-photovideo/pr-video/%da%a9%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d9%be%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d9%be/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Apr 2018 17:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[در آینه‌ی مغان، جهان از روزن تیسپون]]></category>
		<category><![CDATA[ویچشمگ]]></category>
		<category><![CDATA[ارتش]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[رضا پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[سپاه]]></category>
		<category><![CDATA[سپاه پاسداران]]></category>
		<category><![CDATA[کودتا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=2519</guid>

					<description><![CDATA[  بنام اورمزد بغ بزرگ، بزرگترین بغان و هم سه دیگر بغ، مهر، آناهیت و اپام نبات برنامه‌ی روز اردیبهشت ۳ امرداد ۸۵۷۷ زرتشتی برابر با ۲۵۶۸ کورشی، ۲۳ آوریل ۲۰۱۸ ترسایی و ۱۳۹۷ محمدی دادستان سخن: ۱) کودتای ایرانشهری سپاه و ارتش به مثابه پیش شرط بازگشت میلیونی ایرانیان اروپا و آمریکا به کشور [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<figure class="wp-block-embed is-type-video is-provider-youtube wp-block-embed-youtube wp-embed-aspect-16-9 wp-has-aspect-ratio"><div class="wp-block-embed__wrapper">
<iframe title="کودتای ایرانشهری سپاه و ارتش به مثابه  پیش شرط بازگشت ملیونی ایرانیان اروپا وآمریکا به کشور" width="800" height="450" src="https://www.youtube.com/embed/D7CQBNMXLqM?feature=oembed" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; clipboard-write; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture; web-share" allowfullscreen></iframe>
</div></figure>


<p> </p>
<p>بنام اورمزد بغ بزرگ، بزرگترین بغان و هم سه دیگر بغ، مهر، آناهیت و اپام نبات</p>
<p>برنامه‌ی روز اردیبهشت ۳ امرداد ۸۵۷۷ زرتشتی برابر با ۲۵۶۸ کورشی، ۲۳ آوریل ۲۰۱۸ ترسایی و ۱۳۹۷ محمدی</p>
<p>دادستان سخن:</p>
<p>۱) کودتای ایرانشهری سپاه و ارتش به مثابه پیش شرط بازگشت میلیونی ایرانیان اروپا و آمریکا به کشور و ضربه فنی کردن اقتصادی و سیاسی ترامپ در کشورش، بدون شلیک یک گلوله.</p>
<p>۲) نقد و نفی پروژه ماسونی رضا پهلوی</p>]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیوانه از قفس پرید: استیون بنون، گوسفندی که ترامپ در پیشگاه گلوبالیست‌های چپ قربانی کرد / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/960117/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 06 Apr 2017 00:00:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[استیون بنون]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[کودتای آریائی]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<category><![CDATA[گلوبالیست‌های چپ]]></category>
		<category><![CDATA[گلوبالیست‌های راست]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1979</guid>

					<description><![CDATA[همانگونه که در نوشته‌های پیشین گفته ایم، ترامپ و همراه با او همه‌ی ترامپیست‌های اروپائی که در حزب‌های نئوفاشیستی و اسرائیل-عربستان-قطر دوست و همزمان ایرانستیزی چون «آلترناتیو برای آلمان» فراوکه پتری، یا «جبهه‌ی ملی» ماری لوپن و نیز «حزب آزادی» در هلند به رهبری گرت ویلدرز ساخته شده اند، نمایندگان گلوبالیست‌های دست راستی هستند. این‌ها [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">همانگونه که در نوشته‌های پیشین گفته ایم، ترامپ و همراه با او همه‌ی ترامپیست‌های اروپائی که در حزب‌های نئوفاشیستی و اسرائیل-عربستان-قطر دوست و همزمان ایرانستیزی چون «آلترناتیو برای آلمان» فراوکه پتری، یا «جبهه‌ی ملی» ماری لوپن و نیز «حزب آزادی» در هلند به رهبری گرت ویلدرز ساخته شده اند، نمایندگان گلوبالیست‌های دست راستی هستند. این‌ها علاوه بر ایرانستیزی و اسرائیل-عربستان-قطر دوستی شان، دارای این ویژگی نیز هستند که به طور همزمان هواخواه روسیه‌ی پوتین و دشمن سوگندخورده‌ی اتحادیه‌ی اروپا می باشند. متلاشی کردن اتحادیه‌ی اروپا از اهداف مشترک همه‌ی ترامپیست‌هاست. ایرانی ستیزی شان نیز، آن چنان که دوستی و همپیمانی شان با اسرائیل، عربستان و قطر. پس موضوع اسلام ستیزی در این جا مطرح نیست و کسان هیچ مشکلی با تروریسم اسلامی ای که به سود اسرائیل باشد ندارند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">طرح بزرگی که با همکاری دو متفکر تاثیرگذار روس و آمریکائی شکل گرفته بود، یعنی الکساندر دوگین و استیون بنون، این بود که جهان میان دو قطب روسی و آمریکائی تقسیم شود. برای رسیدن به این هدف ایران می بایست به عنوان خط سوم تولیدکننده‌ی انرژی از سر راه برداشته شود و همزمان، اتحادیه‌ی اروپا متلاشی شود تا هیچ قطب سومی در برابر دو قطب آمریکا-روسیه وجود نداشته باشد. پذیرش این طرح از سوی روسیه تنها زمانی میسر می بود که ترامپ به پوتین تضمین بسنده دهد تا پس از حمله به تهران، نفت و گاز ایران میان بطور عادلانه میان روسیه و آمریکا تقسیم گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;">باری، نخستین مهره ای که در این بازی بزرگ قرن سوخت، فلین، رایزن اول ترامپ و از وفادارترین مردان او در شورای امنیت ملی بود. فلین، که جهودانی چون مایکل لدین و جان بولتن پشت سر او بودند، جاسوس و کارچاق کنی چند جانبه بود که میان روسیه و آمریکا و عربستان و ترکیه و اسرائیل خبرچینی می کرد. با زدن زیرآب او ضربه‌ی سختی به طرح کسان خورد. لیک هنوز امید بود، چرا که استیون بنون، مغز متفکر و فرد اصلی ماجرا در سر جای اش حضور داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">کار بسیار خوب پیش می رفت، تا جایی که حتا پیش از سفرِ آتیِ تیلرسون به مسکو، پیشاپیش سر سوریه نیز توافق انجام شد و سخنگوی کاخ سفید در سازمان ملل اعلام کرد که سرنوشت اسد را خود مردم سوریه تعیین خواهند کرد. این یک پوئن بزرگ برای پوتین بود و یک اطمینان بخشی مهم. طبیعی ست که پوتین نیز در برابر می بایست دست ایران و بازوی نظامی اش حزب الله را از سوریه کوتاه می کرد. طی یک توافق بزرگ، اسد، البته با فشار روسیه، می بایست شخصا کناره گیری می کرد و از این گذر راه را برای پاره شدن سوریه به چند کشور باز می کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">این امور اما به هیچ وجه باب طبع گلوبالیست‌های چپ نیست، لیک نه به علت صلح دوستی شان، که ندارند، بلکه تنها و تنها به یک دلیل: ایشان تحت هیچ شرایطی حاضر به تقسیم جهان با هیچ کس نیستند. آن چه که می خواهند کل کره‌ی ارض است. هم از این رو هدف نخست اینان زدن روسیه می باشد، چرا که روسیه را بزرگ‌ترین رقیب خود برای چیرگی بر زمین می بینند. پوتین برای جلب نظر جهودان که هسته‌ی اصلی حکومت جهانی را تشکیل می دهند، نه تنها مدودیف را که جهود است در کنار خود نهاده، بلکه دختر اش را نیز به جهودان داده است. لیک کسان کک شان نیز نه گزد و این هدایا را به چیزی نه گیرند. سوروس حرف آخر را زده است: روسیه باید بطور کامل متلاشی شود.</p>
<p style="text-align: justify;">طرح این‌ها برای رسیدن به حکومت یک قطبی جهانی، -ترامپ تا به امروز حکومت دو قطبی را نمایندگی می کرد-، نزدیکی به ایران و چین، به عبارت دیگر، بیرون آوردن ایران و چین از جبهه‌ی روسیه است تا از این راه روسیه را، که همان گونه که گفتیم آن را بزرگ‌ترین سد در برابر حکومت جهانیِ یک-قطبی شان می دانند، به شکنند. با کنار رفتن روسیه، از روزن اینان، نه ایران و نه چین در مقامی نیستند که خطری برای نظم نوین داشته باشند، به ویژه که چینی‌ها حاضرند حتا نیمی از جمعیت خود را تبدیل به بردگان روزمزد اقتصاد جهانی کنند و ایرانیان نیز، که خود از سوی حاکمیتی جهودی-بهائی-اسلامی، یعنی غیر ایرانی اداره می شوند، نه می توانند و نه خواست این را دارند که خود را با سروران و همدینان شان (در شرایط کنونی یعنی ابراهیمیان) در آن سوی آب‌ها دراندازند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">اینک اما حمله‌ی شیمیائیِ دروجین-درفشی که در سوریه توسط نیروهای امنیتی غربی و ترکیه رخ داد می نماید همه چیز را دگرگون کرده و ترامپ را به طور چه بسا بازگشت ناپذیری از طرح همپیمانی با روسیه دور نموده باشد. یک روز پس از این که ترامپ اعلام کرد سرنوشت اسد را مردم سوریه تعیین می کنند، تازش شیمیایی رخ داد و پیش از این که پای هیچ کارشناسی به منطقه رسد تمامی رسانه‌های گلوبالیست چپ یکصدا اسد و همراه او، پوتین را گناه کار اعلام کردند؛ و درست یک روز پس از این نیز در یک چرخش شگفتی آور ترامپ سوریه را تهدید به حمله‌ی یکجانبه کرد و مهم تر از آن، استیون بنون را در برابر چشمان حیرت زده‌ی جهان از کار بر کنار نمود. این چیزی جز یک کودتا نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;">با رفتن بنون و فلین، مهم‌ترین مهره‌های پوتین در کاخ سفید سوخته اند و ترامپ هر چه بیشتر به گلوبالیست‌های چپ شبیه می شود. امر دیگری که این چرخش را تأیید می کند عقب انداختن طرح تحریم ایران است که کسان به پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران وانهاده اند. این، که یک هدیه‌ی بزرگ به دولت وقت است، بدین معنی ست که دولت ترامپ، در راستای دولت اوباما، بر خلاف تمامی‌های و هوی اش، به هیچ وجه خواستار شکست خوردن حسن روحانی نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">شکی نیست که روزهای آینده به سختی پیش بینی پذیرند. از این رو باید دید رابطه‌ی ترامپ و پوتین چگونه پیش می رود. آیا پوتین نیز در جریان این حمله‌ی دروغین بوده است و برای زده شدن اسد از سوی ماشینری نظامی آمریکا چراغ سبز داده است؟ نمی دانیم، لیک به زودی خواهیم دانست. در این میان این نیز گفتنی ست که بارزانی، در توافق با اردوغان و نتانیاهو دارد زمینه‌ی ورود نیروهای نظامی ترک را به اقلیم کردستان باز می کند. بالا بردن پرچم اقلیم در کرکوک همان بهانه ای ست که اردوغان برای ورود به عراق بدان نیاز دارد. در مورد روسیه: شطرنج روسی پوتین از آغاز نیز محکوم به شکست بود و همپیمانی او با اردوغان بازی خوردنی بود که روس‌ها تاوان اش را خواهند پرداخت.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;">لیک در مورد ایران: همانطور که هماره گفته ایم در ایران یک راه بیشتر به سوی نیکبختی آریائی و آزادی نیست: یک کودتای آریائی از سوی جناح‌های ایرانشهری نیروهای مسلح. با برچیده شدن حکومت جهودی-بهائی-اسلامیِ آخوندها-روشنفکرها و برقراری نظام پادشاهی ایرانشهری که لاجرم به بسته شدن پرانتز هزار و چهار سد ساله‌ی قادسیه و قدرت گرفتن یک الیت زرتشتی می انجامد، سراسر جهان وارد فازی نوین خواهد شد که محور تعیین کننده اش بی هیچ اما و اگری ایران است. در آن گاه ما می دانیم چگونه هم با غربی و عربی و عبری، و هم با شرق کنار آییم. سیاست خارجی ایرانشهری، از سیاست کنونی کسان هم ژرف دامنه‌تر، هم بلندتر، و هم پهن‌تر خواهد بود، و همزمان، در هر سه بُعد، پیروزمندانه و دوستانه تر. جهان نباید از ما به ترسد، با بازگشت ایرانزمین به مدار تیسپون، نه تنها ایرانشهر، که جهان جای بهتر و آرام‌تری خواهد شد، بسیار بهتر، بسیار آرام‌تر.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پوتین-گیت، زمانی که جاسوس‌های کاخ سفیدی پوتین لو می روند! / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/951126/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 Feb 2017 00:00:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[جستارهای مهم]]></category>
		<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[پوتین]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپوتینیسم]]></category>
		<category><![CDATA[چپ‌های جهانی]]></category>
		<category><![CDATA[راست‌های جهانی]]></category>
		<category><![CDATA[کودتای آریائی]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1925</guid>

					<description><![CDATA[1- آن چه را که امروز در سطح جهانی با آن روبروئیم و چه بسا از آن رو که آمریکا و روسیه دو قطب مشترک آن را پدید می آورند، پس از سقوط ترامپ دیگر هرگز بدین گونه تکرار شدنی نباشد، می توانیم نوعی «استبداد دمکراتیک» به نامیم که به پیدایش «مستبدهای مردمی» و یا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">1- آن چه را که امروز در سطح جهانی با آن روبروئیم و چه بسا از آن رو که آمریکا و روسیه دو قطب مشترک آن را پدید می آورند، پس از سقوط ترامپ دیگر هرگز بدین گونه تکرار شدنی نباشد، می توانیم نوعی «استبداد دمکراتیک» به نامیم که به پیدایش «مستبدهای مردمی» و یا «مستبدهای پوپولار» انجامیده است. افرادی چون پوتین، ترامپ، اردوغان، ماری لوپن و نمونه‌های دیگرشان، مستبدین دمکراتیک و پوپولاری هستند که تا پیش از این با یک چنین تراکمی وجود نداشتند. برلوسکونی را بتوان پیش‌قراول این پدیده به شمار آورد. لیک آن چه که نمونه‌ی ترامپ یا ماری لوپن را بیش از هر چیز خطرناک می کند، افزوده شدن فاشیسم و راسیسم به گفتمان سیاسی از سوی اینان است.</p>
<p style="text-align: justify;">ما اگر نظم نوین جهانی را به دو بال بخش کنیم، <span style="color: #0000ff;">افرادی چون کلینتون یا اوباما چپ‌های جهانی به شمار می آیند</span> و <span style="color: #ff0000;">مردمانی چون ترامپ، ماری لوپن یا بنیامین نتانیاهو، نمایندگان بال راست آن.</span> <span style="color: #0000ff;">چپ‌های جهانی انترناسیونالیست اند،</span> <span style="color: #ff0000;">راست‌های جهانی، راسیست اند.</span> <span style="color: #0000ff;">چپ‌ها، زیر لوای دمکراسی پیش می روند،</span> <span style="color: #ff0000;">راست‌ها، زیر لوای ناسیونالیسم و پاتریوتیسم.</span> <span style="color: #ff0000;">نکته‌ی دیگری که راست‌های جهانی را خطرناک‌تر از چپ‌هایی چون کلینتون می کند، تاکید و پای‌فشاری شان بر روی منفجر کردن واحدهای جغرافیائی است که ما آن را در &#8220;خاورمیانه‌ی بزرگ&#8221; جرج بوش تجربه کردیم.</span> <span style="color: #0000ff;">چپ‌ها تنها زمانی دست به تغییر مرزها می زنند که دیگر از هیچ راه دیگری نتوانند به تامین اهداف شان دست یابند،</span> <span style="color: #ff0000;">لیک برای راست‌های جهانی متلاشی کردن واحد‌های جغرافیائی یک هدف فی النفسه است، بنابراین حمله به کشورها و موزائیکی کردن جهان ابزار نیست، آماج است.</span> <span style="color: #0000ff;">برای چپ‌ها &#8220;دخالت دمکراتیک&#8221; ابزار است، آهنگ نیست.</span> از همین رو ما می بینیم که چپ جهانی وقتی شاه را می اندازد و خمینی را می آورد و به کمربند سبز اش دست می یابد، در همان جا توقف می کند، لیک راست‌های جهانی که با ریگان قدرت می گیرند از همان آغاز پای تغییر مرزها و تکه تکه کردن کشورها می روند، حمله‌ی صدام به ایران نمونه ای از این دست بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">این چنین، بالکانیزه کردن کل جهان، که چین و روسیه را نیز دربرمی گیرد، هدف راست‌های جهانی است. این‌ها معتقدند تنها از این طریق است که می توان یک حکومت واحد جهانی با ریاست جهودها و مسیحیان صهیونیست به وجود آورد.</span> <span style="color: #0000ff;">چپ‌های جهانی نیز همین حکومت را مقصد خود می دانند، لیک تکه تکه کردن کشورها را لزوما نه، آن را فقط در موارد خاص انجام می دهند و جدا از این، به جای توسعه‌ی فاشیسم نژادی، نوعی دیگر از فاشیسم را گسترش می دهند که باید آن را <strong>فاشیسم نژادی معکوس</strong> نامید:</span> <strong>مخالفت با هر نوع نژاد و ملیتی</strong>. <span style="color: #0000ff;">دیکسورس شان را می شناسیم و <strong>روشنفکری آریائی ستیز ایرانی نماینده‌ی همین دیسکورس است</strong>.</span></p>
<p style="text-align: justify;">2- با لو رفتن مایکل فلین که برای مسکو جاسوسی می کرد، نفوذ پوتین در کاخ سفید که هیچ کرملینی ای پیش از او از چنین نفوذی برخوردار نشده بود، دچار خدشه ای بزرگ شده است. پوتین بازی بزرگی را باخته است که پیامدهای گسترده ای خواهد داشت. محافل امنیتی واشنگتن انتقام سختی از او و مسکو خواهند گرفت. ماجرای فلین نشان داد که کاخ سفید تبدیل به بازیچه‌ی دست تزار کرملین شده است. پوتین واشنگتن را در برابر چشمان جهان تحقیر کرد. او توانست با هزاران هزار کاربر اینترنتی اش، یعنی با یاری پوتین بوی‌ها و پوتین گیرل‌های اش، و نیز با کمک ویکی لیکس و ژولین آسانژ که عملا تبدیل به رسانه‌ی رسمی کرملین شده است، فضای رسانه ای جهان را علیه کلینتون و چپ‌های جهانی بشوراند. مسلما کثافت کاری‌های جنسی-مالی چپ‌ها و نیز دشمنی کورشان با هر نوع میهن پرستی باعث شد تا پاره‌های بزرگی از مردم اروپا و آمریکا هر دروغی را که پوتینیست‌ها و ترامپیست‌ها به خوردشان دادند باور کنند و در برابر، پوتین و ترامپ تبدیل به نمادهای مردانگی و میهن پرستی شدند. ما این پیروزی را پیروزی «ترامپوتینیسم» می نامیم، پیروزی راست‌های انگلوساکسون جهانی که پوتین می کوشد به عنوان نیروئی غیر خودی با آن‌ها وارد یک همکاری بنیادین شود. آن چه که پوتین برای ارائه کردن دارد در درجه‌ی نخست ایران است. <span style="color: #960000;">با جبهه ای که می بایست علیه ایران درست می شد، یعنی جبهه‌ی آمریکا-اسرائیل-اعراب-ترکیه-روسیه (روسیه نخست در پشت پرده)، و مایکل فلین می بایست اجرا کننده‌ی آن باشد، ایران وارد یک فاز جدید بی ثبات سازی و سپس حمله و فروپاشی می شد. با کنترل منابع نفتی ایران از سوی آمریکا و روسیه، یعنی همان دیل بزرگی که میان پوتین و ترامپ بسته شده است، کل منابع انرژی جهان به دو بخش تقسیم می شود: منابع آمریکائی، چرا که عرب‌ها چیزی جز پمپ بنزین‌های آمریکا نیستند، و منابع روسی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #960000;">در صورت وقوع چنین رخدادی هم چین و هم اروپا به بردگان بی برو برگرد روسیه و آمریکا تبدیل می شوند. لیک با سقوط مهره‌ی مرکزی ای چون فلین که بی شک رهبر فکری اش، مایکل لدین نیز دیگر از هیچ نفوذی در کاخ سفید برخوردار نخواهد بود، این طرح تقسیم جهان به دو قطب آمریکائی-روسی، یعنی ترامپوتینیسم، با شکست روبرو شده است.</span> بچه سر زا رفت! شکی نیست که فردی چون تیلرسون نیز، که او نیز نماینده‌ی همین خط فکری است و از نزدیکان پوتین به شمار می آید، دیگر نمی تواند آن گونه که باید آزادی عمل داشته باشد. دشمنان ترامپ و پوتین، فلین را تخلیه‌ی اطلاعاتی خواهند کرد و این امر می تواند حتا تا سقوط زودهنگام دولت ترامپ نیز پیش رود. از سوی دیگر، امکان بد شدن رابطه‌ی پوتین و ترامپ نیز هست، لیک این بستگی به این دارد که مدارک پوتین از ترامپ از چه جنمی باشند و ترامپ تا چه اندازه زیر فشار مسکو قرار داشته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">3- از روزن منافع تمدنی ایرانشهر، سقوط فلین که مامور تحقق حمله به ایران شده بود، یک هدیه‌ی آسمانی و پیشکش اهورامزدا به مردمان آریائی است. جاسوس‌های پوتین در کاخ سفید لو رفته اند، مسلما جاسوس‌های او در تهران، که شمارشان بارها بیشتر است، نمی توانند از این رویداد خرسند باشند، لیک در ایران ما به جز جناح فراماسون‌های انگلوساکسون (اصلاح طلب‌ها) و پوتینیست‌های روسوفیل (اصول گرایان)، آریائیان پنهان را نیز داریم و این‌ها اینک می توانند آسودگی خاطر بیشتری داشته باشند و جای خود را مستحکم‌تر کنند و حماسه‌های بیشتری چون حماسه‌ی 7 آبان تدارک ببینند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #960000;">خوابی که پوتین برای ایران دیده بود بسیار وحشتناک بود، تعبیر نشدن این خواب طبیعی ست که جای خشنودی دارد و تهران امروز می تواند هم در سوریه و هم در عراق و یمن قدرت مانور بیشتری داشته باشد.</span> <span style="color: #ff0000;">مسلما این نیز روشن است: نجات ایران، در حالی که متفکران آریائی در داخل و خارج شبانه روز کار خود را می کنند، با کار روشنفکرانه انجام پذیر نیست، صرفا راه حل سپاهی-لشکری دارد. پس تا زمانی که یک کودتای آریائی رخ ندهد و اداره‌ی امور از دست نظامِ مافیائیِ جهودی-اسلامی-بهائیِ آخوندها-روشنفکرها به درنیامده و به دست آریائیان بازنگردد، امنیت و آرامش و رفاه به ایرانزمین برنخواهد گشت.</span> ایران باید یکبار برای همیشه از حالت توپ بازی بودن میان روس‌ها-انگلوساکسون‌ها به درآید، و این، تا زمانی که مافیای اسلامی-جهودی-بهائی-روشنفکری بر حیات فکری و سیاسی ایرانزمین حاکم است، میسر نشود. <span style="color: #008000;">بازیابی ایرانشهری، یعنی بازیابی سنت زرتشت و کوروش تحت یک نظام سیاسی آگاتوکراتیک (فرمانروائی امر نیک)، یگانه راه برون رفت از بن بست تمدنی 1400 ساله‌ی موجود است.</span></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فواید و خطرات ترامپ از روزن آریائی، بررسی ای فشرده / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/951103/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Jan 2017 00:00:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[کاخ سفید]]></category>
		<category><![CDATA[کودتای آریائی]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<category><![CDATA[نتانیاهو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1825</guid>

					<description><![CDATA[اینکه رئیس جمهوری آمریکا از آغازین روز ورود اش به کاخ سفید، &#8211; حتا نام این کاخ نیز از کاخ تیسپون گرفته شده است که کاخ سفید نام داشت-، تبدیل به منفورترین شخصیت سیاسی قرن بیست و یک گردد، امری نیک است. آمریکا بی هیچ تردیدی بزرگ‌ترین دشمن تاریخی ماست و هیچ کشوری چون آمریکا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">اینکه رئیس جمهوری آمریکا از آغازین روز ورود اش به کاخ سفید، &#8211; حتا نام این کاخ نیز از کاخ تیسپون گرفته شده است که کاخ سفید نام داشت-، تبدیل به منفورترین شخصیت سیاسی قرن بیست و یک گردد، امری نیک است. آمریکا بی هیچ تردیدی بزرگ‌ترین دشمن تاریخی ماست و هیچ کشوری چون آمریکا در فتنه‌ی 57 و آوردن خمینی، جهودی از کشمیر، نقش بازی نکرد. جدا از این رویداد، آمریکا به مثابه‌ی تجسم اسکندریسم ابراهیمی و رهبر جهان غرب، که اسلام نیز جزوی از آن است، برایندی از تمامی انحرافات فکری و سیاسی و اقتصادی جهان غرب است. ما در آمریکا با یک امر سرطانی و یک خرچنگ بزرگ روبروئیم. کشوری که بر روی جنازه‌ی ملیون‌ها سرخپوست بنا شده است، سرخپوست‌هایی که امروز در رزروات محبوس اند. آمریکا، به همان میزان که بزرگ‌ترین دمکراسی جهان است، به همان میزان نیز فاسدترین کشور تاریخ است. این امر به ترامپ، که نماینده‌ی طبقه‌ی سفیدپوست و بخشی از مافیای اسرائیل است ربطی ندارد، او صرفا صورت بی نقاب سیستمی ست که تا به امروز توانسته بود در بازیگران قهاری چون اوباما یا کلینتون چهره‌ی کریه خود را پنهان کند.</p>
<p style="text-align: justify;">این‌ها خوب است و نشان از همان چیزی دارد که از بیش از ده سال پیش تا کنون پایان نظم آمریکائی نامیده ایم. آمریکا محکوم به فروپاشی است، هم سیاسی، هم اقتصادی و هم جغرافیائی. کشوری است که با دزدی و استثمار منابع دیگر مردمان سر پا نگه داشته شده است و امروز دچار گسل‌هایی ست که یکی از دیگری دهشتناک‌تر اند: گسل نژادی، گسل دینی، گسل سیاسی، گسل ایدولوژیکی، گسل جنسیتی. ترامپ تمامی این گسل‌ها را عمیق‌تر خواهد کرد و دشمنان اش، که آن‌ها نیز بخشی از همان سیستم و مافیای مذکور اند، به او بیشترین کمک‌ها را خواهند کرد. به دیگر سخن، ما با یک دینامیسم فروپاشی روبروئیم. آتوماتیسم معیوبی که هیچ کس خواهان آن نیست، لیک همه حامل آنند.</p>
<p style="text-align: justify;">آن چه که مربوط به ایران امروز است: ترامپ نماینده‌ی دست راستی‌های اسرائیلی است. ما از سوی دیگر، حاکمان جهودتبار و بهائی‌تبار داخل ایران را داریم که همراه با مسلمان‌ها کشور را تحت اشغال خود دارند. این که دو نیروی اسلامی-جهودی با یکدیگر بجنگند برای ما بی اهمیت است، لیک فاجعه زمانی رخ می دهد که این نبرد در زمین ایرانشهر رخ دهد، و این درست همان چیزی ست که ما با آن روبروئیم. نتانیاهو می تواند از موقعیت استفاده کند و نبردی مستقیم علیه ایران راه اندازد. ترامپ با تمام وجود دشمنی خود با ایران را بیان کرده است: او در ظاهر از نظام اسلامی سخن می گوید، لیک ما می دانیم که منظور او و کسانی چون نتانیاهو چیست: نظام اسلامی بهانه است، کل ایران نشانه است. این وضعیت خوبی نیست. <span style="color: #ff0000;">از سوی دیگر، این را نیز می دانیم که یک کودتای ضد آخوندی در ایران از سوی بخش‌های آریائی سپاه و ارتش جلوی هر گونه تعرض از سوی مافیای نتایاهو-ترامپ را خواهد گرفت و دست جنرال‌های جنگ‌طلب و وزیر دفاع ایران‌ستیز جدید را در پوست گردو خواهد گذاشت. </span><span style="color: #ff0000;">بر این پایه، جلوی حرکت نامترقبه‌ی نتانیاهو را صرفا یک حرکت نامترقبه‌ی دیگر می تواند بگیرد. در این راستا، قتل هاشمی رفسنجانی می تواند نشانه ای باشد در این جهت: این که بخشی از نیروهای امنیتی در تهران دارند خود را برای شرایط بسیار بغرنجی آماده می کنند. در نهایت، آریائیان یک راه بیش ندارند و آن، بی شک راه روشنفکرانه نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;">*</p>
<p style="text-align: justify;">ورود مسلمان‌ها به کاخ سپید:</p>
<p style="text-align: justify;">&#8221; نمایان شدن کاخ سپید خسرو در بَهرسیر ( = به اردشیر، بسج. با یادگار دانشمند بزرگ زرتشتی ابن خرداد به اندر المسالک الممالک، ب. 7: &#8220;کورة استان اردشیر بابکان خمسة طساسیج: 1. طسوج بهرسیر&#8230;&#8221;) :مسلمانان چون به بهرسیر درآمدند، کاخ سپید بر ایشان نمایان گردید (&#8212;&gt; کاخ چیون بزرگ بودستی که ایواز با ادینشن به شهر به چشم کسان رسیدستی). ضِرار خطّاب گفت: الله اکبر، این همان است که خدا و پیمبر اش نوید داده اند: کاخ سپید خسرو! (پس محمد و الله اش نوید تاراجیدن زمین پارسیان و کاخ شاهان اش را داده بوده است). سوگند که تا بامدادان تکبیر گفتند (!). آن پارسی که زینهار خواسته بود، به مسلمانان گفت: چندان در میان شان به داشته اید که [از زور گرسنگی] سگ‌ها و گربه‌ها را خورده اند. سعد، آنک که در بهرسیر فرود آمده بود – بهرسیر نشیمن خسرو بود- در جست و جوی کشتی بود تا سپاه را از آب به گذراند و به شهرِ دور ( = مدینة القُصوی؛ بسج. با شهر نزدیک: «مدینة الدّنیا»، که همان به اردشیر است) رساند&#8230;. همبسته‌ی سعد به هنگام گذشتن از دجله، سلمان پارسی بود (که امروز می دانیم جهودی پارسیگ زبان بود). وی پیک تازیان بود. ترزبان بود. سخن تازی را پارسی و سخن پارسی را تازی می کرد&#8230;. سپاهیان پارسی همچنان بر کناره‌ی دجله می جنگیدند که یکی بیامد و به آنان گفت: بر سر چه می جنگید؟ چه را خود را به کشتن می دهید؟ در مداین کسی نه مانده است&#8221; (تجارب الامم، I 332-35).</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واقعيات آمريكا و توهم برخی نخبگان بی‌بصيرت، دکتر سردار جوانی</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/950830/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Nov 2016 00:00:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نقد و بررسی]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[تورکیش-استریم]]></category>
		<category><![CDATA[قلمرو آریائی]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<category><![CDATA[یدالله جوانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1624</guid>

					<description><![CDATA[به نام آناهیتا، مادر آب‌های ایران تشنه لب تبدیل سخنان خامنه ای به موضوع مقاله و نظریه پردازی گرد آن از رسوم عالیه‌ی محافل امنیتی و نظامی در داخل دستگاه است. اصل تعریف شده این است: آن چه که خامنه ای می گوید رویکرد رسمی کشور است و باید برای اش توجیه عقلانی تراشید. این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به نام آناهیتا، مادر آب‌های ایران تشنه لب</p>
<p style="text-align: justify;">تبدیل سخنان خامنه ای به موضوع مقاله و نظریه پردازی گرد آن از رسوم عالیه‌ی محافل امنیتی و نظامی در داخل دستگاه است. اصل تعریف شده این است: آن چه که خامنه ای می گوید رویکرد رسمی کشور است و باید برای اش توجیه عقلانی تراشید. این امر، با تفکر مستقل و مسؤلانه در تضاد کامل است. نخست آن که خامنه ای نشان داده است هرگز به چیزی جز منافع گروهی خاص تعلق خاطر نداشته است. چه، برای نمونه، اگر در همین دایره‌ی محدود جمهوری اسلامی نیز منافع کل مُلک را در نظر می داشت، ما هرگز نمی بایست پدیده‌هایی چون صادق لاریجانی و 63 شماره حساب بی حساب اش را داشته باشیم. هرگز نمی بایست فساد و رشوه خواری تا خرخره‌ی دیوان سالاری را درنوردیده باشد. این‌ها سخنان و ادعاهای ما آریائیان نیست، گلایه‌های خود کسان است که در دستگاه فعالند و حضور دارند. دو دیگر آن که، خامنه ای نشان داده است حتا در پیشبرد منافع جبهه ای خاص نیز تدبیر و بصیرت لازم را نداشته و ندارد. امروز روحانیت مسلمان، که بی شک از هر طیف دیگری به خامنه ای نزدیک‌تر است و سرنوشت اش با او گره خورده است، جزو منفورترین طیف‌های اجتماعی قلمداد می شود. هیچ طیف اجتماعی نیست که حتا در میان خود مسلمان‌ها بدنام‌تر از روحانیت باشد، ما که کسان را اصولا ایرانی نمی دانیم جای خود داریم. بنابراین، روشن است که خامنه ای در تمامی سطوح سیاست داخلی اش شکست خورده است و این رازی آشکار است: اگر قدرت دفاعی سپاه پاسداران نبود، روحانیت به هیچ وجه قدرت حفظ خود در قدرت را نمی داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">اما در سیاست خارجی و منطقه ای و جهانی نیز نظام تحت رهبری خامنه ای نتوانسته است به اهداف عالیه‌ی خود، &#8211; که در همه صورت با اهداف عالیه‌ی تمدن ایرانشهری در تضاد هستند-، دست یابد. ما در این جا نمی خواهیم تعریف خود از منافع تمدنی را به دست دهیم، خیر، صرفاً بر اینیم که نشان دهیم خامنه ای در محدوده‌ی آمال و اهداف تعریف شده‌ی خود نیز نه بصیرت نشان داده است-، امری که مدام مرؤسان خود را متهم به عدم برخورداری بدان می کند-، و نه تدبیر.</p>
<p style="text-align: justify;">شکی نیست که آن چه او نرمش قهرمانانه نامید چیزی جز خیانتی محض به همه‌ی ادعاهای خود نیز نبود: این که ما، یعنی خود اش، در برابر آمریکا زانو نخواهیم زد. لیک دیدیم که زانو زد و تمامی ذخایر اورانیوم را به غرب داد، و در برابر امروز باید گدائی آن چیزی کنند که غربیان بهشان قول داده بودند. او هیچ چیز در برابر آن چه که داد دریافت نکرد جز تحقیر، تحقیری که البته شامل کشور ما شده است و او به روی خود نمی آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">در رویاروئی با عربستان و پمپ بنزین‌های خلیج فارس نیز خامنه ای هماره در حالت تدافعی قرار داشته است. در بحرین، کشوری که ایرانی‌تر نمی تواند باشد بازی را به دشمن وانهاده است و در یمن نیز با یک بازی پات روبروست؛ و از سوی دیگر ما امروز پوتین را می بینیم که با یک چرخش روسی، به سوی همکاری استراتژیک با اردوغان رفته است و همزمان در آمریکا نیز از طریق دوگانه‌ی ترامپ-کلینتون، دامی بزرگ‌تر برای متقاعد کردن روسیه به خارج شدن از محور تهران-مسکو-دمشق پهن کرده اند. در این جا اندکی باید تأمل کرد، چرا که واقعیت این است که خامنه ای برای ما کوچکترین ارزشی ندارد، لیک این نیز یک حقیقت است که او در عمل، به عنوان اشغالگر بالفعل کشور ما، آن چه که می ورزد بر سرنوشت میهن تأثیرگذار است: پس باید کوشید تا جای ممکن از زیان‌های حضور او کاست تا ایزدان و امشاسپندان روزگار بهتری را برای ما به ارمغان آورند، روزگاری که در ایران مدیریت ایرانشهر به دست عاشقان ایرانشهر درآید، و نه سینه چاکان علی و عمر و تقی و نقی.</p>
<p style="text-align: justify;">و اما ترامپ: نکته این است که کسان با کودتای ساختگی در ترکیه توانستند گسستی را که میان مسکو و آنکارا به وجود آمده بود و داشت سدی بزرگ می شد در برابر متحقق کردن دولت جهانی، از میان بردارند، و طی یک دعوای زرگری میان آنکارا و اروپا، مسکو را متقاعد سازند که پشت کودتا، آمریکا بوده است. پس رفتن اردوغان به سوی مسکو، از دیدگاه روس‌ها، به معنی جدا شدن او از غرب تلقی شد. اردوغان شکلاتی نیز با خود برد: خط لوله‌ی ترکیش استریم، امری که رویای بزرگ پوتین است برای تبدیل شدن به قطب انرژی اروپا. همین امر باعث به وجود آمدن خلل در رابطه‌ی تهران، مسکو و دمشق شد و ما امروز می بینیم که اردوغان حتا ادعاهای ارضی نیز مطرح می کند. در راستای همین استراتژی، ترامپ را به عنوان یک روسوفیل: روس-دوست وارد بازی کردند و در برابر اش کلینتون را قرار دادند، به عنوان یک روسوفوب: روس-هراس. ما تا به امروز هرگز به یاد نداریم که یک تیم سیاسی در آمریکا به این میزان روسوفیل و طرفدار یکجانبه از روسیه باشد. همه‌ی اعضای تیم ترامپ داری یک وجه مشترک اند: به همان اندازه که روسوفیل اند، به همان میزان نیز ایرانوفوب اند و ایران را دشمن اصلی خود می دانند.</p>
<p style="text-align: justify;">فکر می کنم موضوع کاملاً روشن است: با آوردن لولوخوره ای چون هیلری کلینتون که با تبلیغات و هوچی گری او را تبدیل کردند به بزرگترین خطر برای منافع روسیه، سراسر الیت سیاسی روس را متقاعد نمودند که اگر هیلری بیاید، جنگ می آید. حتا پوتین این را مطرح کرد. در حالی که به باور ما مهره‌ی اصلی نظام حاکم بر آمریکا، &#8211; و این امکان وجود دارد که حتا خود ترامپ نیز به تمامی ابعاد این بازی اشراف نداشته باشد-، از همان آغاز ترامپ بود: مأموریت ترامپ چیزی جز همان مأموریت دولت سایه‌ی جهانی نیست: مهار کامل روسیه و چین. لیک کلید باز کردن این قفل ایران است. کسان تنها زمانی می توانند بر روسیه و چین فائق آیند که ایران و دنباله‌های اش در شرق مدیترانه را از سر راه برداشته باشند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">هدف این است: اگر ترامپ، با سیاه‌بازی و نمایش تعزیه‌واری که در انتخابات انجام دادند، بتواند روسیه را با دادن امتیاز بزرگی چون خط لوله‌ی ترکیش استریم، به چشم پوشی از اتحاد با ایران و دمشق متقاعد کند، آن گاه راه برای غرب باز خواهد بود تا به طرق مختلف، حتا اگر لازم بود رویاروئی مستقیم، ایران را موازئیکی کند. با موزائیکی شدن ایران در اصل روسیه بازی را باخته است، لیک مسکو طماع است و از این خطر بزرگ درک بایسته ای ندارد. با تسلط بر نفت و گاز ایران، غرب دیگر نیازی به مسکو نخواهد داشت و بازی لوله‌ی ترکیش استریم نیز پیش از آن که به بهره برداری رسد به محاق خواهد رفت. چین تبدیل به کارخانه‌ی تولیدی غرب خواهد شد و روسیه را نیز قطعه به قطعه می بلعند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">ما فکر می کنیم این سناریوئی است که طرف مقابل در سر دارد و محافل مسئول در ایران باید در برابر این طرح کسان آماده‌ی مقابله به مثل باشند. با اصولی که خامنه ای برای اداره‌ی ایرانزمین طراحی کرده است ما راهی جز شکست نخواهیم داشت. حمایت طبقه‌ی متوسط سال‌هاست که کاملاً از بین رفته و اسلام تبدیل شده است به لولو خوره ای که طبقه‌ی متوسط را به سوی لائیسیته و بی دینی و بیگ مک خواری فرهنگی سوق می دهد. به عبارت دیگر، کسان طبقه‌ی متوسط را به کل به غرب باخته اند و اگر تلاش‌های ما آریائیان نبود، امروز به جای این که جوانان زرتشتی شوند، گروه گروه بهائی و جهود و مسیحی می شدند. ما توانسته ایم با فعالیت مان در سخت‌ترین شرایط، یک منطقه‌ی حائل انسانی، یک دیوار از آتش به وجود آوریم که در نهایت امنیت تمدنی ما را در برابر هجوم مسیحیت و جهودیت و بهائیت حفظ خواهد کرد. لیک واقعیت این است که اگر نظام بی بصیرت و تا خرخره در رشوه و فساد و رانت خواری فرو رفته‌ی خامنه ای نبود، ما امروز در شرایط بسیار مناسب‌تری قرار داشتیم و پمپ بنزین‌هایی چون قطر و امارات رقیب منطقه ای ما به حساب نمی آمدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">باید برای رویاروئی با ترامپ و چرخشی که روسیه از هم اکنون آغاز کرده است برنامه‌ی مدونی ارائه داد. ایرانیان ساکن امارات و دیگر پمپ بنزین‌های خلیج فارس را به زاد و ولد تشویق نمود و دسته‌های عزاداری حسینی را نیز فراموش کرد. با آن ابزار نمی توان مرزهای ایرانشهر را بازیابی نمود. اسلام، &#8211; دستگاهی که جهودها و مسیحی‌هایِ تحت حمایت روم در حجاز ساختند، و آن نیز برای مهار ساسانیان-، در ایران به ته خط رسیده است و ما باید به کل از درون ابراهیمیت و دمکراسی خارج شویم و چنان چه در مقاله ای دیگر نگاشته ایم، به سوی زرتشت و آگاتوکراسی رویم.</span> (<a href="https://iranshahrig.com/950819" target="_blank" rel="noopener">پیوند1</a> &#8211; <a href="https://iranshahrig.com/950829" target="_blank" rel="noopener">پیوند2</a>)</p>
<p style="text-align: justify;">در مقاله ای دیگر به فواید زرتشتی شدن ایران برای سیاست منطقه ای و بین المللی اش خواهیم پرداخت و این که چرا یک ایران زرتشتی باید بسی بیشتر از نظام موجود، از حزب الله لبنان دفاع کند.<br />
پیروزی</p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p style="text-align: justify;">پی نوشت:</p>
<p style="text-align: justify;">در <a href="http://javanonline.ir/fa/news/823417/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%8A%D9%83%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%8A-%D9%86%D8%AE%D8%A8%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%8A%E2%80%8C%D8%A8%D8%B5%D9%8A%D8%B1%D8%AA" target="_blank" rel="noopener">اینجا</a>، مقاله‌ی سردار یدالله جوانی را، که به هیچ وجه بازتابنده‌ی توانائی‌های نظری بلقوه‌ی او نیست، بخوانید. جمهوری اسلامی تبدیل شده است به کارخانه‌ی هدر دادن بهترین نیروها، چه در درون و چه در برون</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پایان آخوندیسم جهودی در ایرانزمین (پس‌نوشت، پس از پیروزی ترامپ) / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/950819/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 09 Nov 2016 00:00:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[جستارهای مهم]]></category>
		<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[آریائی گرایی]]></category>
		<category><![CDATA[آگاتوکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[خروج از آخوندیسم]]></category>
		<category><![CDATA[فواید زرتشتی شدن ایران]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<category><![CDATA[نفوذ ایران زرتشتی در منطقه و جهان]]></category>
		<category><![CDATA[نیکخدائی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1489</guid>

					<description><![CDATA[به نام آناهیتا، مادر آب‌های ایران تشنه لب آن چه که در این تحلیل نگاشتیم، مبتنی بر این فرض بود که ترامپ پیروز می شود، امری که آن را نه تنها پیشبینی نموده بودیم، که در راستای متحقق شدن اش نیز قلم زده بودیم. سراسر اتاق‌های فکری غرب همه‌ی تخم مرغ‌ها را در سبد کلینتون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به نام آناهیتا، مادر آب‌های ایران تشنه لب</p>
<p style="text-align: justify;">آن چه که در <a href="https://iranshahrig.com/950816" target="_blank">این تحلیل</a> نگاشتیم، مبتنی بر این فرض بود که ترامپ پیروز می شود، امری که آن را نه تنها پیشبینی نموده بودیم، که در راستای متحقق شدن اش نیز قلم زده بودیم. سراسر اتاق‌های فکری غرب همه‌ی تخم مرغ‌ها را در سبد کلینتون نهاده بودند؛ تمامی غول‌های رسانه ای. افزون بر ایشان، تمامی کشورهای بزرگ اروپائی نیز. همچنین تمامی کشورهای عربی. همه به سود کلینتون موضع‌گیری کرده بودند. شب پیش از انتخابات، وزیر امور خارجه‌ی آلمان، فرانک والتر اشتانمایر، ترامپ را یک &#8220;نفرت پراکن&#8221; نامید. این امری بی سابقه بود. کلیه‌ی رسانه‌های اسرائیل‌گرای آلمان، کلیه‌ی روشنفکری، کلیه‌ی نهادهای مدنی، همه و همه از ترامپ به عنوان یک دیوانه‌ی روانی، یک نژادپرست، یک ضد اسلام (که البته در این مورد کاملا حق دارند)، یک ضد زن و امثالهم یاد کرده بودند. او را همچنین خطری برای دمکراسی (که به باور ما خوشبختانه به ته خط رسیده است) قلمداد کردند. در خود آمریکا تمامی بزرگان حزب جمهوری خواه، یعنی حزب خود اش، علیه ترامپ ایستادند. هر چهار رئیس جمهور پیشین که هنوز زنده اند، از هر دو حزب، یعنی کارتر، بوش پدر، بیل کلینتون، بوش پسر، هر چهار تا به سود کلینتون موضع گیری کردند. بوش پسر حتا دیشب رسماً اعلام کرد که به ترامپ رای نداده است.</p>
<p style="text-align: justify;">به عبارت دیگر، پیروزی ترامپ، هم شکست دمکرات‌ها بود و هم شکست جمهوری خواهان. هم شکست وال استریت بود و هم شکست شرکت‌های بزرگ. هم شکست وزارت جنگ بود و هم شکست دیوان سالاری فاسد، هم شکست هالیوود بود و هم شکست نهادهای مدنی. ترامپ، آمریکا را در هم شکاند، کل سیستم را؛ و نه تنها آمریکا را، که کلیت جهان عرب و اروپای وابسته به اسرائیل را، اروپای اسلام پناه و رواج دهنده‌ی فرهنگ اسلامی را.</p>
<p style="text-align: justify;">باری، امروز می بینیم که با تمامی تقلبی که در انتخابات کردند، از سوء استفاده از شخصیت‌های هنری گرفته تا جانبداری یک طرفانه‌ی غول‌های رسانه ای، و نیز تلاشی که در خود صندوق‌های رأی برای تغییر آرای مردم به خرج دادند، همه و همه مفید نیفتاد. برای ما از پیش روشن بود: ترامپ تنها در شرایطی امکان پیروزی دارد که با فاصله ای بزرگ از نامزد گزینه‌ی سیستم، یعنی هیلری کلینتون، پیش باشد؛ و این که پیروزی او این چنین با فاصله‌ی کم اتفاق افتاد، نشان این است که فاصله‌ی حقیقی اش از کلینتون به مراتب از آن چه که در نتایج رای گیری بازتاب یافته است بزرگتر بوده است. آن چه که اینک مهم است، پیروزی اوست و عواقب اش برای ایرانزمین.</p>
<p style="text-align: justify;">افزون بر آن چه که در متن توضیح داده ایم، با توجه به آن چه که در خود ایران در حال رخ دادن است، یعنی تحقق گام به گام جنبش بزرگ آریائی گرائی و بازیابی ایرانشهری، نکات زیر را باید در نظر گرفت:</p>
<p style="text-align: justify;">1- <span style="color: #0000ff;">آخوندیسم جهودی حاکم بر ایران و کلاً، هژمونی سیاسی اسلام و چپ، به پایان رسیده است. فضائی که در جهان و منطقه گشوده خواهد شد، فضائی نیست که جائی برای ایدولوژی اسلامی، که در نهاد اش ایدولوژی ای جهودی است، داشته باشد. یگانه امکان باقی مانده‌ی موجود، چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، کنار گذاشتن تام و کمال آخوندیسم از حکومت، فرهنگ، دین، اقتصاد و سیاست است.</span> آخوندها باید به کل کنار گذاشته شوند و ایدولوژی کشور از ایدولوژی اسلامی-سوسیالیستی به سوی ایدولوژی ایرانشهری تغییر ماهیت دهد، این یعنی دین زرتشت باید موتور فرهنگی جامعه گردد و سیاست کوروش موتور سیاسی اش.</p>
<p style="text-align: justify;">2- ما در شرایطی قرار گرفته ایم که اسلام بازی را در منطقه ای که از آن ذیل عنوان ایران فرهنگی یاد می شود، یا همان حوزه‌ی تمدنی نوروز، برای همیشه به آریائی گرائی باخته است. سیاست مدیترانه ای ما باید از بُن تغییر ماهیت دهد. آن چنان که سیاست قفقازی و سیاست ما در خلیج فارس و آناتولی. ایران یک کارت بیش ندارد، و آن کارت آریائی اش است و بازسازی روابط دیرینه‌ی تمدنی اش با اقوام منطقه. حضور ما در لبنان و مدیترانه باید فرای روابط مان با سوریه و حزب الله گسترش یابد. نباید فراموش کرد: بخش بزرگی از اعراب، در سراسر دوران ساسانی و اشکانی، یعنی نزدیک به هزار سال، بازوهای عملیاتی ایرانشهر تلقی می شدند علیه روم؛ حتا در زمانی که برخی از این تیره‌های عرب با رومی‌های مسیحی هم دین بودند. <span style="color: #0000ff;">به عبارت دیگر، این که ما اگر زرتشتی بشویم میدان مانور خود را در میان اعراب از دست می دهیم کاملاً غلط است. نخست آن که ما در درون زرتشتی شده ایم، اسلام مرده است و سنت قادسیه به انتها رسیده است. دوم آن که، خیر، نیروهایی چون اسد یا حزب الله، راهی ندارند جز همکاری با ما. آن‌ها اگر با یک ایران زرتشتی که حامی آنان است همکاری نکنند، از سوی اسرائیل و عربستان و ترکیه بلعیده می شوند. پس ما با تغییر پارادایم در سیاست تمدنی خود، هم‌پیمانان کنونی را از دست نخواهیم داد، آن‌ها خواهند ماند و ما نیز از آنان دفاع خواهیم کرد. تنها تفاوتی که پدید خواهد آمد اضافه شدن چند هم‌پیمان جدید به ماست و خنثی تا آرام شدن چند دشمن خونی.</span> اسرائیل در این میان از حالت خصمانه‌ی کنونی اش باید فاصله بگیرد. نه این که آن‌ها یک ایران زرتشتی را به یک ایران اسلام ترجیح دهند، خیر، بر عکس. آن‌ها به مراتب یک ایران زرتشتی را دشمن تر اند، لیک دست و بال شان در تحریک و هوچی گری بسته تر می شود. نمی توانند کشوری را که سیاست اش را بر مبنای سنت زرتشت و کوروش تنظیم کرده است به این آسانی منزوی کنند. از سوی دیگر، عصبیت عرب‌های سنی نیز کاسته خواهد شد. یک ایران شیعه برای آنان یک رقیب درون-ابراهیمی است. لیک یک ایران زرتشتی برای شان همان است که یک هند بودائی یا یک ژاپن شینتو یا یک چین دائوئیست. بین ما فاصله‌ی یزدان شناختی ای پدید می آید که از حساسیت‌های معمول عرب‌ها می کاهد.</p>
<p style="text-align: justify;">3- در بُعد اروپائی نیز همین است: <span style="color: #008000;">یک ایران زرتشتی، دیگر بخشی از جهان اسلام که توده‌های مردمی اروپائی از آن متنفرند، نیست. ما تبدیل می شویم به کشوری آریائی و بخشی از جهان هندواروپائی که توانسته است بختک بزرگی به نام ابراهیمیت را از سر خود واکند. امروز در اروپا شمار بزرگی از مردم از مسیحیت و جهودیت بیزار شده اند، زیرا که می بینند این دو دین، چگونه در حال کمک به اسلام برای گسترده شدن در اروپا هستند. یک ایران زرتشتی قبله‌ی معنوی تمامی نیروهای تمدن گرا در اروپا خواهد بود، و این‌ها نیروهایی هستند که روز به روز قوی تر می شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;">4- مهم ترین امر اما، امر داخلی است: <span style="color: #ff0000;">با گردش پاردایم و رفتن به سوی مدار تیسفون، امری که ما آن را تأویل مضاعف تمدنی نامیده ایم، انرژی بزرگ تمدنی ای در کشور آزاد می شود که می تواند کوه‌ها را جا به جا کند. نیروهای ارتشی و سپاهی ما، برای نخستین بار پس از سقوط تیسفون، تبدیل می شوند به یگانه نیروی ارتشی واقعا آریائی در جهان و اکثریت مطلق ایرانیان از آنان پشتیبانی خواهند نمود، تا پای جان.</span> ما هند نخواهیم بود که هویت آریائی اش را به غرب زدگی فروخته باشد و فرای آن، مشکل یک جمعیت چهار سد پانسد ملیونی مسلمان و سیک‌ها و غیر و ذالک را نیز داشته باشد. هند هنوز کار دارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">از سوی دیگر، زرتشتی گری و کوروش گرائی پُل‌هایی هستند که ما را هم از منجلاب اسلام (اسلام به علاوه‌ی جهودیت و مسیحیت و بهائیت) عبور می دهند و هم از منجلاب دمکراسی و کمونیسم و لیبرالیسم و تمامی خرافه‌های مدرنی که از غرب برآمده اند. امروز در خود غرب، دمکراسی به پایان رسیده است. از روزن فلسفه‌ی سیاسی، تأویلی که ما انجام می دهیم ایران را تبدیل به نظامی آگاتوکراتیک می کند: نظامی مبتنی بر فرمان روائی امر نیک که در فلسفه‌ی سیاسی ایرانشهری به آن نیکخدائی (خدائی = حکومت)، یا مدیریت مبتنی بر نیکی همگانی انسان و طبیعت می گوییم. پس از 1400 سال، و در بعضی جهات برای نخستین بار، ایران باری دیگر تبدیل می شود به یک مدل عالی، مدلی که کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند نمود.</span></p>
<p style="text-align: justify;">با خروج از اسلام و تأسیس نظامی مبتنی بر آگاتوکراسی، ما نه تنها از زیر سایه‌ی یزدان شناسی ابراهیمی، -از جهودیت گرفته تا مسیحیت و اسلام و بهائیت-، که از زیر سایه‌ی فلسفه‌ی سیاسی غربی نیز که دمکراسی اوج آن است، خارج خواهیم شد. چند و چون نظام مبتنی بر آگاتوکراسی را در <a href="https://iranshahrig.com/pr-manifest" target="_blank">مانیفست بازیابی</a> ایرانشهری توضیح داده ایم، کسان آن را مطالعه کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انتخابات آمریکا و آینده‌ی ایران و جهان / کیخسرو آرش گرگین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/950816/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Nov 2016 00:00:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[جستارهای مهم]]></category>
		<category><![CDATA[راهبر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[آریائی گرائی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[جشن‌های میهنی و دینی]]></category>
		<category><![CDATA[سده]]></category>
		<category><![CDATA[کلینتون]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<category><![CDATA[گاهنبار]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز]]></category>
		<category><![CDATA[هفتم آبان]]></category>
		<category><![CDATA[یلدا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=1477</guid>

					<description><![CDATA[به نام آناهیتا، مادر آب‌های ایران تشنه لب چه ترامپ به برد و چه به بازد، ما در آمریکا با یک سرزمین در هم شکسته رو به رو خواهیم بود. سقوط آمریکا، چنان که از بیش از دوازده سال پیش تا امروز در موارد گوناگون توضیح داده ایم، امری محتوم است: آمریکا به عنوان مقروض‌ترین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به نام آناهیتا، مادر آب‌های ایران تشنه لب</p>
<p style="text-align: justify;">چه ترامپ به برد و چه به بازد، ما در آمریکا با یک سرزمین در هم شکسته رو به رو خواهیم بود. سقوط آمریکا، چنان که از بیش از دوازده سال پیش تا امروز در موارد گوناگون توضیح داده ایم، امری محتوم است: آمریکا به عنوان مقروض‌ترین کشور جهان، راهی جز در هم شکستن و متلاشی شدن ندارد. سیستمی که خروجی اش از ورودی اش بیشتر باشد می شکند، هر سیستمی؛ و آمریکائی‌ها هماره خروجی و خرج شان از درامد و ورودی شان بیشتر بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر سو، گسست‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و نژادی، بدان اندازه پر شمار و ژرف اند، که تنها با انحراف اذهان از طریق جنگ‌های خارج از سرزمین می توانستند جلوی انفجار و انهدام اجتماعی را بگیرند. امروز دیگر آن امکان نیست. کشور، خسته است و مردمان، از خود و از حکومت شان بیزار. انسان آمریکائی باور اش را از دست داده است. می داند که موجود دروغ گویِ دروغ گفته شده ای ست و دیگر نمی تواند خود را در آینه بنگرد و از آن چه که می بیند ابراز رضایت کند:</p>
<p style="text-align: justify;">دروغ و فساد ابعادی افسانه ای یافته اند. طبقه‌ی دمکراتیک حاکمه، فاسدترین و ریاکارترین طبقه‌ی حاکم در جهان به شمار می رود و میزان خشونت، چه نسبت به رقیبان و چه نسبت به مردم، مثال زدنی ست. با آمریکا، عصر دمکراسی و اسکندریسم ابراهیمی نیز به پایان می رسد و ما شاهد یک دوران گذار پر فراز و نشیب و انباشته از امور پیش بینی ناپذیر و هولناک خواهیم بود.</p>
<p>گزینه‌ها و پیامدهای بیرونی و درونی:</p>
<p style="text-align: justify;">1- اگر ترامپ ببرد، خیلی زود پروژه‌ی اتحادیه‌ی اروپا به پایان خواهد رسید و ما در اروپا با ویرانه ای از ساختارهای معیوب روبرو خواهیم بود که می خواستند در بروکسل، به عنوان صهیون نظم نوین جهانی به وجود آورند. لیک اگر ترامپ نیز نیاید، و کلینتون بتواند با تقلب موفق شود، باز نیز اتحادیه‌ی اروپا از بین خواهد رفت، اگر چه با تأخیر.</p>
<p style="text-align: justify;">2- از سوی دیگر، هر یک از کسان که نیز پیروز شود، آن سوی دیگر، حکومت جدید را به عنوان دشمن نگاه خواهد کرد. کانزنس و همرائی در آمریکا از بین رفته است: تا زمانی که جای چاپیدن و چپاول بود، هنوز کانزنس بود، لیک امروز میدان بر کسان تنگ شده است و با آمدن قدرت‌هایی چون چین، روسیه، ایران، هند، ترکیه و اتحادیه‌ی عرب، که هر یک ادعای خاص خود دارند، یکه تازی به عنوان یک ابرقدرت غیر ممکن شده است. بنابراین به جان یکدیگر خواهند افتاد و افتاده اند. ما از هم اکنون شاهد یک جنگ داخلی نوین هستیم و فارغ از آن که چه کس ببرد، این جنگ سخت تر نیز خواهد شد. آینده‌ی آمریکا، خارج شدن ایالات از کنفدراسیون و تشکیل کشورک‌های مستقل است.</p>
<p style="text-align: justify;">3- اما با پیروزی احتمالی کلینتون، میدان به پوتین تنگ می شود، و همزمان به ایران. کلینتون بر جنگ در منطقه خواهد افزود و این، همه‌ی امور را پیچیده تر می کند. روسیه از همین امروز چرخش مسیر داده است و خود را در کنار اردوغان و اتحادیه عرب نهاده است. آمدن کلینتون تغییری در این چرخش موضع بوجود نمی آورد، لیک ترامپ می تواند باعث تقویت پوتین شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در این حالت، یعنی به شرط پیروزی ترامپ، پوتین از تمامی فضای به وجود آمده استفاده می کند تا خود را به عنوان قدرت پشتیبان عرب‌ها و ترک‌ها بشناساند، امری که تا به امروز بر عهده‌ی آمریکا بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">از سوی دیگر، با آمدن ترامپ، که نخستین سفر خارجی اش را به مسکو خواهد کرد و چه بسا پوتین از او بخواهد سپس به آنکارا برود، گسستی که میان تهران و مسکو، با تغییر موضوع پوتین به وجود آمده، ژرف تر خواهد شد و تهران، که به علت سیاست غیر آریائی اش میدان مانور خود را چه در داخل کشور و چه در خارج، تنگ کرده است، در موقعیت ضعیف‌تری قرار خواهد گرفت. لیک در میان مدت، با ضعیف شدن ترکیه، که جلوتر بدان خواهیم پرداخت، رابطه‌ی پوتین و ترامپ نیز کدر خواهد شد. اصولاً رابطه با پوتین در آغاز هماره خوب است، لیک رفته رفته تیره می شود. ترامپ نیز بعد از مدتی با پوتین گرفتاری پیدا خواهد کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">4- اردوغان از هول حلیم در دیگ خواهد افتاد. او خواهد کوشید، با حمایت پوتین، بخشی از عراق و سوریه را به خاک خود ملحق کند و مشکل نفت آنکارا را برای همیشه حل کند.</p>
<p style="text-align: justify;">بی شک این امر واکنش‌هایی خواهد داشت: تهران، هر اندازه که نیز زیر سلطه‌ی اسلامیسم و هژمونی سیاسی چپ‌ها ضعیف شده است، لیک هنوز کارت‌های تاریخی بسیاری دارد. کارت تیره‌های آریائی در منطقه و نیز در اروپای شرقی و نیز در قفقاز.</p>
<p style="text-align: justify;">در این راستا، اردوغان دو مشکل اساسی دارد: 30 ملیون علوی که با اسد همدین اند و اصولاً مسلمان تلقی نمی شوند، و 25 ملیون کُرد که چشم دیدن او را ندارند. این بدین معنی ست که ترکیه هر آن می تواند منفجر شود؛ و همین نیز خواهد شد. ما از یک سو شاهد درگیری کردها با اقلیم سلیمانیه و خاندان جهودتبار بارزانی خواهیم بود، که از سوی ترکیه و اسرائیل حمایت می شود و از دیگر سو، شاهد شورش‌های خشن علوی-کردی در داخل ترکیه. اقتصاد ترکیه خیلی زود از هم خواهد پاچید. به ویژه هنگامی که بانک جهانی احساس خطر کند و از دادن وام بیشتر پرهیز نماید. با آمدن ترامپ دیگر کسی در اروپا وقت فکر کردن به اقتصاد آنکارا را نخواهد داشت و نیروهای ملی گرای اروپائی، که هماره آریائی گرا و ضد ترکی بوده اند، قوی می شوند و این، فضا را به ضرر اردوغان تغییر خواهد داد. در خود آمریکا نیز جنبش آریائی و ضد اسلامی گرا روز به روز قدرت خواهد گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">هم از این رو، با سقوط اقتصاد داخلی از یک سو، جنگ داخلی از سوی دیگر، و قطع شدن آمپول‌های اقتصادی از سوی آمریکا و اتحادیه‌ی اروپا، امری که روسیه به هیچ وجه نمی تواند جبران اش کند و چین نیز به هیچ روی ریسک کمک کردن به اردوغان را نخواهد کرد، چرخش روسیه به سوی آنکارا با یک مانع عبورناپذیر بزرگ رو به رو می شود. ترکیه تا مرز فروپاشی و جنگ داخلی پیش می رود. به ویژه، خشونتی که اردوغان نسبت به نیروهای مخالف به خرج داده و همرائی و کانزنس درونی را متلاشی نموده است، عامل مضاعفی خواهد بود در سقوط ترکیه.</p>
<p style="text-align: justify;">به این ترتیب، خط لوله‌ی آرزوئی پوتین، یعنی همان تُرکیش-استریم، هرگز به بهره برداری نخواهد رسید و اروپا در نهایت ترجیح خواهد داد که از نفت و گاز ایران استفاده کند، تا خود را برده‌ی انرژیکی پوتین کند.</p>
<p style="text-align: justify;">5- از منظر مناسبت درون-تمدنی در ایران، آمدن ترامپ به سود آخوندیسم حاکم نیست، بلکه در نهایت به سود آریائی‌ها تمام خواهد شد. ترامپ اصولاً از اسلام بد اش می آید، به ویژه از آخوندها. این امر، در کنار نفرت بی مرزی که آریائیان داخلی از آخوندها و اسلام دارند، طبقه‌ی اسلام گرای حاکم را که صرفاً با نیروی سپاه بر پای خود ایستاده است، با دشواری‌های بسیاری رو به رو می کند. احتمال یک جابجایی در درون نیروهای نظامی، از اسلامیت به سوی ایرانیت هر روز بیشتر می شود. هر اندازه که جنبش فرزندان کوروش و بازیابی ایرانشهری قوی تر گردد، نیروهای ارتشی و نظامی آریائی گرا نیز، که هم در سپاه و هم در ارتش حضور محسوس دارند، پشتوانه‌ی محکم‌تر و قوت قلب بیشتری خواهند یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">به عبارت دیگر، <span style="color: #0000ff;">بیرون راندن آخوندها از قدرت، وابسته به میزان رشد آریائی گرائی در جامعه است. هم از این رو: جنبش آریائی باید در مراسم جشن‌های ملی، از جشن سده تا مهرگان، از یلدا تا گاهنبارها و دیگر جشن‌ها، و مسلما نوروز، بازوهای اجتماعی خود را نشان دهد. شعار ما آریائی هستیم عرب نمی پرستیم، یک شعار محوری و تعیین کننده است، و همچنین سنت هفتم آبان و زیارت کوروش. در حالی که آخوندها با گریه و نوحه خود را به قدرت رسانده و در قدرت نگاه داشته اند، آریائیان خود را با شادی و جشن به قدرت خواهند رساند. جشن‌های میهنی و دینی مهم‌ترین ابزار ما برای راندن اسلام از ایران به شمار می آیند. بی شک مراسمی چون سالگرد قادسیه، نهاوند و جلولا نیز، از آن رو که تقویت کننده‌ی روحیه‌ی مقاومت و رسیستانس آریائی اند، از اهمیت استراتژیکی و هویت سازانه‌ی بالائی برخوردارند. آریائیان، بسی زودتر از آن چه که امروز پنداشتنی ست، پیروز خواهند شد و جهان، با تغییر در ایران، به سوی روشنائی و بهبود قدم خواهد نهاد.</span><br />
پیروزی</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
