<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نوشتارها &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<atom:link href="https://iranshahrig.com/category/pr-articles/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<description>خانه راستی، نیکی و زیبایی؛ خانه بازیابان ایرانشهر</description>
	<lastBuildDate>Fri, 31 Oct 2025 12:43:21 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://iranshahrig.com/wp-content/uploads/2016/02/cropped-Logo2-32x32.png</url>
	<title>نوشتارها &#8211; بازيابی ايرانشهری</title>
	<link>https://iranshahrig.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>درباره عدم مشروعیت فعال‌سازی مکانیسم ماشه</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/snapback_illegitimacy/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهمن اردشیر آذرچهر]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Aug 2025 22:54:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بیانیه‌های رسمی]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=4632</guid>

					<description><![CDATA[درباره عدم مشروعیت فعال‌سازی مکانیسم ماشه توسط دولت‌های سه‌گانه اروپایی در چارچوب برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل بن‌نوشت در Academia چکیده از میانه سال ۲۰۲۵، کشورهای E3 (آلمان، فرانسه و بریتانیا) مدعی حق فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» (snapback) مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ (۲۰۱۵) شورای امنیت سازمان ملل شده‌اند و استدلال می‌کنند که ایران [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<h1 class="wp-block-heading"><strong>درباره عدم مشروعیت فعال‌سازی مکانیسم ماشه توسط دولت‌های سه‌گانه اروپایی در چارچوب برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل</strong></h1>



<p></p>



<p class="has-text-align-center engnum"><a href="https://www.academia.edu/143315883/On_the_Illegitimacy_of_the_Snapback_Activation_by_the_E3_States" data-type="link" data-id="https://www.academia.edu/143315883/On_the_Illegitimacy_of_the_Snapback_Activation_by_the_E3_States" target="_blank" rel="noreferrer noopener">بن‌نوشت در Academia</a></p>



<h2 class="wp-block-heading">چکیده</h2>



<p>از میانه سال ۲۰۲۵، کشورهای <span class="engnum">E3</span> (آلمان، فرانسه و بریتانیا) مدعی حق فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» (snapback) مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ (۲۰۱۵) شورای امنیت سازمان ملل شده‌اند و استدلال می‌کنند که ایران از اجرای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) سرپیچی کرده است. این مقاله به تحلیل انتقادی ابعاد حقوقی، سیاسی و اخلاقی این ادعا می‌پردازد و نتیجه می‌گیرد که موضع <span class="engnum">E3</span> نامشروع بوده و در تمام این ابعاد فاقد اعتبار است. این مقاله نشان می‌دهد که نقض اساسی پیشین [<em>برجام</em>] توسط خود <span class="engnum">E3</span>، همدستی آن‌ها در اقدامات تجاوزکارانه و سوءاستفاده از حقوق در استناد به «مکانیسم ماشه»، اساساً صلاحیت آن‌ها را برای درخواست پایبندی از سوی ایران سلب می‌کند. مقاله همچنین استدلال می‌کند که یک تغییر بنیادین در اوضاع و احوال (rebus sic stantibus) اساس اولیه معاهده را از بین برده و فعال‌سازی مکانیسم ماشه را به یک اقدام غیرقانونی و نامتناسب تبدیل کرده است.</p>



<h2 class="wp-block-heading">پیش‌گفتار</h2>



<p>در ماه‌های اخیر، کشورهای اروپایی عضو برجام &#8211; آلمان، فرانسه و بریتانیا (که مجموعاً «<span class="engnum">E3</span>» نامیده می‌شوند) &#8211; از فعال‌سازی مجدد تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران از طریق «مکانیسم ماشه» حمایت کرده‌اند. آن‌ها ادعا می‌کنند این اقدام به دلیل عدم پایبندی ادعایی ایران، موجه است. اگرچه برجام یک معاهده بین‌المللی سنتی نیست، اما یک توافق سیاسی الزام‌آور قانونی است که به اتفاق آرا در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل تأیید شده است. این قطعنامه که تحت فصل هفتم منشور ملل متحد به تصویب رسیده، به توافق و مفاد آن برای تمام کشورهای عضو سازمان ملل قدرت قانون الزام‌آور بین‌المللی می‌بخشد. بنابراین، اقتدار حقوقی و اخلاقی برای اجرای این توافق مستقیماً با تمامیت منشور سازمان ملل و خود دیپلماسی چندجانبه مرتبط است.</p>



<p>با این حال، این موضع از نظر حقوقی غیرقابل دفاع، از نظر دیپلماتیک بدبینانه و از نظر اخلاقی مشکل‌ساز است. تحلیل حاضر نشان خواهد داد که این موضع چگونه با نقض اصول محوری مانند منع نقض اساسی و دکترین حسن نیت (Bona fide)، روح حقوق بین‌الملل و تمامیت دیپلماسی چندجانبه را تضعیف می‌کند.</p>



<p>در ادامه، این مقاله استدلال‌های حقوقی پیشرفته‌تری را مطرح کرده و استدلال می‌کند که اقدامات <span class="engnum">E3</span> نقض دکترین «دستان پاک» (clean hands) و سوءاستفاده از حقوق است. این ادعاها با بررسی بی‌عملی <span class="engnum">E3</span> در برابر حملات نظامی خارجی به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران و لفاظی‌های تهاجمی که «تهدیدی وجودی» ایجاد می‌کرد، تقویت می‌شود. در پایان، این تحلیل نشان خواهد داد که سکوت و مدارای <span class="engnum">E3</span> با این رویدادها، با توجه به ادغام عمیق آن‌ها در اتحادهای اطلاعاتی مانند «پنج چشم» (Five Eyes)، به همدستی ناشی از اطلاع قبلی اشاره دارد که این امر جایگاه حقوقی و اخلاقی آن‌ها را بیش از پیش تضعیف می‌کند. این دیدگاه جامع نشان می‌دهد که فعال‌سازی مکانیسم ماشه توسط <span class="engnum">E3</span>، یک اقدام ریاکارانه نهادینه‌شده با انگیزه‌های سیاسی است که جایی در چارچوب حقوق بین‌الملل ندارد.</p>



<h2 class="wp-block-heading"><strong>بخش 1 &#8211; دولت‌های <span class="engnum">E3</span> هرگز به تعهدات قراردادی خود عمل نکرده‌اند</strong></h2>



<p>بر اساس برجام<sup> [</sup><sup>۱]</sup> و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت <sup>[</sup><sup>۲]</sup>، کشورهای <span class="engnum">E3</span> متعهد می‌شوند به:</p>



<ul class="wp-block-list">
<li>لغو کامل تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای پس از اجرای تعهدات ایران (بند ۱۸-۲۰، ضمیمه ۵)،</li>



<li>حفظ تجارت اقتصادی با ایران، به‌ویژه در زمینه انتقالات مالی، بیمه، کشتیرانی و تجارت مواد خام،</li>



<li>«همکاری کامل با حسن نیت» مطابق با&nbsp; بند ۳۶.</li>
</ul>



<h3 class="wp-block-heading">رفتار واقعی</h3>



<p><span class="engnum">E3</span> علی‌رغم تأیید پایبندی ایران توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در سال‌های ۲۰۱۶-۲۰۱۸، تحریم‌های خود را به شکل کافی و یا به هیچ وجه لغو نکردند. در واقع، گشایش اقتصادی وعده داده شده به ایران هرگز محقق نشد، زیرا <span class="engnum">E3</span> نتوانستند با اثر بازدارنده تحریم‌های آمریکا مقابله کرده و شرکت‌های اروپایی را از دسترس آن‌ها محافظت کنند. پس از خروج آمریکا در سال ۲۰۱۸، آن‌ها عملاً تسلیم تحریم‌های آمریکا شده و دسترسی به سوئیفت، تجارت و جریان سرمایه را مسدود کردند. این تسلیم با تصمیم <bdo dir="ltr" lang="en"><span class="engnum">E3</span></bdo> مبنی بر عدم ارائه حمایت حقوقی قوی به شرکت‌های اروپایی، که با تحریم‌های ثانویه آمریکا مواجه بودند، رسمیت یافت و عملاً حاکمیت اقتصادی خود را به واشنگتن واگذار کردند. <sup>[۳]</sup> ایران هرگز جبران اقتصادی وعده داده شده در برجام را دریافت نکرد &#8211; که این امر توافق را از دیدگاه ایران، به طور اساسی بی‌ارزش ساخت. همانطور که سرویس تحقیقاتی پارلمان اروپا اشاره کرده است، پس از اعمال مجدد تحریم‌های آمریکا، «تجارت اتحادیه اروپا با ایران سقوط کرد، به طوری که واردات ۸۹٪ و صادرات ۴۸٪ کاهش یافت (آمار ۲۰۲۲) و به دنبال آن کاهش بیشتری در سال ۲۰۲۳ رخ داد. به طور کلی، تحریم‌های چندجانبه (۲۰۰۶-۲۰۱۵) و یک‌جانبه (۲۰۱۸-تاکنون) آمریکا تأثیر بسیار منفی بر عملکرد اقتصادی ایران داشته است». <sup>[۳، ص. ۷]</sup></p>



<h3 class="wp-block-heading">گسترش و ادامه تحریم‌ها توسط <bdo dir="ltr" lang="en"><span class="engnum">E3</span></bdo> = نقض آشکار قرارداد</h3>



<p>فراتر از صرفاً عدم اجرای تعهدات، <span class="engnum">E3</span> حتی پا را فراتر گذاشتند:</p>



<p>بین سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۵، آن‌ها مکرراً تحریم‌های جدیدی را علیه ایران وضع کردند که در تضاد آشکار با مفاد ۱۸-۲۰ برجام و بخش ۷ قطعنامه ۲۲۳۱ (۲۰۱۵) شورای امنیت بود.</p>



<h3 class="wp-block-heading">مثال‌ها:</h3>



<ul class="wp-block-list">
<li>شورای اروپا در ۱۷ اکتبر تأیید کرد که اتحادیه اروپا تمام تحریم‌هایی را که قرار بود در ۱۸ اکتبر تحت برجام لغو شوند، از جمله اقدامات مربوط به برنامه موشکی ایران، حفظ خواهد کرد. بریتانیا نیز تحریم‌های خود را علیه ایران حفظ کرد و اقدامات جدیدی را اعلام نمود. در بیانیه‌ای در ۱۸ اکتبر، وزارت خارجه بریتانیا تصمیم خود برای حفظ محدودیت‌ها را «پاسخی متناسب و مشروع به تشدید فعالیت‌های هسته‌ای ایران» توصیف کرد. همچنین اعلام شد که انتقال موشک و پهپاد توسط ایران «ثبات بین‌المللی را به خطر انداخته و تنش‌های منطقه‌ای را تشدید می‌کند». <sup>[</sup><sup>۴]</sup></li>



<li>بریتانیا تحریم‌های مگنیتسکی اضافی را که اقدامات هدفمندی علیه قضات و مقامات ایرانی به دلیل نقض حقوق بشر بود، اعمال کرد، حتی با وجود اینکه چنین اقدامی چارچوب حقوقی برجام را تضعیف می‌کند. <sup>[</sup><sup>۵]</sup></li>



<li><span class="engnum">E3</span> فعالانه از حذف بانک‌های ایرانی از سیستم سوئیفت حمایت کرده و تمام تلاش‌ها برای ایجاد تجارت مشروع از طریق مکانیسم اینستکس را که در ابتدا برای جبران تحریم‌های آمریکا طراحی شده بود، مسدود کردند.</li>
</ul>



<p>بنابراین، <span class="engnum">E3</span> نه تنها روح، بلکه متن برجام را نیز نقض کردند، که صراحتاً هرگونه تحریم جدید مرتبط با هسته‌ای را تا زمانی که ایران پایبند باشد یا از توافق خارج نشده باشد، ممنوع می‌کند.</p>



<h3 class="wp-block-heading">نتیجه‌گیری</h3>



<p>کسانی که نه به تعهدات قراردادی خود عمل می‌کنند و نه آن‌ها را حفظ می‌کنند، بلکه با گسترش تحریم‌ها به جای کاهش آن‌ها، تعهدات را معکوس می‌کنند، عملاً از برجام خارج شده‌اند و بدین ترتیب تمام جایگاه اخلاقی، سیاسی و حقوقی برای درخواست پایبندی قراردادی از دیگران را از دست داده‌اند. چنین ناتوانی سیستماتیک در اجرای تعهدات اساسی، به منزله نقض اساسی معاهده بر اساس ماده ۶۰ کنوانسیون وین در مورد حقوق معاهدات (VCLT) است که به طور قانونی تعلیق تعهدات ایران، توسط این کشور را توجیه می‌کند. <sup>[</sup><sup>۶]</sup> نقض سیستماتیک قرارداد، از سوی <span class="engnum">E3</span> رخ داده است.</p>



<h2 class="wp-block-heading"><strong>بخش 2&nbsp;&#8211; دولت‌های <span class="engnum">E3</span> در سکوت یک اقدام تجاوزکارانه غیرقانونی را پذیرفته یا حتی تأیید کردند</strong></h2>



<p>در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵، نیروهای مسلح ایالات متحده و اسرائیل تأسیسات هسته‌ای ایران در فردو، نطنز و اصفهان را بمباران کردند. این حمله:</p>



<ul class="wp-block-list">
<li>بدون مجوز سازمان ملل رخ داد،</li>



<li>با دفاع مشروع توجیه نمی‌شد (ماده ۵۱ منشور ملل متحد)،</li>



<li>حاکمیت ایران را نقض کرد و بسیار فراتر از اهداف هسته‌ای رفت:
<ul>
<li>[برخی] مناطق شهری به کل نابود شدند.</li>
</ul>
<ul>
<li>بیمارستان‌ها، زندان‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی بمباران شدند.</li>
</ul>
<ul>
<li>ده‌ها دانشمند و خانواده‌هایشان به طور عمدی حذف شدند.</li>
</ul>

<ul class="wp-block-list">
<li>این حملات تمام معیارهای یک جنایت جنگی را برآورده می‌کنند. همزمان، رئیس‌جمهور ایالات متحده رسماً خواستار تسلیم کامل ایران شد. همچنین ایران آشکارا به ترور رهبری کنونی و تغییر رژیم تهدید شد.</li>
</ul>
</li>
</ul>



<h3 class="wp-block-heading">واکنش <span class="engnum">E3</span></h3>



<ul class="wp-block-list">
<li>عدم محکومیت.</li>



<li>عدم اشاره به نقض حقوق بین‌الملل. این سکوت به ویژه با توجه به اینکه منع استفاده از زور یک قاعده آمره (jus cogens) در حقوق بین‌الملل است که هیچ دولتی نمی‌تواند از آن عدول کند، بسیار محکوم‌کننده است. در واقع، «منع تجاوز» به صراحت به عنوان یک قاعده آمره ذکر شده است <sup>[۷]</sup>.</li>



<li>عدم درخواست از سازمان ملل برای تحقیقات.</li>



<li>صدراعظم آلمان فریدریش مرتس حتی اعلام کرد: «اسرائیل کثیف کاری را برای ما انجام داد.» (ژوئن ۲۰۲۵)</li>
</ul>



<h3 class="wp-block-heading">نتیجه‌گیری</h3>



<p>این رفتار حداقل به منزله همدستی سیاسی در یک جنگ تجاوزکارانه غیرقانونی است. با انجام این حملات، ایالات متحده عملاً میز مذاکره و به همراه آن، خود دیپلماسی را بمباران کرد. کشورهای <span class="engnum">E3</span>، از طریق سکوت و اقدامات بعدی خود، از این تخریب دیپلماسی حمایت کردند و بدین ترتیب خود را به عنوان شرکای معتبر، به ویژه در چارچوب یک توافق امنیتی مانند برجام، کاملاً بی‌صلاحیت کردند.</p>



<h2 class="wp-block-heading"><strong>بخش 3 &#8211; مکانیسم ماشه علیه قربانی حملات؟ &#8211; از نظر حقوقی و اخلاقی بی‌معنا</strong></h2>



<p>«مکانیسم ماشه» طبق برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، برای بازگرداندن تحریم‌ها در صورت نقض‌های عمده توسط ایران عمل می‌کند.</p>



<h3 class="wp-block-heading">واقعیت</h3>



<p>ایران در حالی که &#8211; طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی &#8211; حتی به طور قطعی از توافق خارج نشده بود، مورد حمله نظامی قرار گرفت. در حالی که گزارش‌های اخیر آژانس تأیید می‌کنند که ایران، علی‌رغم کاهش همکاری، به طور رسمی از برجام خارج نشده است &#8211; نکته‌ای که از نظر حقوقی با عدم پایبندی متمایز است &#8211; آن‌ها همچنین بیان می‌کنند که آژانس به دلیل کمبود اطلاعات قابل راستی‌آزمایی، صرفاً «در موقعیتی نیست که اطمینان دهد برنامه هسته‌ای ایران منحصراً صلح‌آمیز است». <sup>[۸]</sup></p>



<p><span class="engnum">E3</span> از ایران می‌خواهند که پس از بمباران زیرساخت‌های هسته‌ای‌اش در حین مذاکرات جاری، «به میز مذاکره بازگردد».</p>



<p>از دیدگاه <span class="engnum">E3</span> «نقض» برجام، نه در خود غنی‌سازی، بلکه در آماده نگه نداشتن تأسیسات تخریب‌شده توسط ایران برای بازرسی کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نهفته است.</p>



<h3 class="wp-block-heading">نتیجه‌گیری</h3>



<p>تلاش برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه پس از:</p>



<ul class="wp-block-list">
<li>عدم انجام تعهدات خود،</li>



<li>تحمل یا تشویق یک حمله نظامی، و</li>



<li>اکنون تمایل به تحریم قربانی این حمله،</li>
</ul>



<p>نه تنها بر اساس حقوق بین‌الملل غیرمجاز است، بلکه نمونه آشکار ریاکاری نهادینه می‌باشد. این تلاش، نقض آشکار دکترین «دستان پاک» است، یک اصل اساسی در رویه قضایی بین‌المللی که یک طرف را از جستجوی راه‌حل‌های قانونی در صورتی که خود به طور نامناسب عمل کرده باشد، منع می‌کند. همان‌طور که دیوان بین‌المللی دادگستری در پرونده Nottebohm بیان کرده: «دادگاه باید تعیین کند که آیا تابعیتی که به Nottebohm اعطا شده، به‌گونه‌ای است که لیختن‌اشتاین را در حمایت از او در برابر اقدامات گواتمالا موجه سازد یا نه». <sup>[9، ص.</sup><sup>۲۴]</sup> علاوه بر این، باید توجه داشت که فعال‌سازی مجدد تحریم‌ها علیه تأسیساتی که قبلاً به طور غیرقانونی بمباران شده‌اند، هم از نظر حقوقی و هم از نظر منطقی بی‌معناست.</p>



<h2 class="wp-block-heading"><strong>بخش 4 &#8211; نقض اصول قوانین</strong></h2>



<p>بدین ترتیب <span class="engnum">E3</span> چندین هنجار اساسی قوانین بین‌المللی را نقض می‌کنند:</p>



<ul class="wp-block-list">
<li>اصل وفای به عهد (Pacta sunt servanda): نقض معاهده از طریق عدم انجام تعهدات خود.</li>



<li>اصل منع جنگ تجاوزکارانه: پذیرش سکوت‌آمیز یک اقدام تجاوزکارانه.</li>



<li>اصل حسن نیت (Bona fide): درخواست مکانیسم ماشه در حالی که خودشان به توافق وفادار نیستند.</li>



<li>اصل برابری طرفین قرارداد: استانداردها فقط برای ایران اعمال می‌شود، نه برای ایالات متحده یا اسرائیل.</li>



<li>اصل: تناسب و انصاف: تحریم‌ها برای تأسیسات تخریب‌شده اعمال می‌شود، نه برای نقض.</li>



<li>اصل: عمل متقابل (Reciprocity): ناکامی <span class="engnum">E3</span> در ارائه مزایای اقتصادی وعده داده شده، ماهیت متقابل معاهده را شکست، که یک طرف را تنها تا جایی که طرف دیگر نیز به تعهدات خود عمل کند، از نظر قانونی ملزم می‌کند. این امر یک نقض اساسی محسوب می‌شود که کنوانسیون وین در مورد حقوق معاهدات آن را نقض «ماده‌ای ضروری برای تحقق هدف یا مقصود معاهده» تعریف می‌کند. <sup>[</sup><sup>۶</sup><sup>، ماده </sup><sup>۶۰</sup><sup>، ص. </sup><sup>۲۰]</sup></li>
</ul>



<h2 class="wp-block-heading"><strong>بخش 5 &#8211; استدلال‌های حقوقی و سیاسی تکمیلی که اقدامات <span class="engnum">E3</span> را بی‌اعتبار می‌کند</strong></h2>



<p>فراتر از موارد آشکار نقض کنوانسیون وین، تلاش <span class="engnum">E3</span> برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه به دلایل حقوقی و سیاسی دیگری نیز نامشروع است و اعتبار موضع آن‌ها را بیشتر از بین می‌برد.</p>



<ol class="wp-block-list">
<li><strong>اصل استاپل (Estoppel) و حسن نیت</strong><br>اصل حقوقی استاپل مانع از آن می‌شود که یک طرف موضعی را اتخاذ کند که با رفتار پیشین خود ناسازگار باشد. <span class="engnum">E3</span> مکرراً تعهد خود را به برجام اعلام کردند، حتی در حالی که به تعهدات اصلی خود، به‌ویژه تعهدات اقتصادی، پایبند نبودند. با این عدم اجرای سیستماتیک، آن‌ها وضعیتی را ایجاد کردند که در آن ایران مجبور به کاهش پایبندی خود شد. اکنون استناد به عدم پایبندی ایران به عنوان توجیه مکانیسم ماشه، پس از اینکه خود از طریق اقداماتشان در ایجاد آن نقش داشته‌اند، نقض آشکار این اصل است. همان‌طور که قاضی فیتز‌موریس در پرونده Temple of Preah Vihear گفت: «زمانی که یک دولت با گفتار یا رفتار، وضعیتی حقوقی یا واقعی ایجاد کرده و دولت دیگر را به باور و اتکا به آن واداشته، از نظر اصل استاپل، نمی‌تواند علیه آن دولت موضع مخالف بگیرد». <sup>[10، ص.۶۴]</sup> این رفتار نمونه‌ای روشن از بد‌نیتی است که اساساً حق استفاده از سازوکارهای پیمانی را سلب می‌کند.<br></li>



<li>&nbsp;<strong>سوءاستفاده از حق (Abus de Droit)</strong><br>هرچند «مکانیسم ماشه» یک ابزار حقوقی معتبر است، اما مصون از اصل منع سوءاستفاده از حق نیست. این اصل بنیادین حقوق بین‌الملل می‌گوید که هیچ حقی نباید برخلاف هدف و منظور پیمان به کار رود. استفاده از مکانیسم ماشه پس از تحمل یک حمله نظامی به طرف مقابل – که زیرساخت‌های موضوع پیمان را نابود کرده – نمونه‌ای آشکار از وارونه‌سازی هدف این سازوکار است. هدف مکانیسم ماشه بازگرداندن پایبندی است، نه افزودن مجازات به یک قربانی. این استفاده بدبینانه از یک ابزار حقوقی، اجرای آن را نامشروع می‌سازد. <sup>[۱۱]</sup><br></li>



<li><strong>تضعیف چندجانبه‌گرایی و اقتدار سازمان ملل</strong><br>اقدامات <span class="engnum">E3</span> الگویی خطرناک برای آینده روابط بین‌الملل ایجاد می‌کند. برجام، به عنوان توافقی که در یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل گنجانده شده است، نمایانگر پیروزی دیپلماسی چندجانبه است. با همسویی با یک‌جانبه‌گرایی ایالات متحده و نادیده گرفتن واقعیت‌های سیاسی، <span class="engnum">E3</span> نشان دادند که مکانیسم‌های سازمان ملل به جای نگهبانی از حفظ صلح و امنیت، می‌توانند برای منافع ژئوپلیتیکی دستکاری شوند. این امر به اقتدار شورای امنیت آسیب می‌رساند و نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ می‌توانند حقوق بین‌الملل را به صورت گزینشی اعمال کنند. این امر اعتبار شورای امنیت را تضعیف کرده و این تصور را تقویت می‌کند که «نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین» ابزاری در دست قدرت‌های بزرگ است، نه چارچوبی برای همه.&nbsp;</li>
</ol>



<h3 class="wp-block-heading">نتیجه‌گیری</h3>



<p>طرف‌های اروپایی برجام (<span class="engnum">E3</span>)، از طریق رفتار خود، بدون خروج رسمی ، عملاً خود را از توافق خارج کرده‌اند &#8211; که تنها بدبینی به اقدامات آن‌ها را برجسته‌تر می‌کند. بنابراین تلاش گستاخانه آن‌ها برای مجازات ایران از طریق مکانیسم ماشه، تحت قوانین بین‌المللی نامشروع، از نظر سیاسی مخرب و از نظر اخلاقی کاملاً بی‌اعتبار است. کشورهای <span class="engnum">E3</span> به جای حفظ یک توافق چندجانبه مبتنی بر برابری و حاکمیت قانون، منطق قدرت یک‌جانبه و استانداردهای دوگانه را برقرار کرده‌اند. کسانی که اینگونه عمل می‌کنند، حقی برای درخواست پایبندی به معاهده از سایر بازیگران ندارند.</p>



<h2 class="wp-block-heading"><strong>بخش 6 &#8211; استدلال‌های قضایی پیشرفته</strong></h2>



<p>این استدلال که مکانیسم ماشه نامشروع است، می‌تواند با تکیه بر اصول قوانین بین‌المللی مربوط به ماهیت خود معاهدات، بیشتر تقویت شود.</p>



<ol class="wp-block-list">
<li><strong>دکترین تغییر بنیادین شرایط (Rebus Sic Stantibus)</strong><br>دکترین rebus sic stantibus، که در ماده ۶۲ کنوانسیون وین در مورد قانون معاهدات تدوین شده است، به یک دولت اجازه می‌دهد تا در صورت وقوع یک تغییر بنیادین در شرایطی که در زمان انعقاد معاهده پیش‌بینی نشده، معاهده را به حالت تعلیق درآورده یا به آن خاتمه دهد. خروج ایالات متحده از برجام، عدم پایبندی سیستماتیک کشورهای <span class="engnum">E3</span> به تعهدات اقتصادی خود و حملات نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران، دقیقاً چنین تغییر بنیادین در شرایط را تشکیل می‌دهد. اساس اولیه توافق &#8211; تنش‌زدایی و عادی‌سازی تجارت در ازای محدودیت‌های هسته‌ای &#8211; از بین رفت. بنابراین، این تغییر شرایط، دامنه تعهدات ایران تحت معاهده را به طور اساسی تغییر داد. <sup>[۶، ماده ۶۲]</sup><br></li>



<li><strong>بعد رویه‌ای حسن نیت (Bona Fide)</strong><br>در اینجا، فراتر از اصل کلی حسن نیت، یک تعهد رویه‌ای خاص نقض شد. برجام در بند ۳۶ کمیسیون مشترکی را پیش‌بینی می‌کند که قرار است «با حسن نیت» در مورد مسائل مورد اختلاف مذاکره کند. با ادامه گسترش تحریم‌ها و اقدام یک‌جانبه، <span class="engnum">E3</span> این تعهد رویه‌ای برای تعامل دیپلماتیک صادقانه را نادیده گرفتند. آن‌ها از مکانیسم ماشه نه به عنوان آخرین راه حل دیپلماتیک، بلکه به عنوان یک ابزار فشار سیاسی استفاده کردند، در حالی که فرآیند دیپلماتیک پیش‌بینی شده در معاهده هرگز به طور واقعی دنبال نشد. حقوقدانان معتقدند که چنین سوءاستفاده‌ای از سازوکارهای رویه‌ای، کل توافق را تضعیف می‌کند. <sup>[12]</sup><br></li>



<li><strong>دکترین «برابری حاکمیتی» و «عدم مداخله»</strong><br>اقدامات <span class="engnum">E3</span> نه تنها نقض تعهدات قراردادی است، بلکه برابری حاکمیتی ایران را که در منشور ملل متحد گنجانده شده است، نیز تضعیف می‌کند. تحمل تحریم‌های ایالات متحده و تجاوز نظامی، نوعی اجبار اقتصادی را تشکیل می‌دهد که نقض آشکار اصل عدم مداخله در امور داخلی یک کشور است. <sup>[۱۳]</sup></li>



<li><strong>اصل یکپارچگی سیستمی (VCLT, Art. 31(3)(c))</strong><br>اصل یکپارچگی سیستمی ایجاب می‌کند که یک معاهده بین‌المللی به صورت مجزا نگریسته نشود، بلکه باید در چارچوب تمام قوانین مرتبط حقوق بین‌الملل تفسیر شود. تجاوز نظامی علیه ایران که تحت ماده ۲(۴) منشور ملل متحد ممنوع است، باید به عنوان یک هنجار برتر حقوق بین‌الملل در نظر گرفته شود.<br>اصل ادغام سیستمی مستلزم آن است که یک معاهده بین‌المللی به صورت جداگانه بررسی نشود، بلکه باید در چارچوب تمام قواعد مربوطه حقوق بین‌الملل تفسیر شود. چنان که در کنوانسیون وین در مورد قوانین معاهدات تدوین شده است، این به معنای در نظر گرفتن «هرگونه قواعد مربوطه حقوق بین‌الملل که در روابط بین طرفین قابل اجراست» است. <sup>[6، مقاله ۳۱(۳)(c) ، صفحه 14]</sup> تجاوز نظامی علیه ایران، که طبق ماده 2(4) منشور سازمان ملل ممنوع است، باید به عنوان یک هنجار بالاتر از قوانین بین‌المللی در نظر گرفته شود. برجام را نمی‌توان به گونه‌ای تفسیر کرد که تجاوز نظامی را که قرار است این توافق با آن مقابله کند، مشروعیت بخشد. بنابراین، تحمل حملات توسط سه کشور اروپایی و تلاش آنها برای فعال کردن مکانیسم ماشه در نتیجه این حملات، با تمامیت سیستمی قوانین بین‌المللی در تضاد است.</li>



<li><strong>دکترین «تهدید وجودی»</strong><br>اقدامات <span class="engnum">E3</span>، از جمله سکوت و توجیهات بعدی آنها، باید در پرتو تهدیدهای وجودی علیه ایران که همزمان با حملات نظامی رخ داده، نگریسته شود. توئیتی از رئیس‌جمهور ایالات متحده که خواستار تخلیه تهران، شهری با بیش از ۱۵ میلیون نفر جمعیت [۱۴] شده است، می‌تواند به عنوان تهدید به استفاده از نیروی هسته‌ای یا نیرویی در سطح کشتار جمعی تفسیر شود. چنین تهدید صریحی مبنی بر حمله گسترده به یک جمعیت غیرنظامی، نقض آشکار قوانین بین‌المللی و ممنوعیت استفاده از زور در منشور سازمان ملل است. با تحمل و عدم محکومیت چنین لفاظی‌هایی، سه کشور اروپایی بی‌توجهی عمیقی به هنجارهای اساسی حقوقی بین‌المللی نشان دادند که خود نقض جداگانه‌ای از تعهدات آنها برای عمل با حسن نیت است.</li>



<li><strong>همدستی <span class="engnum">E3</span> از طریق اطلاع قبلی</strong><br>استدلال همدستی <span class="engnum">E3</span> با احتمال بالای اطلاع قبلی آنها از حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران، بیشتر تقویت می‌شود. به عنوان اعضای اصلی ناتو و با عضویت بریتانیا در اتحاد اطلاعاتی «پنج چشم» [۱۶]، کشورهای <span class="engnum">E3</span> عمیقاً در برنامه‌ریزی‌های اطلاعاتی و نظامی متحدان خود ادغام شده‌اند. بنابراین، سکوت آنها پس از حملات نمی‌تواند به عنوان ناآگاهی صرف تلقی شود، بلکه یک تصمیم عمدی و حساب‌شده است. با کوتاهی در استفاده از این دانش برای جلوگیری یا محکوم کردن حملات، آنها در تجاوز همدست شدند و هرگونه جایگاه مشروع برای استناد به «مکانیسم ماشه» را از دست دادند.</li>
</ol>



<h2 class="wp-block-heading"><strong>بخش 7 &#8211; نتیجه‌گیری &#8211; نقض معاهده و اصول</strong></h2>



<p>تلاش <span class="engnum">E3</span> برای فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» علیه ایران، نه یک توسل مشروع به حقوق بین‌الملل، بلکه نقض عمیق هم متن و هم روح برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) است. استدلال‌های ارائه شده در این مقاله، الگوی واضح و سیستماتیک عدم پایبندی و سوءنیت از سوی <span class="engnum">E3</span> را نشان می‌دهد که حق آنها را برای استناد به همان مکانیسمی که به دنبال اجرای آن هستند، سلب می‌کند.</p>



<p>اولاً، ناکامی <span class="engnum">E3</span> در انجام تعهدات اصلی اقتصادی خود تحت معاهده، یک نقض اساسی برجام بود. بی‌عملی آنها، همراه با تحمل تحریم‌های ایالات متحده، وضعیتی را ایجاد کرد که در آن ایران هیچ منفعت اقتصادی قابل دوامی از مشارکت خود نداشت، شرایطی که کاهش پایبندی ایران را توجیه می‌کند.</p>



<p>تحمل آنها در قبال حملات نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران، و سکوت آنها در برابر آنچه به منزله یک تهدید وجودی است، همانطور که لفاظی‌های تهاجمی نشان می‌دهد، نقض دکترین «دستان پاک» است.</p>



<p>در اصل، استفاده <span class="engnum">E3</span> از «مکانیسم ماشه» نمونه‌ای از سوءاستفاده از حقوق است، زیرا آنها از یک ماده معاهده برای هدفی استفاده می‌کنند که برای آن در نظر گرفته نشده است: مجازات قربانی تجاوز به جای حل یک اختلاف واقعی معاهده. تغییر بنیادین در اوضاع و احوال، از یک چارچوب همکاری چندجانبه به یک کمپین یک‌جانبه فشار و خشونت، اساس اولیه توافق را تحت دکترین rebus sic stantibus کاملاً باطل می‌کند. بنابراین، اقدامات <span class="engnum">E3</span> نمی‌تواند به طور قانونی توجیه شود. آنها نه تنها در احترام به تعهدات خود کوتاهی کرده‌اند، بلکه فعالانه در فرسایش معاهده‌ای که اکنون ادعای دفاع از آن را دارند، مشارکت داشته‌اند. تلاش آنها برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه یک اقدام ریاکارانه نهادینه‌شده با انگیزه‌های سیاسی است که هیچ جایگاهی در حقوق بین‌الملل ندارد.</p>



<p><strong>نویسنده: کیخسرو آرش گرگین</strong></p>



<p><strong>فرانکفورت، آلمان</strong></p>



<p><strong>۵ اوت ۲۰۲۵</strong></p>



<p><strong>برگردان به پارسی: بهمن اردشیر آذرچهر</strong><strong><br></strong></p>



<p class="has-text-align-right"><strong>منابع</strong></p>



<div class="wp-block-group is-layout-constrained wp-block-group-is-layout-constrained">
<p dir="ltr">[1] <span class="engnum">JCPOA Full Text. (2015). <em>Joint Comprehensive Plan of Action. Available via U.S. Department of State archives.</em> <a href="https://2009-2017.state.gov/documents/organization/245199.pdf">https://2009-2017.state.gov/documents/organization/245199.pdf</a> </span></p>



<p dir="ltr"> [2] <span class="engnum"><span style="font-size: revert; color: initial;">United Nations. (2015). </span><em style="font-size: revert; color: initial;">UN Security Council Resolution 2231</em><span style="font-size: revert; color: initial;">. Retrieved from</span><br><a style="font-size: revert;" href="https://undocs.org/en/S/RES/2231(2015)">https://undocs.org/en/S/RES/2231(2015)</a></span></p>



<p dir="ltr">[3] <span class="engnum">European Parliament Research Service. (2024). EU sanctions: A key foreign and security policy instrument. Link: <a href="https://www.europarl.europa.eu/RegData/etudes/BRIE/2024/760416/EPRS_BRI(2024)76041%206_EN.pdf">https://www.europarl.europa.eu/RegData/etudes/BRIE/2024/760416/EPRS_BRI(2024)76041 6_EN.pdf</a></span></p>



<p dir="ltr">[4] <span class="engnum"><em>The Arms Control Association. (2023, November)</em>. UN Missile Sanctions on Iran Expire. Retrieved from <a href="https://www.armscontrol.org/act/2023-11/news/un-missile-sanctions-iran-expire">https://www.armscontrol.org/act/2023-11/news/un-missile-sanctions-iran-expire</a></span></p>



<p dir="ltr">[5] <span class="engnum">The UK Government. (2023, January 14). <em>UK sanctions Iranian Prosecutor General following execution of Alireza Akbari</em>. Retrieved from <a href="https://www.gov.uk/government/news/uk-sanctions-iranian-prosecutor-general-following%20execution-of-alireza-akbari">https://www.gov.uk/government/news/uk-sanctions-iranian-prosecutor-general-following execution-of-alireza-akbari</a></span></p>



<p dir="ltr">[6] <span class="engnum"><em>Vienna Convention on the Law of Treaties. (1969). Art. 60.</em> Link: <a href="https://legal.un.org/ilc/texts/instruments/english/conventions/1_1_1969.pdf">https://legal.un.org/ilc/texts/instruments/english/conventions/1_1_1969.pdf</a></span></p>



<p dir="ltr">[7] <span class="engnum">International Law Commission. (2001). <em>Articles on Responsibility of States for Internationally Wrongful Acts, Commentary</em>. (Articles 40 and 41, and the commentaries thereto., pp.112) Link: <a href="https://legal.un.org/ilc/texts/instruments/english/commentaries/9_6_2001.pdf">https://legal.un.org/ilc/texts/instruments/english/commentaries/9_6_2001.pdf</a></span></p>



<p dir="ltr">[8] <span class="engnum">International Atomic Energy Agency. (2025). <em>Director General&#8217;s Report to the Board of Governors. GOV/2025/24</em>. Quote: &#8220;The Agency has been unable to provide assurance that Iran&#8217;s nuclear programme is exclusively peaceful.&#8221; Link: <a href="https://www.iaea.org/sites/default/files/25/06/gov2025-24.pdf">https://www.iaea.org/sites/default/files/25/06/gov2025-24.pdf</a></span></p>



<p dir="ltr">[9] <span class="engnum">International Court of Justice. (1955). <em>Nottebohm Case, (Liechtenstein v. Guatemala)</em>. Link: <a href="https://www.icj-cij.org/en/case/18">https://www.icj-cij.org/en/case/18</a></span></p>



<p dir="ltr">[10] <span class="engnum">International Court of Justice. (1962). <em>Case Concerning the Temple of Preah Vihear</em> (Cambodia v. Thailand). Retrieved from <a href="https://www.icj-cij.org/en/case/25">https://www.icj-cij.org/en/case/25</a>.</span></p>



<p dir="ltr">[11] <span class="engnum">Kiss, Alexandre. (1997). <em>Abuse of Rights</em>. In: R. Bernhardt (ed.), Encyclopedia of Public International Law, Vol. I (p. 15). Amsterdam: Elsevier Science B.V.</span></p>



<p dir="ltr">[12] <span class="engnum">Lipson, Charles. (1991). &#8220;Why Are Some International Agreements Informal?&#8221; In: <em>International Organization</em>, Vol. 45, No. 4 (pp. 495-538).</span></p>



<p dir="ltr">[13] <span class="engnum">UN General Assembly. (1970). <em>Declaration on Principles of International Law concerning Friendly Relations and Co-operation among States in accordance with the Charter of the United Nations</em>. In this declaration, the principles of sovereign equality and non-intervention are explicitly established. The duty to refrain from any form of coercion is particularly highlighted on pages 1-2. Link <a href="https://treaties.un.org/doc/source/docs/A_RES_2625-Eng.pdf">https://treaties.un.org/doc/source/docs/A_RES_2625-Eng.pdf</a></span></p>



<p dir="ltr">[14] <span class="engnum">Newsweek. (2025, June 17). Trump Urges Evacuation Of Tehran And Leaves G7 Early, Citing Mideast Crisis. Retrieved from: <a href="https://www.newsweek.com/donald-trump-warning%20evacuate-tehran-iran-israel-strikes-2086420">https://www.newsweek.com/donald-trump-warning evacuate-tehran-iran-israel-strikes-2086420</a></span></p>



<p dir="ltr">[15] <span class="engnum">Parliament UK. (2008). Global Security: Iran. House of Commons Foreign Affairs Committee, Sixth Report of Session 2007–08. Link: <a href="https://publications.parliament.uk/pa/cm200708/cmselect/cmfaff/142/142.pdf">https://publications.parliament.uk/pa/cm200708/cmselect/cmfaff/142/142.pdf</a></span></p>



<p dir="ltr">[16] <span class="engnum">Privacy International. (2020, April 29). Five Eyes. Link:<br><a href="https://privacyinternational.org/learn/five-eyes">https://privacyinternational.org/learn/five-eyes</a></span></p>
</div>



<p></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایرانی که امروز اردشیر پاپکان را فرا می‌خواند</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/corridors/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[مرژدیک آذرفرّان]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 15 Aug 2025 04:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=4662</guid>

					<description><![CDATA[هفت‌خان کریدورها و هشت‌‌پای جهان تک‌قطبی و فرزندان برآمده از آن؛ایرانی که امروز اردشیر پاپکان را فرا می‌خواند پس از جنگ جهانی دوم، غرب بر آن شد تا نظمی تک‌قطبی و حاکمیتی واحد را بر جهان پیاده کند و این بار، خویشکاری چنین امری بر عهده کمالی‌ترین حالت ارسطویی و ابراهیمی، یعنی لیبرال دموکراسی آمریکایی، [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<h2 class="wp-block-heading has-text-align-center"><strong>هفت‌خان کریدورها و هشت‌‌پای جهان تک‌قطبی و فرزندان برآمده از آن؛<br>ایرانی که امروز اردشیر پاپکان را فرا می‌خواند</strong></h2>



<p>پس از جنگ جهانی دوم، غرب بر آن شد تا نظمی تک‌قطبی و حاکمیتی واحد را بر جهان پیاده کند و این بار، خویشکاری چنین امری بر عهده کمالی‌ترین حالت ارسطویی و ابراهیمی، یعنی لیبرال دموکراسی آمریکایی، مبتنی بر تسلط حداکثری بر منابع حیاتی و مسیرهای ترابری و جابه‌جایی آن منابع با ابزار نظامی و اقتصادی نهاده شد. آمریکا بهترین نمونه اجراشده این امر در گستره کوچکتری به نام ایالات متحده آمریکا بود؛ سرزمینی کوچک که بر پایه جنگ و نزاع طولانی‌مدت درونی و حاکمیت مطلق سرمایه‌ و برده‌داران، سرانجام با توافقی جهت قانون‌مداری و با محوریت رعایت حقوق سرمایه، کشوری به نام ایالات متحده آمریکا را شکل داده شد.</p>



<p>جنگ جهانی دوم عاملی شد برای گسترش جهانی این طرح، و افرادی بازمانده از دستگاه استعماری بریتانیا، معماری این نظم را با ابزار آمریکایی آن بر عهده گرفتند. گویی روح بیمار اسکندر این بار در کالبدی به نام آمریکا رستاخیزی دوباره پیدا کرده بود. این معماری، مناطق حساس جهان را از دو بُعد منابع و جابه‌جایی آن‌ها تعریف کرد:</p>



<p>از نظر منابع، چهار هسته اصلی تعیین شد: انرژی هیدروکربنی، مواد معدنی حیاتی، کشاورزی و آب شیرین، و مناطق راهبردی فناورانه. از نظر مسیرها نیز، دسته‌بندی به مسیرهای دریایی اصلی، زمینی و ریلی، مسیرهای انرژی و گلوگاه‌های راهبردی انجام شد.</p>



<p>این تقسیم‌بندی نتیجه قرن‌ها تسلط قدرت‌های اروپایی بر منابع و مناطق حساس جهان بود و توسط افرادی همچون هالفورد مک‌ایندر، آلفرد ماهان، اسپایسکمن و دیگران تئوریزه شده بود. در این چارچوب، تسلط کامل بر مسیرهای ترابری و مناطق کلیدی، محور اصلی پیاده‌سازی نظم تک‌قطبی در جهان بود. مناطق کانی و راهی در این تقسیم‌بندی به دو بخش مفهومی «هارتلند» (قلب زمین) و «ریملند» (حاشیه زمین) تقسیم شدند. هارتلند دربرگیرنده مناطقی همچون ایران شمالی و مرکزی، قفقاز، مناطق سیبری غربی، روسیه مرکزی و بخش‌هایی از اوراسیا بود. ریملند نیز شامل مناطق مؤثر بر نوار ساحلی اوراسیا از جمله کشورهای اروپای مرکزی و غربی، خاورمیانه، آسیای شرقی، جنوبی و جنوب‌شرقی می‌شد. بر اساس این دو مفهوم، هر کس بر هارتلند مسلط باشد، بر ریملند نیز تسلط خواهد داشت.</p>



<p>پیاده‌سازی نظم تک‌قطبی در جهان، نیازمند سامانه‌ای مبتنی بر قدرت نظامی، اقتصادی و ایدئولوژی قابل پذیرش و تأثیرگذار بود. بنابراین غرب نخست باید عناصر قدرت خود را تثبیت می‌کرد و رقیبان را کنار می‌زد تا سپس مسیر تسلط خود را ادامه دهد. کشورهایی که دارای عناصر قدرت بودند، یا باید حذف می‌شدند یا مطیع و ضعیف می‌گشتند. ایران به‌طور ذاتی و شگفت‌انگیزی، هم در بخش جغرافیایی و هم در عناصر قدرت، دارای ریشه سرزمینی و گفتمانی بود؛ به‌گونه‌ای که هم در هارتلند قرار داشت و هم در ریملند، هم منابع حیاتی و حساس را در اختیار داشت و هم گفتمان تمدنی. پس در برابر ایران، برای غرب دو گزینه وجود داشت: یا تعامل، یا تقابل و تضعیف. گزینه نخست به سبب تمدن و ریشه‌های تاریخی و هویتی ایران، سبب افزایش قدرت و بیداری هژمونیک ایران می‌شد، پس انتخاب راهبردی غرب، گزینه دوم یعنی تقابل و تضعیف بود.</p>



<p>شورش ۱۳۵۷ و برآمدن حکومتی که کاملاً بر ضد کلیت عناصر سرزمینی و هویتی ایران عمل می‌کرد، عامل تحقق گزینه دوم شد؛ گزینه‌ای که سبب به دور ماندن ایران از عناصر ژئوپولیتیکی و هویت خود، برای ادامه روند سلطه آمریکا بر مناطق حساس شد. وجود حاکمیتی همچون جمهوری اسلامی که خویشکاری‌اش تعلیق‌سازی و تخلیه تدریجی ظرفیت تمدنی از درون است، باعث شد غرب از بیرون تعاریف نامتعارفی از هارتلند و ریملند ارائه کند تا عملکرد و قدرت هژمونیکی که ذاتاً به نام ایران بود، از صحنه جهانی حذف شود.</p>



<p>از همین رو، کشورهایی نوظهور با کارکردهای ویژه پدید آمدند که هر یک در دور زدن و تخلیه تمدنی ایران در مناطق هارتلند و ریملند نقش‌آفرینی کردند. ایرانی که ذاتاً چهارراه انرژیکی و ترابری جهانی است، امروز به‌طور کامل و دست‌ساخته با ابداع مسیرها و منابع نوین همچون کمربند ساحلی عرب – مدیترانه، گذرگاه پیوندی جهان ترک یا زنگزور، طرح‌های گذرگاهی اسرائیل و دیگر مسیرهای مشابه، از زیست طبیعی خود که عامل تعادل، تعامل و بهزیستی جهانی بود، به دور رانده شده است.</p>



<p>امروز که الگوی نظم تک‌قطبی جهان به اوج کمال خود یعنی ناکارآمدی و سپس زوال و نابودی نزدیک می‌شود، غرب این بار در تلاش برای بقاست؛ نه برای سهم‌خواهی و تسلط همچون دوران پس از جنگ جهانی دوم. در این تلاش برای بقا، تنها منطقه‌ای که می‌تواند با فروپاشیدن یا مطیع ساختن آن به بقای غرب کمک کند، ایران است؛ ایرانی که متحدان غرب، سال‌ها پیش برای تخلیه عناصر آن، جمهوری اسلامی را بر آن مسلط ساختند.</p>



<p>تازش ۱۲‌ روزه اسرائیل و آمریکا به ایران، نخستین گام عمل‌گرایانه غرب برای بقا در صحنه قدرت جهانی بود؛ اقدامی آشکار در برابر رقیبان و قدرت‌های نوظهور، و نشانه‌ای برای پیشبرد گام‌های بعدی غرب در هارتلند و ریملند. ایران، به‌مثابه یک ثقل ژئوپولیتیکی، با هر ضربه و تازش، عاملی خواهد بود برای پیشبرد گام‌های پسین غرب در این مناطق؛ زیرا تضعیف این ثقل به معنای فروپاشی زنجیره تعاملات و کنش‌هاست و فروپاشی این زنجیره‌ها، راه را برای زنجیره‌های نوین و دست‌ساخته‌ای باز خواهد کرد که تنها برای تسلط بر واقعیت جغرافیایی جهان ایجاد می‌شوند. دقیقاً همان‌گونه که در سال شوم ۱۳۵۷ بر ایران و جهان گذشت؛ زمانی که دو عنصر کاربردی غرب برای تثبیت خود یعنی انرژی و دلار، به جای ایران به سوی عربستان رفت.</p>



<p>عربستانی که تنها در بخشی از ریملند تعریف می‌شود، نه ارتباطی با اروپای شرقی و مرکزی دارد و نه پیوندی با آسیای مرکزی و اوراسیا. این امر در قالب قرارداد پترودلار امضا شد؛ قراردادی که پیش از آن، آریامهر به‌طور طبیعی و با تعادل همگانی اجرا می‌کرد. پس از قرارداد پترودلار، تحولاتی ضدایرانی در ایران آغاز گشت و سامانه‌ای پوپولیستی و مذهبی اسلامی از نوع تقلیدی شیعی در ایران پدید آمد؛ سامانه‌ای که سالیان سال منابع انسانی و طبیعی ایران را صرف ایجاد دلیل و بهانه برای مداخله غرب در خاورمیانه کرد و در زمان‌های حساس برای برداشت‌های ژئوپولیتیکی، از صحنه کنار کشید و بهترین نیروهای ایران را از میان برد. آشکارترین نمونه این موضوع، سوریه و سقوط حکومت بشار اسد بود که اصولا از بُعد ژئوپولیتیکی برای ایران اهمیت بسیار داشت و وجود حکومتی همسو با ایران، عامل اعمال قدرت ایران در منطقه بود.</p>



<p>اما جمهوری اسلامی با سیاست تعلیق‌سازی و تخلیه تدریجی عناصر هژمونیک ایران، نیروها را در زمان نتیجه‌گیری و اوج، سرکوب و تخلیه می‌کند. این موضوع نه تنها در سوریه، بلکه در لبنان و عراق نیز با اعمال بی‌عملی ویژه‌ای رخ داد. این کنش دقیقاً همان کنشی است که در زمان صفویه با حاکمیت شیعه در ابعاد هژمونیک رخ داد؛ کسانی حتی مناطق ایمانی خود را رها کرده و در برابر رقیب ایمانی که بر ضد آنان کنشگری می‌کرد، در بزنگاه‌هایی که می‌توانست رقیب را از میان بردارد، بی‌عمل ماندند و واکنشی نشان ندادند و تنها به سرکوب داخلی برای تثبیت قالبی ضدایرانی روی آوردند. این کنش تنها از ساختار شیعی برمی‌آید؛ خودزنی، تقلید و انزوا سه رکن اصلی در بافت فلسفی شیعه است؛ فردی که معترض است با توسل به یک توهم و محوریت اعتراضش خیالی است که از نفس شکست‌پذیر و تهی پدید آمده است؛ همان اهریمن.</p>



<p>با چنین سامانه‌ای، ایران نه تنها در ابعاد ژئوپولیتیک، که امروز با توجه به پیشرفت‌های بشری، از دست دادن آن‌ها به معنای از دست دادن بخشی از کشور است، منزوی خواهد شد، بلکه از درون نیز از خود بیگانه شده و فروخواهد پاشید. در هرگونه توافق و تعاملی، ما شاهد تازش دوباره به ایران خواهیم بود؛ تازشی چندمرحله‌ای تا ایران یا مطیع شود یا از میان برود، یا تا زمانی که قدرت‌های شرقی و غربی نفوذ خود را حفظ و تثبیت کنند. چنانکه در تازش دوازده‌روزه به ایران مشاهده شد، سال‌ها تحقیر و ضربه‌های گوناگون برای چندپاره کردن ملت ایران و بیگانه‌سازی آنان از خود و یکدیگر، چه از درون توسط جمهوری اسلامی و چه از بیرون توسط عوامل غربی پدیدآورنده آن، نتیجه‌ای معکوس داشت و شاهد انسجام و یکپارچگی ملت و نیروهای مسلح بودیم. روح ایرانی بیدار است.</p>



<p>این رخداد نشان داد که روح تاریخی و تمدنی ایران بیدار است و نوای خوانش دوباره منه و روح اردشیر پاپکان برای پاکسازی درونی و گام نهادن به سوی زیستی نو در ابعاد ژئوپولیتیکی، فرهنگی، دینی و دیگر عرصه‌ها نمایان ساخت. تبلور شاهنشاهی که پس از برآمدنش، شکوفایی ایران از درون و بیرون را در مناطقی که امروز هارتلند و ریملند تعریف می‌شوند، به همراه آورد؛ شکوفایی‌ای که انوشیروان‌ها، شاپورها، خسرو پرویزها و دیگران، صلحی چندصدساله را در حجاز، قفقاز و آسیای میانه برقرار کردند.</p>



<p>امروز ایران روح اردشیر پاپکان را برای بیداری کردها در عراق، ترکیه و سوریه، مردمان شمالی در آران، ارمنستان و گرجستان تا قفقاز شمالی، خراسان بزرگ، تاجیکستان، بلخ و سمرقند، و مردمان لار در حاشیه جنوبی دریای پارس، ایرانیان تیسفون و دیگر مناطق فرا می‌خواند. در این زمان تاریک که ایران به حائلی برای پیشبرد مقاصد شرق و غرب تبدیل شده است، ثقلیست جهت ضربه‌ و تثبیت قدرت شرق و غرب ، تنها روح اردشیر پاپکان و حکمت مغان است که می‌تواند سبب زایش دوباره و صلحی پایدار در جهان شود. بازیابی ایرانشهری به مثابه یگانه نیروی برخاسته از دل و جان کوروش‌ها، داریوش‌ها و اردشیر پاپکان‌ها، تنها عاملیست&nbsp; برای تحقق این امر که به یاری ایزدان چنین نیز خواهد شد. ایدون باد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بیانیه‌ی رسمی «جنبش فرزندان زرتشت و کورش» (بازیابی ایرانشهری) در پیوند با تازش مغول‌وار اسرائیل به خاک سپند ایرانشهر</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/official-statements-israels-invasion/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Jun 2025 04:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بیانیه‌های رسمی]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=4579</guid>

					<description><![CDATA[با نام اورمزد، بغ بزرگ، بزرگترین بغانو با نام مهر، آناهیت، اپام‌نبات ایرانشهریان!میهن ما در یک جنگ نابرابر و همه‌سویه به سر می‌برد، از درون و از بیرون. در بیرون، همه چیز روشن است: چنگیز جهود، بنیامین نتانیاهو، خیز برداشته است تا آنچه را از تازش الکسندر و محمد و چنگیز و تیمور و ایلغار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>با نام اورمزد، بغ بزرگ، بزرگترین بغان<br>و با نام مهر، آناهیت، اپام‌نبات</p>



<p><strong>ایرانشهریان!</strong><br>میهن ما در یک جنگ نابرابر و همه‌سویه به سر می‌برد، از درون و از بیرون. در بیرون، همه چیز روشن است: چنگیز جهود، بنیامین نتانیاهو، خیز برداشته است تا آنچه را از تازش الکسندر و محمد و چنگیز و تیمور و ایلغار صفوی و قجر و خمینی بازمانده است، تکه‌تکه کند و یکبار برای همیشه به ناپدید کردن ایرانشهر از روی نقشه‌ی جهان جامه‌ی کنش بپوشاند.<br>خواب الکسندر و والرین، خواب محمد و چنگیز، خواب خزعل و سمیتقو و مصدق و خمینی هنوز برآورده نشده است و ایرانزمین، همچنان، اگرچه لرزان، بر پای خویش ایستاده است. چهل و شش سال ویرانی برنامه‌مند فتنه‌گران 57 که پیروزی خود را وامدار خیانت برنامه‌مند خاندان منحوس دیبا و ناتوانی نمونه‌وار پهلوی دوم در بازشناسی دوست از دشمن هستند، کمر ایران را خم کرده است.<br>کسان توانسته‌اند با اسرائیلی‌ترین شعار قرن، یعنی «مرگ بر اسرائیل»، و «اسرائیل باید نابود شود»، تله و دامی ماهروزی (تاریخی) در برابر سرزمین ما کنده، و همه‌ی داشته‌های ما را هزینه‌ی چاه ویلی به نام «آرمان قدس» کنند. آرمانی اهریمنی که نه تنها ایرانیان را دچار بزرگترین زیان‌های ماهروزی کرده است و آنان را به لبه‌ی پرتگاه نابودی رانده است، بلکه قوم دربند فلسطین را نیز تا پای برون رانده شدن از سرزمین مادریشان پیش برده است.</p>



<p><strong>هم میهنان!</strong><br>خاخام خامنوف توانسته است اسرائیلی‌ترین حکومت جهان را در میهن ما بر پا کند. اسرائیلی، بارها اسرائیلی‌تر از آنچه در اورشلیم و تل‌آویو بر سر کار است. خدمتی که خامنوف به آرمان قوم یهود کرده و می‌کند، هیچ فردی تا به امروز نکرده است. خامنوف دارد بزرگترین سد در برابر آرمان اسرائیل بزرگ، یعنی سد ایرانشهر را، در برابر چشم جهان از سر راه قوم موسی برمی‌دارد. خامنوف دارد ایرانشهر را در درگاه آدون ذبح می‌کند.<br>این خامنوف است که با فتوای اسرائیلی خود، بمب اتم را بر میهن ما حرام کرده است و همزمان، سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی کشور را دربست به کشورهای بیگانه و در رأس آنان، اسرائیل و روسیه و ترکیه سپرده است. این خامنوف است که ایرانیت را قدغن نموده و دست هر فرقه‌ی آنتی‌ایرانی و تجزیه‌طلب را در کشور باز گذاشته است.<br>در ذیل ولایت آنوسی-جهودی خامنوف است که در روز روشن کلیت کادر فرماندهی سپاهی و لشگری کشور ترور می‌شود، کلیت سامانه‌ی پدافندی کشور قفل می‌شود، ده‌ها افسر و دانشمند بلندپایه همراه خانواده‌هاشان کشته می‌شوند، در سراسر کشور وانتها و کامیونهای پهبادی دشمن آزادانه جولان می‌دهند، و باز هم وزیر خارجه او میآید و میگوید ما به زودی به گفتگو با آمریکا بازمی‌گردیم!<br>ذیل ولایت آنوسی-جهودی خامنوف است که اسرائیل نیروگاه‌های هسته‌ای میهن ما را بمب‌باران می‌کند، با این پیامد که این تازش میتواند کل فلات ایرانزمین را رادیواکتیو و برای قرن‌ها زیست‌ناپذیر کند، لیک رئیس سازمان انرژی هسته‌ای کشور می‌گوید ایران همچنان در پیمان منع گسترش می‌ماند و فقط از پروتکل الحاقی بیرون می‌رود، آن نیز نه لزوما، شاید!</p>



<p><strong>ایرانیان!</strong><br>این اندازه از بی‌شرافتی، این اندازه از پلشتی، این اندازه از خیانت برهنه در هیچ کجای جهان نموده نداشته و نخواهد داشت. تنها و تنها از یک موالی و تواب تمدنی، تنها و تنها از شیعه‌ی آل علی، آن قاتل ایران و ایرانی است که این حجم از بی‌وطنی و سرسپردگی به بیگانه برمی‌آید. در حالی که اوباش حسینی و دیگر شیعیان باجناق‌باز حیدر-حیدر کنان چشمان دختران و پسران آریایی این سرزمین را کور می‌کردند، نبوغ آریایی دانشمندان ایرانشهری ما در حال ساخت نرم‌افزار موشکی و هسته‌ای بود. پس خامنوف خیز برداشت تا برای تخلیه‌ی این داشته‌ی تمدنی، در یک عملیات اشرف مروان، با خاموش کردن پدافند و حذف کادر فرماندهی، طی چند روز، همان بلایی را سر ایرانزمین آورد که همکیش او در مصر، اشرف مروان، در سال 1973 و طی جنگ یوم کیپور بر سر مصر آورد. این است آنچه امروز دارد رخ میدهد.</p>



<p><strong>آریاییان!</strong><br>این تازش مغول‌وار با رهبری مشترک بی‌بی-خامنوف، شکست خورد و کارشناسان میهن توانستند پس از 14 ساعت بر سامانه‌ها چیره شوند. پس اینک می‌بایست فراگرد دوم عملیات آغاز شود:<br>1.&nbsp; پیشگیری از گوشمالی بایسته‌ی اسرائیل.<br>2.&nbsp; پیشگیری از اعلام وضعیت فوق‌العاده.<br>3.&nbsp; پیشگیری از منع رفت و آمد، و باز گذاشتن مرزها و راهها برای کنش آزادانه‌ی تروریستها تا شمار بیشتری از فرماندهان را کشته و حجم بیشتری از ویرانی و خرابکاری را در سراسر ایرانزمین پدید آورند.<br>4.&nbsp; فرسایشی کردن نبرد که بی‌شک به سود دشمن و به زیان میهن ما میباشد، چرا که دشمن بی‌نهایت پول و زین‌افزار دارد، ایرانزمین اما نه.<br>5.&nbsp; در همین چارچوب، با عملیات فریبی به نام &#8220;پشتیبانی اتمی پاکستان&#8221; روبروییم: به نیروهای ایرانی باید القاء شود که چتر اتمی پاکستان بر سر شماست، پس نیازی به ساخت بمب به دست خود ندارید!<br>6.&nbsp; طرح فریب ساخت بمب اتم به دستور خامنوف: گرد آوردن باقی‌مانده‌ی دانشمندان در یک جا، و قتل گروهی آنان. همانگونه که سردار حاجی‌زاده همراه با کل تیم هوافضای سپاه به دستور خامنوف گرد آمدند و سپس قتل عام شدند. همانگونه که نصرالله و گروهش قتل عام شدند. و همانندها.</p>



<p><strong>چکمه‌پوشان، لشگریان، سپاهیان، ارتشیان!</strong><br>این قول طرف پاکستانی، هم اگر حرف دل گوینده‌ی آن باشد، فریبی بیش نیست. در روزی که اسرائیل یا آمریکا، هیروشیمائی نوین در میهن ما پدید آورند، (که کوشیدند با زدن فردو و نطنز آن را بدون انداختن بمب پدید آورند و هنوز ما از دامنه‌ی آلودگی آن آگاه نیستیم)، نه پاکستان، نه هیچ کشور دیگر، انگشت کوچک خود را نیز به نشانه‌ی گله و شکایت تکان نخواهد داد.<br>هرگز فراموش مکنید: ایران، مرد تنهای شب ماهروز است و این تنهایی همه‌سویه، بخشی از دی‌ان‌ای و بافت ژنتیک این میهن است. پس فریب پاکستان را نخورید، هم اگر، آن‌چنان که گفتیم، گوینده‌ی آن خود نداند که مهره‌ای بیش نیست و برای گول زدن ما فرستاده شده است.</p>



<p><em>آنچه باید کرد:</em><br>1.&nbsp; اعلام وضعیت فوق‌العاده و حکومت نظامی.<br>2.&nbsp; خلع دولت پانتورکیستی و تجزیه طلب پزشکیان.<br>3.&nbsp; خلع خاخام خامنوف از همه‌ی مقام‌ها.<br>4.&nbsp; تعطیل کردن وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه، قطع دسترسی تمامی کادر این دو نهاد از همه‌ی ابزار اطلاعاتی، و سپردن امنیت کشور به رکن دو ارتش.<br>5.&nbsp; بیرون آمدن از پیمان منع گسترش، فراخواندن گروسی به ایران برای یک نشست و دستگیری او و تمامی کارمندان آژانس و حبس کردن آنان در فردو و نطنز به عنوان سپر انسانی.<br>6.&nbsp; اعلام پیشاپیش جنگ به هر کشوری که آسمان، خاک، یا آب خود را برای تازش اسرائیل به ایرانزمین باز گذارد.<br>7.&nbsp; اعلام جنگ انرژیکی به سراسر جهان با این گزاره‌بندی: هم اگر یک ملخ اسرائیلی یا غیر اسرائیلی به یکی از پالایشگاه‌های گازی و نفتی ایرانزمین برخورد کند، سراسر پایگاه‌های انرژیکی در دسترس ایران نابود می‌شوند.<br>8.&nbsp; اعلام جنگ اتمی علیه اروپا و اسرائیل با این گزاره‌بندی: اگر یک ملخ اسرائیلی یا غیر اسرائیلی به یکی از نیروگاه‌های هسته‌ای ایران برخورد کند، موشک باران آخرالزمانی دیمونا و سراسر نیروگاه‌های هسته‌ای در دسترس، از غرب آسیا تا اروپا.<br>9.&nbsp; ساخت بمب اتم و پایان رسمی حکومت اشغالگر خامنوف و بازگشت به سامانه‌ی سپند پادشاهی ایرانشهری.</p>



<p><strong>هم میهنان، ایرانشهریان، پارسیان!</strong><br>روزی فردوسی بزرگ گفته بود: &#8220;چو ایران نباشد تن من مباد، بدین بوم و بر زنده یک تن مباد&#8221;. امروز هنگام جامه‌ی کنش پوشاندن به این سخن مغ پارسی رسیده ا‌ست. چرا که امروز ما در یک ایستار هستی‌شناختی (وضعیت وجودی) به سر می‌بریم. پرسش، بر سر بودن و نبودن ماست، نه کم، نه بیش.<br>پس اگر اسرائیلیان درون و بیرون، پس اگر خامنوف‌ها و رضا ناپهلوی‌ها، اگر اوباش مشروطه و مشروعه، اگر اشغالگران شیعه و مصدقی و کمونیست و دیگر خرفستران چیره شده بر میهن جم و کیخسرو، بر آن شده‌اند تا ایران اهورایی ما نباشد، باید بهای این نبودن خویشتن را برای کسان، و هم نیز همپیمانان بیرونیشان، تا جای پنداشتنی بالا بریم.<br><em>پرسش این است:</em> در جهانی که ایران نباشد، چرا عربستان و ترکیه و امارات باید باشند؟ در جهانی که ایران نباشد، چرا روسیه و چین و اروپا و آمریکا باید باشند؟ پاسخ روشن است: وقتی ایران نباشد، همان به که جهان نباشد. چرا که جهانی که تاب پذیرش یک ایران با پادشاهی ایرانشهری و زرتشتی‌کیش را، آنچنان که شهریاری کوروش و داریوش بود، نداشته باشد، و از الکسندر تا محمد، از چنگیز تا نتانیاهو، کوشیده و همی می‌کوشد تا نابودش کند، همان بهتر که چنین جهانی بر زمین نباشد، چرا که باور آریایی ما، آن چنان که مغ گنجه گفت، چیون است: &#8220;همه عالم تن است و ایران دل، نیست گوینده زین قیاس خجل، چون که ایران دل زمین باشد، دل ز تن به بود یقین باشد&#8221;.<br>اگر دل زمین نباشد، همان به که تن زمین نیز نباشد.<br>جاوید ایران.</p>



<p>به تیسپون باز می‌گردیم<br>و به آتش، به آتش بزرگ، به بزرگترین آتش‌ها<br>با ایران در ایران برای ایران<br>«نماینده‌ی (کاندیدای) زرتشتی پادشاهی، خردکام کیخسرو آرش گرگین»</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گاه‌شمار ایوازیگ نهاد بازیابی ایرانشهری</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/calendar/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهمن اردشیر آذرچهر]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Feb 2025 20:57:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=4353</guid>

					<description><![CDATA[گاه‌شمار ایوازیگ نهاد بازیابی ایرانشهری، یک گاه‌شمار زرتشتی است که توسط نهاد بازیابی ایرانشهری ارائه شده است. این گاه‌شمار با هدف ارائه یک مرجع کامل، امکاناتی نظیر نمایش رویدادهای زرتشتی و توضیحاتی در مورد نام هر ماه را فراهم می‌آورد. این پروژه ارزشمند، نتیجه تلاش‌های برنامه‌نویسی خدایان بهمن اردشیر آذرچهر و رهام بهدین است. وب‌سایت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[		<div data-elementor-type="wp-post" data-elementor-id="4353" class="elementor elementor-4353" data-elementor-post-type="post">
				<div class="elementor-element elementor-element-49e7273 e-con-full e-flex e-con e-parent" data-id="49e7273" data-element_type="container" data-e-type="container">
				<div class="elementor-element elementor-element-c4578c9 elementor-widget elementor-widget-text-editor" data-id="c4578c9" data-element_type="widget" data-e-type="widget" data-widget_type="text-editor.default">
				<div class="elementor-widget-container">
									<p>گاه‌شمار ایوازیگ نهاد بازیابی ایرانشهری، یک گاه‌شمار زرتشتی است که توسط نهاد بازیابی ایرانشهری ارائه شده است. این گاه‌شمار با هدف ارائه یک مرجع کامل، امکاناتی نظیر <strong>نمایش رویدادهای زرتشتی</strong> و <strong>توضیحاتی در مورد نام هر ماه</strong> را فراهم می‌آورد.</p>
<p>این پروژه ارزشمند، نتیجه تلاش‌های برنامه‌نویسی خدایان <strong>بهمن اردشیر آذرچهر</strong> و <strong>رهام بهدین</strong> است. وب‌سایت نهاد بازیابی ایرانشهری، پایگاه رسمی این گاه‌شمار است که می‌توانید برای مشاهده و استفاده از آن، به صفحه مربوطه مراجعه کنید.</p>								</div>
				</div>
				<div class="elementor-element elementor-element-88e5d1c elementor-align-center elementor-widget elementor-widget-button" data-id="88e5d1c" data-element_type="widget" data-e-type="widget" data-widget_type="button.default">
				<div class="elementor-widget-container">
									<div class="elementor-button-wrapper">
					<a class="elementor-button elementor-button-link elementor-size-sm" href="https://iranshahrig.com/calendar/">
						<span class="elementor-button-content-wrapper">
									<span class="elementor-button-text">برای دیدن گاه‌شمار اینجا کلیک کنید</span>
					</span>
					</a>
				</div>
								</div>
				</div>
				</div>
				</div>
		]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک پرفورمنس: چند چکه شاش، و پایان یک روایت</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/pr-socialpolicy/a_performance/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Dec 2024 00:42:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانشهر]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=4190</guid>

					<description><![CDATA[با پا گرفتن فتنه مشروطه و سربرآوردن اوباش چپ و ایرانستیزی چون میرزای جنگلی و حیدر عمواغلو، تا دوره‌ی میانه که با نامهایی چون طبری و کیانوری شناخته می‌شود تا سپس زمان به اوباش نسل سوم، یعنی به آل‌احمدها و شاملوها و ساعدی‌ها و بهرنگی‌ها برسد، و از پس آنها آوام اوباش نسل چهار و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>با پا گرفتن فتنه مشروطه و سربرآوردن اوباش چپ و ایرانستیزی چون میرزای جنگلی و حیدر عمواغلو، تا دوره‌ی میانه که با نامهایی چون طبری و کیانوری شناخته می‌شود تا سپس زمان به اوباش نسل سوم، یعنی به آل‌احمدها و شاملوها و ساعدی‌ها و بهرنگی‌ها برسد، و از پس آنها آوام اوباش نسل چهار و پنج که تا به امروز نیز روان است و بدپنداران و بدگفتاران و بدکرداران بسیاری را در خود جای داده است، روشنفکری ایرانی هماره یک خویشکاری برای خویش بیش نشناخته است: ویران کردن ایران با هر شیوه پنداشتنی و در دسترس.<br>اگر با نارنجک نشد، با قلم. اگر با سوسیالیسم نشد با دمکراسی. اگر با سوسیالیسم و دمکراسی نشد با اسلام. اگر با هیچ یک نشد با فدرالیسم. اگر با روسیه و چین نشد، با اروپا و آمریکا. اگر با عربستان نشد با ترکیه، و اگر با هیچ یک نشد با اسرائیل. آماج، یعنی نابودی ایران، نزد روشنفکری، هماره ابزار را، هر ابزاری را، دادپذیر می‌کند.<br>هم از این رو سالهاست که ما کسان را، روشنفکری را، مغول در جامه‌ی نوین نامیده‌‌ایم و در کنار مسلمان، که آخوند او را نمایندگی می‌کند، دو زایشگاه مهین خرفسترپروری اسکندریسم ابراهیمی و بدین میانجی، دو ستون اهرمن در ایرانشهر.<br>آنچه مغول با تیغ خود کرد، روشنفکر آن را، و بیش از آن را، با قلم خود می‌ورزد. و شکی نیست که بزرگترین سد در برابر رشد خرد و اندیشه، و بدین میانجی هر گونه رویش نیک و رشد پایدار در ایران پس از قادسیه، در کنار و پس از آخوند، صنعت روشنفکری و فاشیسمِ فرهنگی او بوده است: یعنی همانا مارکسیسم فرهنگی. و در این نیز شکی نیست که بزرگترین فدایی اسلام و توانمندترین سپر پدافندی آخوند در برابر بازیابان ایرانشهر و رسیستانس آریایی، باز نیز روشنفکر بوده و است. و تا روشنفکر در ایران هست، آخوند و اسلام نیز هستند.</p>



<p>برآیند: آنچه که در پرلاشِز رخ داد را نباید دست کم گرفت و روزمره‌سازی کرد، چرا که ما با آغاز دوران و آوامی نوین روبروییم:<br>پایان روایت چپ در سرزمین پارس. پایان موزاییکی‌سازی سرزمینی و اتینک‌درمانی مرز سپند ایرانشهر.<br>پایان دینامیت فدرالیسم و از هر تیره‌ی رمِ یکتا و یگانه‌ی آریایی، ملتی دروجین و ایرانزدا و ایرانستیز برساختن.<br>پایان ترک‌سازی از آذری.<br>پایان ایران‌زدایی از کرد و بلوچ و گیلکی.<br>پایان ناسزا گفتن به کورش و داریوش.<br>پایان شعبان بی‌مخ خواندن کاوه‌ی آهنگر.<br>پایان دشمنی با زبان سپند پارسی و زبان ترک‌تازان مغول و تازی را برکشیدن.<br>پایان نوروزستیزی و آن را درنگی برای بالا کشیدن تنبان نامیدن.<br>پایان خوار شمردن فردوسی و شاهنامه‌اش.<br>پایان تف انداختن به تاج و تخت جم و کیخسرو.<br>پایان بدنام کردن ساسانیان و مغان.<br>پایان آزادی‌بخش شمردن تازیان حجازی و اهرمن اسلام.<br>آری، پایان فاشیسم سرخ و سیاه: پایان گسست قادسیه و به شیوه‌ی آغازین، پایان فتنه برخاسته از او، پایان فتنه ۵۷.</p>



<p>و این همه، با چند چکه شاش یک جوانمرد گمنام آریایی! اگر چه آن چند چکه پیشاب در برابر ریمنِ روان و پارگین شناوری که روشنفکری و ماهروز انباشته از آک و دروج‌اش است، چکه‌ایست در برابر دریا، با این همه، آیا ماهروز پرفورمنسی بدین هنایندگی و شکوه هرگز دیده است؟</p>



<p>به پایان روایت چپ در ایرانشهر نماز بَرید.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بیانیه‌ی رسمی «جنبش فرزندان زرتشت و کورش» (بازیابی ایرانشهری) در پیوند با سقط شدن تروریست شیعه، حسن نصرالله</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/official-statements/official-statements-m_of_nasrollah/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهمن اردشیر آذرچهر]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Sep 2024 08:00:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بیانیه‌های رسمی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانشهر]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=4137</guid>

					<description><![CDATA[با نام اورمزد، بغ بزرگ، بزرگ‌ترین بغانو با نام مهر، اناهیت، اپام نبات با نماز و درود به همه‌ی ایرانشهریان و بازیابان راه سپند تیسپون بی شک کشته شدن نصرالله که یکی از ایران‌ستیزترین دست‌پروردگان حکومت اشغال‌گر جمهوری اسلامی بود، جدا از نیّت و آماج نهائی کشندگان اسرائیلی او، امری خجسته و گامی بزرگ در [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>با نام اورمزد، بغ بزرگ، بزرگ‌ترین بغان<br>و با نام مهر، اناهیت، اپام نبات</p>



<p>با نماز و درود به همه‌ی ایرانشهریان و بازیابان راه سپند تیسپون</p>



<p>بی شک کشته شدن نصرالله که یکی از ایران‌ستیزترین دست‌پروردگان حکومت اشغال‌گر جمهوری اسلامی بود، جدا از نیّت و آماج نهائی کشندگان اسرائیلی او، امری خجسته و گامی بزرگ در راستای شیعه‌زدائی از جغرافیای ایران بزرگ و سست شدن پایه‌های رژیم جنایت‌کار و کودک‌کش خاخام ضحاکعلی خامنوف به شمار می‌رود. میلیاردها دلار از سرمایه‌ی ملت اشغال‌شده‌ی ایران از سوی فتنه‌گران 57 هزینه‌ی پروار کردن نیروئی شد که رهبر آن، نصرالله، می‌گفت در ایران چیزی به نام تمدن پارسی وجود نه‌دارد!</p>



<p>ایرانشهریان!<br>امروز بر همگان آشکار است: «مبارزه با امپریالیسم» و شعار اهرمنی «مرگ بر اسرائیل»، که از سوی مافیای چپ و مافیای اسلامی نمایندگی می‌شود، یعنی دو ستون اشغال‌گری در ایرانزمین، جز به ناتوان‌تر شدن پیوسته‌ی ایرانزمین و همزمان، به بزرگ‌تر و توانمندتر شدن بی وقفه‌ی اسرائیل نینجامیده است! پس دو حالت بیش در میان نیست:</p>



<ol class="wp-block-list">
<li>یا اشغال‌گران چپ و مسلمان ایران، آن‌گونه که روایت ماست، بخشی از یک بازی بزرگ و جنگی زرگری هستند که طی آن به عنوان صهیونیست‌های شیعه، در نقش کارگزاران پنهان اسرائیل و گلوبالیسم جهانی یک اسرائیل‌ستیزی نمایشی و دروغین را نمایندگی می‌کنند، اسرائیل‌ستیزی‌ای که هر آینه در کنش و نگرش بیشترین زیان را برای ایران و بیشترین سود را برای اسرائیل و البته همه‌ی دیگر رقیبان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای میهن ما داشته و دارد.</li>



<li>یا در صورت نادرست بودن گزینه‌ی نخست، بازیگران نام برده نه تنها باید نادان‌ترین نیروهای دوران‌ها نامیده شوند، بلکه می‌توانیم به‌گوئیم که کسان حتا سود بی میانجی خود را نیز نه‌می‌فهمند، وگرنه، برای نمونه: کمینه‌ای آسان‌گیری در شیوه‌ی پوشش می‌توانست سالانه میلیاردها دلار ارز توریستی را به بازار ایران اندرآورد و یا، دست برداشتن از شعار فاشیستی و بی‌خردانه‌ی نابودی اسرائیل، می‌توانست از بدل شدن ایرانزمین به بچه‌ی بد و پسر شرور سیاست جهانی و در پی آن، بار کردن کمینه دو تریلیون دلار زیان مالی بر دوش ما و اندرفتادن‌مان در خفگی ژئوپولیتیک و بیرون ماندن از شبکه‌ی دالان‌های اقتصادی و انرژیکی منطقه و جهان، پیش‌گیری کند.</li>
</ol>



<p>هم‌میهنان، اینک پرسش این است: آیا این شمار از ملا و فقیه عالی‌رتبه و کارشناس فنی و سیاست‌ورز و دانشگاهی و روشنفکر و روزنامه‌چی مسلمان و اندیشمند چپ که در بدنه‌ی این حکومت جای دارند، می‌توانند طی نزدیگ به نیم قرن، آن نیز به طور پیوسته، همگی با هدف براندازی اسرائیل، هر کاری که کرده باشند به زیان &#8220;خودشان&#8221; و به سود دشمن اسمی‌شان یعنی اسرائیل بوده باشد؟ در کجای ماهروز، در کجای تاریخ بشریت چنین پدیده‌ای به چشم خورده است؟</p>



<p>پس طبیعی‌ست که ما حق داریم این اندازه از دژآگاهی و احمق بودن و خودویرانگری را امری ناپنداشتنی به جای آوریم و روایت نخست، یعنی همکاری برنامه‌مند رژیم اشغالگر اسلامی با اسرائیل و در سطحی کلان‌تر، با گلوبالیسم جهانی را، چیمیگ‌ترین و نزدیگ‌ترین روایت به راستی انگاریم، به ویژه که می‌دانیم و دیده‌ایم، که بیشینه‌ی کسان سود خود و خاندان‌شان را بسیار خوب می‌شناسند و رویکردی بسیار اینجهانی نیز به نعمت‌های زندگی دارند، آری، درست همان نعمت‌هایی که از راه تخلیه‌ی تمدنی میهن ما و غارت برنامه‌مند سرزمین اهورائی‌مان به دست آورده‌اند!</p>



<p>پس باری دیگر یادآوری می‌کنیم، یک روایت خردپذیر بیش در برابر ما نیست: کلیت نظام حاکم، در استخوان‌بندی اصلی و بخش خودآگاه خویش، حکومتی است نه تنها اشغال‌گر، که تأمین‌کننده‌ی بیشترین سود برای اسرائیل و شبکه‌ی جهانی گلولبایسم و بیشترین زیان برای کشوری که اشغال کرده‌اند: ایران.</p>



<p>پس این که امروز خاخام ضحاکعلی خامنوف، در همان حال که قفقاز را به میانجی باکو به اسرائیل و ترکیه بخشیده است، ایران شرقی (افغانستان) را به میانجی طالبان ایرانزدائی کرده است، چاه‌های نفت جنوب را به قطر هدیه کرده است، بازار جهانی نفت و گاز ایران را به عربستان و روسیه داده است، 50% سهم ایران از کاسپین را چوب حراج زده است، کلیه‌ی رسانه‌های کشور را به پانترک‌ها و فدرالیست‌ها و دیگر آنتی‌ایرانیست‌های رنگارنگ وانهاده است، &#8211; و بر این فهرست ایران‌فروشی به دل‌خواه می‌توان افزود-، و اینک نیز پس از چهار و نیم دهه شعار پوچ و هزینه کردن از جیب ایرانیان برای هدف واهی حذف اسرائیل از نقشه‌ی جهانی (که چیزی جز شعاری پوششی برای حذف ایران از نقشه‌ی جهانی نه‌بوده است)، نه تنها غزه را به نتانیاهو هدیه می‌دهد، بلکه لبنان را نیز همراه با کلیه‌ی الیت سیاسی و نظامی حزب الله در سینی می‌گذارد و به تل آویو می‌بخشد، و در گام‌های پسین سوریه و عراق و یمن را نیز، روشن است: همه‌ی اینها جای شگفتی نه‌دارد، چرا که او، خاخام ضحاکعلی خامنوف، دارد به قدس شریف، یعنی کلمه‌ی رمز صهیونیست‌های شیعه برای اورشلیم مقدس، خدمت می‌کند.</p>



<p>و اینک روی سخن ما با نیروهای سپاهی و ارتشی و دیگر چکمه‌پوشان کشور است:<br>همه باید آگاه باشند، هر گونه ورود نظامی ایران به تله‌گذاری مشترک پوتین، خامنوف، نتانیاهو و ترامپ، جز به درگیری سخت میان ایران و آمریکا، نابودی زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی و صنعتی کشور، جنگ داخلی از پیش آماده شده از سوی خامنوف و اپوزیسیون گلوبالیست‌ساخته‌ی جرج‌تاونی، و سپس موزائیکی کردن میهن ما نه‌خواهد انجامید.<br>ایران باید به هر قیمتی ساختار ارضی خود را نگه دارد، و این جز با نگهداشت ساختار نظامی و گسترش آن، که ساخت بمب اتم را نیز در بر می‌گیرد، پنداشتنی نیست. و البته، با بازکردن فضای فرهنگی، برانداختن سیّادت فرقه‌ی اهرمنی تشیع و صنف آخوند، کنار نهادن شعار آنتی‌ایرانیستی و صهیونیست-پرور و گلوبالیست‌-شادکُنِ «مرگ بر اسرائیل»، بازگشت به «مبانی تمدن ایرانشهری»، و اعلام یک «وضعیت فوق العاده‌ی بازسازی ملی-تمدنی» که در فراگرد نخست خود هفت سال خواهد بود.<br>هماره گفته‌ایم، خامنوف، چنان که شخصیت‌های کلیدی فتنه‌ی 57، یک نیروی انتحاری، یک نیروی استشهادی جهت حذف ایران از روی نقشه‌ی جغرافیا می‌باشند. پس این که کسان همی از جایگاه برجسته و داشته‌های خود نیز می‌گذرند، مانند مادر فتنه‌ی 57، سیّده فرح دیبا، یا همی یارانی چون سلیمانی و نصرالله را نیز فدا می‌کنند، مانند خامنوف، امری قابل فهم است. دور از پنداشت نیست که او، خامنوف، برای کشیدن پای سپاه و ارتش به جنگی آخرالزمانی با هدف نابودی میهن ما، همی خود و یا پسرش را نیز به دست سربازان گمنام موسی به کشتن دهد تا نبرد با اسرائیل و آمریکا را و در نتیجه شکستن کمر نیروهای سپاهی و ارتشی را گزیرناپذیر کند. هشیار باشید و در دام فرزندان ابراهیم و انتحاری‌های پنجاه و هفتی نیفتید. و چون همیشه، یک راه بیش در برابر شما نیست: کودتای آریائی و بازگشت به مدار ایرانشهر.</p>



<p>به تیسپون باز می‌گردیم<br>و به آتش، به آتش بزرگ، به بزرگ‌ترین آتش‌ها<br>با ایران در ایران برای ایران<br>نماینده‌ی زرتشتی پادشاهی<br>کیخسرو آرش گرگین</p>



<p></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نمونه‌ای چند از کوروش-آگاهی ایرانیان از اشکانیان تا دوران صفوی</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/%d9%86%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Jul 2024 15:38:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخ و فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=3952</guid>

					<description><![CDATA[برگرفته از: «ابر خرد و کام ایرانشهر»، کیخسرو آرش گرگین-پهلوی از دروج های پایه‌ای ایرانشناسان شیعه و اباریگ دروندان و جُدکیشان چون پروانه پورشریعتی، تورج دریائی ایا خداد رضاخانی و انی همگنان، این بوده و هست، کو ایرانیان، کوروش، داریوش، و هنگرد، فرزندان هخامنش را نمی‌شناختند. پیش از ایشان، این سخن را احسان یارشاطر، جهودتخمه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p></p>



<p></p>



<p class="has-text-align-center">برگرفته از: «ابر خرد و کام ایرانشهر»، کیخسرو آرش گرگین-پهلوی</p>



<hr class="wp-block-separator has-alpha-channel-opacity"/>



<p></p>



<p></p>



<p>از دروج های پایه‌ای ایرانشناسان شیعه و اباریگ دروندان و جُدکیشان چون پروانه پورشریعتی، تورج دریائی ایا خداد رضاخانی و انی همگنان، این بوده و هست، کو ایرانیان، کوروش، داریوش، و هنگرد، فرزندان هخامنش را نمی‌شناختند. پیش از ایشان، این سخن را احسان یارشاطر، جهودتخمه مردی ایرانشناس کو به کیش بهائی نیز درآمده بود، واخته بود. فشرده، لیک بوندگ و آن سان کو دانایان و خرددوشاگان را بسنده افتد، بی‌پایگی داو ایشان بنماییم:</p>



<p>ارشک، بنیادگذار دودمان اشکانی، و برادر اش تیرداد، ناف خویش را به اردشیر سوم، و چیون، ئو کوروش و داریوش بازمی‌بردند:</p>



<h5 class="wp-block-heading has-text-align-left">&#8220;Arsaces and Teridates, two brothers who traced their family back to Artaxerxes the king of the Persians, were the satraps of the Bactrians when Agathocles of Macedonia was governor of Persia. Agathocles fell in love with Teridates, one of the brothers, and tried to trap the young man, but failed and was killed by him and his brother Arsaces. Arsaces became king of the Persians, and the kings of the Persians were called Arsacids after him. After two years Arsaces was killed, and his brother Teridates succeeded him as king, for 37 years.&#8221; (Arrian: Fragment 31)</h5>



<p>و ابر فرگانیدن شهرستان دارا = شهرستان داریوش، از سوی ارشک، کو کوششنی بود برای هخامنشی-سهشنی نزد رم و خدائی خویش را در دیده‌ی ایشان دادیگ نمودن، و هم نیز آوازه‌ی کوروش-آسایِ ارشک در میان پارت ها، ژوستین ازد دهد:</p>



<h5 class="wp-block-heading has-text-align-left">&#8220;Seleucus being then recalled into Asia by new disturbances, and respite being thus given to Arsaces, he settled the Parthian government, levied soldiers, built fortresses, and strengthened his towns. 2 He founded a city also, called Dara, in Mount Zapaortenon ( = کوه زبرتن), of which the situation is such, that no place can be more secure or more pleasant; 3 for it is so encircled with steep rocks, that the strength of its position needs no defenders; and such is the fertility of the adjacent soil, that it is stored with its own produce. 4 Such too is the plenty of springs and wood, that it is amply supplied with streams of water, and abounds with all the pleasures of the hunt. 5 Thus Arsaces, having at once acquired and established a kingdom, and having become no less memorable among the Parthians than Cyrus among the Persians, […], or Romulus among the Romans, died at a mature old age; 6 and the Parthians paid this honour to his memory, that they called all their kings thenceforward by the name of Arsaces.&#8221; (Justin 41.5.1)</h5>



<p>از برجسته ترین نمونه‌های این سرده از هخامنشی-آگاهی را نزد شاهنشاه وردان فرتوم، پسر اردوان دوم می‌یابیم، در جائی که اندر خواب، خود را من دیگر و پیکریافتگی اردشیر نخست بیند، پوس شاه بزرگ، خشیارشا:</p>



<h5 class="wp-block-heading has-text-align-left"><br>&#8220;WHEN these tidings were brought to the king [Vardanes I], he happened to be sacrificing with the Magi, for religious rites are performed under their supervision. And he called one of them and said: &#8220;The dream is come true, which I narrated to you when you visited me in my bed.&#8221; Now the dream which the king had dreamed was as follows: he thought that he was Artaxerxes, the son of Xerxes, and that he had altered and assumed the latter&#8217;s form; and he was very much afraid lest some change should come over his affairs, for so he interpreted his change of appeareance. But when he heard that it was a Hellene, and a wise man, that had come, he remembered about Themistocles of Athens, who had once come from Greece and had lived with Artaxerxes, and had not only derived great benefit from the king, but had conferred great benefit himself. So, he held out his right hand and said: &#8220;Call him in, for it wake the best of beginnings, if he will join with me in my sacrifice and prayer.&#8221; (PHILOSTRATUS, LIFE OF APOLLONIUS OF TYANA, § 1.29)</h5>



<p>دو هزاره پس از این رویدادها، ایورزگر فرانسوی، شاردن را داریم کو از خوش رفتاری و هوخیمی و آزرم پارسیان گوید، از این که فرزندان جم و زرتشت شهریگ‌ترین رم اوشستر باشند و از این که ایشان گویند کوروش نخستین کسی بود کو جانبانان را در سوی چپ خویش نهاد، زانرو که سوی چپ، نیمه‌ی دشنه-رون، و چیون، آسیب پذیرتر تن مرد باشد:<br></p>



<h5 class="wp-block-heading has-text-align-left">&#8220;The Persians are the most Civilized People of the East, and the greatest Complementors in the World. The Polite Men amongst them, are upon a level with the Politest Men of Europe. Their Air, their Countenance, is very well composed. Lovely, Grave, Majesticall, and as Fond as may be; they never fail complimenting one another about the Precedency, either going out or coming into a House, or when they meet, but ’tis over presently. They look upon two Things in our Manners, as very ridiculous, viz, Contending so long, as we do, who shall go first; and covering our Head, to do Honour to any Man, which amongst them is a want of Respect, or a Liberty which nobody takes but with his Inferiors or familiar Friends: They observe the right and the left Hand, but our Left is their Right, and so ’tis all over the East. They say, that Cyrus began first to place Men on his left Hand, out of respect to them, because that side is the weaker part of the Body, and the most exposed to Danger.&#8221; (Sir John Chardin&#8217;s Travels In Persia (1669-1677), ed. by Sir Percy Sykes K.c.i.e.,c.b., C.m.g., London 1927, p.189)</h5>



<p>ساسانیان، چیون که همگان دانند و به دیگر جای واخته و نموده‌ایم، بازیابی فرهنگ و آئین و خدائی هخامنشی را نه تنها پای در راه اشکانیان نهادند، که در یک همپیشی پیوسته اباگ ایشان بر سر هر چه هخامنشی‌تر بودن، خود را همی بازیاب و نماینده‌ی بهتری برای فرزندان تیسپیس می‌دانستند، تا جایی که بر آن شدند تا هماگ سرزمین‌های از دست رفته‌ی شاهان بزرگ را به تن ایرانشهر بازپس دوزند. پس ایشان خود پایه‌ای شدند برای گسترشن هخامنشی-آگاهی در آوام پس از تازشن و ابگد محمدیان. کوروش-آگاهی ایشان را آزندی چند به دست دهیم:</p>



<p>نخست به گزارشن بلعمی اندر نگریم کو از پُکاندن اورشلیم و به بردگی گرفتن جهودان به فرمان بخت نصر گوید و سپس مهربانی کورش اباگ ایشان به فرمان بهمن: &#8220;بخت نصر آهنگ شام کرد و بیت‌ المقدس را ویران کرد و خلقی از بنی‌ اسرائیل به کشت و خلقی بسیار برده کرد که اندر سپاه او سد هزار غلامبچه بود نارسیده. به جز از بزرگان و زنان و دختران، آن گاه سپاه خویش را به فرمود تا به بیابان آن ناحیت اندر شد – و هر یک سپری با او بود حرب را – آن سپر پر خاک کردند و ریگ بیاوردند و به شهر بیت ‌المقدس برافکندند تا آن شهر به زیر ریگ اندر پنهان شد، چنان که اثر اش نه ماند … اسیران را بر گرفت از بنی ‌اسرائیل و سوی عراق [ = ایرانشهر] باز آمد و … و در آن ملک چهل سال بماند پس بمُرد، او را پسری آمد نام وی اولمرودخ … پس بمُرد و از او پسری بماند به نام او بلتثصر … داریوش او را بکشت… و از آن چهارگانه که با بخت ‌النصر بودند، داریوش و کیرش با او مانده بود و چون سه سال از ملک داریوش ماذی بگذشت بهمن او را عزل کرد و کیرش الغیلمی را ملک عراق و شام داد و به وی نبشت که با بنی ‌اسرائیل مهربانی کن تا هر جای که خواهند بباشند یا به زمین خود باز شوند.&#8221; (بلعمی: ۶۷۴)</p>



<p>چیون که بینیم، به وارونه‌ی آن چه ایرانشناسیِ شیعه-تخمه به گفتن کوشد، ماهروزنگاران پساتازشن، کو دانشن خود از کان‌هایِ ساسانیِ پایخوانی-شده از پارسیگ به تازی و پارسی بردوشیده بودند، به روشنی از هخامنشیان آگاهی داشتند. هنگرد چیون توان گفت کو این هخامنشی-آگاهی بسان زیرآمدی از ایراگاهی، هم نزد اشکانیان کو خواستار گرفتن کین دارا بودند اندر بود و هم نزد فرزندان ساسان، و خود آنسان آشکار است کو نکیرشن‌اش ایواز از ایرانشناسی و فرزندان محمد و موسی و بهاء الله برآید و بس. جز این، آن چه که در این جا برای ما نگرشنیگ است، داریوش ماذی است، کو اباگ کوروش و بهمن آمده است. نخست آن که این گزارشن نشان دهد کوروش و بهمن یکی نباشند، دوم آن که به جز دارای دارایان و داریوش، داریوش دیگری نیز به داریم کو داریوش ماذی ایا داریوش مادی نام دارد که به هنگام گزارشن کار دانیال از او یاد کرده‌ایم، نیز بسج. اباگ تبری: &#8220;داریوش بن مهری ولد ماذی&#8221; ( تاریخ الامم و الملوک: I ۳۸۵)</p>



<p>بازشناسی داریوش از دارای دارایان را کو اباگ الکسندر نبرد کرد، دینوری به دست دهد: &#8220;ملک داریوش، فلما تم لدارا اثنتا عشره سنه فی الملک حضرته الوفاه، فاسند الملک الی ابنه دارا بن دارا، و هو الذی یعرف بداریوش، مقارع الاسکندر، فلما افضی الملک الی دارا بن دارا تجبر، و استکبر، و طغی … و کان عظیم السلطان، کثیر الجنود، لم یبق فی عصره ملک من ملوک الارض الا بخع له بالطاعه، و اتقاه بالاتاوه.&#8221; (اخبار الطوال، قم ۱۳۷۰، ب. ۲۹)<br><br></p>



<p>و ابر دارا پوس بهمن کو اباگ فیلیپ مغدونی رزمید و پیروز گشت: &#8220;دارا و الروم، قالوا: و ان دارا بن بهمن لما ملک تجهز غازیا الی ارض الروم، فسار حتی اوغل فی ارضهم، فخرج الیه الفیلفوس ملک الروم فی جنوده، فالتقوا، فاقتتلوا، فکان الظفر لدارا، فصالحه الفیلفوس علی اتاوه یؤدیها الیه کل عام، و هی مائه الف بیضه ذهب، فی کل بیضه اربعون مثقالا، و تزوج ابنته، ثم انصرف الی فارس.&#8221; (دینوری، همان، ب. ۲۸)</p>



<p>یاداوری می‌کنیم کو نزد ابن خلدون، به میانجی ابن عمید، به روشنی از کوروش بزرگ و پسر‌اش کمبوجیه یاد شده است و این خود، پشن و گواه دیگری است ابر آگاهی راست و درست از ماهروز هخامنشی از فردای گسست الکسندر گجستگ تا فردای گسست قادسیه در آوام پساتازشن: &#8220;قال ابن العميد في ترتيب هؤلاء الملوك الفرس من بعد كيرش إلى دارا آخرهم يقال إنه ملك من بعد كورش ابنه قمبوسيوس ثمانيا و قيل تسعا و قيل ثنتين و عشرين سنة و قيل إنه غزا مصر و استولى عليها…&#8221; (تاريخ ابن خلدون، II. ۱۶۶)؛</p>



<p>نیز بسج. با ازدی که ابن ابی اصیبعه اندر ماهروز درستبدان اش و به هنگام گزارشن از زندگی پیتاگوراس به دست می دهد و جوانی او را، که می دانیم نزد مغی به نام زرتس (گویشن آرامی از زرتش[ت])، زرتشتروتوم بابیلون آموزشن دیده بود، به آوام خدائی کوروش بزرگ اندر می‌نهد:</p>



<h5 class="wp-block-heading has-text-align-left">&#8220;It is told that during the reign of Cyrus, Pythagoras was a youngster. Cyrus&#8217; rule last for 30 years. He was followed by Cambyses when Pythagoras was still alive. Pythagoras stayed in Samos for 60 years, and then traveled to Italy and from there to Metapontum, where he stayed for five years and where he died.&#8221; (Ibn Abu Usaibi&#8217;ah, HISTORY OF PHYSICIANS, translated from the Arabic by Dr. L. Kopf with partial annotations by Dr. M. Plessner, Institute of Asian and African Studies, The Hebrew University, Jerusalem, Israel, 1971, p.80)</h5>



<p>این ها، چیزی جز مگر مشتی نمونه‌ی خروار بیش نباشند. و بی شک کوروش-آگاهی و داریوش-بیداری گسترده در آوام قجر و پهلوی، از میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقا کرمانی، تا پورداوود و امیر مهدی بدیع و صادق هدایت، بی نیاز از پای فشاری است. و آگاهی همانا وانائی‌ست.</p>



<p></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بررسی نخستین سودهای موشک‌پرانی خاخام خامنوف برای نتانیاهو</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/%d9%85%d9%88%d8%b4%da%a9%d9%be%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Apr 2024 18:55:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=3626</guid>

					<description><![CDATA[اگر از روزن تیسپون به جهان نگریسته و سنجه را چیون نهیم کو جمهوری اشغال‌گر اسلامی و کمونیست‌ها و صهیونیست‌های شیعه حاکم بر ایران‌زمین هر آن‌چه می‌کنند سودی باید برای اسرائیل و سپس روسیه دربرداشته باشد، آن‌ گاه زدن موشک به خاک اسرائیل باید ارزش افزوده‌ای برای پوتین و نتانیاهو داشته باشد. ما در این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>اگر از روزن تیسپون به جهان نگریسته و سنجه را چیون نهیم کو جمهوری اشغال‌گر اسلامی و کمونیست‌ها و صهیونیست‌های شیعه حاکم بر ایران‌زمین هر آن‌چه می‌کنند سودی باید برای اسرائیل و سپس روسیه دربرداشته باشد، آن‌ گاه زدن موشک به خاک اسرائیل باید ارزش افزوده‌ای برای پوتین و نتانیاهو داشته باشد. ما در این متن از بررسی سودها برای روسیه چشم‌پوشی می‌کنیم.</p>



<p>لیک کف سودرسانی به نتانیاهو و اسرائیل تا همین جا، یک روز پس از نخستین پرده از جنگ زرگری میان صهیونیست‌های شیعه و صهیونیست‌های جهود:</p>



<ol class="wp-block-list">
<li>همه رهبران غربی که تا دیروز آشکارا نتانیاهو را نقد می‌کردند، امروز پشتیبانی کامل از او می‌کنند.</li>



<li>اسرائیل باری دیگر در نقش قربانی رفته است و ایران را با آلمان نازی یکی می‌گیرد.</li>



<li>نیروهای ارتشی آمریکا و فرانسه و انگلیس و اردن به طور بی‌میانجی در پدافند از اسرائیل به میدان آمده‌اند.</li>



<li>از فشار لیبرال‌ها و دموکرات‌های چپ چون نانسی پلوسی و شاک شومر و برنی سندرز که خواستار پایان سلاح‌رسانی به اسرائیل بودند کاسته شده است.</li>



<li><bdo lang="fa" dir="rtl">به کشورهای عربی، که هیچ یک پدافند سه‌لایه‌ای اسرائیل را نه‌دارند، این پیام رسیده شده است که در برابر قدرت آتش موشکی ایران ناتوانند، پس باید فرای خرید سلاح از غرب (به ویژه سه کشور آمریکا، انگلیس و فرانسه)، با آمریکا و اروپا هم‌پیمان باشند و بیش از اندازه به چین و روسیه دل نه‌بندند و هم‌زمان، پیمان ابراهیم را نیز با اسرائیل، که همانا فراموش کردن کشور فلسطین شرط بنیادین آن است، پیش به‌برند.</bdo></li>
</ol>



<p></p>



<p>سودهای حد میانی که سیرک موشکی خاخام خامنوف می‌توانند به نتانیاهو رسانند:</p>



<ol class="wp-block-list">
<li>گرفتن پروانه تازش به رفح و نابود کردن حماس از جو بایدن، در برابر نشان دادن خویشتن‌داری و چشم‌پوشی از درگیری بی میانجی با ایران که می‌تواند به یک جنگ گسترده انجامد و پای آمریکا را به میدان درگیری کشد.</li>



<li>به رخ کشیدن خود در بازی قدرت درون اسرائیل به عنوان کسی که می‌تواند میانه‌روی و خویشتن‌داری نشان دهد و در برابر نیروهای تندرو دولت‌اش که خواستار زدن ایران و آتش‌افروزی همه‌سویه هستند ایستادگی کند.</li>



<li>دریافت هواپیماهای سوخت‌رسانی برای جنگنده‌های «اف سی و پنج» که او را در تازش به خاک ایران از ارتش آمریکا بی‌نیاز می‌کنند.</li>
</ol>



<p>سودهای بالادستی‌ای که می‌توان برای نتانیاهو و اسرائیل در نگر داشت:</p>



<ol class="wp-block-list">
<li>تازش به لبنان و نابود کردن حزب‌الله.</li>



<li>تازش به ایران و زدن پایگاه‌های اتمی و سپاهی ایرانزمین.</li>



<li>پویا کردن گزینه ماشه در برجام و بازگرداندن برنامه هسته‌ای به ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل.</li>
</ol>



<p></p>



<p></p>



<p><em>به تیسپون باز می‌گردیم<br>و به آتش، به آتش بزرگ، به بزرگ‌ترین آتش‌ها<br>با ایران در ایران برای ایران<br>کاندید زرتشتی پادشاهی</em></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بیانیه رسمی بازیابی ایرانشهری در پیوند با پاسخ موشکی-پهپادی جمهوری اشغال‌گر اسلامی به اسرائیل</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/official_statement_to_ir_israel_conflict/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Apr 2024 11:24:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بیانیه‌های رسمی]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=3611</guid>

					<description><![CDATA[شکی نیست، نبرد میان فرزندان اسماعیل و فرزندان اسحاق، نبردی که هر دو سوی پیکار، نوادگان ابراهیم خلیل هستند، نبرد فرزندان زرتشت و کورش نیست، نبرد ایرانشهریان نیست. از روزن فلسفه سیاسی ایرانشهری، که بهره‌مندی از بمب اتمی زرتشتی در کنار قدغن کردن اسلام در سراسر ایرانزمین و بازسازی نهاد شهریاری از بنیادهای دکترین پدافندی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>شکی نیست، نبرد میان فرزندان اسماعیل و فرزندان اسحاق، نبردی که هر دو سوی پیکار، نوادگان ابراهیم خلیل هستند، نبرد فرزندان زرتشت و کورش نیست، نبرد ایرانشهریان نیست. از روزن فلسفه سیاسی ایرانشهری، که بهره‌مندی از بمب اتمی زرتشتی در کنار قدغن کردن اسلام در سراسر ایرانزمین و بازسازی نهاد شهریاری از بنیادهای دکترین پدافندی تمدنی آن است، جمهوری اشغال‌گر اسلامی چیزی جز حکومتی اسرائیلی در نمود شیعی آن نیست. جنگ زرگری خاخام‌های شیعه با خاخام‌های جهود، هرگز و هرگز جز برای سود و نیکی قدس که همان اورشلیم است، نه‌بوده و نیست. هر کنش ضحاک شیعه، آن‌گونه که هر کنش هم‌گنان اسرائیلی‌اش، جز دامی پیش پای ایران و ایرانی نه‌بوده، نیست، و نه‌خواهد بود.</p>



<p>هم‌میهنان!<br>هماره گفته‌ایم، خاخام خامنوف هرگز گامی بر نه‌می‌دارد که در آن سودی برای روسیه و اسرائیل نه‌باشد، و این پاسخ پهپادی-موشکی به تازش اسرائیل به کنسول‌گری اشغالی ایرانزمین در سوریه نیز، (پاسخی که از روزن فرمالیستی و حقوق بین‌الملل سد در سد درست و به جا شمرده می‌شود، اگرچه چون هر کنش شیعیان نیتی جز زیان‌رسانی به ایرانزمین و سودرسانی به اسرائیل نه‌دارد)، جز در راستای پیش‌برد سود روسیه و اسرائیل نه‌بوده است. همان‌گونه که تازش هفت اکتبر حماس نیز جز به سود روسیه و اسرائیل، به ویژه دولت در آستانه فروپاشی نتانیاهو نه‌بود.</p>



<p>از سوی دیگر، هدف درون کشوری این درگیری، بخشیدن قوت قلب به خرفسترهای شیعه و سرکوب هر چه اهرمنی‌تر زنان و مردان آریائی می‌باشد که از آبان 95 تا امروز، به ویژه در جنبش مهسا، سال به سال شکست‌های سهمگینی را به گروگیران شیعه و کمونیست میهن و دیگر فتنه‌گران 57ی روا داشته‌اند. زنان و مردانی که البته راه نابودی اسلام در ایرانزمین را، با همه‌ی هم‌کاری‌های پیدا و پنهان قدس‌گراها و اورشلیم‌گراها و کمونیست‌های هم‌پیمان‌شان، تا پایان روشن آن، یعنی بازیابی تاج جم و کیخسرو و افروختن دگرباره آتش زرتشت در سراسر ایرانشهر پیش خواهند برد.</p>



<p>فراتر، پاسخ‌های در پیش اسرائیلیان، در چارچوب این جنگ زرگری، در راستای نابودی زیرساخت‌های کدگ‌آماری (اقتصادی) و سپاهی کشور در بند گرفتار شده ما، و هم‌چنین درو کردن چکمه‌پوشانی خواهد بود که می‌توانند سیج و خطری برای رهبری مجتبی خامنوف و نیز کارگردانان انجام یک کودتای آریائی و ساخت بمب اتمی زرتشتی باشند. کودتای آریائی و بمب اتمی زرتشتی، دو آماج اهورائی که خاخام خامنوف و نتانیاهو هر دو به یک اندازه از آن می‌هراسند، آن گونه که بایدن و پوتین و دیگر بدخواهان ایرانشهر از ریاض تا آنکارا.</p>



<p>ما همچنین واریز سدها میلیون دلار در جیب اسرائیل را از جیب مالیات‌دهندگان آمریکائی و فرانسوی و آلمانی و انگلیسی خواهیم داشت و نیز بالا رفتن هزینه گاز و نفت در بازار جهانی و نیرومندتر شدن ترامپ در برابر بایدن، که هر دو خواست رسمی مسکو است. دور شدن نگاه جهان از جنایت‌های شبانه‌روزی روسیه در اوکرائین و هم‌چنین باز کردن دست اسرائیل برای گسترش رخنه خود در کشورهای عربی به بهانه خطر &#8220;ایران&#8221; لایه‌های پنهان دیگر این نمایش هستند. نیاز به یادآوری نیست که هر آینه این‌ها تنها گوشه‌هایی از سودهایی است که سه‌گانه خامنوف، پوتین، نتانیاهو، از این نبردهای زرگری برده و می‌برند.</p>



<p>در پایان روی سخن‌مان سوی آن دسته از صهیونیست‌های شیعه در برون کشور است که پیوسته خواستار تازش اسرائیل به پایگاه‌های اتمی ایران اشغالی شده و فرای این، با کوبیدن سر بر دیوار ندبه بی‌شرمانه می‌گویند سرنوشت ملت ایران با ملت اسرائیل گره خورده است.</p>



<p>به این شیعیان ایرانی‌نما که در جرج تاون سند فروپاشی ایرانزمین را دستینه نهادند و بارها گفته‌اند خط قرمزشان پاسبانی از اسلام اهرمنی است و آئین سپند و اهورائی پادشاهی را آئین گوسفندی خوانده‌اند، هشدار می‌دهیم: برای ما هیچ فرقی میان صهیونیست‌های شیعه کرواتی و صهیونیست‌های شیعه عمامه‌دار نیست، میان شیعیان لائیک و شیعیان فقاهتی. ابراهیمی، و بر طریق اولی، مسلمان، بنا بر تعریف، ایرانی نیست، آن چنان که ایرانی، مسلمان و ابراهیمی نه‌توانستی بود. ملت آریائی ایران مرد تنهای شب ماهروز است و هیچ دوستی در جهان نه‌داشته، و نه‌دارد. چیون، سرنوشت این ملت هزاران‌ساله، سرنوشت این کهن‌ترین ملت جهان، نه با امت اسرائیل گره خورده است، آن‌گونه که صهیونیست‌های شیعه کرواتی می‌گویند، و نه با امت فلسطین، آن‌گونه که صهیونیست‌های شیعه نعلین‌پوش. بسیار روشن است: ما یک وجب از خاک شوش و پارسه را به سد قدس که همان اورشلیم است نه‌داده، و نه‌خواهیم داد، آن چنان که یک موی دیاکو و کوروش و اردشیر را به سد ابراهیم و موسی و محمد.<br></p>



<p>به تیسپون باز خواهیم گشت<br>و به آتش، به آتش بزرگ، به بزرگ‌ترین آتش‌ها<br>با ایران در ایران برای ایران کیخسرو آرش گرگین<br>نماینده زرتشتی پادشاهی</p>



<p></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رادیکالیسم فرانسوی، قبله عالم افیون روشنفکری و روشنفکری، افیونی بر سر ملت ایران و ایرانشهر</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%db%8c%d8%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%81%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%b1/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[مرژدیک آذرفرّان]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 29 Jun 2023 17:13:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سیاست و اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=3579</guid>

					<description><![CDATA[&#8220;اشتراک&#8221;، کلید واژه از هم‌پاشیدگی و گسست امر &#8220;ملی&#8221; است، چه در فرم اقتصادی، چه در نظم سیاسی و چه در نظام فرهنگی و ارزشی یک کشور. در واقع اشتراک در بعد تعریفی دموکراتیک آن، یعنی تولید رادیکالیسم اجتماعی به رهبریت موج هیجانات &#8220;شر&#8221; توده‌ها. چراکه با توجه به مبانی روانشناسی اجتماعی، اصولا عنصر عقلانیت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>&#8220;اشتراک&#8221;، کلید واژه از هم‌پاشیدگی و گسست امر &#8220;ملی&#8221; است، چه در فرم اقتصادی، چه در نظم سیاسی و چه در نظام فرهنگی و ارزشی یک کشور. در واقع اشتراک در بعد تعریفی دموکراتیک آن، یعنی تولید رادیکالیسم اجتماعی به رهبریت موج هیجانات &#8220;شر&#8221; توده‌ها. چراکه با توجه به مبانی روانشناسی اجتماعی، اصولا عنصر عقلانیت و خرد در فرایند حرکت‌های انفجاری جامعه وجود نه‌دارد و نیروی قالب، نیروی هیجانی برآمده از تنش تزریق شده در ناخودآگاهی جمعی است و در پی آن، خواست در هم کوبیدن همه چیز به هر نحو ممکن در سریع‌ترین زمان. پس انقلاب، در ذات خود امری است &#8220;شر&#8221; و امر &#8220;شر&#8221; در همه ابعادش ویران‌کننده است. در واقع یک چنین حرکت قهقرائی‌ و ویرانی‌آوری است که در تعریف دموکراتیک «انقلاب» نامیده می‌شود، اگرچه در بعد فلسفی و حقیقت نهفته‌اش چیزی نیست جز شورش بر ملیت و سنت‌های برسازنده و ارزش‌های بنیادی یک کشور.&nbsp; نمونه‌های عینی از نتیجه چنین رویدادهایی، بارها، چه در اروپای غربی، چه در اروپای شرقی، آمریکای لاتین، و همچنین در ایران مشاهده شده است.<br>انقلاب فرانسه، به عنوان مادر تمامی فتنه‌های انقلابی دوران نوین، که از پس اندیشه‌های چپ و سوسیالیستی پدید آمد، یک گرایش انفجاری رادیکالیستی بود و بر آن بود تا گذشته و همه سنت‌ها را از میان به‌برد و به گفته خودشان، آن‌ها &#8220;لوح را پاک کردند تا از نو به‌نویسند&#8221;. امری که به گفته فون هاک یک عمل صنع‌گرایانه‌ی محض است. رکن اصلی این انقلاب برآمده از تنفر ملی و هیجانات رادیکال ضد ملی، فرزندی به نام «جمهوریت»، یعنی «اشتراک سیاسی» بود. اصولا تفکرات انقلابی چه در فرانسه و چه نقاط دیگر، نه تنها قصد فروپاشیدگی ملی در درون کشور خود را دارند، بلکه در پی این‌ند تا چنین اندیشه‌ای را در دیگر کشورها نیز پیاده‌سازی کنند. به عبارت دیگر، انقلاب هماره به مثابه «شرّ تبشیری»، دارای یک رسالت رذیلانه و تباهی‌آور بوده و در پی از میان بردن امر ملی و سنت زدائی در تمام دنیا است. چنین موضوعی هم در انقلاب روسیه و هم در انقلاب اشتراکی سرخ‌ها و سیاه‌ها، یا همان چپ‌ها و اسلامگرایان در ایران، کاملا مشهود است. اولی در پی صدور اشتراک اقتصادی یعنی کمونیسم، و دومی در پی صدور ابتذال همه جانبه فلسفی و فکری و انسانی، یعنی اسلام به جهان بود. انقلاب فرانسه اما رسالت خود در زدایش فرهنگ و سنت، یا همان تخلیه‌ی تمدنی را، در صدور زهر تمدن‌کُشی به نام جمهوریت با چاشنی برابری به جهان دید و این سرآغازی بود بر عصر به اصطلاح روشنفکری یا انتلکتوئالیسم، پدیده‌ای که در میهن ما ایران خیلی زود به مدینه فاضله‌ی روشنفکری ایرانی بدل شد. حرکتی افیونی، به ذات به دور از تعقل و تهی از تعهد به تمامی مبانی مفهومی سنت ایرانشهری، که در نخست با مشروط کردن امر پادشاهی، امری که فی‌الذات و بنا بر تعریف مبتنی بر مفهوم «داد» بود، آغاز، و گام به گام از مصدق تا خمینی دهه‌ی چهل، و سپس از بختیار تا بار دیگر خیمنی، به #فتنه57 یا همان انقلاب اسلامی در ایران منتهی شد. روشنفکران از صدر مشروطه به این سو، تفکر رادیکال شورشی و انقلابی فرانسوی و سپس فرانسوی-روسی را، که این دومی خود زیرآمدی از اولی بود، در ایران ترویج دادند و برایندِ تا امروز ماندگار آن چیزی نه‌بوده و نیست جز: جمهوریتی استوار بر ابتذالی تمام‌عیار به نام اسلام. با توجه به تجربه و آروین به دست آمده، همانطور که اشتراکی‌سازی اقتصادی بلشویک‌ها در شوروی به نتیجه‌ای جز فروپاشی و فقر و فلاکت همگانی نه‌رسید، جمهوریت انقلابی اسلامی در ایران که پوپولارسازی سیاسی یا اشتراکی‌سازی شرع سرخ علوی بود نیز نه تنها چون نمونه‌ی روسی‌اش ناکارآمد بوده، که بدتر از آن، نتیجه‌ای جز برایستاندن ایرانزمین در آستانه یک «انهدام اقتصادی»، «انقراض ژنتیک یا نسلی»، «اضمحلال زیست‌بومی»، و در نهایت، «انحلال تمدنی» در بر نه‌داشته است.</p>



<p>امروزه نیز ما با جامعه روشنفکری‌ای طرف هستیم که بازماندگان همان اندیشه‌های سوسیالیستی جمهوری‌خواهی صدر مشروطه و سپس دهه بیست تا پنجاه هستند و اینبار می‌کوشند تا فتنه و شورشی دیگر با تیتر بازگشت به فتنه مشروطه و انقلاب سکولار دموکراتیک با چاشنی فدرالیسم و اشتراکی‌سازی سیاسی حول محور تجزیه‌طلبان و دگرباشان جنسی در ایران به راه اندازند. این، یعنی ابتذال در ابتذال، که در آن نه تنها سنت و میهن‌گرایی هزاران‌ساله‌ی ایرانشهری به واسطه وجود تفکر انقلابی فرانسوی-روسی غنی شده با اسلام زده می‌شود، بلکه به طور کل سرزمینی به نام ایران نیز کنار گذاشته می‌شود. به عبارت دیگر، انقلاب دمکراتیک و مشروطه‌خواهانه‌ی نوین در پی نابودی همان ته‌مانده‌هایی از ایران است که از فتنه57 به جا مانده. هدف در نهایت ریشه‌کن کردن ایران در تمامیت ماهیت وجودی آن است.</p>



<p>طرفه آن که آنتی‌ایرانیسم انقلابی افراد وابسته به این جریان، در همه ابعاد شخصیتی‌شان نیز بسیار آشکار و به‌سودنی است: از فدرالیسم و عشیره‌محوری که به طور همزمان نفی مفهوم شهروند و موزائیکی‌سازی جغرافیائی ایرانزمین است، تا اسلام‌پرستی و شیعه‌گرائی صفوی‌محور، که عامل خفگی تمام‌عیار ایرانشهر است، تا زدن آرمان‌های تمدنی و تخریب روان جوانان ایرانشهری، از جمله توهم خواندن تاریخ هخامنشی از سوی خامنه‌ای و فاشیستی دانستن شعار &#8220;ما آریایی هستیم عرب نه‌می‌پرستیم&#8221; توسط رضا دیبا و سپس گوسفندی خواندن سنت شهریاری.<br>ایرانشهریان امروز باید در کنار آگاهی نسبت به همه کنش‌های انقلابی که ضد فرهنگ و سنت ایرانشهری هستند، نسبت به کلیدواژگان و مفاهیم گیوتینی‌ای همچون &#8220;دموکراسی&#8221; ، &#8220;جمهوریت&#8221; ، &#8220;سکولاریسم&#8221;، &#8220;فدرالیسم&#8221;، &#8220;تمرکززدائی&#8221;، و &#8220;تکثر&#8221;، در مرحله نخست تفکیک قائل شده و سپس با آگاه‌سازی، واکاوی و زدایش فلسفی و تفکری مفاهیم یاد شده را در صدر کنشگری خود لحاظ کنند.<br>تنها راه پیروزی، سعادت و آرامش همه‌جانبه، نه تنها در ایران سیاسی امروز، که در سراسر ایرانشهر تاریخی، از مسیر فلسفه ایرانشهری، یعنی حکومت خرد و شایستگی فردی می‌گذرد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دشمنی کور پژوهش‌گرنمایان مسلمان با دین و شهرگانی ایرانشهر</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/pr-history-culture/%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%b1-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87%d8%b4%da%af%d8%b1%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%db%8c/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Apr 2023 15:07:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخ و فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین و خرد]]></category>
		<category><![CDATA[نقد و بررسی]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=2686</guid>

					<description><![CDATA[دشمنی پایه‌ای مسلمانان با ایرانشهر که آن را از پیامبر و پیشوایان چهارگانه‌ی خود، ای محمد و خلفای راشدین به ارث برده‌اند، بخشی از بافت تخمه‌شناختی و ژنتیک فرهنگی هر فرد مسلمان را پدید می‌آورد. در این میان مسلمانان ایرانی‌تبار به سان ستون پنجم محمدیت و ابررَوِشِ حجاز، جایگاه ویژه‌ای دارند: آن‌ها به میانجی شناخت‌شان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>دشمنی پایه‌ای مسلمانان با ایرانشهر که آن را از پیامبر و پیشوایان چهارگانه‌ی خود، ای محمد و خلفای راشدین به ارث برده‌اند، بخشی از بافت تخمه‌شناختی و ژنتیک فرهنگی هر فرد مسلمان را پدید می‌آورد. در این میان مسلمانان ایرانی‌تبار به سان ستون پنجم محمدیت و ابررَوِشِ حجاز، جایگاه ویژه‌ای دارند: آن‌ها به میانجی شناخت‌شان از زبان پارسی بهتر از هر مسلمان دیگری می‌توانند به نابودی فرهنگ و دئنای ایرانشهری برآیند، خود از همین روست که از غزالی تا شاملو، از مجلسی تا شریعتی، مسلمان‌های پارسی‌زبان، که چیزی جز پتت‌گران شهریگانی ایا توابان تمدنی نیستند، سخت‌ترین نه‌گویان و نکیرایان دین زرتشت و پادشاهی ایرانشهری بوده‌اند. دشمنی‌ای که این ایرانی‌نمایان با دین و فرهنگ و هنر و شهرگانی (سیاست) ایرانزمین دارند در بسیاری گاه خود عرب‌ها و ترک‌ها و دیگر دشمنان نه‌دارند.<br>فرای آن چه که پیشتر بود و ایران‌ستیزانی چون احسان یارشاطر و جلیل دوستخواه و فریدون جنیدی و هاشم رضی و پرویز رجبی سرگرم ترک‌تازی بودند و شماری هنوز نیز هستند، از فتنه‌ی ۵۷ تا امروز لشگری بزرگ و نوین از ابراهیمیان پارسی‌زبان پا به میدان &#8220;پژوهش&#8221; نهاد، پژوهش‌گرنمایانی از منوچهر جمالی و ناصر پورپیرار و رضا مرادی غیاث آبادی، تا تورج دریائی و خداداد رضاخانی و پروانه پورشریعتی و علی موسوی و همگن‌ها.<br>کسان همه در یک چیز همبازند: ستمگرانه و زوربنیاد و ناکارا نشان دادن آئین شهریاری از یک سو، و از سوی دیگر، بدگوئی از دین زرتشت به ویژه بدگوئی از ساسانیان، و گناه‌کار دانستن موبدان در همه چیز، از آن دست شکست ساسانیان از تازشن‌گران مسلمان. با این رویکرد دوگانه کسان هم پایه‌های دین و هم پایه‌های شهرگانی ایرانشهری را زده، و شایدبودِ هر گونه بازیابی ایرانشهر و بازگشت به آسه‌ی تیسپون را ناشدنی می‌کنند. برایند روشن است: پیروزی اسلام و جمهوریت.<br>لیک آیا به راستی موبدان همه کاره بودند و گناه شکست تیسپون بر گردن ایشان بود؟<br>فرای آن که در هر نبردی شکست را سپاهیان و لشگریان می‌خورند و نه هیربدان و دبیران-، این انگ از بنیاد نادرست و دروج است. چراکه در سده‌ی پایانی ساسانی با کشتاری که هرمز گجستگ، پسر ترسادوست و مزدک‌پیشه‌ی انوشیروان از موبدان و دبیران زرتشتی می‌کند، تا مرگ یزدگرد، ما نه تنها هیچ نشان مهندی از موبدان و دبیران زرتشتی در سیاست و دیوان‌سالاری ایرانشهر نه‌می‌بینیم، بلکه هر چه هست کشیش‌های ترسا هستند و خاخام‌های جهود!<br>کسان در حالی از زورگوئی موبدان و شکنجه شدن مسیحیان می‌گویند که دو همسر خسروپرویز، مریم و شیرین، هر دو ترسا هستند و سراسر ایرانشهر را میدان نبرد درون-مسیحی خود کرده‌اند. گنج‌آمار خسرو پرویز، یزدین، که دستور می‌دهد چلیپای عیسی به تیسپون آورده شود و شمار بزرگی از جهودان را در اورشلیم می‌کشد، یک ترساست. شیرویه‌ی گجستگ، که به یاری کشیش‌های درباری همه‌ی برادران زرتشتی خود و سپس پدر خود را می‌کشد و بر تخت شاهی می‌نشیند، یک ترساست. تازشن‌هایی که از قفقاز به درون ایران می‌شود از سوی ارمنی‌های مسیحی شده و تیره‌های ترکان خزری‌ست که در هر نبردی در کنار هراکلیوس بودند و یک سده پس از اسلام نیز جهود می‌شوند.<br>همی پس از مرگ شیرویه‌ی گجستگ، فرستاده‌های پوراندخت به دربار هراکلیوس همه کشیش‌های ترسا هستند. خود پوراندخت ترساست و نه زرتشتی. همی نیکیتا، پسر اسپهبد شهربراز، که در جنگ یرموک کنار دشمن ایرانشهر، هراکلیوس، به پذیره‌ی مسلمانان می‌رود و برای رومیان می‌جنگند و همه با هم، آن هم پیش از قادسیه، از مسلمانان شکست می‌خورند، یک ایرانی ترسا شده است. خواهر او، نیکه، ترسا شده و با تئودوسیوس، پسر هرالکیوس عروسی می‌کند. گفتنی آن که پس از شکست یرموک و واگذاری مصر و شام به مسلمانان، نیکیتا به دستور هراکلیوس با عمر پیوند گرفته و به او پیشنهاد می‌کند که پروانه دهد در نبرد قادسیه با لشگریان خود به عرب‌ها یاری کند.<br></p>



<p>چنان که می‌بینیم، شکست ساسانیان از مسلمانان، از یک سو، نخست پس از شکست روم از مسلمانان است و نه پیش از آن، و از سوی دیگر، نه تنها به بهان همه‌کاره بودن موبدان نیست، که هرگز ایشان همه کاره نه‌بودند و این همه‌کاره بودن موبدان همی در زمان اردشیر بزرگ نیز یک دورج بی‌پایه و شرم‌آور بیش نیست، که به وارونه، سستی و ناتوانی درونی ایرانشهری درست به بهان کنار گذاشته شدن موبدان و دبیران زرتشتی، و همه‌کاره شدن ترسایان بیزار از ایرانشهر است.<br>با ترسا شدن، درست چون با مسلمان شدن یا کمونیست شدن یا بهائی شدن، ایرانیان پیوند قلبی خود با سرزمین خود را از دست می‌دادند. پس روشن بود که بسیار ساده با دشمن همکاری کنند و کمر به نابودی ایران به‌بندند. هراکلیوس و سپس مسلمانان، با یاری همین ایرانیان ترسا شده و از برای کنار رفتن موبدان و دبیران زرتشتی میهن‌پرست بود که توانستند بر ایرانشهر چیره شوند.<br>اگرچه باید یادآوری کنیم که این همه تنها یکی از بهان‌های مهند این چیرگی است و ما باید:</p>



<p>۱. شمار بیشتر سپاهیان عرب</p>



<p>۲. همکاری ترکان و ارمنیان و رومیان با ایشان</p>



<p>۳. واگذاری مصر و سراسر سوریه به مسلمانان پس از شکست یرموک که گنجینه‌ی پایان‌ناپذیر پول و آذوقه و مرد جنگی را در دسترس محمدیان نهاد</p>



<p>۴. و هم‌چنین طاعون بزرگی که دامن ایرانشهر را گرفت و شمار بزرگی از ایرانیان را کشت نیز در شمار بهان‌ها و چرابودهای مهند فروپاشی تیسپون به شمار آوریم.</p>



<p><br>در پیوند نمونه‌ای می‌آوریم از یاوه‌گوئی‌های یکی از همین پژوهش‌گرنمایان که به تازگی پا به میدان ترک‌تازی نهاده و می‌کوشد با بدگوئی از ایرانیان و بازگوئی دروج‌های همیشگی و نخ‌نمای هم‌کیشان‌اش جائی برای خود در میان ایران‌ستیزان پارسی زبان بازکند.</p>



<p></p>



<p>به تیسپون باز می‌گردیم<br>و به آتش، به آتش بزرگ، به بزرگترین آتش‌ها<br>با ایران در ایران برای ایران<br>کاندید زرتشتی پادشاهی<br>کیخسرو آرش گرگین</p>



<p></p>



<p><strong><em>روز زامیاد ۲۸ فروردین ۸۵۸۲ زرتشتی برابر با ۱۷ آوریل ۲۰۲۳ ترسایی</em></strong></p>



<p></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخ و زمان اشو زرتشت</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/history-of-zarathustra/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Mar 2023 07:19:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخ و فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین و خرد]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=4041</guid>

					<description><![CDATA[Some remarks on the date and age of Asho Zarathustra: 1. &#8220;Without doubt magic arose in Persia with Zoroaster. On this our authorities are agreed, but whether he was the only one of that name, or whether there was also another afterwards, is not clear. Eudoxus, who wished magic to be acknowledged as the noblest [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p dir="ltr">Some remarks on the date and age of Asho Zarathustra:</p>



<p dir="ltr">1. &#8220;Without doubt magic arose in Persia with Zoroaster. On this our authorities are agreed, but whether he was the only one of that name, or whether there was also another afterwards, is not clear. Eudoxus, who wished magic to be acknowledged as the noblest and most useful of the schools of philosophy, declared that this Zoroaster lived six thousand years before Plato&#8217;s death, and Aristotle agrees with him. Hermippus, a most studious writer about every aspect of magic, and an exponent of two million verses composed by Zoroaster, added summaries too to his rolls, and gave Agonaces as the teacher by whom he said that he had been instructed, assigning to the man himself a date five thousand years before the Trojan War. […] I would believe that Orpheus was the first to carry the craft to his near neighbours, and that his superstition grew from medicine, if the whole of Thrace, the home of Orpheus, had not been untainted by magic. The first man, so far as I can discover, to write a still-extant treatise on magic was Osthanes, who accompanied the Persian King Xerxes in his invasion of Greece […] A little before Osthanes, the more careful inquirers place another Zoroaster, a native of Proconnesus. One thing is certain; it was this Osthanes who chiefly roused among the Greek peoples not so much an eager appetite for his science as a sheer mania. […] Certainly Pythagoras, Empedocles, Democritus and Plato went overseas to learn it, going into exile rather than on a journey, taught it openly on their return, and considered it one of their most treasured secrets. Democritus expounded Apollobex the Copt and Dardanus the Phoenician, entering the latter&#8217;s tomb to obtain his works and basing his own on their doctrines. That these were accepted by any human beings and transmitted by memory is the most extraordinary phenomenon in history; so utterly are they lacking in credibility and decency that those who like the other works of Democritus deny that the magical books are his. But it is all to no purpose, for it is certain that Democritus especially instilled into men&#8217;s minds the sweets of magic. Another extraordinary thing is that both these arts, medicine I mean and magic, flourished together, Democritus expounding magic in the same age as Hippocrates expounded medicine, about the time of the Peloponnesian War, which was waged in Greece from the three-hundredth year of our city. There is yet another branch of magic, derived from Moses, Jannes Lotapes, and the Jews, but living many thousand years after Zoroaster. So much more recent is the branch in Cyprus. In the time too of Alexander the +Gujastak, no slight addition was made to the influence of the profession by a second Osthanes, who, honoured by his attendance on Alexander [the Gujastak], travelled certainly without the slightest doubt all over the world.&#8221; (Pliny, Natural History: 30.2)</p>



<p dir="ltr">2. &#8220;The date of the Magians, beginning with Zoroaster the Persian, was 5000 years before the fall of Troy, as given by Hermodorus the Platonist in his work on mathematics; but Xanthus the Lydian reckons 6000 years from Zoroaster to the expedition of Xerxes, and after that event he places a long line of Magians in succession, bearing the names of Ostanas, Astrampsychos, Gobryas, and Pazatas, down to the conquest of Persia by Alexander [the Gujastak].&#8221; (D. L. 1. Prologue)</p>



<p dir="ltr">3. Result:</p>



<p dir="ltr">The lowest estimate is: 8162</p>



<p dir="ltr">The highest estimate is: 8579 </p>



<p dir="ltr">If we take into account a calculation error of about 1 to 2 years, then this corresponds to about 8581, which in turn corresponds to 2581 of Cyrus the Great! </p>



<p dir="ltr">So the time difference between Cyrus the Great and Asho Zartosht is exactly 6000 years!</p>



<p>چند نکته در مورد تاریخ و زمان اشو زرتشت:<br>۱. &#8220;بدون شک جادوی سنت مغان در ایران با زرتشت پدید آمد. با این‌که صاحب‌نظران ما در این مورد اتفاق نظر دارند، اما هنوز معلوم نیست که آیا این نام مختص او بوده است یا کسان دیگری هم با این نام وجود داشته‌اند. اودوکسوس که آرزو داشت سنت مغان به عنوان شریف‌ترین و مفیدترین مکاتب فلسفی شناخته شود، توضیح می‌دهد که زرتشت شش هزار سال قبل از مرگ افلاطون می‌زیسته است و ارسطو نیز با او موافق بوده است. هرمیپوس، به عنوان بلیغ‌ترین نویسنده درباره‌ی سنت مغان و گزیده‌ای از دو میلیون بیت شعر سروده‌ی زرتشت، خود نیز خلاصه‌هایی به این طومار افزود، و آگوناس را به عنوان معلمی معرفی کرد که توسط او آموزش داده شده است، تاریخ پنج هزار سال قبل از جنگ تروا را به وی &#8211; زرتشت &#8211; نسبت داد. […] به نظر من اورفئوس اولین کسی بود که این صنعت را نزد نزدیکانش برد و به واسطه در هم آمیختگی با سنت مغان، علم پزشکی در کل تراکیا شروع به رشد کرد. تا آنجا که من توانستم کشف کنم، اولین کسی که رساله‌ای در مورد سنت مغان نوشت، اوستانس بود که خشایارشا پادشاه ایران را در حمله به یونان همراهی کرد […] کمی قبل از اوستانس، پرسندگان دقیق‌تری زرتشت دیگری را که بومی پروکنسوس بود، مطرح کردند. یک چیز قطعی است؛ این اوستانس بود که عمدتاً در میان مردم یونان اشتیاق به علم را به گونه‌ای دیوانه‌وار برانگیخت. مطمئناً فیثاغورث، امپدوکلس، دموکریتوس و افلاطون برای یادگیری آن به خارج از کشور رفتند، به جای سفر، به تبعید رفتند، در بازگشت آشکارا آن را آموزش دادند و آن را یکی از ارزشمندترین رازهای خود دانستند. دموکریتوس، آپولوبکس قبطی را و داردانوس، فنیقی‌ها را تفسیر کرد و برای به دست آوردن آثار او به واپسین گورستان وارد شد و عقاید خود را بر اساس عقاید آنها بنا کرد. این که این‌ها توسط هر انسانی پذیرفته شده و به اذهان سپرده شده است، شگفت‌انگیزترین پدیده تاریخ است. اما مفهوم همه‌ی این‌ها قطعاً به این دلیل است که دموکریتوس به شیوه‌ی خاصی شیرینی آموزه‌های سنت مغان را به اذهان القا می‌کند. نکته شگفت‌انگیز دیگر این است که هر دو هنر، یعنی پزشکی و آموزه‌های سنت مغان، با هم شکوفا شدند، دموکریتوس سنت مغان را در همان دورانی تفسیر کرد که بقراط پزشکی را، در زمان جنگ پلوپونزی، که در یونان از سال سیصد آغاز شد. شاخه دیگری از سنت مغان وجود دارد که از موسی، یان لوتاپس و یهودیان گرفته شده است، اما آنها هزاران سال پس از زرتشت زندگی می کردند. شاخه‌ی به مراتب جدیدتری در قبرس وجود دارد. در زمان اسکندر گجستک نیز، هیچ تغییری هرچند جزیی توسط اوستانس دوم به این حرفه افزوده نشد، که مفتخر به حضور در محضر اسکندر [گجستک] بود، مطمئناً بدون کوچکترین تردیدی به سراسر جهان سفر کرد.&#8221; (پلینی، تاریخ طبیعی: ۳۰/۲)<br>۲. «تاریخ مغان، که با زرتشت پارسی آغاز می شود، ۵۰۰۰ سال قبل از سقوط تروا بوده است، همانطور که توسط هرمودوروس افلاطونی در کار خود در ریاضیات آورده است به دست داده شده؛ اما زانتوس لیدیایی زمان از زرتشت تا لشکرکشی خشایارشا را ۶۰۰۰ سال محاسبه کرده است و پس از آن واقعه او لیست بلندبالایی از آموختگان مکتب مغان تا زمان فتح ایران توسط اسکندر [گجستک] را به دست می‌دهد که شامل نام‌هایی مانند اوستاناس، آسترامپسیکوس، گوبریاس و پازاتاس می‌شود. (D. L. 1. Prologue)</p>



<p>۳. نتیجه:<br>کمترین برآورد ۸۱۶۲ است<br>بیشترین برآورد ۸۵۷۹ است<br>اگر یک خطای محاسباتی حدود ۱ تا ۲ سال را در نظر بگیریم، این معادل با ۸۵۸۱ است که به نوبه خود مربوط به ۲۵۸۱ کوروش کبیر است!<br>پس اختلاف زمانی کوروش کبیر با اشو زرتشت دقیقا ۶۰۰۰ سال است!</p>



<p></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آئین‌نامه‌ی پیکار و همبستگی ملی برای بازپس‌گیری ایرانشهر</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/%d8%a2%d8%a6%db%8c%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%db%8c-%d9%be%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Mar 2023 05:00:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[جستارهای مهم]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://iranshahrig.com/?p=2647</guid>

					<description><![CDATA[درآمد: ۴۳ سال پس از فتنه ۵۷ و اشغال کشور پادشاهی ایران به دست دو فاشیسم ضد ملی سرخ و سیاه به رهبری خمینی گجستگ و یاران کمونیست‌اش، و با نگرش به موج نوین بیداری ایرانشهری در بازپس‌گیری میهن که از آبان ۹۵ (روز کورش بزرگ در پاسارگاد) با دو شعار محوری &#8220;ما آریائی هستیم/عرب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p></p>



<p class="has-medium-font-size">درآمد:</p>



<p class="has-medium-font-size">۴۳ سال پس از فتنه ۵۷ و اشغال کشور پادشاهی ایران به دست دو فاشیسم ضد ملی سرخ و سیاه به رهبری خمینی گجستگ و یاران کمونیست‌اش، و با نگرش به موج نوین بیداری ایرانشهری در بازپس‌گیری میهن که از آبان ۹۵ (روز کورش بزرگ در پاسارگاد) با دو شعار محوری &#8220;ما آریائی هستیم/عرب نه‌می‌پرستیم&#8221; و &#8220;ایران وطن ماست/کورش پدر ماست&#8221; آغاز شد و با سه شعار محوری &#8220;رضا شاه روح‌ات شاد&#8221;، &#8220;هم اسلام هم قرآن هر دو فدای ایران&#8221;، &#8220;کشور که شاه نه‌داره/حساب‌کتاب نه‌داره&#8221;، از دی ۹۶ و آبان ۹۸ گذر کرد، تا سپس در شهریور ۱۴۰۱ و پس از کشته شدن دختر ایران، مهسا (ژینا) امینی، با دو شعار محوری &#8220;از زاهدان/کردستان تا تهران جان‌ام فدای ایران&#8221; و &#8220;می‌جنگیم می‌میریم/ایران را پس‌می‌گیریم&#8221; به اوجی بی‌پیشینه رسد و تا امروز روان باشد، متن دوازده ماده‌ای و پیشنهادی زیر به پیشگاه ملت بزرگ و سپند ایران پیشکش می‌شود:</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۱: حکومت جمهوری اسلامی از آغاز پدید آمدن‌اش، در نگر و در کنش، حکومتی اشغال‌گر و ضد ملی بوده است، ایران را، بر پایه‌ی فتوای خمینی گجستگ، غنیمتی جنگی شمرده و چنان غنیمتی جنگی نیز با آن رفتار کرده، و چیون، چه در حقیقت وجودی‌اش و چه در نمود حقوقی خود، از سوی ملت ایران باطل شناخته ‌شده، به حکم تاریخ، وجدان، و خرد، باید برانداخته شود.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۲: قانون رسمی و بر حق کشور پادشاهی ایران، قانون وقت نظام پیشین است، در همان هیأت که بی‌میانجی پیش از خروج ناخواسته و توطئه‌آمیز شاهنشاه آریامهر و فلج کردن آرتش شاهنشاهی و دستگاه امنیتی کشور گزارده می‌شد. هر گونه دگرگونی در قانون (برای نمونه: حذف شرط شرع اسلامی از پیکره‌ی قانون یا برگزینی دودمانی نوین بر تخت پادشاهی)، پس از سرنگونی نظام اشغال‌گر اسلامی و به رأی مردم ایران و با ابزار حقوقی پیش‌بینی شده در خود قانون، از جمله همه‌پرسی، صورت خواهد گرفت.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۳: ملت یگانه‌ی ایران، &#8211; برآمده از تیره‌های پُر شمارِ قوم یگانه‌ی آریا، از کُرد و لُر و بلوچ و پشتو و سکائی و پارت و ارمن و تالش و آذری و و گیل و مازنی و دیگرها-، از دوران اوستائی تا امروز، ملتی تاریخی، یک‌پارچه، و کاهش‌ناپذیر به یگان‌های خُرده‌ملی و نوساخته است.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۴: درفش ملی ایران، درفش سه رنگ شیر و خورشید تاج‌نشان، و درفش تمدنی ایران، درفش کاویانی است.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۵: یک‌پارچگی سرزمینی ایران پادشاهی خدشه‌ناپذیر است. پیوستن سرزمین‌های به زور و نیرنگ جدا شده از کشور پادشاهی ایران طی دوران قاجار و پهلوی، به شرط پذیرش دولت وقت آینده و نمایندگان مردم، پذیرفته خواهد شد.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۶: زبان میانجی، زبان ملی و زبان تمدنی ایران، از پارسی اوستائی تا پارسی مادی و پارسی هخامنشی، از پارسی اشکانی و پارسی ساسانی، تا امروز، هماره زبان پارسی بوده و دگرگون‌ناپذیر است.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۷: نام حقوقی سامانه‌ی سیاسی تاریخی ایرانشهر، استوار بر حکمت خسروانی و فلسفه‌ی سیاسی و فلسفه‌ی حقوقی ایرانشهری، «شهریاری نیک» (پارسی اوستائی: «وهوخشثره»، پارسی اشکانی و ساسانی: «نیکخدائی/هوخدائی»، پارسی دری: «فرمانروائی نیک»، فرنگی: «آگاتوکراسی») است که استوار بر «سود هنباز و نیکی همگانی انسان و طبیعت» بوده و دگرگون‌ناپذیر است.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۸: همه‌ی ایرانیان، زن یا مرد، از هر تیره و با هر گویش و هر دین و باور فردی، چه مینوئیگ یا گیتیگ، شهروند ایران به شمار رفته و در برابر قانون برابرند.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۹: ملت ایران از همه‌ی جهان می‌خواهد تا در رسیستانس تمدنی‌اش برای سرنگونی نظام غیر قانونی و اشغال‌گر اسلامی و بازپس‌گیری میهن به یغما رفته‌اش، در کنار او به‌ایستد و در این کوشش اهورائی خود، هر گونه یاری سیاسی و مالی و امنیتی را که به سود خود به‌داند پذیرا خواهد بود.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۱۰: همه‌ی نیروهای سپاهی و لشگری وقت، از سپاه تا آرتش، آن‌چنان که همه‌ی دیگر کارمندان کشوری و دولتی، از روزن حقوقی، تا روز بازپس‌گیری ایران، نیروهای اشغال‌گر به شمار رفته، لیک از روزن حقیقی فرزندان ایرانزمین دانسته شده و خویشکاری آنان، در پیدا و نهان، پیکار با ضحاک شیعه و ایستادن در کنار ملت می‌باشد. با وابستگان و هموندان همه‌ی این نیروها پس از بازپس‌گیری میهن بر پایه‌ی: الف) «قانون» ب) «مهر و داد شاهانه»، رفتار خواهد شد.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۱۱: پس از سرنگونی اشغال‌گران، که نیازمند عزمی ملی و رویکرد پیکاری هیبریدی بوده و جزئیات آن در متن‌های پیوست خواهد آمد، انجمن‌های حقیقت‌یاب دولتی و مردم‌بنیاد به بررسی همه‌ی روی‌دادهای مهند ملی، به ویژه چگونگی شکل‌گیری فتنه 57 و جنایت‌های نظام اشغال‌گر اسلامی و وابستگان‌اش خواهند پرداخت.</p>



<p class="has-medium-font-size">بُنِشت ۱۲: بیرون آمدن از، یا پیوستن به پیمان‌نامه‌های جهانی، از پیمان‌نامه‌ی حقوق بشر تا حقوق جانوران، از حقوق کودکان و دگرجنس‌باش‌ها و کارگران تا پیمان‌نامه‌های آب و هوائی، یا هر پیمان‌نامه‌ی دیگر، تنها پس از بازپس‌گیری میهن و با رأی مردم و بر پایه‌ی قانون و از سوی دولت وقت آینده انجام خواهد گرفت.</p>


<div class="wp-block-post-date"><time datetime="2023-03-13T05:00:00+03:30">مارس 13, 2023</time></div>]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مغان زرتشتی، ۵۰۰۰ سال پیش در چین</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/mags_in_china/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Jul 2020 05:35:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخ و فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین و خرد]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<category><![CDATA[اهورامزدا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانشهر]]></category>
		<category><![CDATA[بازیابی ایرانشهری]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=3961</guid>

					<description><![CDATA[با نام اورمزد، بغ بزرگ، بزرگترین بغانو با نام مهر و اناهیت و اپام نبات برای ایرانیان، تا در این روزهای تاریک و انباشته از دغا و بی آزرمی، امید و استوانی و بستاخی خویش از دست نه‌دهند. تا به‌دانند، که ایشان مردمانی‌اند کهن، که مردمانی‌اند زیبا، که مردمانی‌اند بزرگ و اهورائی، که مردمانی‌اند نیک، [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p></p>



<p class="has-text-align-center">با نام اورمزد، بغ بزرگ، بزرگترین بغان<br>و با نام مهر و اناهیت و اپام نبات</p>



<p class="has-text-align-center"><em><strong>برای ایرانیان، تا در این روزهای تاریک و انباشته از دغا و بی آزرمی، امید و استوانی و بستاخی خویش از دست نه‌دهند. تا به‌دانند، که ایشان مردمانی‌اند کهن، که مردمانی‌اند زیبا، که مردمانی‌اند بزرگ و اهورائی، که مردمانی‌اند نیک، نیک‌تر نیکان. و خواهند ماند</strong></em></p>



<p></p>



<hr class="wp-block-separator has-alpha-channel-opacity"/>



<p></p>



<p>امروز که اشغالگران کمونیست و مسلمان بر آن شده‌اند تا پس از برجامچای و کاسپینچای، نرمش قهرمانانه‌ی دیگری انجام دهند و کارنامه‌ی خود را به یک پکنچای نیز آذین کنند، بد نیست نگاهی کوتاه داشتن به پیشینه‌ی ایرانشهریان در چین، و این همه، اندی هزار سال پیش از آن که کشوری به نام چین در میان بوده باشد. و نیز خوب است تا چینی‌ها نیز بخوانند این‌ها را و فراموش نه‌کنند: جمهوری گوادالوپی اسلامی خواهد رفت، بسی زود، پس ایدر اگر خواستار پیمان پایدار با آریائیان هستند، نیک آن است کو میانه روی پیشه کنند و فزون خواهی و ارزان خری کنار نهند.</p>



<p class="has-text-align-right">گفتنی آن‌که آورده‌های زیر، کو چیون هماره به رایگان در برابر دیدگان همگان نهاده می‌شوند، &#8211; چه، ما خود را نسکی باز و سر نابسته می‌انگاریم برای ایرانیان-، همه از این‌جا و آن‌جای نبیگ ما، «ابر خرد و کام ایرانشهر» برون کشیده شده‌اند.<br>*<br>در عکس سیاه و سپید، که آذینی است یافته شده در یک کاخ اندر چین (۸۵۰-۱۵۰ پیشاکوروش)، چهره‌ی یک موبد پارسی را می‌بینیم و نماد خونیرث را، که برخی نیز سواستیکا نامند اش، لیک نزد ایرانیان خونیرث خوانده آید، به چم ارابه، رثه، ره، ایا چرخه‌ی خورشید. یکی از کاربردهای این نشان ایا دخشگ، نشاختن چهار آوام باشد: بهار و تابستان و پائیز و زمستان. و هم نیز نشاختن چهار آلک ایا رون: اپاختر، که به رنگ سیاه شناخته می‌شود، نیمروز، که به رنگ سرخ، اوشستر، که به رنگ زرد، و دوشستر، که به رنگ سپید. از همین رو ایرانیان چهار دریای سرزمینی خویش را با چهار رنگ نشانه گذاری کردند: دریای سیاه، دریای سرخ، دریای زرد، و دریای سپید که همان مدیترانه است.<br>ما کوزه‌ای سفالی نیز داریم که در آن نیز چهره‌ی یک مغ را داریم و نماد خونیرث. مایکل تورک ابر این کوزه می‌نویسد:</p>



<p class="has-text-align-left" dir="ltr">“The magician ☩ (wu) character, originally “a capped cross,” was later changed to — 巫 (wu) — work and humans, interpreted by some scholars as dancing witches; however, a recently discovered artifact marked with the cross puts a face on a magician. ”(Michael Turk, Magician’s Map, in: Sino-Platonic Papers, 218, December, 2011, p. 8)</p>



<p class="has-text-align-right">و سپس با پرداختن به کوزه‌های مردمان بیگانه‌ای که؛ یافت شده است، و نیز بررسی چهره نگاری ایشان، و هم نیز چهره‌ی موبد پارسی با نماد خونیرث ایا گردونه‌ی خورشید در فرتور بالا که چیون که واختیم از آذین یک کاخ چینی پیدا آمده است، چیون فرازمی می‌گوید:</p>



<p class="has-text-align-left" dir="ltr">“Recent archeological finds shed light on the question — when were foreigners in China? A mummified body fully clothed with a rust-colored, two-piece tailored suit, deerskin boots and bright red, yellow and blue striped felt leggings, on a bearded man about fifty years old, who stood six foot, six inches, in life, was buried with his saddle around three thousand years ago. An ornament in the shape of a head with a Persian face, marked on its top with a capped cross made of local material, was found in the ruins of an ancient Chinese palace. This artifact is one of several heads with foreign features found in palaces dating from 1400 to 700 BCE; but the question remains —, were Caucasians present in the palace?<br>The question is discussed by Victor Mair in his article “Old Sinitic *Myag, Old Persian Maguš and English Magician.<br>Recent archeological finds shed light on the question — when were foreigners in China? A mummified body fully clothed with a rust-colored, two-piece tailored suit, deerskin boots, and bright red, yellow and blue striped felt leggings, on a bearded man about fifty years old, who stood six-foot, six inches, in life, was buried with his saddle around three thousand years ago. An ornament in the shape of a head with a Persian face, marked on its top with a capped cross made of local material, was found in the ruins of an ancient Chinese palace. This artifact is one of several heads with foreign features found in palaces dating from 1400 to 700 BCE, but the question remains — were Caucasians present in the palace? The question is discussed by Victor Mair in his article “Old Sinitic *Myag, Old Persian Maguš, and English Magician.” Here is a magical correlation: painted on his temple is a bright yellow sun spouting short and long rays; the Sanskrit word for magician is maga, “priest of the sun.” Other mummies buried between 2000 BCE and 400 BCE have uniquely Caucasian features: blue-eyed, redheaded, or blond. For over a thousand years; there were Caucasians buried in the Tarim Basin, a high desert north of Tibet and west of the Shang and Zhou dynasties.26 Certainly some cross-cultural contact occurred, and someone carved the Caucasian features on an ornament and marked it wu. Of all the magicians mentioned in ancient Chinese texts during the time the Caucasians buried their dead northwest of the Shang and Zhou dynasties, only the fangshi served in government. That is why we know about fangshi theories and practices. Since antiquity, fangshi (方士) magicians have used sifang (四方) correlative cosmology to make maps and diagrams of heaven and earth. In my deconstruction of the symbols on the sifang jar, I hypothesize the four-panel jar is evidence the Neolithic Chinese mapped the lands and rivers around them on the jar, signifying knowledge of the Yellow River’s course. The jar’s map divides the earth into five lands — four territories around a middle land — mapping the flow of the Yellow River from the high mountains in the West to the fertile plain in the East.” (ibid, 8-9)</p>



<p>ما امروز می‌دانیم که مغ (wu) وام واژه‌ای ایرانی است در چین، در میان شمن‌ها ایا شامان‌ها، و در میان مغان چینی کو آئین زرتشتی داشتند. ویکتور مایر مردی است کو در این پهنه سخن‌ها برای گفتن دارد. پس از او می‌آوریم:</p>



<p dir="ltr">“The recent discovery at an early Chou site of two figurines with unmistakably Caucasoid or Europoid feature is startling prima facie evidence of East-West interaction during the first half of the first millennium Before the Current Era. It is especially interesting that one of the figurines bears on the top of his head the clearly incised graph ☩ which identifies him as a wu (&lt; *myag).” (Victor H. Mair, Old Sinitic *Myag, Old Persian Maguš and English Magician, in: Early China 15, 1990, (pp. 27–47), p. 27; Cf. also: Rick Osmon, The Graves of the Golden Bear, Ancient Fortresses and Monuments of the Ohio Valley, 2011, p. 153.)</p>



<p>مایر در پانوشت همین گزارشن انگیزه‌ی خود ابر نوشتن فروردگ خویش را به پژوهشن‌های جائو تسونگ بازبُرد می‌دهد و نگره‌ی او ابر اندرآمدن هنر نویسندگی از ایرانشهر به چین، به میانجی جاده‌ی ابریشم:</p>



<p dir="ltr">“The original inspiration for this article was a manuscript by Jao Tsung-I entitled; “New Light on wu.” A revised version of Professor Jaoˈs paper will appear in the next issue of Early China. It will treat in more detail many of the larger paleographic and religio-cultural issues concerning wu that are only touched upon in the present work, the primary purpose of which is to discuss the philological and linguistic implications of the Old Sinitic reconstruction of wu. In the meantime, Professor Jao has published a brief but important article on the West Asian connections of ☩ in which he suggests the possibility that such symbols may have influenced the origins of writing in China. See this …<br>[The Question of ʿThe Origins of Writing Brought about by the Silk Roadʾ]” (ibid)</p>



<p>و هم نیز فراموش نه‌کنیم مایکل پوئت را، هنگامی که به زند و نگیزشن نگره‌های دُدس (Dodds) ابر گسترشن شامانگی نزد یونانیان به میانجی ایرانیان سکائی می‌پردازد، به پژوهشن بنیادین مایر نیز بازبُرد همی‌دهد و می‌نویسد:</p>



<p dir="ltr">“Dodds argues that this shamanistic culture entered Greece in the seventh century from Scythia and Thrace (pp. 140, 142) and was picked up by figures such as Pythagoras and Empedocles: “These men diffused the belief in a detachable soul of self, which by suitable techniques can be withdrawn from the body even during life, a self which is older than the body and will outlast it” (pp. 146-47). In short, the diffusion of shamanistic culture to Greece led to the emergence of a true dualism of body and soul-, a dualism that had never existed before in early Greece […] Dodds goes on to detail how this notion of an occult self of divine origin was later appropriated by Plato (pp. 207-35) […] I would like to stress the implications of Dodds’s theory for the shamanism hypothesis made for China […] Victor Mair has argued, based on linguistic and archeological evidence, that the wu, the Chinese term usually translated as “shaman” in reference to early China, might in fact have been Iranian magi who entered China during the Bronze Age. And, of course, the Scythians, whom Dodds sees as having become so influential in Greece, were Iranians. This line of reasoning implies that both China and Greece received a similar diffusion of ideas and techniques from the; same Iranian source.” (Michael J. Puett, To Become a God: Cosmology, Sacrifice, and Self-divinization in Early China, Harvard University Press, Cambridge, 2002, pp. 83-85. )</p>



<p>سپس با گفتاوردی از مایر، آن‌چه را که تا به امروز، با برگردان نادرست و اَ-کارشناسانه‌ی wu به شامان، زیر هنگرفت شامانگی دژنگیزی می‌کردند، به مغان کهن چین بازیابی می‌کند که چیون که در بالا آورده شد، در آوام برنج، ای میان ۳۰۰۰-۵۰۰ پیش از کوروش (۳۵۰۰-۱۰۰۰ B.C)، از ایرانشهر به چین ایورز کرده بودند. آن‌چه که می‌آید، به میانجی پوئت، و از مایر است:</p>



<p dir="ltr">“It has been customary for students of Chinese civilization to translate *myag [i.e., wu] as “shaman”, but this is wrong on several counts. In the first place, the shaman was the leading representative of a specific type of religious system practiced by Siberian and Ural-Altaic peoples. Perhaps the most characteristic feature of this tradition was the shaman’s ecstatic trance-flight to heaven during initiation and other rituals. The shamans also served the community as a whole by retrieving the errant souls of sick people and escorting the spirits of the dead to the other world.<br>This is in contrast to the *myag who where closely associated with the courts of various rulers and who were primarily responsible for divination, astrology, prayer, and healing with medicines.” (Mair, “Old Sinitic *Myag,” p. 35, cited from Puett, p. 86)</p>



<p>و نیز یادآوری می‌کنیم برخاستن واژه‌ی دائو را از واژه‌ی اوستائی دذوه، که می‌دانیم یکی از شناسه‌های اهورامزدا می‌باشد:</p>



<p dir="ltr">“…the Chinese name for the highest of all heavens was Ta-lo. The ancient Zoroastrians believed in four heavens, the highest of which in Old Iranian (Avestic) is called Garō-dmāna or Garō-nmāna and in the Middle Iranian Garō-dmān, which means ʿhouse of praiseʾ.  The Avestic word for the monotheistic God of Zoroastrianism (Ahura Mazdā) is Dadhva . Is this the origin of Chang Lingʾs use of …dʾȃu?”<br>(Liu Ts&#8217;un-Yan, Traces of Zoroastrian and Manichaean Activities in Pre-T’ang China, in: Selected Papers from the Hall of Harmonious Wind, Leiden Brill, 1976, p. 30, fn.29)</p>



<p> و نیز:</p>



<p dir="ltr">“The first great translations of Buddhist texts (2nd-3rd centuries A.D.), beginning with An Shih-kao, were Sogdian, Ta Yüeh-chih, Persian. Very few were Indian. So certain Buddhist theories, such as those related to Amitabha, the god of Infinite Light, and his Western Paradise, were strongly impregnated with Iranian thought. It is known also that a whole Buddhist literature was elaborated amongst the Iranian populations of Chinese Turkestan. This helps to explain certain Chinese terms which appear to be transcriptions of technical terms and proper names of Buddhism, which came by way of Iranized forms.” (ibid)</p>



<p></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تأسیس پلورالیسم درون-آریایی و زدودن آمیختگی فرهنگیِ آریایی-ابراهیمیِ موجود</title>
		<link>https://iranshahrig.com/pr-articles/aryan_pluralism/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[کیخسرو آرش گرگین]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Jul 2018 05:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نوشتارها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://iranshahrig.com/?p=4044</guid>

					<description><![CDATA[(و در لزوم این که چرا ایران اهورائی را برای‌شان باید به یک خاک بی‌ارزش بدل کرد) ما در ایران آینده، که آینده‌ای مبتنی بر پلورالیسم درون آریایی خواهد بود، نیاز به یک انضباط روحی و بهداشت فرهنگی داریم. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم بربریت، توحش، زن‌ستیزی، ایران‌ستیزی، و در کل، جهل مقدس ابراهیمی، نقاب حقوق [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p></p>



<p class="has-text-align-center">(و در لزوم این که چرا ایران اهورائی را برای‌شان باید به یک خاک بی‌ارزش بدل کرد)<br></p>



<hr class="wp-block-separator aligncenter has-alpha-channel-opacity is-style-wide"/>



<p><br>ما در ایران آینده، که آینده‌ای مبتنی بر پلورالیسم درون آریایی خواهد بود، نیاز به یک انضباط روحی و بهداشت فرهنگی داریم. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم بربریت، توحش، زن‌ستیزی، ایران‌ستیزی، و در کل، جهل مقدس ابراهیمی، نقاب حقوق بشر و آزادی عقیده و ایمان بر خود زند و باری دیگر چون خوره، روح و جسم ما را از درون بجود. از همین رو، قدغن شدن نام‌ها و نمادهای تازشگران تمدنی از مهم‌ترین کنش‌های ایرانشهری در راستای تأویل تمدنی به شمار می‌رود. نام‌هایی چون: اسکندر، عیسی، چنگیز، موسی، داوود، هولاکو، محمد، عمر، حسین، علی، سكينه، فاطمه، زهرا، حسن، عبداللّه، رضا، تموچین، و در کل همه‌ی نام‌های در پیوند با کیش‌های ابراهیمی و دیگر بیابانیان. آن چه مردمان در دل خویش یا خانه‌ی خویش می ستایند، از روزن ایرانشهری، امر خودشان است، لیک کیش‌های ابراهیمی، برای ما دین در چم ایرانشهری به‌شمار نمی‌روند که بخواهیم به ایشان آزادی گسترش و تبلیغ در سطح اجتماع و در حوزه‌ی عمومی دهیم، چرا که ما آن ها را، مستند به تجربه‌ی خونبار تاریخی و مستند بر وارسیِ علمی مبانی مفهومی‌شان، خشم‌ها و دروغ‌هایی قدسی شده می‌دانیم که به نیرنگ، جامه‌ی ایمان و دین بر تن خویش کرده‌اند. کنیسه‌ها و کلیساها و مسجدها، از روزن تیسپون که به جهان بنگریم، کهن ترین خانه‌های تیمی اهرمن‌اند. در تمامی گسست‌های بزرگ تمدنی ما، از گسست الکسندر تا گسست قادسیه و از گسست تورکیِ مغولان تا گسست پسامدرنیستی #فتنه ۵۷، ایدئولوژی‌ها و کیش‌های ابراهیمی نقشی بنیادین بازی کرده‌اند و بی ایفای این نقش، هیچ یک از گسست‌های یاد شده هرگز رخ نمی‌داد. لاجرم، ما نمی‌توانیم پروانه دهیم که نمادها و نام‌های دستگاه‌های یاد شده، در یک ایرانِ بازگشته به مدار تیسپون، دوام یافته و زیر لوای آزادی عقیده و ایمان، حاشیه‌ی امن حقوقی یابند. این سکولاریسم نیست، عرفی کردن جهل قدسی و از این گذر، یک جنایت تمدنی است. خیر! ایشان قدغن خواهند بود! هر تمدنی نیاز به بهداشت فرهنگی و پاسبانی مستمر از تن و روان خویش دارد. این چیون، به نام آزادی، نمی‌توان دروغ و خشم را به جامعه تزریق کرد. ما نخواهیم گذاشت. آن آزادی که کسان خواهان آن هستند، تنها در جنگل یافت می‌شود؛ در جامعه‌ی متمدن به‌سامان نه. از ایشان هستند بزرگانی که به کرات گفته و می گویند، ایران بدون اسلام یک خاک بی ارزش است.<br>بی گمان باشند، ما خاک اهورائی ایران را برای‌شان بی‌ارزش خواهیم کرد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
