نوری زاده‌ی مسلمان و حمله‌ی روشنفکرانه-ایرانشناسانه به پادشاهان آریائی

به نام آناهیتا، مادر آب‌های ایران تشنه لب

نوری زاده می گوید پادشاهان ما سردیس یا سارد را آتش زده اند! خیر چنین نیست، پادشاهان ما جایی را آتش نزدند. نخست آن که لیدیه از دیرباز نشیمنگاه ایرانیان بود و خاندان مرمریدها خاندانی ایرانی بودند. کروئسوس خود از خویشاوندان کوروش بزرگ بود. این‌ها را ایرانیان نمی دانند، از آن رو که ایران‌شناسی، تاریخ ایران را ربوده است. با کروئسوس با احترام رفتار شد و حتا پس از مرگ کوروش بزرگ در سپاه کامبوخت یا به قول این مردک مسلمان، کمبوجیه، به موذریا یا همان مصر رفت. در آن جا نیز کامبوخت سر گاو آپیس را نبرید، این یاوه‌های دمکرات‌های آتنی امروز دیگر ثابت شده اند که چیزی جز همان یاوه نبودند. لشکرکشی به آتن نیز به دو علت بزرگ رخ داد: ۱٫ در پاسخ به آتش سوزی ای که در سارد یا سردیس راه اندختند و بسیاری از شهروندان ایرانی را کشتند و پرستشگاه‌ها را آتش زدند، ۲٫ به علت اسرار پی در پی خود یونانیان به خشایارشا، تا ایشان را از زیر یوغ بندگی آتنی‌های دمکرات نجات دهد. خود هرودوتوس و دیگر ماهروزنگاران کهن متذکر می شوند که پسر داریوش علاقه ای برای رفتن به آن سوی هلسپوینت نداشت. این گروه گروه فرستادگان یونانی بودند که از ایرانیان خواستند داد پارسی را به آن سوی هلسپوینت نیز گسترش دهند. ایشان حتا پیشگو نیز آوردند تا شاه را راضی کنند. و حتا بخش مهمی از هزینه‌ی لشگر کشی را نیز پذیرفتند. در مورد نادر نیز یاوه و دروغ می گوید این مرد مسلمان. نادر نیز علاقه ای به رفتن به هند نداشت، این شاه نا به خرد هند بود که یاغیان به ایرانزمین را پناه داد و از پس فرستادن ایشان سر باز زد. مزخرفات مسلمان‌ها و فراماسون‌های جهودپناه بی مرز است و بی شک به چیزی شان نتوان گرفت. این چند خط نیز برای روشن اذهان جوانان بود.

———–

پ. ن. : حمله به آتن، تاوان آتش زدن سارد توسط یونیان:

Xerxes: “First they (i.e. The Athenians) came to Sardis … and burnt the groves and the temples…” (Hdt. 7.8B.3)

خشایارشا: “ابتدا آن‌ها (آتنی‌ها) به سارد آمدند… و باغ‌ها و معابد را آتش زدند…” (Hdt. 7.8B.3)

Xerxes: “Men of Persia, I am not bringing in and establishing a new custom, but following one that I have inherited… and my considerations persuade me that we … would also gain vengeance and requital.” (Hdt. 7.8A.1-2)

خشایارشا: “ای مردان پارسی، من بنیانگذار رسمی نو و بدعتی نوین نیستم، لیک از کسی پیروی می کنم که میراثدار او هستم… و ملاحظات مرا بر آن می دارد که ما… در پی تاوان و کین‌خواهی برآییم.” (Hdt. 7.8A.1-2)