کیخسرو آرش گرگین [بنیان گذار مکتب بازیابی ایرانشهری] / نریوسنگ گشتاسپ

کیخسرو آرش گرگین (زاده ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۷ یزدگردی / ۱۳۴۶ ه.ش / ۱۹۶۷ م در تهران) فیلسوف، ادیب و سیاستمدار ایرانی است.
او در خانواده ای فرهنگی چشم به جهان گشود، تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند. در سال ۱۳۶۵ ه.ش (۱۹۸۶ میلادی) جهت تحصیل در رشته فلسفه و زبان های باستانی رهسپار آلمان شد.

در سال ۱۳۸۷ طی گفتارهایی که در رادیو همبوم ضبط گردید به تبیین مبانی حکمت مغان و اندیشه ایرانشهری پرداخت.

همزمان در همان سال، با همراهی همازوران، برگه زرتشت را در فضای مجازی پایه گذاری کرد، ایشان خود در توصیف اهداف این برگه چنین می گوید:
“هدف برگه ی زرتشت گسترش دین بهی به سراسر جهان و برپایی نظمی نوین و جهانی تهی از ستم و درویشی و جنگ، و در نهایت، آشتی دادن انسان با طبیعت است که در سنت ایرانشهری بدان نیک خدائی، یعنی فرمان روائی امر نیک گفته می شود و شهریارانی چون جمشید، کوروش بزرگ، داریوش بزرگ، اردشیر بابکان، شاهپور ذوالاکتاف، و انوشیروان دادگر از نامداراترین نمونه های آن به شمار می روند؛ این برگه جایی ست برای هم اندیشی همه ی زرتشتیان و همه آنان که خواستار بازگشت به دین بهی هستند”؛
این برگه اکنون بزرگترین برگه زرتشتیان جهان است.

در فاصله سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹ به مدت ۳ سال به عنوان رایزن سیاسی – فرهنگی رضا پهلوی مشغول به فعالیت بود. او در طی این مدت تلاشهای زیادی برای تبیین و انتقال اندیشه های ناب ایرانشهری و لزوم بازگشت به زرتشت (در تمامی ابعاد فرهنگی – دینی – اندیشه گری) به عنوان تنها آلترناتیو شایسته و نجات بخش برای آینده ایرانشهر به رضا پهلوی انجام داد، که در تمامی این تلاشها ناکام ماند.

او پس از آن موضوع عبور از پهلوی و بر کشیدن نظام نیکخدایی (شهریاری نیک) را مطرح ساخت که با هجمه دلباختگان شاهنشاهی پهلوی روبرو شد.

وی بنیان گذار مکتب بازیابی ایرانشهری است که در تلاش برای بازسازی فرهنگی، دینی، سیاسی، اقتصادی و جغرافیائی ایرانشهر یکپارچه است.

اعضای انجمن بازیابی ایرانشهری، در سال ۱۳۹۴ ذیل راهبری ایشان، برگه ای به زبانهای اروپایی جهت گستراندن اندیشه های بازیابی در سرتاسر جهان در فضای مجازی تشکیل دادند. در همان سال تارنمای بازیابی ایرانشهری به همازوری بازیابانِ انجمن، جهت گستراندن اندیشه های راهبر بازیابی، آغاز به کار کرد.

وی همچنین تبیین کننده مفهوم ماتریکسِ اسکندریسم ابراهیمی، به عنوان دامِ هزاره ها و به تباهی برنده انسان و طبیعت می باشد.

ایشان هم اکنون رد و راهبر انجمن بازیابی ایرانشهری می باشد.

از آثار ادبی ایشان می توان به نسکِ “آبزوردستان” اشاره کرد که داستانی بلند است؛ کیخسرو آرش گرگین، خود درباره این اثر چنین می گوید:

اولین رمانی که چاپ کردم نام اش «آبزوردستان» بود؛ میانه ی دهه ی نود قرن پیش؛ روایتی است از زوج نخستین استوره های آریائی، مشی و مشیانه، که به شهاب و مهتاب فرودیسیده اند، زوجی ایرانی که از درون تبعید به روایت هستی زخم شده ی خود و ایرانزمین می نگرند و سرانجام، به قتل و تکه تکه کردن پیکر هم دیگر می رسند؛ امروز فکر می کنم هزار سالی از آبزوردستان رد شده ایم و ریواسی که مشی و مشیانه از درون اش برون روئیدند به کلی سترون شده است و صرفا فقط دیو از درون خود تولید می کند.
از همه چیز عبور کرده ایم، از همه چیز، و در جهانی می زئیم که آرزوها عین کابوس های اند و کابوس ها، عینیت یافتگی آرزوها؛ چه بگویم؟

اثر ایشان با عنوان “ابرخرد و کام ایرانشهر” ؛ در مبانی یزدان شناسی و فلسفه ی سیاسی ایرانشهری به زودی به چاپ رسیده و در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.